شناسهٔ خبر: 78369126 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: تقریب | لینک خبر

نحوه عملکرد تبلیغات اسرائیلی:

با اشغال مخالفت کنید، «حماس»، «اخوان المسلمین» یا «یهودستیز» می‌شوید!

انتقاد از دولت اسرائیل یهودستیزی نیست؛ دفاع از فلسطین جرم نیست؛ و ابراز همبستگی با مردمی که در معرض کشتار و آوارگی قرار دارند، چیزی نیست که نیاز به عذرخواهی یا توجیه داشته باشد.

صاحب‌خبر - در حالی که فلسطینی‌ها هفتاد و هشتمین سالگرد نکبت را گرامی می‌دارند، بار دیگر عکس‌های قدیمی و تکه‌هایی از خاطرات روستای ویران‌شده‌ام، مجدل الصادق، را مرور می‌کنم؛ روستایی که در جریان ایجاد اسرائیل از بین رفت و پدرم در هشت سالگی از آنجا اخراج شد. در روزی که پر از خاطره، غم و اندوه و فقدان‌های ارثی بود، در عوض با مقاله تحریک‌آمیز دیگری در یک روزنامه اسرائیلی مواجه شدم که من و چند فعال دیگر را هدف قرار داده بود. حتی در روزی که نماد یکی از بزرگترین آسیب‌های جمعی در تاریخ فلسطین است، هیچ مکثی، هیچ خویشتنداری، هیچ به رسمیت شناختن درد انسانی وجود نداشت، تنها تحریک بیشتر، تهمت‌های بیشتر، تلاش‌های بیشتر برای غیرانسانی جلوه دادن کسانی که از حقوق فلسطینیان سخن می‌گویند. اما شاید انتظار حساسیت از یک دستگاه تبلیغاتی که همچنان به توجیه کشتار جمعی و ویرانی در غزه ادامه می‌دهد، خود نابجا باشد. کسانی که نابودی کل خانواده‌ها را عادی جلوه می‌دهند، بعید است که به احساسات بازماندگان اهمیت دهند.
 
اتهامات دیگر نیازی به مدرک ندارندکافی است از اشغال انتقاد کنید، نسل‌کشی را رد کنید یا روایت رسمی را زیر سوال ببرید و ناگهان خود را در حالی می‌بینید که برچسب «طرفدار حماس»، «اخوان المسلمین»، «افراطی» یا «یهودستیز» خورده‌اید.واقعاً به همین سادگی است.

این اتهامات، با استفاده‌ی بیش از حد و بی‌وقفه، چیزی بیش از مهره‌های آماده‌ای نیستند که علیه هر صدایی که لابی طرفدار اسرائیل را آشفته می‌کند و هر نویسنده‌ای که جرات می‌کند پا را فراتر از مرزهای آنچه در گفتمان جریان اصلی غرب قابل قبول تلقی می‌شود، بگذارد، به کار گرفته شوند. دیگر فرقی نمی‌کند که هدف، اسلام‌گرا، چپ‌گرا، لیبرال یا حتی کسی باشد که هیچ وابستگی سیاسی ندارد. تنها معیار واقعی این است: آیا آنها اسرائیل را ناراحت کرده‌اند یا نه؟هرچه ناراحتی بیشتر باشد، اتهام شدیدتر است.

به همین دلیل است که شاهد چنین ادعاهایی هستیم که بی‌هدف به همه پرتاب می‌شوند: فعالان چپ‌گرا که به دلیل مخالفت ایدئولوژیک خود با اسلام سیاسی شناخته می‌شوند، روزنامه‌نگاران، دانشگاهیان، هنرمندان و حتی منتقدان یهودی سیاست اسرائیل. ناگهان، همه صرفاً به این دلیل که اصرار دارند کشتن غیرنظامیان جرم است، یا به این دلیل که از پذیرش این موضوع که جان فلسطینیان به نوعی کم‌ارزش‌تر است، امتناع می‌کنند، "مظنون" می‌شوند.

آنچه به ویژه قابل توجه است این است که ماشین بدنام‌سازی دیگر حتی سعی نمی‌کند کوچکترین ظاهری از حرفه‌ای بودن یا منطق را حفظ کند. عبارتی که از متن اصلی خود خارج شده، یک بیانیه قدیمی که به طرز غیرقابل تشخیصی تحریف شده، یا یک پست در رسانه‌های اجتماعی مربوط به دهه‌ها پیش، اکنون می‌تواند در یک کارزار کامل افترا سیاسی و رسانه‌ای بازیافت شود.

به وضوح به یاد دارم که چگونه بیانیه‌ای که سال‌ها پیش در مورد شیخ احمد یاسین نوشتم، بعداً علیه من به کار گرفته شد. من از او به عنوان یک نماد فلسطینی یاد کردم که با وجود بیماری و ناتوانی شدید در برابر اشغال مقاومت کرد. در آن زمان، حماس حتی به عنوان یک سازمان تروریستی در بریتانیا ممنوع نشده بود. با این حال، رسانه‌های متخاصم بعداً معنی آن را کاملاً تحریف کردند و این بیانیه را به مدرکی فرضی مبنی بر اینکه من "بنیانگذار حماس را تحسین می‌کنم" تبدیل کردند؛ گویی از فلسطینی‌ها انتظار می‌رود که حتی از چهره‌های تاریخی و حافظه سیاسی خود نیز دست بکشند تا حق صحبت کردن را به دست آورند.

این موضوع در چارچوب پرونده‌ای که من در سال ۲۰۱۸ علیه حزب کارگر، در دوران عضویتم در این حزب، پس از انتصاب فردی که قبلاً در واحد ۸۲۰۰ اطلاعات اسرائیل خدمت کرده بود، برای نظارت بر داده‌های عضویت حزب، مطرح کردم، مطرح شد. به جای پرداختن به اصل پرونده و نگرانی‌های مشروع پیرامون نفوذ، حریم خصوصی و پاسخگویی، کل بحث به سمت اهریمن‌سازی فردی که این موضوع را مطرح کرده بود، هدایت شد. این همیشه روش کار است: فرار از بحث با مجرم جلوه دادن منتقد.

این موضوع به مقالاتی که در بخش‌هایی از مطبوعات اسرائیل منتشر می‌شوند و بعداً توسط رسانه‌های ظاهراً معتبر بریتانیایی بازیافت می‌شوند، نیز ختم نمی‌شود. به طور فزاینده‌ای آشکار شده است که بخش‌هایی از رسانه‌های غربی اکنون با تبلیغات اسرائیل به عنوان نسخه‌ای آماده برای انتشار رفتار می‌کنند، حتی زمانی که ریشه در اطلاعات گمراه‌کننده، روایت‌های تحریک‌آمیز یا تحریف عمدی زمینه داشته باشد.تحریف حقایق تقریباً به یک رویه روزمره تبدیل شده است.

سپس مرحله دوم فرا می‌رسد: لشکرهایی از حساب‌های کاربری ناشناس در رسانه‌های اجتماعی. پروفایل‌های جعلی با نام‌ها و تصاویر ساختگی که تنها هدفشان بازیافت همان دروغ‌ها، دسته‌بندی افراد و تزریق مکرر اطلاعات نادرست به گفتمان عمومی است تا زمانی که ظاهر حقیقت پذیرفته‌شده را به خود بگیرد.

به عنوان مثال، حملات هماهنگ‌شده‌ای را که اخیراً علیه عکاس برجسته بریتانیایی-نیجریه‌ای، میسان هریمن، صورت گرفته است، در نظر بگیرید، صرفاً به این دلیل که او به طور حرفه‌ای این سوال را مطرح کرده بود که چرا رسانه‌ها داستان قربانی سوم حادثه چاقوکشی گلدرز گرین را نادیده گرفته‌اند؛ مردی مسلمان که توسط همان مظنونی که دو قربانی یهودی را با چاقو زده بود، مورد حمله قرار گرفت. او از خشونت دفاع نکرد. او این جنایت را انکار نکرد. او کسی را بر اساس مذهب هدف قرار نداد. او صرفاً پرسید که چرا این واقعیت از پوشش رسانه‌ای حذف شده است. اما اکنون، حتی پرسیدن این سوال نیز غیرقابل قبول شده است.

مشکل این است که این لفاظی‌های تحریک‌آمیز دیگر صرفاً برای خاموش کردن صداهای طرفدار فلسطین نیست. این در مورد ایجاد فضای گسترده‌تر ترس است. انتظار می‌رود روزنامه‌نگاران، دانشگاهیان، سیاستمداران، فعالان و حتی هنرمندان از هرگونه انتقاد از اسرائیل بترسند، مبادا صبح روز بعد از خواب بیدار شوند و خود را هدف یک کمپین هماهنگ برای بدنام کردن ببینند.با این حال، علیرغم همه سر و صداها، این کمپین‌ها چیزی حتی مهم‌تر را آشکار می‌کنند: اضطراب فزاینده در میان مدافعان اشغال.

زیرا روایتی که مدت‌ها تصویر قربانی مطلق را در انحصار خود داشت، در مواجهه با صحنه‌هایی که از غزه پدیدار می‌شود، صحنه‌هایی از ویرانی، کشتار و گرسنگی که روزانه در برابر جهان ثبت می‌شود، به طور پیوسته در حال فرسایش است. افکار عمومی غرب، به ویژه در میان نسل‌های جوان‌تر، دیگر روایت اسرائیل را با پذیرش بی‌چون و چرایی که دهه‌ها غالب بود، جذب نمی‌کند. دقیقاً به همین دلیل است که هر زمان توانایی متقاعد کردن کاهش می‌یابد، اتهامات تشدید می‌شوند.وقتی استدلال از دست می‌رود، برچسب زدن‌ها شروع می‌شود.

باید به وضوح بیان شود که حمایت از حقوق فلسطینیان، مخالفت با اشغال یا انتقاد از سیاست‌های دولت اسرائیل به معنای حمایت از حمله به غیرنظامیان نیست و همچنین به معنای وابستگی یا نمایندگی از هیچ سازمان ممنوعه نیست. اینها مواضع سیاسی قانونی هستند که در جوامع دموکراتیک محافظت می‌شوند و مبتنی بر اصول حقوق بین‌الملل و حقوق بشر می‌باشند. تلاش‌ها برای محو عمدی این تمایزات از طریق ایجاد احساس گناه از طریق ارتباط، نه برای دامن زدن به بحث، بلکه برای سلب مشروعیت از بیان سیاسی فلسطینیان و خاموش کردن صداهای مخالف است.

همچنین ناگفته نماند، اگرچه آشکارا هنوز نیاز به تکرار دارد، هر کسی که واقعاً در کار همبستگی با فلسطین مشارکت دارد، می‌داند که جنبش حمایت از حقوق فلسطینیان شامل فلسطینیان، اعراب، یهودیان، اروپایی‌ها، آمریکایی‌ها و افرادی از هر پیشینه ایدئولوژیک و مذهبی می‌شود. در انجمن فلسطین در بریتانیا، کمپین‌های حمایت از زندانیان و گروگان‌ها، از جمله کمپین روبان قرمز و اقدامات همبستگی با ناوگان آزادی غزه، افراد بی‌شماری صرفاً به این دلیل که با بی‌عدالتی، اشغال و نسل‌کشی مخالف بودند، در کنار هم ایستادند.اصل تعیین‌کننده هرگز دین یا قومیت نبود، بلکه وجدان اخلاقی بود.

هیچ یک از این فعالان مردم را به دلیل ایمانشان هدف قرار نمی‌دهند و از کشتن یا ارعاب غیرنظامیان حمایت نمی‌کنند. در عین حال، آنها همچنان به حق مردم فلسطین برای مقاومت در برابر اشغال از طریق تمام اشکال شناخته شده تحت قوانین بین‌المللی متعهد هستند. در نهایت، هیچ یک از این کارزارهای بدنام‌سازی، حقیقت اساسی را تغییر نخواهد داد: انتقاد از دولت اسرائیل یهودستیزی نیست؛ دفاع از فلسطین جرم نیست؛ و ابراز همبستگی با مردمی که در معرض کشتار و آوارگی قرار دارند، چیزی نیست که نیاز به عذرخواهی یا توجیه داشته باشد.

در مورد برچسب‌های آماده‌ای که توسط ماشین تبلیغاتی اشغالگران توزیع می‌شوند، اکنون آنقدر فرسوده شده‌اند که به طور پیوسته قدرت خود را برای ترساندن مردم یا انحصار حقیقت از دست می‌دهند.

https://www.middleeastmonitor.com/20260515-how-israeli-propaganda-works-oppose-the-occupation-and-you-become-hamas-muslim-brotherhood-or-anti-semetic/

انتهای پیام/