صاحبخبر - گروه دیپلماسی - علی ودایع: در حالی که جغرافیای سیاسی خاورمیانه در آتش بحرانهای زنجیرهای میسوزد، محاسبات استراتژیک در تل اویو نشانههایی از یک چرخش خطرناک را بروز میدهد. زمزمههای تقابل رژیم صهیونیستی با دو قدرت سنتی و نوظهور منطقه، یعنی مصر و ترکیه، نشان میدهد که جنون نظامیگری بنیامین نتانیاهو و ساختار امنیتی اسرائیل ممکن است جبهه جدیدی را این بار در پهنه مدیترانه شرقی بگشاید.
نگاهی به اتمسفر حاکم بر روابط دیپلماتیک خاورمیانه نشان میدهد که لحن رسانهای و سیاسی در آنکارا و قاهره به شکلی بیسابقه علیه اسرائیل تندتر شده است. این تندباد کلامی صرفاً به بیانیههای دیپلماتیک محدود نمانده است؛ ترکیه با به رخ کشیدن توانمندیهای موشکی و پهپادی خود و قاهره با زمزمههایی از آمادگی نیروهای ویژهاش، سیگنالهای بازدارندهای را به سمت تل آویو مخابره میکنند.
«رجب طیب اردوغان» با قطع کامل روابط تجاری و دیپلماتیک و فراتر از آن، صدور کیفرخواست دادستانی استانبول علیه ۳۵ مقام اسرائیلی از جمله شخص نتانیاهو به اتهام پروندههای گذشته نظیر «ناوگان صمود»، شمشیر را از رو بسته است. اقدام نمادین او در قرائت قرآن در ایاصوفیه نیز پیامی آشکار از بازگشت به ریشههای اقتدار اسلامی-عثمانی در مواجهه با اشغالگری است. در سوی دیگر، مصر به عنوان همسایه استراتژیک غزه، اگرچه در موضع رسمی محافظهکارانه عمل میکند، اما در لایههای امنیتی خود نسبت به تغییر موازنه مرزی به شدت نگران و خشمگین است.
گارد جنگی از میدان تا رسانه
آنچه در تل آویو به عنوان یک تهدید هولناک میانمدت و بلندمدت ارزیابی میشود، پروژه «استقلال راهبردی» آنکارا است. تلاش بیوقفه ترکیه برای بومیسازی صنایع نظامی، از توسعه جنگنده نسل پنجم «کاآن» (KAAN) گرفته تا سامانههای پدافندی و شناورهای پیشرفته دریایی، موازنه قوا در مدیترانه را به ضرر اسرائیل تغییر میدهد. صهیونیستها به خوبی میدانند که ارتش ترکیه، ارتش ارگانیک ناتو است و مجهز شدن آن به تسلیحات بومی و پیشرفته، دست تل آویو را برای مانورهای هوایی و دریایی در شمال و شرق مدیترانه خواهد بست.
تحلیل کلان پروژه توسعه تنش از سوی تل آویو بدون کالبدشکافی اتمسفر رسانهای داخل ترکیه عقیم خواهد ماند. رصد دقیق جراید و برنامههای شبانه گفتگوهای سیاسی (Talk Shows) در شبکههای تلویزیونی ترکیه نشان میدهد که فرضیه «تهاجم احتمالی اسرائیل» از یک گمانهزنی دور دست، به یک «کابوس تل آویو ملموس و پیشبینیپذیر» در افکار عمومی این کشور تبدیل شده است. در این میان، فضای رسانهای ترکیه به سه بخش عمده قابل تفکیک است که هر کدام از زاویهای خاص این تهدید را تئوریزه میکنند:
۱. بوقهای اخوانی و نزدیکان آک پارتی
روزنامههایی مانند «ینیشفق» (Yeni Şafak) که به عنوان ویترین فکری و ایدئولوژیک جریان حاکم شناخته میشوند، فراتر از هشدارهای معمول گام برداشتهاند. تحلیلگران این طیف (مانند ابراهیم کاراگل) صراحتاً ادبیات تندتری را اتخاذ کرده و با مقایسه ساختار تل آویو با نازیها، لزوم برچیده شدن این ساختار را مطرح میکنند. ینیشفق اولین رسانهای بود که تقابل با ایران را تلاش نتانیاهو برای برافروختن آتش جنگ سراسری در منطقه به منظور انحراف افکار عمومی از غزه تعبیر کرد و معتقد است هدف بعدی این جنون نظامی، تمامیت ارضی ترکیه در شمال سوریه خواهد بود.
۲. دیلیصباح و رسانههای رسمی
در جناح رسانههای رسمی و انگلیسیزبان مانند «دیلیصباح» (Daily Sabah)، لحن گزارشها بیشتر بر روی آمادگی دفاعی و موازنه قوا متمرکز است. در ستونهای تحلیلی این رسانهها، مانور سنگینی روی پدافند هوایی جامع ترکیه موسوم به «گنبد فولادین» (Çelik Kubbe) صورت میگیرد. رسانههای این طیف با بازنشر گزارشهای غربی که پدافند بومی ترکیه را «توسعهای خطرناک برای موازنه منطقه» میدانند، با سر تکان دادن رضایتآمیز، آمادگی آنکارا را به رخ میکشند. از نظر این رسانهها، سرمایهگذاری سنگین در صنایع موشکی و پهپادی، پاسخ پیشدستانه آنکارا به هرگونه ماجراجویی هوایی اسرائیل در حریم هوایی مدیترانه و سوریه است.
۳. از پیشگوییهای اربکان تا هشدارهای سران امنیتی
روزنامه «ملیگازته» (Milli Gazete) به عنوان ارگان رسمی جریان اسلامگرای سنتی (پیروان نجمالدین اربکان)، این تقابل را از دریچه «پروژه اسرائیل بزرگ» تبیین میکند. کارشناسان نظامی و ژنرالهای بازنشسته در برنامههای شبانه تلویزیونی ترکیه، سناریوی جنگ را بسیار جدی ارزیابی میکنند. لفاظیهای تند برخی کارشناسان متعصب در این برنامهها که مدعیاند «نیروهای مسلح ترکیه قادرند ظرف ۷۲ ساعت پایتخت اسرائیل را فلج کنند»، اگرچه جنبه پروپاگاندا دارد، اما نشاندهنده شکستن کامل تابوی درگیری نظامی با اسرائیل در ذهن جامعه ترکیه است. آنها سند سیاست امنیت ملی جدید ترکیه را دستآویز قرار میدهند که در آن از اسرائیل صراحتاً به عنوان «مانع اصلی ثبات منطقهای» نام برده شده است.
در کدگشایی از رفتار میدانی و پروپاگاندای عثمانی یک خط قرمز یا مرزگذاری ویژه قابل مشاهده است؛ ترکیه «فعلا» نمیخواهد تنش را آنچنان بالا ببرد که جنگ ناگذیر بشود. لفاظی تند دیپلماتیک و حمایت تمامقد از حماس برای تثبیت هژمونی منطقهای یک چیز است، و ورود به یک جنگ کلاسیک مستقیم با رژیم صهیونیستی که پای ناتو و آمریکا را وسط بکشد، چیز دیگری است. میتوان گفت که دکترین فیدان بر پایه «بازدارندگی مسلحانه و جنگ نیابتی در زمین سوریه» استوار است، نه یک انتحار نظامی تمامعیار.
پیشگویی طوفان جدید
اظهارات اخیر «جاناتان پولارد»، جاسوس سرشناس و پیشین اسرائیلی-آمریکایی، پرده از افکار پنهان اتاقهای فکر صهیونیستی برمیدارد. پولارد با طرح این سوال که «آیا اسرائیل با جبهه مشترک آنکارا-قاهره روبهرو خواهد شد؟» صراحتاً هشدار میدهد که «طوفان در راه است».
تحلیل پولارد یک گرای مهم به ناظران تحولات بینالملل میدهد: اسرائیل پس از بحرانآفرینی علیه ایران و جبهه مقاومت، حالا به دنبال بازتعریف جبهههای جدید است. اعتراف تکاندهنده این عنصر امنیتی که «رویارویی با ترکیه و مصر پیچیدهتر از درگیری با ایران خواهد بود» و «نمیتوان با ترکها به همان سادگی ایرانیها مواجه شد»، نشاندهنده هراس پنهان در لایههای عمیق تل آویو از پتانسیل نظامی دو کشور است. اگر در دکههای روزنامهفروشی استانبول طبل جنگ علیه اسرائیل کوبیده میشود، در اتاقهای فکر و رسانههای تل آویو، اتمسفر حاکم ترکیبی از «پارانویا (بدگمانی شدید امنیتی)» و «بازتعریف تهدیدات استراتژیک» است. بررسی لایههای تحلیلی در مطبوعات و اندیشکدههای معتبر اسرائیلی نشان میدهد که ساختار امنیتی رژیم صهیونیستی دیگر تهدید را صرفاً در «محور شیعی» به رهبری تهران نمیبیند، بلکه با هراس چشم به شکلگیری یک «بلوک قدرتمند سُنی» در جناحین خود دوخته است.
رسانههای تحلیلی اسرائیل (نظیر پلتفرم راستگرای «میدا» و گزارشهای اندیشکده مطالعات امنیت ملی اسرائیل INSS)، با حساسیت بالایی سفر تاریخی رجب طیب اردوغان به قاهره و دیدار او با عبدالفتاح السیسی را کالبدشکافی کردهاند. ناظران تل آویو این همگرایی را نه یک مانور دیپلماتیک ساده، بلکه تلاش برای ایجاد یک «حلقه یا کمربند سُنی» (Sunni Ring) به رهبری آنکارا حول مرزهای اسرائیل توصیف میکنند. اسرائیلیها با نگرانی به قرارداد نظامی ۳۵۰ میلیون دلاری میان ترکیه و مصر (شامل تولید مشترک تسلیحات و تحویل سامانههای پدافند هوایی ترکیه به قاهره) نگاه میکنند. از نگاه تحلیلگران جروزالم پست و یدیعوت آحرونوت، ترکیب پتانسیل لجستیکی مصر در کانال سوئز و مرز غزه، با صنایع نظامی تهاجمی ترکیه، موازنه دریایی و زمینی منطقه را به شدت علیه اسرائیل سنگین خواهد کرد. غربیها و اسرائیلیها اکنون به صراحت میگویند: «اسرائیل تبدیل به چسبتل آویو زمختتل آویو اتصال قاهره و آنکارا شده است».
در ادبیات سیاسی اسرائیل، جریانی قدرتمند به رهبری چهرههایی چون «نفتالی بنت» (نخستوزیر پیشین) در حال تئوریزه کردن این ایده است که «ترکیه جایگزین ایران به عنوان اصلیترین چالش استراتژیک اسرائیل شده است». این ادعا صرفاً یک لفاظی رسانهای نیست؛ گزارش محرمانه «کمیسیون ناگل» (کمیته منصوب دولت اسرائیل برای تدوین استراتژی امنیت ملی و بودجه دفاعی ده سال آینده) صراحتاً هشدار میدهد که «محور سُنی-ترکی در دمشق جایگزین محور شیعی-ایرانی شده است» و ارتش اسرائیل باید برای تهدیداتی که ممکن است به سرعت در مرزهای شمالی و دریایی با ترکیه شعلهور شوند، آماده باشد.
رسانههای جریان اصلی و تندرو در اسرائیل تلاش میکنند لحنی تهاجمی و تحقیرآمیز علیه اردوغان اتخاذ کنند. بنیامین نتانیاهو در پلتفرم اکس (توئیتر سابق) صراحتاً اردوغان را یک «ببر کاغذی» (Paper Tiger) خواند و او را به سرکوب کُردها متهم کرد؛ این واکنش تند مستقیماً پاسخی بود به صدور کیفرخواست دادستانی استانبول علیه مقامات اسرائیلی به خاطر توقیف ناوگان صمود.
با این حال، چهرههای امنیتی کهنهکار این لفاظیها را خطرناک میدانند. جاناتان پولارد، جاسوس سرشناس اسرائیلی، اخیراً در یک پادکست رسانهای هشدار داد: «طوفان در راه است و جنگ بعدی ما احتمالاً با ترکیه و مصر خواهد بود. فکرهای سادهلوحانه را کنار بگذارید؛ مواجهه با ترکها به سادگی تقابل با ایرانیها نخواهد بود». پولارد و بخش بزرگی از تحلیلگرانهاآرتص هشدار میدهند که سقوط دمشق یا تسلط ناگهانی دولت انتقالیتل آویو تحت حمایت ترکیه بر جنوب سوریه، خنجر آنکارا را مستقیماً روی پهلوی اسرائیل در بلندیهای جولان قرار خواهد داد.
امکان تهاجم علیه میراث عثمانی
اگرچه بوی باروت در تخاصم پنهان تل آویو با آنکارا استشمام می شود اما بازی در زمین سیاست همچنان مبهم است.هاکان فیدان، وزیر خارجه باهوش ترکیه، پیشتر پالسهایی فرستاده بود مبنی بر اینکه اسرائیل میتواند در یک ساختار امنیتی جدید منطقهای ادغام شود، اما مشروط به پذیرش تشکیل دولت مستقل فلسطین در مرزهای ۱۹۶۷؛ شراطی که راستگرایان افراطی در تل آویو پذیرش آن را خودکشی سیاسی میدانند. از سوی دیگر، بازی با برگ برنده آوارگان غزه و ایده شوم «وطن جایگزین» در ترکیه نیز با واکنش تند آنکارا مواجه شده و وزیر کشور ترکیه هرگونه اسکان ساختاری فلسطینیها را رد کرده و آن را صرفاً مأموریتی انسانی خوانده است تا پازل کوچ اجباری اسرائیل تکمیل نشود.
هرچند نمیتوان به ضرس قاطع از وقوع یک جنگ تمامعیار میان اسرائیل با مثلث یا دوگانه مصر و ترکیه سخن گفت، اما تاریخ ثابت کرده است که اسرائیل و مشخصا نتایناهو برای فرار از بحرانهای داخلی و بنبستهای استراتژیک، استعداد بالایی در دست زدن به «انتحار نظامی» دارد. جرقه این درگیری در صورت وقوع، قطعاً از سوی تل اویو و با بهانهجوییهای امنیتی در مدیترانه شرقی یا مرزهای سوریه زده خواهد شد؛ سناریویی که اگر عملیاتی شود، دیگر یک بحران منطقهای نیست، بلکه یک زلزله ژئوپلیتیک جهانی خواهد بود که ترکشهای آن دامان حامیان غربی رژیم
را نیز خواهد گرفت.
هشدار صریح تهران
«اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه در پاسخ به سوال مردم سالاری در رابطه با این که «برخی تحلیلگران و مقامات سابق اطلاعاتی اسرائیل فاش کردهاند که پس از ایران، غزه و لبنان، احتمالاً مصر و ترکیه اهداف بعدی تنشها خواهند بود. ارزیابی شما از این تهدید چیست و آیا اساساً چنین امکانی را محتمل میدانید یا خیر؟» گفت: بله، حتی اروپاییها هم در امان نیستند، زیرا رژیم صهیونیستی از اینکه جاهطلبیهای استعماری و نژادپرستانه خود را در قالبهایی مانند اسرائیل بزرگ مطرح کند، ابایی ندارد. این مسئله را صراحتاً اعلام کردهاند. بنابراین همه کشورهای منطقه و کل جامعه جهانی باید نسبت به تبعات بیتفاوتی و بیعملی در قبال اقدامات تجاوزکارانه و سیطرهطلبانه رژیم صهیونیستی هوشیار باشند.
∎