شناسهٔ خبر: 78392796 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

«اعتماد» نگاه رسانه‌هاي جهان به ديپلماسي شكننده ايران و امريكا را بررسي كرد

از فشار حداكثري تا چانه‌زني حداقلي

ناظران بر اين باورند كه ترامپ به دليل حمله به ايران دچار اشتباه محاسباتي شده و حالا براي خروج از بحران حاكم بر سر دوراهي سختي قرار گرفته؛ دور راهي كه قدرت چانه‌زني اين كشور در برابر تهران را متاثر كرده و اهرم‌هايش را كاهش داده است

صاحب‌خبر -

حديث روشني

 درحالي كه مذاكرات ميان ايران و امريكا با ميانجيگري برخي كشورهاي منطقه وارد مراحلي حساس شده، گزارش‌ها از تلاش مداوم طرفين براي تدوين چارچوب اوليه توافق حكايت دارد. در اين ميان، اختلافات بر سر نحوه بهره‌مندي اقتصادي ايران از توافق و همچنين سرنوشت ذخاير اورانيوم غني‌شده همچنان پابرجاست. امريكا خواستار محدودسازي سريع برنامه هسته‌اي و نظارت سخت‌گيرانه بين‌المللي است، در حالي كه ايران بر دريافت منافع اقتصادي فوري و حفظ بخشي از ظرفيت‌هاي هسته‌اي خود تاكيد دارد. همزمان، موضوع تنگه هرمز به يكي از محورهاي اصلي مذاكرات و البته مورد اختلاف تبديل شده است. در همين رابطه برخي تحليلگران معتقدند حتي در صورت دستيابي به يك تفاهم اوليه، اين توافق بيشتر به عنوان «آتش‌بس ديپلماتيك» عمل خواهد كرد تا يك توافق نهايي و پايدار، زيرا بسياري از جزييات كليدي، از ساز و كار راستي‌آزمايي تا زمان‌بندي رفع تحريم‌ها، همچنان محل اختلاف است و روندي طولاني براي حل آنها پيش‌بيني مي‌شود. در همين راستا، «اعتماد» در گزارشي، نگاه نشريات معتبر جهان درباره توافق احتمالي ميان تهران و واشنگتن را مورد ارزيابي قرار داده است.

فارين پالسي: آيا ترامپ شكست در برابر ايران را مي‌پذيرد؟

استفان والت، ستون‌نويس فارين پالسي با انتشار ياددشتي نوشت: اگرچه جزييات توافق احتمالي ميان ايالات‌متحده و ايران يا حتي اين موضوع كه آيا چنين توافقي درنهايت حاصل خواهد شد يا خير را نمي‌دانيم، اما هر كسي با هوش بالاتر از حد متوسط درك مي‌كند كه اسراييل و ايالات‌متحده هنگام آغاز جنگ، اشتباه بزرگي را مرتكب شدند، چراكه هيچ ‌كدام از اهداف اعلام شده اين دو بازيگر محقق نشد: ايران ذخاير هسته‌اي خود را تحويل نداد و توانمندي‌هاي موشكي و پهپادي اين كشور دست ‌نخورده باقي مانده است. همچنين ايران نشان داده كه هر زمان بخواهد مي‌تواند تنگه هرمز را ببندد و بدين طريق جهان را تحت فشار قرار دهد، از همين رو تمام رجزخواني‌ها و لاف‌زني‌هاي دونالد ترامپ، رييس‌جمهور ايالات‌متحده و پيت هگست، وزير دفاعش در سه ماه گذشته چيزي جز مشتي حرف توخالي نبوده است! والت در ادامه يادداشت خود مدعي شد: بنابراين هنگامي كه توافقي حاصل شود، دولت ترامپ مانند كسي كه صورت خوك را با سطل‌هاي مختلف رژلب مي‌پوشاند، اصرار خواهد كرد كه اين توافق نوعي «پيروزي استراتژيك» است.  با اين حال، تعداد اندكي از ناظران قانع خواهند شد و چنين تلاش‌هايي فقط رييس‌جمهور و حلقه مشاوران چاپلوس او را مضحك جلوه خواهد داد.  به نوشته اين نشريه حال نيز اين سوال پيش خواهد آمد كه آيا ترامپ درنهايت اذعان مي‌كند كه اشتباه كرده است؟ خير چرا كه پذيرش اشتباهات هرگز نقطه قوت او نبوده، اما اين خصلت فقط مختص به او نيست. حتي رهبران دموكراتيك نيز در دوران مسووليت از پذيرش اشتباهات اكراه دارند، اگرچه فقط به اين دليل كه مي‌دانند مخالفانشان آماده خواهند بود تا از كوچك‌ترين اعترافي سوءاستفاده كنند.  «جان اف. كندي» مسووليت كامل فاجعه خليج خوك‌ها را پذيرفت، «باراك اوباما» مسووليت تصميم زودهنگام خود براي انتصاب تام دشل به عنوان رييس بخش بهداشت و خدمات انساني ايالات‌متحده را پذيرفت (كه پس از افشاي تخلفات مالياتي دشل، نتيجه عكس داد). اما واقعيت اين است كه چنين اعتراف‌هايي نادر هستند. هنگامي كه از «جورج دبليو بوش» رييس‌جمهور ايالات‌متحده، در سال ۲۰۰۴ پرسيده شد كه آيا در دوره اول رياست‌جمهوري خود اشتباهي مرتكب شده، او نتوانست حتي يك مورد را نام ببرد، اما ترامپ در طول دوران حيات سياسي خود همواره هنجارشكن بوده و ويژگي‌هاي «تفلون» گونه‌اش حتي از ريگان برجسته‌تر است. اگر رييس‌جمهور ايالات‌متحده بتواند جلوي دوربين‌ها برود، اعتراف كند كه اشتباه بزرگي مرتكب شده و سپس به راه خود ادامه دهد، آن فرد ترامپ است. با اين حال چنين كنشي ممكن است چندان هم دشوار نباشد. ترامپ مي‌تواند با يادآوري اينكه ايران از ديرباز براي واشنگتن معمايي دشوار بوده و هيچ‌كدام از اسلاف او نيز نتوانسته‌اند آن مساله را حل كنند، شروع كند. او مي‌تواند ادعا كند كه اميدوار بوده اين مساله را يك بار براي هميشه حل كرده و توضيح دهد كه دلايل خوبي براي اين تصور داشته كه دور ديگري از بمباران ادعايي موثر خواهد بود! با اين حال به ادعاي استفان والت، رييس‌جمهوري امريكا مي‌تواند به مردم يادآوري كند كه هيچ چيز صددرصد قطعي نيست، او مي‌تواند بگويد وظيفه‌اش اتخاذ تصميمات دشوار است و سپس اشتباه را به مشاوره‌هاي بدي كه از محافل مختلف دريافت كرده، نسبت دهد! حال نيز با به تعويق انداختن پايان درگيري‌اش با ايران تلاش ترامپ براي ربودن توهم پيروزي از چنگال يك فاجعه، درد و رنجي را كه ايالات‌متحده و متحدانش متحمل مي‌شوند، تشديد كرده و آسيب بيشتري به اعتبار خود ترامپ وارد خواهد كرد.

فايننشال تايمز: توافق موقت محتمل  صلح پايدار خير

ولي نصر مشاور «باراك اوباما» رييس‌جمهور اسبق ايالات‌متحده با انتشار يادداشتي در نشريه فايننشال تايمز نوشت: دونالد ترامپ، رييس‌جمهور امريكا اميدوار است كه توافقش با تهران به زودي به جنگ عليه ايران پايان دهد و تنگه هرمز را باز كند اما تعداد فزاينده‌اي از سياستمداران و كارشناسان امريكايي هر گونه توافقي را كه در جريانش ميلياردها دلار دراختيار ايران قرار بگيرد و در عين حال كنترل تنگه هرمز و برنامه هسته‌اي را دراختيار اين كشور قرار دهد، محكوم كرده‌اند.  در همين حال به نظر مي‌رسد ايران عجله‌اي براي پذيرش اين پيشنهاد ندارد و به هر حال، ايران تجربه بدي از معامله با ترامپ داشته است، چهره‌اي كه توافق هسته‌اي ۲۰۱۵ را لغو كرد و در طول مذاكرات دو بار به ايران حمله كرده است.  به نوشته ولي نصر در اين ميان بي‌اعتمادي ايران ريشه در تجربه شكست‌خورده معامله با ترامپ و همچنين اين برداشت دارد كه امريكا مي‌خواهد از مسير ديپلماسي، ابزارهاي بازدارندگي تهران را تضعيف كند؛ بنابراين تنگه هرمز، پرونده هسته‌اي و تحميل هزينه به امريكا، به سه محور اصلي محاسبات ايران تبديل شده‌اند. حال نيز در نتيجه تجاوز آشكار و دوباره امريكا و اسراييل به تماميت ارضي ايران از ۹ اسفند ۱۴۰۴، مقامات ايراني اعلام كردند تردد كشتي‌ها از تنگه استراتژيك هرمز كه در مجاورت آب‌هاي سرزميني و خط ساحلي قلمرو ايران واقع شده، بايد با هماهنگي اين كشور انجام شود و كشتي‌هاي مرتبط با امريكا و اسراييل و متحدان آنها نيز اجازه عبور نخواهند داشت.  در ادامه يادداشت ولي نصر همچنين تاكيد شده كه اگرچه ايران ممكن است با باز كردن تنگه هرمز موافقت كند اما كنترل آن را رها نخواهد كرد. ايران اكنون متقاعد شده كه توانايي‌اش براي بستن اين گلوگاه، يك عامل بازدارنده اصلي است، به خصوص اگر نيروهاي انصارالله يمن در درگيري آينده به ايران بپيوندند و تجارت از طريق درياي سرخ را نيز تحت فشار قرار دهند. علاوه بر اين، كنترل تنگه به ايران اجازه مي‌دهد تا از ترافيك دريايي تجاري هزينه‌هايي را دريافت كند. اين درآمد، مسكن اقتصادي مطلوبي خواهد بود اما كشورهاي جهان را نيز مجبور مي‌كند تا با پرداخت هزينه به ايران، تحريم‌هاي ثانويه ايالات‌متحده را به چالش بكشند، بنابراين ممكن است ايالات‌متحده و ايران براي پايان دادن به اين دور از رويارويي توافق كنند. اين خبر خوبي براي اقتصاد جهان خواهد بود، اما نبايد حواسمان ازادعاهاي ترامپ مبني بر پيروزي و طلوع عصري جديد در خاورميانه پرت شود! دستيابي به يك توافق بزرگ‌تر و پايدار براي رسيدگي به آينده تنگه هرمز و برنامه هسته‌اي ايران قطعا بسيار دشوارتر خواهد بود.

اكونوميست: ترامپ بر سر دوراهي سخت

نشريه اكونوميست با طرح اين پرسش كه توافق احتمالي ميان امريكا و ايران چه سازوكاري مي‌تواند داشته باشد، نوشت: اگر بگوييم از وضعيت مذاكرات ميان امريكا و ايران جهانيان سردرگم شده‌اند، ادعاي غلطي نيست.  ديپلمات‌ها در واشنگتن همچنان اميدوارند كه توافقي ميان دو كشور در آستانه نهايي شدن باشد. همزمان مقامات پاكستان و قطر در روند ميانجيگري ميان تهران و واشنگتن همچنان فعال هستند.  دونالد ترامپ نيز پس از گفت‌وگو با رهبران منطقه مدعي شد كه توافق تا حد زيادي مورد مذاكره قرار گرفته و به زودي از آن رونمايي خواهد شد. با اين حال مشاوران او اكنون مدعي‌اند كه روند مذاكرات ممكن است مدت‌ها ادامه يابد.  به نوشته اكونوميست امريكا و ايران اكنون نزديك به دو ماه است در چارچوب آتش‌بسي شكننده رايزني مي‌كنند، آتش‌بسي كه در ابتدا قرار بود تنها دو هفته ادامه داشته باشد. اكنون نيز ممكن است دوطرف به دستيابي به توافق نزديك‌تر باشند، اما نه به آن نوع توافق جامع و پايان‌بخش جنگ كه ترامپ مدعي آن است. در بهترين حالت، توافق پيش رو احتمالا تنها فرصتي براي ادامه مذاكرات پيچيده‌تر در آينده فراهم خواهد كرد؛ به بيان ديگر، توافقي براي ادامه گفت‌وگو نه توافقي نهايي! با اين حال، حتي دستيابي به چنين توافق محدودي نيز با موانعي در تهران و واشنگتن روبه‌رو است. براساس نشانه‌هاي موجود، توافق در حال شكل‌گيري احتمالا شامل تمديد آتش‌بس كنوني براي دست‌كم ۶۰ روز ديگر و ترسيم مجموعه‌اي از اصول كلي خواهد بود؛ ازجمله بازگشايي تنگه هرمز، اعمال محدوديت‌هايي بر برنامه هسته‌اي ايران و اعطاي بخشي از معافيت‌هاي تحريمي به تهران. در صورت حصول چنين توافقي، دوطرف ماه‌هاي آينده را صرف مذاكره بر سر نحوه اجراي اين اصول خواهند كرد. براي مثال، در يك توافق اوليه، ايران احتمالا با تعليق چندساله غني‌سازي اورانيوم موافقت خواهد كرد. با اين حال، امريكا و ايران همچنان بايد درباره جزييات اساسي به توافق برسند؛ ازجمله اينكه چه نهادي مسوول راستي‌آزمايي پايبندي ايران به تعهداتش خواهد بود و تهران براي برخورداري از رفع تدريجي تحريم‌ها بايد چه اهرم‌هايي در اختيار داشته باشد.  با اين حال برخي ناظران مدعي‌اند حتي بر سر همين اصول كلي نيز اختلافات جدي ميان دوطرف وجود دارد. يكي از مهم‌ترين موارد اختلاف، اصرار ايران بر مطالبه حق خود يعني رفع كليه تحريم‌هاي اقتصادي همزمان با امضاي توافق است. مقام‌هاي امريكايي در اين رابطه مدعي شدند حاضرند با صدور معافيت‌هايي، امكان صادرات بخشي از نفت ايران را فراهم كنند، اما تمايلي ندارند تا پيش از مشاهده پيشرفت ملموس در مذاكرات هسته‌اي، اقدامات گسترده‌تري انجام دهند؛ ازجمله آزادسازي ميلياردها دلار از دارايي‌هاي مسدود شده ايران در بانك‌هاي خارجي.  به ادعاي اين نشريه اختلاف ديگر به ذخاير بيش از ۴۰۰ كيلوگرم اورانيوم ايران مربوط مي‌شود. حال نيز به نظر مي‌رسد مذاكره‌كنندگان در جست‌وجوي راه‌حلي ميانه هستند. يكي از گزينه‌هاي مطرح شده اين است كه آژانس بين‌المللي انرژي اتمي مسووليت نگهداري اين مواد را برعهده بگيرد و بر فرآيند رقيق‌سازي و كاهش غناي آن نظارت كند. اما واقعيت اين است كه ايران براي رفع محدوديت‌هاي امريكا بر بنادر و صادرات نفت خود خواهان توافق است. با اين حال مقامات ايراني همزمان بر اين باورند كه دونالد ترامپ بيش از تهران براي دستيابي سريع به توافق روز شماري مي‌كند. از نگاه اين گروه، رييس‌جمهور امريكا براي مهار پيامدهاي اقتصادي تنش‌هاي منطقه‌اي و تحقق وعده‌هاي سياسي خود تحت فشار قرار دارد؛ از همين رو، تهران در شرايط كنوني انگيزه چنداني براي ارايه امتيازات بيشتر از خود نشان نمي‌دهد.  در ادامه يادداشت اكونوميست همچنين آمده كه چرخش ظاهري و لحظه‌اي مواضع دونالد ترامپ نيز ازجمله موارد اختلافي به شمار مي‌رود، چراكه ترامپ در دوره نخست رياست‌جمهوري خود از برجام خارج شد و در طول يك دهه گذشته بارها اين توافق را يكي از بدترين توافق‌هايي كه تاكنون امضا شده توصيف كرد. با اين حال، توافقي كه اكنون در حال مذاكره بر سر آن است، از برخي جهات چندان متفاوت از برجام نيست.  در اين ميان قانون‌گذاران جمهوري‌خواه كه معمولا با رييس‌جمهور خود همدلي نشان مي‌دهند، اين ‌بار به ‌شدت نارضي هستند. در چنين شرايطي، ترامپ در وضعيت دشواري قرار گرفته: هم يك توافق مي‌تواند شكاف‌هايي در ميان متحدانش ايجاد كند و هم ازسرگيري درگيري نظامي. در اين ميان شاهد هستيم فشار متحدان عرب امريكا نيز براي نيل به توافق در حال افزايش است. با اين حال گروهي از تحليلگران مدعي‌اند حتي توافق اوليه نيز لزوما به معناي كاهش فوري تنش‌ها يا بهبود سريع وضعيت اقتصادي نخواهد بود.  در واشنگتن نيز برخي ديپلمات‌ها و تحليلگران بر اين باورند كه ترامپ در آستانه انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره تمايلي به ازسرگيري جنگ نخواهد داشت. در مقابل، گروهي ديگر بر اين باورند كه رييس‌جمهوري امريكا عملا نتيجه انتخابات را از پيش كم‌اهميت تلقي كرده و نگران‌اند كه مذاكرات تابستاني درنهايت به درگيري‌هاي پاييزي منتهي شود.

فارن افرز: توافق محدود كم‌هزينه‌ترين گزينه براي ترامپ؟

نشريه فارن‌افرز با انتشار گزارشي و با اشاره به قابل دوام نبودن وضعيت كنوني براي واشنگتن نوشت: نكته‌اي كه درباره شخص ترامپ در قبال ايران نمي‌توان از نظر دور داشت اين است كه تصميمات فردي او همچنان روند چانه‌زني و مذاكرات را تضعيف مي‌كند. براي دستيابي به يك توافق، ترامپ ناگزير است ابتدا خواسته‌هاي خود را با واقعيت‌هاي جديد راهبردي تطبيق دهد؛ واقعيت‌هايي كه اكنون بيش از گذشته به سود ايران تغيير كرده‌اند. در وهله اول اين امر مستلزم آن است كه واشنگتن از مواضع حداكثري خود در قبال برنامه هسته‌اي ايران عقب‌نشيني كند و براي هميشه از اميد به تحميل محدوديت بر توان موشكي ايران دست بكشد. همچنين براي آنكه هرگونه توافقي دوام و پايداري داشته باشد، ترامپ ناگزير است با مشكلي روبه‌رو شود كه طي ۱۸ ماه گذشته و در نتيجه اقدامات خود امريكا شكل گرفته و آن فقدان تضمين‌هاي معتبر و قابل اتكا است.  به نوشته اين نشريه امريكايي، وادار كردن ايران به پذيرش يك توافق صرفا با تكيه بر تهديدهاي نظامي امكان‌پذير نيست. اين روند مستلزم آن است كه واشنگتن بتواند ايران را متقاعد كند كه همكاري با خواسته‌هاي امريكا و چشم‌پوشي از برنامه هسته‌اي، مي‌تواند مانع از تكرار اقدامات خصمانه و حملات احتمالي امريكا و اسراييل در آينده شود. اما حمله به ايران در ميانه مذاكرات و همچنين استفاده از ادبيات تهاجمي و تهديدآميز در فضاي عمومي بيش از پيش توانايي واشنگتن براي ارايه تضمين‌هايي را كه تهران براي پذيرش حتي حداقلي‌ترين نسخه از مطالبات امريكا به آن نياز دارد، تضعيف كرده است.   با اين حال، هنوز روزنه باريكي براي دستيابي به توافق وجود دارد؛ روزنه‌اي كه عبور از آن مستلزم ارايه امتيازاتي ازسوي امريكا، هم در موضوع تنگه هرمز و هم در پرونده هسته‌اي است. تضمين‌هاي ضروري و قابل اعتماد مي‌تواند در قالب‌هاي مختلفي ارايه شود؛ ازجمله طراحي يك روند مرحله‌اي كه وضعيت تنگه هرمز را از مذاكرات هسته‌اي تفكيك كند و در برابر هر گام ايران در يكي از اين دو حوزه، مشوق‌هايي مشخص درنظر بگيرد. همچنين بهره‌گيري از ضامن‌هاي ثالث، نظير آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، مي‌تواند به افزايش اعتبار و پايداري توافق احتمالي كمك كند.  به ادعاي ناظران چنين توافقي ممكن است براي ترامپ خوشايند نباشد، اما در شرايط كنوني واشنگتن عملا تنها با مجموعه‌اي از گزينه‌هاي نامطلوب روبه‌رو است. تداوم يك بن‌بست نامحدود بر سر تنگه هرمز، به‌ تدريج موقعيت چانه‌زني امريكا را تضعيف خواهد كرد، زيرا پيامدهاي انباشته و فزاينده حذف نفت خليج‌فارس از بازارهاي جهاني، به مرور آشكارتر و سنگين‌تر مي‌شود. ازسوي ديگر، تشديد تنش‌هاي نظامي از طريق حملات بيشتر نيز به احتمال زياد ايران را وادار به تسليم نخواهد كرد. در مقابل، تهران به ‌احتمال فراوان با هدف قرار دادن زيرساخت‌هاي امريكا در حاشيه خليج‌فارس به كنش‌هاي نظامي واشنگتن پاسخ خواهد داد.  افزون بر اين، حتي اگر چنين چرخه‌اي از تشديد تنش شكل بگيرد، ترامپ درنهايت همچنان به يك توافق نياز خواهد داشت؛ وضعيتي كه بار ديگر مساله دشوار ارايه تضمين‌هاي معتبر به ايران را به كانون مذاكرات بازمي‌گرداند.  در ادامه يادداشت فارن‌افرز همچنين تاكيد شده كه البته گزينه ديگري نيز پيش روي رييس‌جمهور امريكا قرار دارد و آن توقف حملات و كنار كشيدن از بحران است آن هم در شرايطي كه كشورهاي منطقه ناگزيرند به تنهايي با پيامدها و تبعات باقي‌مانده اين منازعه مواجه شوند.  با اين حال، اين گزينه احتمالا از منظر سياسي كم‌هزينه‌ترين راه‌حل براي ترامپ نيست؛ به‌ ويژه براي رييس‌جمهوري كه ادعاي جلوگيري از دستيابي ايران به سلاح هسته‌اي را به يكي از محورهاي اصلي گفتمان و سياست خود تبديل كرده است. در چنين شرايطي، دستيابي به توافقي محدود اما پايدار كه بتواند ايالات‌متحده را از باتلاق كنوني خارج كند و همزمان مانع از شكل‌گيري دورهاي جديد تقابل ميان امريكا، اسراييل و ايران شود، كم‌هزينه‌ترين گزينه بد موجود براي ترامپ به شمار مي‌رود؛ حتي اگر تحقق آن مستلزم پذيرش امتيازاتي دشوار ازسوي واشنگتن باشد. واقعيت آن است كه اين امتيازات بهاي جنگي است كه به اهداف مورد انتظار خود نرسيده و در نهايت ايالات‌متحده را در موقعيتي نامطلوب‌تر از زمان آغاز درگيري قرار داده است.  براي دستيابي به توافق، ترامپ ناگزير است بي‌اعتمادي ايجاد شده در نتيجه اقدامات امريكا را ترميم كند يا دست‌كم آن را در محاسبات خود لحاظ نمايد. اين امر مستلزم ارايه امتيازات پرهزينه از سوي واشنگتن است؛ امتيازاتي كه هدف آنها متقاعد كردن ايران به اين باشد كه توافق با ايالات‌متحده، امنيت تهران را نسبت به وضعيت پيش از جنگ افزايش مي‌دهد، نه كاهش.  اين امتيازات مي‌تواند شامل پيش‌دستي در ارايه منافع به ايران باشد؛ براي مثال، لغو فوري محاصره دريايي يا آزادسازي دارايي‌هاي بلوكه‌شده ايران در بانك‌هاي خارجي در ازاي بازگشايي تنگه هرمز توسط تهران. همچنين، ايالات‌متحده مي‌تواند در صورت موافقت ايران با تحويل اورانيوم با غناي بالا، كاهش محدود تحريم‌ها را نيز در همان مراحل ابتدايي درنظر بگيرد، چراكه جمهوري اسلامي ايران نشان داده است كه از آنچه ترامپ تصور مي‌كرد بسيار مقاوم‌تر و تاب‌آورتر است.