نيره خادمي
ايران سرزمين درختان كهنسال است؛ درختاني كه برخي از آنها هزاران سال ايستادهاند و فقط بخشي از طبيعت ايران نيستند. آنها حافظه زنده اين سرزميناند؛ حافظهاي كه حالا حتي به ادبيات سياسي هم راه يافتهاند. يكي، دو ماه پيش به دنبال تنشهاي ميان امريكا و ايران همزمان با تهديدات ترامپ كه گفت؛ ايران را به عصر حجر باز خواهد گرداند، مسعود پزشكيان، رييسجمهور ايران در توييتي به سرو ابركوه اشاره كرد و نوشت: «كهنسالترين موجود زنده آسيا سرو ابركوه با حداقل ۴۵٠٠ سال قدمت، ريشه در خاكي دارد كه همان زمان ايران نام داشته است.» اين يك اشاره تاريخي بود آنهم در شرايطي كه تا پايان بهمنماه ۱۴۰۴، بيش از دو هزار و دويست درخت كهنسال در كشور شناسايي شده و حدود ۹۰۰ اصله از آنها به ثبت ملي رسيدهاند. اين آمار نشان ميدهد مردمان اين سرزمين، قرنها پيش و با وجود اقليم خشك ايران، نهتنها درخت ميكاشتند بلكه حفظ آن را بخشي از فرهنگ و زيست خود ميدانستند. امروز اما شرايط كمي متفاوت است و همزمان با پيشرفت فناوري و توسعه علوم زيستي، اخبار قطع و خشكاندن درختان از نقاط مختلف كشور به گوش ميرسد؛ از حاشيه خيابان وليعصر و پاركهاي چيتگر و سرخهحصار در تهران گرفته تا رشت، كرج و هرمزگان. اغلب نيز دلايلي مانند بيماري، فرسودگي، كهنسالي يا كمآبي براي حذف درختان مطرح ميشود؛ دلايلي كه دكتر مصطفي خوشنويس، مجري پروژه ملي شناسايي، معرفي، تكثير، ايجاد ذخيرهگاه و ثبت ملي درختان كهنسال ايران، بسياري از آنها را قابل دفاع نميداند. خوشنويس، پژوهشگر بازنشسته بخش تحقيقات جنگل موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور، سالها در شناسايي و ثبت درختان كهنسال ايران نقش داشته است؛ از سرو ابركوه تا چنار امامزاده شاهزاده حسين گوراب. به همين دليل برخي او را «پدر درختان كهنسال ايران» مينامند. او درباره پيشينههاي تاريخي و فرهنگي مردمان ايران در مواجهه با درختان به «اعتماد» ميگويد: «همانقدر كه وجود درختان كهنسال در ايران مايه افتخار و هويت تاريخي ماست، از بين رفتن و خشكاندن آنها ميتواند مايه شرمساري باشد.حدود ۲۵۰۰ تا ۲۷۰۰ سال پيش، مردم ايران با نگاهي بسيار متعالي و آيندهنگر، بذر برخي درختان را از صدها كيلومتر دورتر جابهجا كردند و آنها را پرورش دادند. سرو ابركوه نمونه روشني از همين نگاه است. اين درخت حدود ۵۰۰ كيلومتر با رويشگاه طبيعي خود در استان فارس فاصله دارد. مردمان آن دوره بذر سرو را به ابركوه آوردند و نسل به نسل پاي آن ايستادند. ايران سرزمين درختان كهنسال است و احتمالا تا يك ماه ديگر ركورد كهنسالترين درخت جهان را هم ميشكنيم.»
مشروح گفتوگو با اين كارشناس را در ادامه ميخوانيد.
اساسا وجود درخت كهنسال دو هزار ساله و سه هزار ساله در يك منطقه و يك كشور نشانه چيست؟
درختان كهنسال دو منشا اصلي دارند. منشا طبيعي مثل بسياري از درختان ارس، بنه يا بلوطي كه در كشور داريم و منشاطبيعي دارند ودر بسياري از نقاط دنياهم وجود دارند. برخي ديگر منشا دستكاشت دارند و مردم آنها را برحسب نياز كاشتهاند درختاني مثل گردو، بادام و زيتون. اين درختها توسط افرادي كه محصولات زراعي باغي دارند مدتهاي مديدكاشته ميشود. اين ميتواند صد سال باشد يا حتي چند قرن. براي مثال گردوهايي داريم كه حتي۸۵۰ تا ۹۰۰ سال سن دارند و همه اينها دستنشان مردم هستند. درختان «دستنشان» ديگري داريم كه مردم آنها را به خاطر قداستي كه داشتهاند، كاشته و حفظ كردهاند. براي مثال سروها سمبل سرافرازي و آزادگي هستند كه مردم از گذشته دور به خاطر اين ايده و تفكر آن را در نقاط مختلف كشور ما كاشتهاند و شاخصترين آن هم سرو ابركوه است. قدمت برخي سروهاي ايران بالاي ۲۵۰۰ سال است و اين قدمت تعريف ميكند كه مردمي ۲۵۰۰ سال پيش در ايران زندگي ميكردند و به چنان باور خوبي رسيده بودند كه درختكاري را مقدس ميدانستند، آن را ميكاشتند و حفظ ميكردند و چون اين درختها حفظ شده تا الان براي ما باقي مانده.اين اتفاق نتيجه ديگري هم دارد اينكه با اين سندهاي تاريخي به يقين ميتوانيم بگوييم اولين درختكاران و جنگلكاران روي كره زمين مردم ايران زمين بودند. در نقاط ديگر دنيا ما درختان كهنسالي كه داريم اما با منشا دستكاشت قدمتهاي بالاي ۲ هزار و ۲ هزار و پانصد سال نيستند. من نديدم و جايي ثبت نشده.
و اين در حالي است كه كشور ما جزو مناطق كمآب هم بوده است.
بله .اصل قضيه همين است كه در چنين منطقه خشك و نيمهخشكي شرايط زيستي درخت خيلي سخت است و براي حفظ حتما مراقبتهاي خيلي خوبي نيازدارد. مردم ما اين مراقبتها را در طول ساليان طولاني انجام دادهاند درحالي كه اگر در كشورهاي اروپايي يا حتي در بخشهايي از چين و مالزي جنگلكاريهايي انجام شده با وجود بارندگيهاي خيلي خوب نياز به مراقبت خيلي ويژه نداشتهاند، اما دو هزار و پانصد سال پيش در ايران با يك ايده و تفكر بسيار متعالي و زيبا بذر درختاني را از ۵۰۰ كيلومترآن طرفترآوردهاند و تبديل به نهال كردهاند. به عنوان مثال سرو ابركوه از رويشگاه طبيعي خود در يكي از مناطق استان فارس ۵۰۰ كيلومتر فاصله دارد. مردم بذر آن را آوردند و ۲۵۰۰ سال نسل به نسل پاي آن ايستادند.اين كار، فرهنگ بالايي ميخواهد ضمن اينكه مملكت ما كشور سردي بوده و در گذشته كه هنوز سوخت به صورت نفت و گاز و به شكل امروزي نبوده، چوب اصليترين منشا گرما بوده است اما در آن شرايط سخت همچنان در استانهاي فارس، خراسانجنوبي، خراسانرضوي، سمنان و بسياري استانهاي ديگرمردم سختي و مشقت سرما را تحمل ميكردند ولي اين درختان را قطع نميكردند و شاخههاي آن را براي سوخت نميبريدند.حتيدر مناطقي چون چهار محالوبختياري، مازندران، يزد و بخشهاي مركزي كشور اعتقاد داشتند اگر شاخهاي را ببريد يا به آن آسيب برسانيد سرتان بلايي ميآيد و خوني در خانوادهتان ريخته ميشود و حتي از قول حضرت محمد(ص) روايت شده كه شكستن شاخه درخت مانند شكستن بال فرشتگان است. اين موارد در طول قرنها سرلوحه تفكر ايرانيان بوده است.درختان مقدس زيادي هم داريم و بسياري از مساجد و اماكن را كنار درختان قديمي ميساختند يا برعكس در مساجد و اماكن مقدس درخت ميكاشتند و قرنها آن را حفظ كردهاند. نمونه بارز آن كنار امامزاده شاهزاده حسين روستاي گوراب در استان البرز است كه مردم ۹۰۰ سال پاي درخت ايستادند و حفظش كردند.
تاكنون چند درخت كهنسال در كشور ثبت ملي شده است؟
نزديك به ۹۰۰ درخت تا الان ثبت ملي شده است. ايران گنجينه درختان كهنسال است و تا امروز كمي بيشتراز ۲ هزار و دويست درخت كهنسال از ۶۳ گونه در كشور شناسايي شده است و همچنان هم درختان جديدتري ثبت ميشود.چند روز پيش يكي از دوستان آدرس ۳۰ درخت كهنسال در كرمان را به من داد كه گفته ميشود فراتر از ۴ هزار سال سن دارند كه بعد از بازديدها و قطعي شدن، گزارش آن را منتشر ميكنم.
معمولا درختان در چه سني كهنسال محسوب ميشوند؟
به گونه درخت بستگي دارد. درختاني مثل بيد و سپيدار از 80 سال به بالا و درختاني چون بنه بعد از 200 سالگي كهنسال محسوب ميشوند و البته بيشترين سن مختص به درخت ارس است كه بعد از 800-700 سالگي كهنسال محسوب ميشوند.
كهنسالترين درختي كه تاكنون ثبت كردهايد چه سني دارد؟
آنچه تاكنون ثبت كردهايم و ثبت ملي شده؛ ارس كهنسال مراد در روستاي كشكویيه شهرستان جيرفت استان كرمان با۳ هزار و ۸۱۶ سال سن است. البته ما هيچوقت عدد را به صورت ثابت نميگوييم و آن را اينطور اعلام ميكنيم مثلا ۳ هزار و ۷۵۰ تا ۳ هزارو ۸۵۰ و براي آن دامنه تعيين ميكنيم چون آمار بسياري از بارندگيها در اقليم گذشته را نداريم و شايد در يك پروسه چند صد ساله بارندگي بيشتر بوده و اينها رشد بهتري داشتهاند.
در دنيا شرايط مشابه وجود دارد؟
بله. تا ۴ هزار سال هم درخت وجود دارد مثلا يك درخت در كاليفرنيای امريكا وجود دارد به نامكاج متوشلخ (پدر بزرگ نوح) كه حدود۴ هزار و ۹۰۰ سال سن دارد. احتمالا تا يك ماه آينده ركورد كهنسالترين درخت زنده دنيا را با درختان كهنسالي كه به يقين فراتر از اين سن دارند ميشكنيم، با آدرس و مشخصات عكس و تصوير. ايران واقعا غني از درختان كهنسال است و من هميشه وقتي كه از درختان كهنسال كشورم تعريف ميكنم سرم را بالا ميگيرم.
البته قدر آن دانسته نشده و ما بارها ميشنويم درختاني را به خاطر كهنسالي بريدهاند يا گفتهاند كه به اصطلاح به خاطر كم آبي خشك شدهاند. نمونه آن درختان پارك چيتگر است كه هر از گاهي هم درباره آن اخباري شنيده ميشود.
متاسفانه قطع كردن درختان ننگ جامعه علمي شهرداري امروز ماست. بياغراق ميگويم من هم به نوعي شايد خودم را مقصر ميدانم. اگرچه تا همين حالا با كمك آقاي درويش چند گزارش تند در فضاي مجازي عليه خشكاندن درختان پارك چيتگر، سرخهحصار و مختصري هم در لويزان منتشر كردهام اما من يك صدا هستم و شنيده نميشوم. خيلي درد است كه ۲۵۰۰ سال پيش مردمي در استان خراسانجنوبي، منطقهاي با ۹۰ ميليمتر تا ۱۰۰ ميليمتر بارندگي و خشك و برهوت و با امكانات بسيار ضعيف، سروهاي نوش را كاشتهاند و حفظ كردهاند و اگر بخواهيم نام ببريم مناطق زيادي را ميتوان نام برد.امروز اما ما با اين همه امكانات و اين همه نيازي كه به فضاي سبز داريم از حفظ چهار تا درخت پيرامون تهران عاجز ماندهايم.
همان زمان دادستاني هم به ماجرا ورود كرد و بررسيها و اقداماتي هم در اين زمينه انجام شد. شما آماري داريد كه تاكنون در چيتگر يا سرخهحصار چند درخت خشكانده شده است؟
دو سال پيش آقاي درويش آمار آن را ۱۶ هزار مورد اعلام كرد.
در نهايت دليل چه بود؟ بيماري يا خشكسالي؟
من با بسياري از بچههاي فضاي سبز و محيطزيست شهرداري در اين باره بحث و جدل داشتم. يكي از مسوولان محيطزيست شهرداري تهران ميگفت اين درختان به سن ديرزيستي رسيدهاند و خشك ميشوند. من بهشدت با اين تفكري كه كاستيهايشان را توجيه ميكرد، مخالفت كردم، چراكه ديرزيستي درختان كاج حدودا ۴۰۰ سال است اما اين كاجها ۵۰ و نهايت ۶۰ سال بيشتر سن ندارند. نكته ديگر اينكه درختان يك طرف ديوار باغ گياهشناسي ملي ايران به سمت داخل سالم هستند و يك سرشاخه خشك هم ندارنداما در آن طرف ديوار درختها همه خشك شدهاند درحالي كه فاصلهشان ۵۰ متري و سنشان برابر است. ما در علم جنگلشناسي يك تعريف اصلي داريم كه به آن سن ديرزيستي ميگوييم. هيچ كدام از آن كاجها از مغز تهي نشدهاند و پوسيدگي ندارند پس به سن ديرزيستي نرسيدهاند و اين توجيه اشتباه است. اين موضوع نشان ميدهد كه مديريت باغ گياهشناسي براي درختان درست بوده است اما در آن طرف ديگر اينطور نبوده است. وقتي ما گونه غير بومي را به خارج از رويشگاه آن ميآوريم بايد نياز آن را تامين كنيم. وقتي نياز آن تامين نشود، خشك ميشود. برخي اشاره كردهاند كه اين طرح جنگلكاري بوده درحالي كه اينطور نبوده است. اين طرح، طرح كمربند سبز تهران بوده كه درختاني در لويزان و چيتگر و سرخهحصار كاشته شد و داشتند آن را تكميل ميكردند كه انقلاب شد و بخشي از آن متوقف ماند. وقتي ميخواهيم كمربند سبز بسازيم كه محيطزيست مردم شهر تهران را حفظ كند بايد براي آن هزينه كنيم.
بحث كمآبي و خشكسالي هم مطرح ميشود. چقدر اين بهانه كمآبي درست است؟
درختان كاج، درختان بسيار صبور و پرطاقت و كمنيازي هستند و با پنج جيره آب در سال به حيات خود به خوبي ادامه ميدهند؛يعني حتي ما از دادن پنج نوبت آب به آنها مضايقه كرديم. وقتي ميگويم ما، خودم را هم جزو شهرداري محسوب ميكنم، چون آنقدري كه بايد پيگير ميشدم، نشدم و سنگ كاجها را به سينه نزدم. در جلسات اعتراض كردم، فيلم گرفتم و پخش كردم ولي باز هم كافي نبود. اين يك ننگ است. ميگويند آب نداريم ولي سه ميليون متر مكعب آب را طي يك سال بيدليل در درياچه ۱۳۰ هكتاري خليجفارس بخار ميكنند. با اين سه ميليون مترمكعب آب ميتوانستند ۱۰ برابر پارك چيتگر را آبياري كنند و آن ۱۳۰ هكتار را هم ميتوانستند به جنگل تبديل كنند. چه ضرورتي بود كه درياچهاش كنند.
قصدشان اين بود كه منطقه چيتگر تبديل به منطقه گردشگري شود و از آن درآمد كسب كنند.
البته كه از فروش ساختمانهاي اطراف و پيرامون آن با قيمتهاي خيلي بيش از واقع، سود بردند و ضرر آن را پارك چيتگر برد.
الان شرايط درختان پارك چيتگر چطور است؟
دقيق نميدانم اما بهطور چشمي ميگويم نسبت به سال ۱۴۰۱ درختهاي خشك شده سه برابر شده است. اين كاستيها محدود به پارك چيتگر، سرخهحصار يا پارك لويزان نيست. وقتي كه از بلوار حاشيه غربي فرودگاه بينالمللي يا اتوبان تهران-قم گذر كنيد درختاني را ميبينيد كه تمام آنها مفلوك شدهاند و در حال نابود شدن هستند. شايد تا الان تعداد كثيري از آنها هم خشك شده باشند، چون پاييز آنها را ديدم. فرودگاه بينالمللي كه آبروي اين مملكت است و قرار است سرمايهگذاران از آنجا به داخل كشور بيايند و سرمايهگذاري كنند اما وقتي ميبينند با فضاي سبز كشورمان چه ميكنيم و بيخيال برخورد ميكنيم، عقبنشيني ميكنند. شرايط آنجا الان از پارك چيتگر بدتر است. نبايد تا اين اندازه بيخيال باشيم. براي هر كدام از اين درختها ميليونها تومان پول هزينه شده است اما به چشم نميآيد و در حال خشك شدن هستند، هيچ كس هم پاسخگو نيست.
برگرديم به بحث كهنسالي درختان. وقتي درخت به سمت كهنسالي ميرود چه بايد كرد؟
وقتي ميبينيم يك درخت كهنسال فرتوت شده نبايد سريع براي قطع آن، اقدام كنيم. من پروژهاي تحت عنوان شناسايي و معرفي و تكثير و ايجاد ذخيرهگاه از درختان كهنسال ايران دارم كه تا ۹۸ زمان برد. يعني به عناوين مختلف به دنبال بذر يا قلمه از درختان كهنسال ميرفتيم و آن را تكثير ميكرديم كه اگر اتفاقي براي درخت افتاد بنيان ژني را از دست ندهيم. بايد با درختان كهنسال اينگونه رفتار كنيم. من سال ۹۵ بازنشست شدم، دو سال هم تا پايان زمان قانوني پروژه به صورت مشاوره با تحقيقات سازمان جنگلها همكاري كردم تا پروژه تمام شد ولي اين عملا پايان كار نبود چون بهطور پيوسته از گوشه و كنار درختاني به من معرفي ميشد كه در قامت درختان كهنسال بودند. زماني كه اين پروژه تمام شد حدود ۱۷۰۰ درخت كهنسال شناسايي كرده بوديم اما امروز به بيش از دو هزار و ۲۰۰ رسيده است. چند ماه پيش در دره كهمان در الشتر حدود ۹۳ درخت گردوي كهنسال شناسايي كرديم و قطورترين درخت گردويي كه در طول اين همه سال شناسايي كرديم هم در همين دره بود. گردوهاي ديگري هم داشتيم تا نزديك به اين قطر ولي اينجا صحبت از ركورد است.
در كشورهاي ديگر ميبينيم كه در هر صورت درخت را حفظ ميكنند و در واقع اين درخت است كه پيادهرو يا ديوار را قطع ميكند نه آنها درخت را. در ايران شايد اينگونه نباشد اما بهطور كلي چگونه ميتوان درختان كهنسال را حفظ كرد؟
اولين كاري كه ما براي حفظ درختان كهنسال ميكنيم اين است كه با كمك ميراث فرهنگي در كميتهاي 10 نفره پرونده آنها را تكميل كنيم تا ثبت ملي شود. وقتي درختان را ثبت ملي كرديم چنان تحت حمايت قانون قرار ميگيرند كه اگر حتي از مسير اين درخت بخواهد بزرگراه گذر كند، مجبور است حتي از حريم اين درخت هم فاصله بگيرد، چه رسد به آسيب به عرصه و خود درخت. حتي پيش آمده است كه مسير خطوط انتقال فشار قوي به خاطر درخت كهنسال يا آثار طبيعي ديگري كه ثبت ملي شده تغيير كرده است، بنابر اين ثبت ملي درخت كهنسال به حفظ آن كمك خواهد كرد.