شناسهٔ خبر: 78386286 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

استاد روابط بین‌الملل: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نقض آشکار قواعد صلح بین‌الملل است

کرمانشاه - ایرنا - استاد روابط بین‌الملل و عضو هیات علمی دانشگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیا (ص) با اشاره به تحولات جنگ تحمیلی دوم و سوم تصریح کرد: ترامپ رسماً چندین بار اذعان کرده که با حمایت و مشارکت مستقیم آمریکا، جنگ ۱۲ روزه علیه ایران را راهبری کرده و مراکز هسته‌ای نطنز و فردو را بمباران نموده و هشت ماه بعد، در ۹ اسفند، جنگ دیگری به ایران تحمیل کرده که این مساله نشانه مسئولیت ناپذیری دولت ایالات متحده آمریکا و نقض قواعد صلح بین‌المللی است.

صاحب‌خبر -

به گزارش روز دوشنبه ایرنا؛‌ «ایوب نیکونهاد» در نشست تخصصی با عنوان «چشم‌انداز آینده منازعه ایران و ایالات متحده آمریکا پس از جنگ تحمیلی سوم»، در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه رازی کرمانشاه درباره زمینه‌های جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان)، گفت: این جنگ با محوریت فروپاشی نظام سیاسی ایران، تخریب توان نظامی، دفاع هوایی و موشکی ایران آغاز شد.

وی توضیح داد: برآوردهای غلط نظامی صهیونیست‌ها و آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا که به ترامپ القا می‌شد، حاکی از آن بود که توان نظامی ایران به‌ویژه در حوزه آفندی و پدافند هوایی در جنگ ۱۲ روزه به شدت تضعیف شده و زمان مناسبی برای پایان دادن به نظام سیاسی ایران فراهم شده است که واکنش مقتدرانه ایران و شکل گیری دفاع میهنی، اشتباه بودن این گزاره‌ها را برای نظام سیاستگذاری آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها اثبات کرد.

این عضو هیات علمی دانشگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیا (ص)، هسته‌ای شدن منازعه را از دیگر پیشران‌های تداوم و تعمیق منازعه بین دو کشور دانست و بیان کرد: آمریکایی‌ها با زورگویی به دنبال سلب ایران از حق غنی‌سازی صلح آمیز هستند، در حالی که ایران عضو NPT است و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بارها پایبندی ایران به صلح آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای را راستی‌آزمایی کرده و طبق اذعان آژانس، برنامه هسته‌ای ایران هیچ گاه سمت و سوی نظامی نداشته است.

به گفته وی آمریکایی‌ها مقصر اصلی بحران هسته‌ای ایران هستند و پس از خروج آمریکا از برجام و به جهت دفاع از حقوق و منافع کشور بود که ایران مطابق قانون مجلس، غنی‌سازی را تا ۶۰ درصد افزایش داد که اکنون به یکی از محورهای اصلی منازعه تبدیل شده است.

مصالحه با آمریکا دشوار است/احتمال بازگشت به جنگ بالا است

نیکو نهاد در ادامه به شرایط محتمل سه سناریوی اصلی شامل «مصالحه و سازش»، «بازگشت به درگیری» و «رها کردن بحران به شکل فعلی» پرداخت و اظهار کرد: دستیابی به سناریوی مصالحه و سازش بسیار دشوار است چرا که مستلزم کنترل متغیرهای بحران، تغییر نگرش آمریکایی‌ها به دیپلماسی به معنای پرهیز از تمامیت خواهی و همراهی تمام ارکان نظام به‌ویژه در داخل ایران است.

وی افزود: حتی در صورت وقوع مصالحه مقطعی و کوتاه‌مدت، این به معنای پایان درگیری نیست و زخم‌های بحران در صورتی که بنیادی حل و فصل نشوند که حل آنها هم به آسانی نیست دوباره سر باز خواهند کرد.

این استاد دانشگاه در ادامه با یادآوری تجربه جنگ هشت‌ساله، آتش‌بس را بخشی از جنگ دانست و گفت: در آن دوره نیز توافق‌های کوتاه‌مدتی برای توقف نبرد داشتیم، اما مجدداً جنگ آغاز می‌شد. اکنون نیز هر لحظه احتمال ازسرگیری درگیری وجود دارد و با توجه به رویکرد زیاده‌خواهانه آمریکایی‌ها و امتناع از پذیرش حقوق ایران، بازگشت به جنگ قوی‌تر از سناریوی مصالحه ارزیابی می‌شود.

این تحلیلگر مسائل سیاسی با اشاره به سناریوی سوم یعنی پایان دادن به بحران به شکل فعلی و بازگشت به سیاست مهار اقتصادی به پیش از ۹ اسفند ۱۴۰۴، خاطرنشان کرد: در شرایط کنونی متغیرهایی مانند محاصره دریایی و مساله تنگه هرمز اضافه شده که حل‌وفصل آنها به‌سادگی برای طرفین امکان‌پذیر نیست.

نیکونهاد با اشاره به فقدان یک استراتژی قابل قبول برای خروج از بن‌بست مذاکراتی هشدار داد: انتظار معجزه با توجه به رویکرد آمریکایی‌ها و نگاه آنان به دیپلماسی بسیار سخت است. گرچه به نفع ما و منطقه خاورمیانه است که از منازعه جدید جلوگیری کنیم، اما واقعیت آن است که شواهد حکایت از احتمال قوی‌تر بازگشت به جنگ دارد.

وی با اشاره به هماهنگی میان آمریکا و رژیم صهیونیستی، به ویژه در دولت ترامپ، تأکید کرد که علیرغم این همکاری و هماهنگی، آمریکایی‌ها در جنگ تحمیلی سوم نتوانسته‌اند به هیچ یک از اهداف مورد نظر خود دست پیدا کنند و به نظر می‌رسد تا زمانی که اهداف قابل قبولی به دست نیاورند، آمریکا از مساله هسته‌ای ایران عقب‌نشینی نخواهد کرد چرا که عقب نشینی در این وضعیت موجب بی حیثیتی بیشتر آمریکایی‌ها خواهد شد.

حمایت چین و روسیه از ایران جدی نیست فقط میانجی‌گری می‌کنند

این کارشناس مسائل سیاسی در بخش دیگری از صحبت‌های خود فقدان حمایت جدی روسیه و چین از ایران را یکی دیگر از پیشران‌های مؤثر در آینده منازعه دانست و افزود: روس‌ها و چینی‌ها موضعی محتاطانه در بحران فعلی دارند و حاضر به هزینه‌دهی مستقیم بر سر مساله ایران نیستند و در زمان مناسب به جهت کسب پرستیژ یا منافع، صرفاً در نقش میانجی‌گر وارد می‌شوند.

نیکونهاد درباره مواضع چین گفت: اولویت اصلی چین همواره منافع اقتصادی است. چین با وجود حمایت‌های دیپلماتیک از ایران در مجامع جهانی، اما همزمان از آزادی دریانوردی در تنگه هرمز حمایت می‌کند و خواهان پایبندی ایران به قواعد بین‌المللی در عرصه دریانوردی است. ایران هم هیچ‌گاه انتظار مداخله نظامی چین یا روسیه به نفع خود را نداشته و ندارد؛ در عین حال این یک واقعیت مسلّم است که در منازعات بزرگ کشورهای صاحب فناوری از بی‌اعتباری فناوری خود در میدان نبرد و آشکار شدن نقاط ضعف آنها نیز هراس دارند.

وی افزود: روسیه نیز به دلیل ملاحظات نظامی و امنیتی و فرسایشی شدن جنگ اوکراین و احیانا هموار کردن راه خروج از بحران خودساخته در اوکراین، نگاه احتیاط آمیزی به منازعه جدید خاورمیانه دارد و تنها پشتیبانی دیپلماتیک در مجامع بین‌المللی آن هم بر اساس منافع خود به ایران ارائه می‌دهد.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل تأکید کرد: به نظر من، برنده قطعی این منازعات چین است. چین بدون دیدن هیچ آسیب سیاسی و نظامی، از بحران بهره‌برداری اقتصادی، سیاسی و حتی دیپلماسی عمومی کرده است. چینی‌ها همچون ناظری در زورخانه نظام بین‌الملل منتظر نتیجه بحران‌های فعلی هستند؛ چه ایران تضعیف شود چه آمریکا، مساله به نفع چین تمام می‌شود.

عضو هیات علمی دانشگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیا (ص) در ادامه با اشاره به چالش‌های داخلی سیاست خارجی گفت: اظهارنظرهای غیرکارشناسی در رسانه ملی و فضای مجازی از سوی نمایندگان و شخصیت‌های صاحب تریبون، راه را برای دیپلماسی سخت‌تر می‌کند. باید از تصمیمات سیاست خارجی که در سطوح عالی نظام مانند شورای عالی امنیت ملی اتخاذ می‌شود حمایت کرد و اعتماد عمومی به دیپلمات‌ها و تیم مذاکره کننده کنونی برای چانه‌زنی منطقی جهت تامین منافع عمومی یک مسئله ضروری است. متأسفانه گاهی خط‌قرمزهای عمومی‌شده، امکان تعدیل منافع را از دیپلماسی سلب می‌کند.