شناسهٔ خبر: 78406191 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

تجدد ايراني از منظر مادرگرايي

محسن آزموده

صاحب‌خبر -

معمولا وقتي از تجدد و نوسازي و فرآيندهاي آن در ايران صحبت به ميان مي‌آيد، ذهن مخاطب به سمت سياست‌هاي كلان و تحولات سياسي و تصميم و سياست‌هاي اقتصادي معطوف مي‌شود و كمتر كسي متوجه دگرگوني‌هايي است كه در متن زندگي روزمره، حيات شهروندان را متاثر مي‌سازد. اما فيروزه كاشاني ثابت در كتاب خواندني و مهم «زايش شهروندان» كه به تازگي با ترجمه سميه طباطبايي به همت نشر بيدگل منتشر شده، چشم‌انداز متفاوتي را انتخاب كرده است. اين پژوهشگر نام‌آشناي ايراني-امريكايي كه پيش‌تر كتاب «افسانه‌هاي مرزي (1964- 1804) » از او به فارسي ترجمه شده بود، در اين كتاب در روايت تجدد ايراني چشم نگرش مادرگرايي را برگزيده است. اين منظر تازه را در عنوان فرعي كتاب يعني «زنان و سياست‌هاي مادري در ايران» مي‌توان شناخت. 

كاشاني ثابت چنان كه خود نوشته، در اين كتاب بر بحث سلامت زنان و سياست‌هاي باروري در صد و اندي سال اخير در ايران متمركز شده و روش‌هايي را تحليل و بررسي كرده. كنشگران سياسي و اجتماعي در حوزه زنان در تحقيق و كنشگري، مسائلي چون حجاب زنان، جنسيت، حق راي، اشتغال و تحصيل  را پيش گرفته‌اند. مفهوم «مادر» مفهوم كليدي و اساسي اين كتاب است و نويسنده مي‌كوشد حول اين مفهوم به اين پرسش‌ها پاسخ دهد: «چرا مادران اهميت داشتند؟ چگونه مفهوم مادر بودن و زايش با زنانگي ميهن‌پرستانه گره خورد؟ تصوير مادر آرماني چه باري بر دوش زنان معمولي گذاشت؟ چگونه سياست‌هاي مادرگرايانه محدوديت‌هاي تازه‌اي بر زندگي زنان تحميل كرد؟» نويسنده در پي پاسخ به اين پرسش‌ها، مفهوم «مادرگرايي» (maternalism) را معرفي و آن را چنين تعريف مي‌كند: «مادرگرايي ايدئولوژي‌اي است كه مادري، مراقبت از كودك و آسايش و سلامت مادران را نه فقط در چارچوب خانواده، بلكه در راستاي دغدغه‌هاي ملي‌گرايانه ترويج مي‌كرد. مادرگرايان خاستگاه‌هاي متفاوتي داشتند و پزشكان، بهورزان، آموزگاران، روزنامه‌نگاران، فمينيست‌ها و سياستگذاران در اين گروه تعريف مي‌شدند.» به نظر او «در ايران نيز مادرگرايي از يك‌سو خانه‌داري را مي‌ستود و ازسوي ديگر با تاسيس مدارس و ترويج برخي مشاغل بديع پيوندهايي تازه ميان زنان و دولت پديد آورد. اهداف مادرگرايانه به پيدايش نهادهاي خيريه، آموزشي و بهداشتي انجاميد كه رفاه و آسايش عمومي شهروندان را بهبود بخشيد. زنان از گفتمان مادرگرايانه بهره بردند و با دستيابي به فرصت‌هاي تازه در عرصه كار و تبديل شدن به عناصري ضروري براي ملت، جايگاه جديدي يافتند.»
با اين تعريف، فيروزه كاشاني ثابت ميان مادرگرايي و فمينيسم تفاوت گذاشته و در اثر حاضر كوشيده ردپاي مادرگرايي در صد سال گذشته در ايران را نشان بدهد. كتاب با اين رويكرد، از 3 بخش و 10فصل تشكيل شده است. در بخش نخست، با عنوان بهداشت و شهروندي، به تغيير نگرش ايرانيان به مفهوم و مصداق علم در دوره قاجار توجه شده و نشان مي‌دهد كه چطور آشنايي ايرانيان با پزشكي و بهداشت جديد، نوع نگاه به بدن و سلامت و بهداشت را تغيير داد و چگونه سياست‌هاي جمعيتي شكل گرفت. 
بخش دوم كتاب با عنوان «ازدواج، مادري و سكسواليته» به شكل‌گيري و دگرگوني نهادهاي اجتماعي مي‌پردازد كه زمينه‌ساز حضور اهداف مادرگرايانه در عرصه عمومي شدند. «مدارس، درمانگاه‌ها و سياست‌هاي رفاهي زندگي خانوادگي را تاييد مي‌كردند و مشوق توليد‌مثل سالم بودند. هر چه زنان در خانه و محيط‌كار مستقل‌تر مي‌شدند مشاركت اجتماعي‌شان نيز از حوزه‌هايي كه به‌طور سنتي به فعاليت‌هاي زنانه اختصاص يافته بود، مانند معلمي و پرستاري، فراتر مي‌رفت؛ در نتيجه محتاطانه وارد حوزه‌هايي پزشكي و سياست شدند كه برايشان ناآشناتر بود.» عناوين فصول بخش دوم گوياي همين نگاه هستند: از تجرد تا هم‌پيماني، سير تحول ازدواج در ايران، هنجارهاي جنسي، زندگي اجتماعي: تاثير بيماري‌هاي مقاربتي، زايمان: پرستاري مدرن و سياست‌هاي توليد مثل، آموزش مادران: تربيت ميهن‌پرستانه و تجدد زنان، برهنه‌سازي ملت: كشف حجاب و سياست‌هاي پوشش. 
عنوان بخش سوم كتاب سياست و توليدمثل است و شامل اين سه فصل است: از مادران تا راي‌دهندگان: حق راي، سواد‌آموزي و روابط خانوادگي؛ مديريت زاد و ولد: تنظيم خانواده و مراقبت‌هاي بهداشت، آزادي‌هاي مدني، رحم‌هاي شهروندساز: زنان در جمهوري اسلامي. نويسنده در اين بخش «گزارشي مستند از گسترش خدمات درماني و آموزشي براي زنان، جنبش حق راي و واكنش زنان به برنامه‌هاي تنظيم خانواده » ارايه مي‌كند. او نشان مي‌دهد كه چگونه كنش سياسي زنان با مخالفت برخي متفكران مذهبي مواجه شد، كساني كه با تاكيد بر ايدئولوژي مادرگرايي، بر نقش سنتي زنان در جايگاه مادر تاكيد داشتند. 
آن‌طور كه از سخن پاياني كتاب بر مي‌آيد، نگارش آن در 30‌سالگي تاسيس جمهوري اسلامي رخ داده است. اكنون بيش از 47‌سال از انقلاب 1357 گذشته و در 17‌سال گذشته، زنان در جامعه ايران، تجربيات عميق و گسترده‌اي را رقم زده‌اند. قطعا در پرتو اين تغييرات اساسي، خوانش مفهوم مادرگرايي نيز دگرگون خواهد شد. با اين‌همه براي فهم و درك آنچه مخصوصا در يك دهه اخير رخ داده، قطعا مطالعه كتاب زايش شهروندان ضرورت و اهميت دارد.