صاحبخبر - گروه سیاسی- مانیا شوبیری: برای دههها، ما با الگویی از حکمرانی مواجه بودهایم که در آن، مدیران و مسئولان از پشت میزها، در اتاقهای خنک و مطبوع، برای مردم نسخه میپیچیدند که آهای مردم «کمتر مصرف کنید» و «با بحران بسازید». اما اینبار، تصویر پزشکیان در جلسه اخیر، یک گسست معنایی از این سنت رفتاری مسئولان ایرانی است.
مسعود پزشکیان در نشست تخصصی شورای همکاری دولت و دانشگاه که با موضوع مدیریت بحران آب برگزار شده بود، با اشاره به ضرورت مدیریت مصرف انرژی به حاضران که با کتوشلوار وارد سالن جلسه شدند، می گوید که نیازی به نشستن با کت در جلسه نیست و به جای کاهش دمای سیستم سرمایشی، میتوان با رعایت برخی نکات ساده از مصرف بیشتر انرژی جلوگیری کرد.
پزشکیان خود پیشگام شد و از حاضران خواسته تا کتهایشان را درآورند. رئیس جمهور در دو سال گذشته همواره تاکید داشتند که اصلاح الگوی مصرف به معنای کممصرف کردن یا کاهش کیفیت زندگی نیست، بلکه با تغییر برخی عادتهای روزمره و انجام اقدامهای ساده نیز میتوان مصرف انرژی را بهینه کرد.
وقتی رئیسجمهور کشور، کت را درمیآورد و با تیشرت در جلسه حاضر میشود تا الگوی کاهش مصرف انرژی را از اتاق کار خودش شروع کند، ما با چیزی فراتر از یک ژست تبلیغاتی مواجهیم؛ ما با یک پارادایم جدید روبرو هستیم: پارادایم رهبری از طریق عمل. پزشکیان در دو سال اخیر در این زمینه تلاش بسیاری کرده است.
از شعار تا عمل
مدتها بود که جامعهی ایران نسبت به تمامی توصیههای مسئولان در حوزهی مدیریت بحرانهای آب و برق، دچار نوعی کرختی شنیداری شده بود. وقتی مردم میدیدند که در سطح عالی مدیریت کشور، هیچ نشانهای از محدودیت یا تغییر رفتار مشاهده نمیشود، چگونه میتوانستند به دعوتها برای صرفهجویی اعتماد کنند؟
این دست اقدامات پزشکیان در عمر دو ساله دولت او مسبوق به سابقه است. پزشکیان در سال گذشته نیز در جلسات زیادی دستور خاموش کردن چراغهای سالن جلسات و کشیدن پرده ها را داده بود. یا تغییر ساعت ادارات برای صرفه جویی در مصرف انرژی از دیگر اقدامات او بود.
اما در سادهسازی پوشش برای کاهش نیاز به وسایل سرمایشی، بیش از آنکه یک تصمیم فنی باشد، یک سیگنال سیاسی قوی به بدنه دیوانسالاری است. پزشکیان با این کار، در واقع میگوید که مسئولیت ناترازی انرژی، صرفاً بر دوش شهروندان نیست؛ بلکه دولت باید اولین کسی باشد که هزینهی گذار به این دوران را میپردازد. این رویکرد، آنچیزی است که فقدانش در دهههای گذشته، شکاف عمیقی میان حاکمیت و مردم ایجاد کرده بود.
آغاز تغییر در ژاپن با پوشش
شاید برای بسیاری از مدیران ما این رفتار غریب باشد، اما جهان توسعهیافته سالهاست که از این استراتژی عبور کرده است. کمپین مشهور «Cool Biz» در ژاپن که در سال ۲۰۰۵ میلادی توسط وزارت محیطزیست این کشور آغاز شد، دقیقاً بر همین محور استوار بود. ژاپنیها متوجه شدند که برای کاهش مصرف برق، نباید به مردم التماس کرد؛ بلکه باید فرهنگ لباس پوشیدن در محیطهای اداری را تغییر داد.
دولت ژاپن با ممنوع کردن استفاده از کت و کراوات در ادارات در فصل تابستان و تنظیم دمای کولرها روی ۲۸ درجه، توانست میلیونها تن انتشار گازهای گلخانهای را بکاهد و مصرف برق سنگین ادارات را به شکلی باورنکردنی کنترل کند. آنچه پزشکیان بعد از حضور در پاستور آغاز کرده، یک نسخهی بومی از همان تجربهی موفق جهانی است. تفاوت در اینجاست که در ژاپن، این یک دستورالعمل سیستمی بود؛ در ایران، با توجه به فرهنگ سنتی دیوان سالاری که پرستیژ را در کت و شلوارهای اتو کشیده می بیند، شکستن این تابو نیازمند یک پیش قراول راس قدرت بود. پیشقراولی که تابوی کت و شلوارهای اتوکشیده در گرمای تابستان را بشکند.
قدرت سرایت رفتار در مصرف آب
همیشه منتقدان دولت، این رفتار را به پوپولیسم تعبیر میکنند. اما آیا واقعاً صرفهجویی ۲۵ لیتری در سرانهی مصرف آب تهرانیها در سال 1404 نیز پوپولیسم است؟ وقتی از عملگرایی سخن میگوییم، منظورمان همین نتایج است. کاهش ۲۵ لیتر برای شهری با ده میلیون جمعیت، یعنی بازگشتِ صدها هزار متر مکعب آب به چرخهی مصرفِ بهینه. سخنگوی شرکت آب و فاضلاب تهران همین چند روز پیش خبر داد که صرفه جویی تهرانی ها را از جیره بندی نجات داده است و آنها توانسته اند معادل ۲ برابر سد لتیان آب پس انداز کنند.
پزشکیان با تغییر ساعات کاری و الزام ادارات به خاموشی سیستمهای سرمایشی و گرمایشی در زمان تعطیلی ادارات، در حال مهندسی مجدد ساعت بیولوژیک کشور است. این رفتار، وقتی از رأس هرم قدرت شروع میشود، نوعی فشار اجتماعی ایجاد میکند. وقتی یک کارمند ساده میبیند که رئیسجمهور کشور در دمای متعارف غیرآسایشی کار میکند، دیگر عذر و بهانهای برای اسراف در بخشهای تحت امرش ندارد. این همان قدرت الگو است که از هر بخشنامهی خشک و خالی اداری، نافذتر عمل میکند.
صرفهجویی نمادین کافی نیست
اگرچه اقدام رئیسجمهور را باید ستود و آن را به عنوان یک نقطهی عطف در فرهنگ مدیریت به فال نیک گرفت، اما نباید فراموش کرد که صرفهجویی نمادین، داروی ضد درد» است، نه درمان قطعی. اگر این رفتار مسئولانه با اصلاحات ساختاری همراه نشود، خیلی زود به خاطرهها میپیوندد.
متاسفانه کشور با بحران فرسودگی نیروگاهها، اتلاف عظیم انرژی در خطوط انتقال و عدم بازسازی زیرساختهای آب مواجه است. تیشرت رئیسجمهور، تنها زمانی به یک پیروزی ملی بدل میشود که همزمان، بودجههای لازم برای نوسازی صنعت برق و مدیریت منابع آبی تخصیص یابد. ما نباید اجازه دهیم که صرفهجویی فردی مسئولان بهانهای برای فراموشی سرمایهگذاری دولتی شود. ناترازی انرژی، حاصل سالها ناترازی در مدیریت منابع است؛ بنابراین، دولت باید همانقدر که در ظاهر (پوشش و مصرف) خود را متواضع نشان میدهد، در لایههای عمیق (بودجه و تکنولوژی) نیز جسور باشد.
پایان عصر کتهایِ سنگین
سیاست کنشگرانه، یعنی پایان عصر سیاستمدارانی که پشت میزهایشان مینشستند و دستور ریاضت مردم را صادر میکردند. پزشکیان با این اقدام، دیوار بیاعتمادی را یک آجر پایینتر آورده است. اما مردم هوشمندتر از آن هستند که صرفاً با تماشای تیشرت رئیسجمهور، ناترازیهای کلان را فراموش کنند. مردم، پیوستگی میخواهند؛ یعنی اگر رئیسجمهور کتاش را درآورده، سازمانهای دولتی هم باید هزینههای جاری خود را کاهش دهند، بخش خصوصی برای بهرهوری انرژی مشوق بگیرد و زیرساختهای ملی نوسازی شود.
اگر تیشرت پاستور تبدیل به یونیفرم ملی صرفهجویی شود، میتوان امیدوار بود که ما از زمستانهای سرد و تابستانهای داغ ناترازی عبور کنیم. البته که این نوشتار، نه دفاع از یک شخص، که دفاع از یک شیوه است. شیوهای که در آن، مسئول، اولین داوطلب مسئولیتپذیری است.
وقت آن رسیده که کتهای سنگین سنت مدیریتی غلط را از تن بوروکراسی ایران در بیاوریم؛ چرا که در هوای داغ بحرانهای پیشرو، هیچکس با کت اداری به مقصد توسعه نمیرسد.
آیا این مدل حکمرانی کنشگر، میتواند به امضای دولت چهاردهم تبدیل شود؟ پاسخ در تداوم این رفتار و البته، در خروجی توربینهای نیروگاهها و کنتورهای آب در سال آینده نهفته است. نمره ی این دولت را نه در کلام، که در میزان کاهش واقعی اتلاف منابع خواهیم داد.
∎