شناسهٔ خبر: 78393827 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: حوزه | لینک خبر

طلاب بین‌الملل مرزبانان فکری و عقیدتی مکتب اهل‌بیت(ع) هستند

حوزه/ حجت الاسلام و المسلمین قمی با تأکید بر نقش طلاب غیرایرانی در پاسداری از معارف اسلامی، گفت: طلاب و فضلای بین‌الملل، به‌ویژه در کشورهای اسلامی، مرزبانان فکری و عقیدتی مکتب اهل‌بیت(ع) هستند و رسالت دارند در برابر هجمه‌های فکری، فرهنگی و رسانه‌ای از هویت و اعتقادات امت اسلامی دفاع کنند.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری حوزه، مراسم رونمایی از مجموعه آثار ترجمه‌شده شهید امام خامنه‌ای به زبان بنگالی، با حضور جمعی از طلاب، فضلای بنگلادشی و شخصیت‌های علمی و فرهنگی، در دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری بنگلادش در شهر مقدس قم برگزار شد.

در این مراسم، حجت الاسلام و المسلمین محسن قمی، معاون بین‌الملل دفتر مقام معظم رهبری، طی سخنانی با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای راه عزت و استقلال امت اسلامی، به تبیین جایگاه طلاب بین‌الملل در عرصه تبلیغ دین، ضرورت وحدت اسلامی، رسالت نخبگان دینی در جنگ روایت‌ها و عوامل اقتدار و پیشرفت جمهوری اسلامی ایران پرداخت.

جایگاه طلاب غیرایرانی در دفاع فکری از مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام

در آغاز این نشست، یاد و نام رهبر شهید انقلاب اسلامی و شهدایی که در مسیر دفاع از عزت اسلام و استقلال ملت‌ها به لقاءالله پیوستند، گرامی داشته می‌شود. رهبر بزرگواری که همواره نسبت به طلاب غیرایرانی نگاه پدرانه و تکریم‌آمیز داشتند و آنان را نه مهمان، بلکه صاحبان این مسیر و شریکان حقیقی در جبهه علم، تبلیغ و دفاع از اسلام می‌دانستند.

طلاب و فضلای غیرایرانی، به‌ویژه عزیزانی که از بنگلادش و میانمار در این نشست حضور دارند، در روایات اسلامی می‌توانند مصداق «مرزبانان عقیدتی» مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام باشند؛ مرزبانانی که وظیفه آنان پاسداری از مرزهای فکری و اعتقادی جامعه اسلامی است. در یک سوی این مرز، جریان‌های فکری منحرف و قدرت‌های شیطانی قرار دارند و در سوی دیگر، گروه‌هایی از مسلمانان و شیعیان که ممکن است در معرض هجوم فکری، اعتقادی و رسانه‌ای قرار گیرند. وظیفه عالمان، طلاب و مبلغان دینی آن است که مانع نفوذ این هجمه‌ها شوند و از ایمان، هویت و کرامت جامعه اسلامی پاسداری کنند.

تقدیر از برگزارکنندگان و فعالان عرصه بنگلادش

در این نشست، از برگزارکنندگان برنامه و به‌ویژه حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر علیزاده موسوی تقدیر می‌شود؛ شخصیتی که از چهره‌های موفق حوزه علمیه به‌شمار می‌آید و تلاش‌های گسترده‌ای در عرصه بنگلادش، ترجمه آثار، ارتباطات علمی و توسعه فعالیت‌های دینی و فرهنگی انجام داده است.

همچنین از سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران و رایزن فرهنگی حاضر در جلسه، و نیز از همه کسانی که در آماده‌سازی، ترجمه و انتشار آثار دینی و انقلابی به زبان بنگالی تلاش کرده‌اند، قدردانی می‌شود. گزارش‌ها و سخنان ارائه‌شده درباره احساسات و عواطف مردم بنگلادش نیز نشان‌دهنده ظرفیت عظیم این جامعه برای فهم پیام‌های اسلامی، انقلابی و انسانی است.

پرسشگری؛ ویژگی ممتاز انسان

یکی از ویژگی‌های بنیادین انسان، قدرت پرسشگری و نقد است. انسان موجودی است که می‌تواند هر پدیده‌ای را پیش روی خود بگذارد و درباره چرایی و چگونگی آن سؤال کند. این ویژگی، انسان را از دیگر موجودات متمایز می‌سازد.

یک ماهی در عمق دریا زندگی می‌کند، شنا می‌کند و حتی می‌میرد، اما هرگز از خود نمی‌پرسد که دریا چیست، خشکی چیست و فلسفه حرکت او در آب چه معنایی دارد. اما انسان، حتی زمانی که کنار ساحل ایستاده است، می‌تواند به دریا نگاه کند، هدف‌گذاری کند، تصمیم بگیرد، بپرسد و سپس وارد عمل شود. این قدرت پرسشگری، پایه تمدن‌سازی، تفکر دینی و حرکت اجتماعی است.

امام خمینی رحمه‌الله؛ فیلسوف فقه و نظریه‌پرداز اجرای دین

در تاریخ فقه شیعه، فقیهان بزرگ فراوانی حضور داشته‌اند که از جهت علمی و فقهی بسیار برجسته بوده‌اند؛ اما ویژگی ممتاز امام خمینی رحمه‌الله آن بود که تنها به بیان احکام فقهی بسنده نکرد. ایشان درباره چرایی فقه و چگونگی اجرای فقه اندیشید و فقه را از سطح کتاب و فتوا به عرصه جامعه، حکومت و تمدن وارد ساخت.

از این جهت می‌توان گفت امام خمینی رحمه‌الله «فیلسوف فقه» بود؛ یعنی می‌پرسید فقه برای چیست، چگونه باید اجرا شود و چه نسبتی با اداره جامعه دارد. ایشان معتقد بود که حکومت، فلسفه عملی فقه است؛ زیرا فقه تنها برای نوشته شدن در کتاب‌ها نیست، بلکه باید در زندگی اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی امت اسلامی تحقق پیدا کند.

دو پرسش اصلی: چرایی دشمنی آمریکا و چگونگی پیروزی ایران

محور اصلی بحث را می‌توان در دو پرسش اساسی خلاصه کرد: نخست آنکه چرا آمریکا تا این اندازه با ملت ایران، جهان اسلام و جریان مقاومت دشمنی می‌کند؟ دوم آنکه ایران چگونه توانسته است در برابر این دشمنی گسترده مقاومت کند و با وجود همه فشارها، تهدیدها و تحریم‌ها، تا امروز پیروز بماند؟

این دو پرسش، یعنی «چرایی دشمنی» و «چگونگی پیروزی»، برای فهم تحولات معاصر ایران، جهان اسلام و جبهه مقاومت اهمیت اساسی دارد.

ریشه دشمنی آمریکا؛ تقابل تمدن و توحش

دشمنی آمریکا با ملت ایران را نباید تنها در مسائل ظاهری و مقطعی جست‌وجو کرد. این دشمنی نه صرفاً به دلیل مسئله سفارت آمریکا، نه به‌خاطر ادعاهای حقوق بشری، نه به بهانه مسئله زنان و کودکان، نه به سبب موضوع هسته‌ای و نه حتی فقط به دلیل مسائل منطقه‌ای است. این موارد بیشتر بهانه‌اند، نه علت اصلی.

ریشه اصلی دشمنی، تقابل دو گفتمان است: گفتمان استقلال، کرامت و تمدن در برابر گفتمان سلطه، غارت و تکاثر. از منظر قرآنی، این تقابل را می‌توان تقابل «کوثر» و «تکاثر» دانست؛ از یک سو جریان «إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ» و از سوی دیگر جریان «أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ». این دو گفتمان در طول تاریخ در برابر یکدیگر قرار داشته‌اند؛ از هابیل و قابیل تا موسی و فرعون و تا امروز.

این نزاع تنها بیرونی نیست؛ بلکه در درون انسان‌ها نیز جلوه دارد. در درون هر انسان، می‌تواند هابیلی و قابیلی، موسایی و فرعونی، الهی و طاغوتی حضور داشته باشد. وقتی این گرایش‌ها وارد عرصه خانواده، جامعه و سیاست می‌شوند، به صورت جبهه‌های تاریخی و تمدنی خود را نشان می‌دهند.

انقلاب اسلامی و مسئله استقلال

شاهد مهم برای فهم ریشه دشمنی آمریکا، رفتار این کشور در نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی رسید. بر اساس خاطرات ژنرال هایزر، معاون نیروی هوایی آمریکا و نماینده رئیس‌جمهور آمریکا در ایران، در همان روزهای نخست پس از پیروزی انقلاب، از او خواسته شد برای طراحی کودتا علیه نظام تازه‌تأسیس ایران اقدام کند. این در حالی بود که هنوز هیچ‌یک از بهانه‌های بعدی مانند مسئله هسته‌ای، منطقه، سفارت یا موضوعات مشابه مطرح نشده بود.

بنابراین، مسئله اصلی از همان ابتدا استقلال ایران بود. آمریکا نمی‌توانست بپذیرد که ملتی در منطقه‌ای مهم، کشوری مستقل، عزتمند و تصمیم‌گیرنده داشته باشد. منطق سلطه این است که ملت‌ها نباید آزاد، مستقل و صاحب کرامت باشند؛ بلکه باید منابع، نفت، ثروت و تصمیم‌گیری‌هایشان در اختیار قدرت‌های سلطه‌گر قرار گیرد.

ایران مستقل؛ مسئله‌ای غیرقابل تحمل برای قدرت سلطه

در دوران پیش از انقلاب، ایران در بسیاری از تصمیمات کلان خود وابسته بود. حتی مقامات ارشد کشور برای برخی رفت‌وآمدها و تصمیمات مهم، ناچار به هماهنگی با قدرت‌های خارجی بودند. اما انقلاب اسلامی این معادله را تغییر داد و ایران را به کشوری مستقل تبدیل کرد؛ کشوری که خود تصمیم می‌گیرد، پیشرفت می‌کند و در برابر سلطه تسلیم نمی‌شود.

همین استقلال است که برای آمریکا قابل تحمل نیست. مسئله فقط ایران نیست؛ آمریکا با هر کشوری که بخواهد مستقل باشد، مشکل پیدا می‌کند. پاکستان، بنگلادش، ترکیه، عربستان و دیگر کشورهای اسلامی نیز اگر بخواهند در مسیر استقلال واقعی حرکت کنند، با منطق سلطه روبه‌رو خواهند شد. تفاوت فقط در نوبت‌ها و شکل مواجهه است.

سه نظریه در برابر دشمنی آمریکا

از آغاز انقلاب اسلامی، در برابر دشمنی آمریکا سه نظریه مطرح بود.

نظریه نخست، نظریه تسلیم بود. بر اساس این دیدگاه، چون آمریکا قدرت بزرگی است، باید در برابر خواسته‌های او کوتاه آمد و هرچه او می‌گوید پذیرفت. اما اگر بنا بود ملت ایران چنین راهی را انتخاب کند، اساساً انقلاب نمی‌کرد. منطق تشیع نیز منطق عزت، کرامت و ایستادگی است؛ منطقی که ذلت‌پذیری را با هویت دینی ناسازگار می‌داند.

نظریه دوم، ورود مستقیم به جنگ متعارف با دشمن بود. این راه نیز عقلانی نبود؛ زیرا دشمن از نظر تجهیزات، بودجه نظامی و امکانات جنگی، قدرتی بزرگ و مسلح بود و ورود به میدان جنگی که او طراحی کرده بود، می‌توانست خسارت‌های سنگینی به همراه داشته باشد.

راه سوم، راهی بود که جمهوری اسلامی انتخاب کرد: ایجاد قدرت بازدارندگی فعال. یعنی باید کاری کرد که دشمن اساساً جرئت حمله پیدا نکند و اگر تصمیم به حمله گرفت، هزینه آن برایش بسیار سنگین باشد.

بازدارندگی فعال؛ راهبرد اصلی جمهوری اسلامی

راهبرد جمهوری اسلامی نه تسلیم بود و نه جنگ‌طلبی متعارف؛ بلکه ایجاد بازدارندگی فعال بود. بازدارندگی فعال یعنی دشمن بداند که حمله به ایران، حمله‌ای بی‌هزینه نیست و امکان ضربه زدن و فرار کردن ندارد.

این راهبرد یک‌شبه شکل نگرفت. بیش از چهار دهه تلاش، برنامه‌ریزی، تربیت نیرو، توسعه علمی، پیشرفت نظامی و هدایت رهبری لازم بود تا ایران از کشوری که در برخی صنایع ساده وابسته بود، به کشوری تبدیل شود که امروز در حوزه‌های موشکی، پهپادی، پدافندی و فناوری‌های پیچیده به توانمندی‌های قابل توجه رسیده است.

ارکان بازدارندگی فعال

۱. توان نظامی بالا

نخستین رکن بازدارندگی فعال، توان نظامی است. کشوری که بخواهد در برابر دشمنی قدرتمند بایستد، باید از توان دفاعی کافی برخوردار باشد. ایران در طول سال‌های پس از انقلاب، در حوزه موشک، پهپاد، پدافند و دیگر عرصه‌های دفاعی پیشرفت کرد و این توانمندی، حاصل تلاش جوانان، دانشمندان و نیروهای متخصص کشور است.

۲. توان علمی و فناورانه

رکن دوم، توان علمی و فناورانه است. قدرت یک کشور تنها به تجهیزات نظامی محدود نمی‌شود. پزشکی، زیست‌فناوری، نانوفناوری، سلول‌های بنیادین، صنعت، مهندسی، ساخت توربین‌ها و دیگر رشته‌های پیشرفته نیز بخشی از اقتدار ملی هستند.

ایران از دوره‌ای که در بسیاری از رشته‌های تخصصی به نیروهای خارجی وابسته بود، به مرحله‌ای رسیده است که در بیشتر رشته‌های مورد نیاز، ظرفیت دکتری و فوق‌دکتری در داخل کشور فراهم شده و در برخی حوزه‌ها در سطح منطقه یا جهان دارای رتبه‌های برجسته است.

۳. وحدت ملی و پیوند با رهبری

رکن سوم، وحدت ملی است. ملتی که می‌خواهد در برابر فشارهای خارجی مقاومت کند، باید در دفاع از منافع ملی، امنیت ملی و اقتدار ملی یکپارچه باشد. این وحدت باید در پرتو هدایت رهبری شکل گیرد. همان‌گونه که امام خمینی رحمه‌الله فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.»

۴. اقتصاد مقاومتی

رکن چهارم، اقتصاد مقاومتی است. کشوری که اقتصاد ضعیف داشته باشد، در برابر فشارهای دشمن آسیب‌پذیر می‌شود. بنابراین، جامعه اسلامی برای حفظ استقلال خود باید به اقتصاد قوی، تولید، بهره‌وری و استفاده درست از ظرفیت‌های داخلی توجه کند. این اصل فقط به ایران اختصاص ندارد؛ بلکه برای همه کشورهای اسلامی، اعم از شیعه و اهل سنت، اهمیت دارد.

۵. شناخت و بهره‌گیری از ظرفیت‌های جهان اسلام

رکن پنجم، شناخت ظرفیت‌های عظیم جهان اسلام است. کشورهای اسلامی از نظر جغرافیایی، اقتصادی، انسانی و تمدنی ظرفیت‌های بزرگی دارند؛ اما بسیاری از این ظرفیت‌ها به‌درستی شناخته و فعال نشده‌اند.

تنگه هرمز، باب‌المندب، تنگه مالاکا، بسفر، داردانل و کانال سوئز نمونه‌هایی از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی جهان اسلام‌اند. منابع نفت، گاز، معادن و موقعیت‌های راهبردی نیز بخش دیگری از این ظرفیت‌هاست. اگر جهان اسلام این ظرفیت‌ها را بشناسد و در مسیر استقلال و دفاع از ملت‌ها به‌کار گیرد، معادلات جهانی تغییر خواهد کرد.

نگاه وحدت‌آفرین به شیعه و اهل سنت

در بخش مهمی از سخن، بر این نکته تأکید می‌شود که مسئله جهان اسلام نباید به اختلافات مذهبی فروکاسته شود. رابطه شیعه و اهل سنت، رابطه دو جبهه جدا از هم نیست؛ بلکه آنان در برابر دشمنان امت اسلامی، یک پیکره واحدند.

در همین زمینه به سخن آیت‌الله سیستانی اشاره می‌شود که فرمودند درباره اهل سنت نگویید «برادران ما»، بلکه بگویید «جان‌های ما»؛ یعنی آنان بخشی از هویت و پیکره امت اسلامی‌اند. بنابراین، اختلافات موجود میان برخی دولت‌ها و کشورها، بیش از آنکه مسئله‌ای عقیدتی باشد، غالباً مسئله‌ای سیاسی است.

این نگاه، پایه مهمی برای وحدت جهان اسلام و فعال‌سازی ظرفیت امت اسلامی در برابر سلطه‌طلبی قدرت‌های جهانی است.

جوانان؛ سرمایه بزرگ جهان اسلام

یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های جهان اسلام، جوانان هستند. جوانان مسلمان اگر هدایت شوند، تکریم شوند و در مسیر علم، ایمان، رسانه، فناوری و جهاد تبیین قرار گیرند، می‌توانند آینده جهان اسلام را متحول کنند.

تجربه ایران نشان داده است که بسیاری از پیشرفت‌های بزرگ کشور، به‌دست جوانانی رقم خورده که میانگین سنی آنان در برخی پروژه‌های بزرگ علمی و دفاعی بسیار پایین بوده است. همین جوانان توانستند در حوزه انرژی هسته‌ای، موشکی و دیگر عرصه‌های راهبردی، کشور را به نقطه‌ای برسانند که دشمن نتواند به‌آسانی آن را تهدید کند.

چگونگی پیروزی در جنگ اخیر

پیروزی ایران در برابر فشارها و تهدیدهای اخیر، نتیجه همان راهبرد بلندمدت بازدارندگی فعال بود. این پیروزی یک حادثه ناگهانی نبود، بلکه حاصل چهار دهه برنامه‌ریزی، مقاومت، علم‌آموزی، تربیت نیرو و تقویت توان دفاعی و اجتماعی کشور بود.

در متن موجود، سخنران اشاره می‌کند که قصد دارد چند عامل پیروزی را توضیح دهد، اما به دلیل ناقص بودن رونویسی، تنها بخشی از این عوامل در فایل موجود آمده است.

عامل نخست: قدرت سخت و جنگ نامتقارن

نخستین عامل پیروزی، استفاده هوشمندانه از قدرت سخت بود. ایران به جای آنکه در میدان جنگ متعارفی که دشمن طراحی می‌کند وارد شود، از الگوی جنگ نامتقارن بهره گرفت. جنگ نامتقارن یعنی کشوری با امکانات هوشمندانه، دقیق و کم‌هزینه، بتواند توان دشمنی بسیار پرهزینه و سنگین را خنثی کند.

برای نمونه، پهپادهای کم‌هزینه می‌توانند سامانه‌های دفاعی بسیار گران‌قیمت را دچار مشکل کنند. قایق‌های کوچک می‌توانند در برابر ناوهای بزرگ نقش بازدارنده داشته باشند. مین‌های دریایی، پهپادها، موشک‌ها و روش‌های غیرمتعارف دفاعی، بخشی از ابزارهای جنگ نامتقارن‌اند.

نکته مهم آن است که نباید اجازه داد دشمن، صحنه جنگ را طراحی کند و ما صرفاً در میدان او بازی کنیم. باید میدان، ابزار و شیوه مواجهه را خود طراحی کرد. این همان چیزی است که در جنگ ترکیبی و نبرد نامتقارن اهمیت دارد.

عامل دوم: قدرت نرم و بسیج افکار عمومی

دومین عامل پیروزی، قدرت نرم بود. ایران و جریان مقاومت توانستند در عرصه رسانه، فضای مجازی و افکار عمومی جهانی، بخشی از حقیقت ماجرا را منتقل کنند. افزون بر این، اشتباهات و جنایت‌های دشمن نیز موجب شد افکار عمومی جهان بیش از گذشته نسبت به ماهیت این جریان آگاه شود.

حمایت گسترده مردم در کشورهایی مانند بنگلادش، پاکستان، عراق و حتی تجمعات اعتراضی در برخی کشورهای غربی، نشان می‌دهد که مسئله مقاومت تنها مسئله ایران نیست؛ بلکه بسیاری از ملت‌ها احساس می‌کنند این نبرد به آینده خود آنان نیز مربوط است. آنان می‌دانند که اگر امروز در برابر سلطه‌طلبی ایستادگی نشود، فردا نوبت ملت‌های دیگر خواهد بود.

بنابراین، هنگامی که مردم عراق، پاکستان، بنگلادش یا دیگر کشورها از مقاومت حمایت می‌کنند، این حمایت صرفاً عاطفی یا شعاری نیست؛ بلکه نوعی دفاع از منافع، امنیت و آینده خود آنان است. قدرت نرم، زمانی اثرگذار می‌شود که ملت‌ها احساس کنند مسئله مقاومت، مسئله عزت و سرنوشت مشترک آنان است.

حمایت ملت‌ها از مقاومت؛ دفاع از سرنوشت مشترک

حمایت مردم بنگلادش، پاکستان، عراق و دیگر کشورهای اسلامی از ایران و جبهه مقاومت، تنها یک حمایت سیاسی مقطعی نیست؛ بلکه ریشه در یک فهم تاریخی و راهبردی دارد. ملت‌ها به‌تدریج دریافته‌اند که مسئله ایران، مسئله‌ای جدا از سرنوشت جهان اسلام نیست. اگر امروز یک ملت مستقل هدف قرار گیرد و دیگران سکوت کنند، فردا نوبت دیگر کشورها خواهد رسید.

از همین روست که در کشورهای مختلف، مردم با پرچم کشور خود به میدان می‌آیند و از مقاومت حمایت می‌کنند. در عراق، پرچم عراق برافراشته می‌شود؛ در پاکستان، مردم با هویت پاکستانی خود وارد صحنه می‌شوند؛ در بنگلادش نیز مردم با هویت ملی خود از این جریان حمایت می‌کنند. این نشان می‌دهد که آنان مقاومت را نه صرفاً مسئله ایران، بلکه بخشی از دفاع از عزت، امنیت و آینده خود می‌دانند.

مسئله فلسطین و آشکار شدن ماهیت نظام سلطه

یکی از مهم‌ترین عواملی که موجب بیداری افکار عمومی جهان شده، جنایت‌هایی است که در فلسطین و به‌ویژه در غزه رخ داده است. رژیم صهیونیستی و حامیان آن، با رفتارهای خشن و غیرانسانی خود، ماهیت واقعی نظام سلطه را آشکار کردند. وقتی بیمارستان‌ها، مدارس، کودکان، زنان و مردم بی‌دفاع هدف قرار می‌گیرند، دیگر ادعاهای حقوق بشری قدرت‌های غربی برای ملت‌ها باورپذیر نیست.

در چنین شرایطی، رسانه و قدرت نرم اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. وظیفه رسانه‌های جهان اسلام آن است که این حقایق را برای مردم روشن کنند و اجازه ندهند روایت دشمن بر افکار عمومی مسلط شود. دشمن تلاش می‌کند جای ظالم و مظلوم را عوض کند، مقاومت را خشونت معرفی کند و جنایت را دفاع از خود بنامد. در برابر این تحریف، جهاد تبیین و روایت درست حقیقت، یک وظیفه اساسی است.

جنگ روایت‌ها و ضرورت حضور فعال رسانه‌ای

یکی از عرصه‌های مهم نبرد امروز، جنگ روایت‌هاست. در گذشته، جنگ بیشتر در میدان نظامی معنا پیدا می‌کرد؛ اما امروز میدان رسانه، فضای مجازی، افکار عمومی و تولید روایت، بخشی از صحنه اصلی نبرد است. هرکس بتواند روایت خود را به‌درستی منتقل کند، بخش مهمی از میدان را به دست خواهد گرفت.

در این میدان، طلاب، مبلغان، فعالان رسانه‌ای و نخبگان دینی جهان اسلام مسئولیت سنگینی دارند. آنان باید بتوانند مفاهیم مقاومت، استقلال، کرامت، عدالت، وحدت اسلامی و دفاع از مظلوم را به زبان مردم خود بیان کنند. این کار باید با ادبیات بومی، زبان قابل فهم، رسانه مناسب و شناخت دقیق مخاطب انجام شود.

برای نمونه، در بنگلادش یا میانمار، نمی‌توان صرفاً با ادبیات فارسی یا ایرانی سخن گفت؛ بلکه باید پیام مقاومت و حقیقت اهل‌بیت علیهم‌السلام را با زبان بومی، فرهنگ محلی و نیازهای فکری همان جامعه منتقل کرد. اگر این کار درست انجام شود، رسانه می‌تواند به پلی میان اندیشه اسلامی، امت اسلامی و افکار عمومی تبدیل شود.

عامل سوم: وحدت مردم و پیوند اجتماعی

عامل دیگر پیروزی، وحدت مردم و انسجام اجتماعی است. دشمن همواره تلاش می‌کند ملت‌ها را از درون دچار اختلاف کند؛ گاهی با اختلاف مذهبی، گاهی با اختلاف قومی، گاهی با دوگانه‌سازی‌های سیاسی و گاهی با ناامیدسازی مردم از آینده. اگر جامعه‌ای از درون متفرق شود، دشمن برای ضربه زدن به آن نیاز به هزینه سنگین ندارد.

ایران در برابر فشارهای گسترده توانست با تکیه بر وحدت عمومی و هویت مشترک دینی و ملی، از بسیاری از بحران‌ها عبور کند. این وحدت به معنای نبود اختلاف نظر نیست؛ بلکه به این معناست که مردم در مسائل اساسی مانند استقلال کشور، امنیت ملی، عزت ملت و دفاع از سرزمین، در کنار یکدیگر می‌ایستند.

برای جهان اسلام نیز همین اصل صادق است. اگر مسلمانان با وجود تفاوت‌های مذهبی، قومی و زبانی، در برابر دشمنان مشترک به یک فهم واحد برسند، ظرفیت عظیمی ایجاد خواهد شد. دشمنان امت اسلامی از همین وحدت می‌ترسند؛ زیرا می‌دانند اگر جهان اسلام ظرفیت‌های خود را کنار هم قرار دهد، معادلات قدرت تغییر خواهد کرد.

عامل چهارم: رهبری و مدیریت راهبردی

یکی از مهم‌ترین عناصر موفقیت در مسیر مقاومت، وجود رهبری حکیمانه و مدیریت راهبردی است. قدرت نظامی، توان علمی، جمعیت جوان، ظرفیت اقتصادی و موقعیت ژئوپلیتیکی، زمانی به نتیجه می‌رسد که در یک منظومه هدایت‌شده قرار گیرد. بدون رهبری و مدیریت، ظرفیت‌ها پراکنده می‌مانند و به قدرت مؤثر تبدیل نمی‌شوند.

در تجربه جمهوری اسلامی، نقش امام خمینی رحمه‌الله و پس از ایشان نقش رهبری انقلاب، در تبدیل ظرفیت‌های پراکنده به یک راهبرد ملی و تمدنی، بسیار تعیین‌کننده بوده است. این رهبری، کشور را از دو مسیر خطرناک دور کرد: از یک سو تسلیم در برابر دشمن، و از سوی دیگر ورود شتاب‌زده و غیرعاقلانه به جنگی که دشمن طراحی کرده بود.

راهبرد اصلی، همان بازدارندگی فعال بود؛ یعنی ساختن قدرت، افزایش هزینه تجاوز، حفظ انسجام داخلی، توسعه علم و فناوری، و تکیه بر ظرفیت ملت. این نگاه، ایران را از موضع ضعف خارج کرد و به نقطه‌ای رساند که دشمن ناچار شود در محاسبات خود تجدیدنظر کند.

عامل پنجم: شناخت ظرفیت‌های پنهان جهان اسلام

بر این نکته نیز تأکید می‌شود که جهان اسلام ظرفیت‌های فراوانی دارد، اما بخش مهمی از این ظرفیت‌ها یا شناخته نشده یا به‌درستی به کار گرفته نشده است. این ظرفیت‌ها فقط نظامی نیستند؛ بلکه شامل جغرافیا، اقتصاد، انرژی، جمعیت، فرهنگ، ایمان، رسانه، علم و نیروی جوان می‌شوند.

کشورهای اسلامی در موقعیت‌های راهبردی جهان قرار دارند. مسیرهای مهم انرژی، تنگه‌های دریایی، منابع نفت و گاز، معادن، بازارهای گسترده و جمعیت جوان، همه از سرمایه‌های جهان اسلام‌اند. اگر این ظرفیت‌ها در مسیر عزت امت اسلامی فعال شوند، جهان اسلام می‌تواند از حالت انفعال خارج شود و به یک قدرت مؤثر در نظام بین‌الملل تبدیل گردد.

مشکل اصلی آن است که بسیاری از کشورهای اسلامی هنوز ظرفیت خود را باور نکرده‌اند. دشمن نیز تلاش می‌کند همین بی‌باوری را تقویت کند؛ زیرا ملتی که خود را ضعیف بداند، حتی اگر امکانات فراوان داشته باشد، نمی‌تواند از آن‌ها استفاده کند.

نقش بنگلادش و ملت‌های مسلمان در آینده جهان اسلام

بنگلادش، با جمعیت گسترده مسلمان، ظرفیت فرهنگی و دینی قابل توجهی دارد. مردم این کشور نسبت به مسائل جهان اسلام حساسیت دارند و تجربه نشان داده است که در موضوعاتی مانند فلسطین، ایران، مقاومت و دفاع از مظلوم، واکنش اجتماعی قابل توجهی نشان می‌دهند.

از این جهت، کار فرهنگی و رسانه‌ای در بنگلادش اهمیت راهبردی دارد. اگر مفاهیم دینی و تمدنی با زبان درست، ادبیات بومی و رویکرد وحدت‌آفرین بیان شود، می‌تواند بر افکار عمومی اثرگذار باشد. در این مسیر، طلاب، عالمان، مترجمان، فعالان رسانه‌ای و مراکز دینی نقش اساسی دارند.

بنگلادش و کشورهایی مانند آن، تنها مخاطب پیام مقاومت نیستند؛ بلکه می‌توانند خود به تولیدکننده پیام، روایت و حرکت فرهنگی تبدیل شوند. این نقطه بسیار مهم است. هدف نباید فقط انتقال پیام از ایران به دیگر کشورها باشد؛ بلکه باید زمینه‌ای فراهم شود که نخبگان همان کشورها، پیام عدالت، مقاومت و کرامت اسلامی را با زبان و فرهنگ خود بازتولید کنند.

رسالت طلاب بین‌الملل در عصر جنگ رسانه‌ای

طلاب بین‌الملل در این میدان، مسئولیتی فراتر از تحصیل فردی دارند. آنان باید خود را بخشی از جبهه تبیین بدانند. امروز شبهات اعتقادی، جنگ روانی، تحریف تاریخ، تخریب روحانیت، اسلام‌هراسی، شیعه‌هراسی و تفرقه‌افکنی مذهبی، از مهم‌ترین ابزارهای دشمن است.

در برابر این هجمه، طلبه بین‌الملل باید هم عالم باشد، هم زمان‌شناس؛ هم با متون دینی آشنا باشد، هم با رسانه؛ هم زبان علمی داشته باشد، هم زبان مردم را بفهمد؛ هم نسبت به وحدت اسلامی حساس باشد، هم بتواند از مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام با منطق، ادب و استدلال دفاع کند.

مرزبانی عقیدتی در روزگار ما فقط منبر سنتی نیست. امروز مرزهای عقیدتی در شبکه‌های اجتماعی، کانال‌های خبری، ویدئوهای کوتاه، مستندها، برنامه‌های گفت‌وگومحور، ترجمه کتاب، تولید محتوا، پاسخ به شبهات و روایت‌سازی رسانه‌ای شکل می‌گیرد. بنابراین، طلبه‌ای که می‌خواهد در این میدان اثرگذار باشد، باید ابزارهای جدید را بشناسد و از آن‌ها در خدمت حقیقت استفاده کند.

جمع‌بندی

دشمنی آمریکا با ملت ایران و جهان اسلام، ریشه در بهانه‌های ظاهری ندارد؛ بلکه به مسئله استقلال، کرامت و خروج ملت‌ها از سلطه بازمی‌گردد. انقلاب اسلامی، الگویی از استقلال دینی و سیاسی ارائه کرد و همین مسئله برای نظام سلطه قابل تحمل نبود.

در برابر این دشمنی، جمهوری اسلامی نه راه تسلیم را پذیرفت و نه وارد جنگ متعارفی شد که دشمن طراحی کرده بود؛ بلکه راهبرد بازدارندگی فعال را برگزید. این راهبرد بر توان نظامی، پیشرفت علمی، وحدت ملی، اقتصاد مقاومتی، شناخت ظرفیت‌های جهان اسلام، قدرت نرم، جنگ نامتقارن و هدایت رهبری استوار بود.

پیام اصلی سخن آن است که جهان اسلام اگر ظرفیت‌های خود را بشناسد، جوانان خود را فعال کند، رسانه را جدی بگیرد، وحدت شیعه و اهل سنت را حفظ کند و از میدان روایت عقب‌نشینی نکند، می‌تواند در برابر نظام سلطه بایستد و آینده‌ای عزتمند برای امت اسلامی رقم بزند.