شناسهٔ خبر: 78388809 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: خبرنامه دانشجویان ایران | لینک خبر

واکاوی ابعاد زیست سیاسی امام هادی؛

از دوران خفقان تا ادبیات دینی امام

قرن سوم هجری، دورانِ اوجِ قدرتِ عباسیان و در عین حال، آغاز افول خلافت مرکزی بود و این دوران، با ظهور فرقه‌های کلامی متعدد و رقابت‌های شدید سیاسی همراه بود. دوران امامت امام هادی(ع) شرایط خاصی بود لذا آن حضرت با بکارگیری ادبیات دینی و ادعیه مردم را هدایت می‌کرد.

صاحب‌خبر -

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ قرن سوم هجری، دورانِ اوجِ قدرتِ عباسیان و در عین حال، آغاز افول خلافت مرکزی بود و این دوران، با ظهور فرقه‌های کلامی متعدد و رقابت‌های شدید سیاسی همراه بود.

امام هادی(ع) در چنین بستری، وظیفه‌ امامت را بر عهده گرفتند و انتقال اجباری آن حضرت از مدینه به سامرا، پایتخت نظامی عباسیان نشان از درک عمیق دستگاه خلافت از نفوذ معنوی امام هادی(ع) داشت.

سامرا، شهری که برای کنترل مخالفان سیاسی بنا شده بود، به زندانی برای «کانون هدایت» تبدیل شد؛ اما این زندان، نتوانست مانع پرواز اندیشه‌ امام هادی(ع) و گسترش نور هدایت او شود.

دوران امامت امام هادی (ع) شاهد حضور چندین خلیفه بر تخت خلافتِ عباسی بود و هر یک از این خلفا، رویکردِ خاصِ خود را نسبت به اهل‌بیت (ع) و به ویژه امام زمان خود داشتند که این امر، استراتژی تعاملی امام را نیز تحتِ تأثیر قرار می‌داد.

متوکل، معروف به «شراب‌خوارِ علنی» و دشمن سرسخت علویان، یکی از سخت‌ ترین دوران‌ها را برایِ شیعیان و امامِ هادی (ع) رقم زد و او با تشدید اقدامات امنیتی، مانند تفتیش خانه امام و تخریب اماکن مذهبی شیعه مانندِ مقبره امام حسین (ع) تلاش کرد تا نفوذ امام هادی را به کلی از بین ببرد.

در این دوره، امام هادی(ع) با اتخاذ رویکرد «مقاومت منفی»، از هرگونه تعامل رسمی که به معنای تأیید مشروعیت دستگاه خلافت بود، اجتناب می‌کردند و این مقاومت، نه از سر ضعف، بلکه از سر درک عمیق اهداف متوکل و تلاش برای حفظ اصالت جایگاه امامت بود.

استناد به روایات تاریخی که امام در پاسخ به احضاریه‌های متوکل، با لحنی قاطع و بدون ترس، در برابر او می‌ایستادند، نشان از صلابت سیاسی امام دارد.

پس از مرگ متوکل، اگرچه جو سرکوب مستقیم کمی تعدیل شد، اما همچنان خطر نظارت و فشار سیاسی وجود داشت و خلفای بعدی، مانند منتصر، که روابطِ بهتری با علویان داشت، فرصتی نسبی برای فعالیت امام فراهم کردند.

در این دوران، استراتژی امام هادی  بیشتر به سمتِ تقویتِ «سازمان وکالت» و بسط شبکه ارتباطی با شیعیان در مناطق دوردست معطوف شد به نحوی که امام هادی(ع) با استفاده از این فرصت، بر تثبیت مبانی عقیدتی و فقهی شیعه و آماده‌سازی جامعه برای دوران غیبت تمرکز کردند.

یکی از مهم‌ترین ابعاد زیست سیاسی امام هادی(ع)، توجه ویژه به تربیت نسلی از عالمان و یاران صدیق بود که بتوانند در غیاب حضور مستقیم امام هادی، بار هدایت جامعه را بر دوش کشند و این کادرسازی، بیش از آنکه جنبه‌ نظامی یا سیاسی آشکار داشته باشد، یک «عملیات فرهنگی و اعتقادی و استراتژیک» بود.

امام هادی(ع) با شناسایی یاران وفادار و صاحبِ دانش، آن‌ها را به عنوان «وکیل» در شهرها و مناطقِ مختلف منصوب می‌کردند و این وکلا، نه تنها مسئول جمع‌آوری وجوهات شرعی مانند خمس بودند، بلکه وظایف مهم‌تری بر عهده داشتند.

پاسخگویی به مسائل شرعی و کلامی و هدایت فکری شیعیان و رفع شبهات، حفظ انسجامِ جامعه‌ شیعی و جلوگیری از تفرقه‌افکنی و انحرافات و انتقالِ پیام امام و رساندن دستورات و رهنمودهای امام هادی به شیعیان از جمله این وظایف بود.

شناسایی افرادِ مستعد و معرفی افرادِ توانمند برای تربیت بیشتر چهره‌هایی مانند «حسین بن سعید اهوازی»، «علی بن مهزیار اهوازی»، «عثمان بن سعید عمری» و «عبدالعظیم حسنی» از برجسته‌ترین مصادیقِ این تربیتِ عمیق هستند.

عبدالعظیم حسنی، که خود از دانشمندان برجسته بود، در شهر ری اقامت گزید و به «سیدالکریم» مشهور شد و امام هادی(ع) با توصیه ایشان به ری، عملاً پایگاه مهمی برای گسترش تشیع در آن منطقه ایجاد و او را به مرجعی برای مردم ری تبدیل کردند و ین اقدام، نمونه‌ای بارز از «سیاست حضور غیرمستقیم» و «گسترش جغرافیای نفوذ معنوی» بود.

روایات متعددی از امام هادی (ع) در باب اهمیتِ علم، فقاهت و درکِ دین وجود دارد و آن حضرت همواره پیروان خود را به فراگیری علومِ دینی و بصیرت‌افزایی تشویق می‌کردند.

این رویکرد، پاسخی ریشه‌ای به چالش‌های فکری عصر آن حضرت و همچنین، سرمایه‌ گذاری بلندمدت برای دوران غیبت بود؛ چرا که در غیاب امام، جامعه شیعه نیازمند عالمان عامل و بصیر بود.

یکی از خلاقانه‌ترین و مؤثرترین شیوه‌هایی که امامان اهل‌بیت (ع) در دوران خفقان حکومتی برای حفظ هویت شیعی و تداوم خطِ سیاسی خود به کار گرفتند، استفاده از «ادبیات دینی» به عنوان ابزاری برای «هویت‌سازی» و «مقاومتِ سیاسی» بود.

«زیارت جامعه کبیره»، شاهکار امام هادی (ع)، در واقع «مانیفست سیاسی-عقیدتی شیعه» است که در دل جامعه‌ تحت سلطه‌ امویان و عباسیان، هویتی مستقل و مشروعیت‌بخش به اهل‌بیت (ع) ارائه می‌داد.

امام در این زیارت، با ترسیم دقیق جایگاه امامان معصوم به عنوان «منبع علم نبوی»، «برگزیدگان الهی» و «حجت‌های خداوند بر روی زمین»، مشروعیت الهی امامت را در برابر مشروعیت ظاهری و مبتنی بر زورِ حاکمان ستمگر قرار می‌دهند.

در دورانی که شیعه پراکنده و تحت فشار بود، «زیارت جامعه کبیره» با ایجاد یک «زبان مشترک هویتی»، پیوندی ناگسستنی میان شیعیان نقاط مختلف جهان اسلام برقرار می‌کرد و این متن، معیاری برای شناخت «دوست» از «دشمن» و «حقیقت» از «باطل» بود و به شیعه اجازه‌ حفظ کیان فکری و سیاسی خود را در برابر هجمه‌های ایدئولوژیکِ دستگاه خلافت می‌داد.

این زیارت، در واقع «درس‌نامه‌ای» است که به شیعه می‌آموزد چگونه در برابر ظلم ایستادگی کند، از حق خود دفاع کند و هویت خود را پاس بدارد، بدون آنکه الزاما درگیر درگیری‌های نظامی مستقیم شود.

«زیارت جامعه» به شیعه می‌آموزد که «حکومت» از آن اهل‌بیت (ع) است و هرگونه همراهی با حاکمانِ ستمگر، به معنایِ خروج از ولایتِ الهی است.

«دعایِ سمات»، که منسوب به امام علی (ع) و در دوران امام هادی (ع) نیز بسیار موردِ تأکید قرار گرفته است، یکی دیگر از ابزارهای قدرتمند مقاومت معنوی و سیاسی است؛ این دعا، بیش از آنکه صرفاً یک درخواستِ مادی باشد، «بیانیه‌ مواضع سیاسی یک مستضعف آگاه» در برابر قدرتمندان ستمگر است.

دعا با استغاثه به «اسمای اعظم الهی» آغاز می‌شود؛ اسماء و صفاتی که در فرهنگ دینی، منبع قدرتِ لایزال الهی هستند و این استغاثه، نمادی از اتکای مستضعفان به قدرت برتر الهی در برابر قدرت ظاهری حاکمان ستمگر است و دعاکننده در واقع اعلام می‌دارد که قدرت حقیقی، در دست خداوند است و حاکمان جبّار، تنها ابزاری موقت در دست اراده الهی هستند.

بخش قابل توجهی از این دعا به لعن آشکار طاغیان، جباران، قاتلان انبیاء و اولیاء و کسانی که به سنت‌های الهی چنگ انداختند، اختصاص دارد و این لعن، یک اقدام صرفاً احساسی نیست، بلکه «اعلام موضع سیاسی» و «تجدید بیعت با خط اولیاء الهی» در برابر خط دشمنان خداست.

امام هادی (ع) با تأکید بر این دعا، به شیعیان خود می‌آموختند که در برابر ظلم، «سکوت» به معنای «همدستی» است و «برائت» از ظالمان، بخشی از «ولایت» نسبت به اولیاء خداست.

دعایِ سمات، با درخواست «فرج» و «تغییر حال» همراه است و این درخواست، در دوران امام هادی(ع) که خود تحت فشار شدید حکومتی بودند، به معنای انتظار ظهورِ عدالت نهایی الهی یعنی حکومت حضرت مهدی (عج) بود و این دعا، روح امید را در کالبد شیعیان مستضعف می‌دمید و آن‌ها را برای پذیرشِ مسئولیت یاری منجی بشریت آماده می‌ساخت.

«زیارت جامعه کبیره» و «دعای سمات»،  «سلاح‌های ایدئولوژیک» و «ابزارهای هویتی-سیاسی» هستند که امام هادی (ع) برای مقاومتِ شیعه در برابر ساختارهای فاسد قدرت به کار گرفتند و این متون، با تکیه بر قدرت «زبان» و «ادبیات»، توانستند در دل تاریک‌ترین دوران‌ها، شعله‌ هویت شیعی را روشن نگه دارند، مشروعیتِ الهی اهل‌بیت (ع) را تثبیت کنند و شیعه را برای تحقق عدالت نهایی آماده سازند و این، اوج «سیاست خلاق» و «مقاومت مدنی» است که از دل مکتب امامت جوشید.