شناسهٔ خبر: 78365002 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

گزارشي از سياست‌هاي انگليس و روسيه تزاری عليه امتيازنامه «خط راه‌آهن» آلمان در ايران

پايان نقشه راه استعماري غرب در خليج فارس

صاحب‌خبر -

مريم مهدوي اصل 

اشاره - پشت پرده سخن فردريش مرتس، صدراعظم آلمان كه پس از نخستين تجاوز نظامي ۱۲روزه اسراييل و امريكا به ايران در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ گفت «كار كثيفي» است كه رژيم اسراييل آن را از جانب قدرت‌هاي غربي انجام داده و همچنين او درميان انجام دومين تجاوز نظامي ۴۰روزه امريكا و اسراييل به ايران كه از روز ۹اسفند۱۴۰۴ آغاز شد، بيان كرد كه ايراني‌ها به وضوح قدرتمندتر از آن چيزي هستند كه تصور مي‌شد و با وجود پابرجا بودن تنش‌ها مشخصا با مهارت بسيار بالايي مذاكره مي‌كنند؛ درحقيقت بيش از ۱۳۰سال اسناد تاريخي آلمان در رقابت با روسيه‌تزاري و انگلستان درخليج فارس و البته با امتيازنامه «خط راه‌آهن ۱۳۱۳ق» وجود دارد كه در زمان حكومت ناصرالدين شاه قاجار انجام شده است. ضمن‌اينكه، افكارعمومي ايرانيان نبايستي اين موضوع را فراموش كند كه با آغاز نخستين دور مذاكرات هسته‌اي بين ايران و امريكا در مسقط پايتخت عمان درسال ۱۴۰۴ش. كه براي نخستين‌بار بدون حضور كشورهاي اروپاي غربي- انگليس، فرانسه و آلمان- انجام شد، انگليس از به خطر افتادن «منافع امنيتي» خود در منطقه ابراز نگراني ‌كرد، فرانسه با اعلام درخواست مشاركت در مذاكرات هسته‌اي از تامين منافع خود سخن ‌گفت و درنهايت فردريش مرتس صدراعظم آلمان نيز در ديدار اخير خود با دونالد ترامپ رييس‌جمهوري امريكا از سهم‌خواهي تجاري‌ آلمان در ايران سخن گفت. بنابراين، گزارش امروز، پيش‌درآمدي است بر گزارش‌هاي چاپ شده در روزنامه اعتماد و با تيتر‌هاي‌ «تثبيت قدرت ايران در تنگه هرمز پس از ۵۱۹سال» در روز دوشنبه ۱۷ فروردين ۱۴۰۵ و «پايان شليك غرب به تمدن‌هاي باستاني آسيا» در روز يكشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ كه از حقيقت سيرتاريخي استعمار كهنه اروپاي غربي نوظهور در حوزه جغرافياي تاريخي ـ فرهنگي ايران باستان خبر مي‌دهد. چراكه بدون شناخت دوران تاريخي استعمار غرب در ايران باستان، هرگز نمي‌توان آخرين زورآزمايي آنان در دو جنگ اخير امريكا و اسراييل و البته گرفتار شدن در بن‌بست چگونه بازكردن «تنگه هرمز» در«خليج فارس» را فهميد. درحقيقت، نتيجه «وحدت ساختاري» در ايران باستان كه همراه شد با اتخاذ تصميم «اتحاد ملي» ايرانيان در هر دو جنگ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، اين توانايي‌ چندجانبه را هم براي قدرت نظامي ايران به وجود آورد تا در نهايت امر «پايان نقشه راه استعماري غرب در خليج فارس» ترسيم شود.

نخستين روابط ايران و آلمان 
زنده‌ياد، عبدالرضا هوشنگ مهدوي، نويسنده، مورخ و ديپلمات دركتاب «تاريخ روابط خارجي ايران» از ابتداي دوران صفويه تا پايان جنگ جهاني (۱۵۰۰ـ ۱۹۴۵) و دربخش «ايجاد روابط با امپراتوري آلمان» نوشته است: «وقتي ناصرالدين شاه خود را در مقابل نفوذ و مداخله نمايندگان روسيه و انگلستان در امورداخلي ايران عاجز ديد به فكر افتاد دولت اروپايي ديگري را در امور ايران ذينفع كند تا شايد به اين ‌ترتيب تاحدودي از نفوذ همسايگان زورگو بكاهد. پادشاه ايران درسفر دوم خود به اروپا مذاكراتي با قيصر ويلهلم اول و پرنس فن بيسمارك به عمل آورد و علاقه زيادي نسبت به تقويت روابط بين دو كشور از خود نشان داد. منظور پادشاه قاجار اين بود كه با باز كردن پاي آلماني‌ها به ايران تعادلي در روابط خود با كشورهاي همسايه ايجاد نمايد. بيسمارك هم كه بي‌ميل به پيداكردن تكيه‌گاهي در خاورميانه نبود از اين فكر استقبال كرد. در مارس۱۸۸۳ (۱۳۰۱ق.) مكاتبات محرمانه‌اي بين ناصرالدين شاه و بيسمارك رد و بدل شد و متعاقب آن درسال ۱۸۸۵ (۱۳۰۳ق.) دو دولت تصميم به ايجاد روابط سياسي و تاسيس سفارت در پايتخت‌هاي يكديگر گرفتند. ميرزا رضاخان مويدالسلطنه گرانمايه به عنوان اولين وزيرمختار به برلن اعزام شد، و گراف فن برانشوايك سفارت آلمان را درتهران تاسيس كرد. درهمان‌سال ناصرالدين شاه يك كشتي ششصد تني به نام پرسپوليس و يك كشتي ۲۵۰ تني به نام شوش براي خدمت در خليج‌فارس از دولت آلمان خريد و سفارش چند فروند كشتي ديگر را هم به كارخانه‌هاي كشتي‌سازي برمن داد. كشتي‌هاي مزبور به وسيله ملوانان آلماني اداره مي‌شدند. درهمين موقع يك مدرسه آلماني هم در تهران تاسيس شد و تدريس زبان آلماني در دارالفنون معمول گرديد و مذاكراتي هم به‌طور محرمانه درباره ايجاد راه‌آهن در شمال ايران به وسيله آلمان‌ها آغاز گرديد. بديهي است كه اين اقدامات نمي‌توانست مورد موافقت و رضايت دولتين همسايه قرار بگيرد. دولت انگلستان كه قبلا از قبول تقاضاي ايران در مورد فروش چندكشتي جنگي كوچك براي محافظت سواحل جنوبي ايران خودداري كرده و با تاسيس نيروي دريايي ايران در خليج فارس مخالفت مي‌نمود به هيچ‌وجه نمي‌توانست شاهد رفت‌وآمد كشتي‌هاي ايراني با ملوانان آلماني در خليج فارس باشد. به اين‌جهت رونالد تامسون وزيرمختار انگليس در تهران علنا در اين قضيه دخالت نموده و خاتمه خدمت ملوانان آلماني و لغو سفارش و خريد كشتي‌هاي جديد از آلمان را خواستار شد. از جانب ديگر روس‌ها هم كه از شنيدن خبر تاسيس راه‌آهن در شمال ايران به وسيله آلمان‌ها شديدا ناراحت شده بودند رسما به وسيله پرنس دالگورو‌كف وزيرمختار خود در تهران اعتراض نموده و لغو اين پروژه را خواستار شدند. ناصرالدين‌شاه درمقابل فشار شديد دو دولت همسايه مجبور شد در ۲۵مارس ۱۸۸۹ (۱۳۰۷ق.) فرماني صادر كند كه به موجب آن دولت ايران متعهد مي‌شد تا مدت پنج سال بدون رضايت دولت روسيه اجازه ساختمان و تاسيس راه‌آهن به خارجيان ندهد. ضمنا طي دستخطي به امين‌السلطان صدراعظم جديد خود نوشت: «به وزيرمختار انگليس بگوييد هر وقت امتياز ساختمان راه‌آهن در شمال به روس‌ها داده شود فورا امتياز راه‌آهن شوشتر يا امثال آن به انگليسي‌ها داده خواهد شد.» پادشاه قاجار كه از شكست سياسي خود به‌شدت ناراحت بود و طرح تاسيس راه‌آهن در شمال و نيروي دريايي جنوب را نقش برآب ديد به وزيرخارجه‌اش نوشت: «با سفارت روس و انگليس مذاكره كنيد كه آيا استقلال داريم يا نه؟ اين همه مداخله در كارهاي ما چرا مي‌كنند؟»
اما دولت‌هاي همسايه به اين هم راضي نشده و تقاضاي امتيازات جديدي مي‌نمودند. در۳۰ اكتبر ۱۸۸۸ (۱۳۰۶ق.) ناصرالدين شاه به اصرار درامند ولف وزيرمختار انگليس رود كارون را براي عبور عموم كشتي‌هاي تجارتي خارجي آزاد اعلام كرد. انگليسي‌ها از سال‌ها پيش براي صدور اين اجازه كه فقط به نفع آنان بود مي‌كوشيدند ولي ناصرالدين‌شاه به عنوان اينكه اين امر متضمن مفاسد و لطماتي براي استقلال ايران خواهد بود از صدور آن امتناع مي‌ورزيد، زيرا گذشته از توسعه نفوذ انگليسي‌ها درسراسر جنوب ايران توازني را كه ازلحاظ بي‌طرفي تا آنوقت تقريبا بين دو رقيب نيرومند وجود داشت به هم مي‌زد و مجبور مي‌شد براي جبران آن امتيازاتي را كه حق حاكميت و استقلال ايران را از بين مي‌برد، به روس‌ها بدهد. بلافاصله پس از اعلام آزادي كشتيراني در كارون يك شركت انگليسي به نام برادران لينچ خط كشتيراني در آن رودخانه را داير كرد و عملا تجارت خوزستان را در انحصار خود قرارداد در ۳۰ ژانويه ۱۸۸۹ (۱۳۰۶ق.) نيز امتياز تاسيس بانك شاهنشاهي و حق انحصاري چاپ و نشر اسكناس در سراسر ايران و همچنين حق استخراج كليه معادن به مدت شصت سال به بارون دو رويتر واگذار شد تا به شكايات نامبرده كه خود را از لغو امتياز ۱۸۷۲ (۱۲۸۹ق.) مغبون مي‌دانست، خاتمه داده شود. دولت روسيه از اعطاي امتيازات مزبور به‌شدت عصباني شد و پرنس دالگورو كف به تهديد نظامي متوسل گرديد و علنا اظهارداشت اگر در قبال آن امتيازاتي به روس‌ها داده نشود، قشون روسيه خاك ايران را اشغال خواهد كرد. دولت انگلستان در آن موقع به هيچ‌وجه دشمني علني با روس‌ها را مناسب نمي‌ديد زيرا ويلهلم دوم قيصر جديد آلمان (۱91۸ـ 1888) قدرت زيادي به هم زده و تهديد جدي براي منافع انگلستان و روسيه در سراسر جهان ايجاد كرده بود. لذا به دولت ايران توصيه كرد كه با تقاضاهاي روس‌ها موافقت نمايد. در نتيجه ناصرالدين‌شاه طي فرمان مورخ ۱۰مارس ۱۸۸۹ (۱۳۰۷ق.) امتياز ساخت جاده از انزلي به تهران و راه‌آهن از جلفا به تبريز و همچنين اجازه كشتيراني در مرداب انزلي و كليه رودخانه‌هاي ايران را كه به درياي خزر مي‌ريزند به روس‌ها داد و متعهد شد منبعد هر وقت مي‌خواهد امتيازي به ساير دول بدهد قبلا دولت روسيه را مستحضر ساخته و از آنها تحصيل اجازه نمايد. در ۸ مه ۱۸۹۰ (۱۳۰۸ق.) نيز شاه امتياز تاسيس بانك استقراضي را به دو نفر از اتباع روسيه به نام رافلوويچ و پولياكف داد. بانك مزبور به زودي در تهران تاسيس گرديد و با طرز خاصي كه شباهت چنداني به بانك و صرافي نداشت شروع به معاملات كرد. دولت روسيه پس از چندي معاملات بانك استقراضي را خود متعهد گرديد و آن را شعبه‌اي از بانك دولتي روسيه قرار داد و بانك مزبور شروع به دادن قرضه به شاه و درباريان و رجال كشور و طبقات مختلف نمود و برخلاف بانك شاهنشاهي كه در معاملات رعايت صرفه‌جويي و اصول بانكداري را مي‌كرد بانك استقراضي با گشاده‌دستي رفتار مي‌كرد و ضمنا مدير آن مستشار مالي سفارت روسيه درتهران بود. آخرين مرحله فشارهاي روسيه منجر به امضاي موافقتنامه‌اي در ۱۲نوامبر۱۸۹۰ (۱۳۰۸ق.) بين امين‌السلطان و بوتزوف وزيرمختار روسيه شد كه به موجب آن دولت ايران متعهد مي‌شد تا مدت 10‌سال اقدام به ساختمان راه‌آهن يا دادن امتياز آن به ديگران نكند و پس از انقضاي اين مدت هم درباره تمديد اين موافقتنامه با دولت روسيه وارد مذاكره شود. به اين ترتيب مساله ساختمان راه‌آهن كه از آرزوهاي بزرگ ايرانيان بود تا يك نسل بعد به عهده تعويق افتاد.»

امتيازنامه راه‌آهن آلمان (۱۳۱۳ق.) 
درحالي كه عبدالرضا هوشنگ مهدوي در بخش «فعاليت آلماني‌ها درخليج فارس» نوشته است: «زمامداران امپراتوري آلمان در سال‌هاي آخر قرن نوزدهم متوجه اهميت خاورميانه شده و درصدد يافتن راهي به اين منطقه و استقرار پايگاهي در خليج‌فارس برآمدند تا درمنطقه‌اي كه انگليسي‌ها بدون رقيب به شمار مي‌رفتند براي خود پايگاهي به دست آورند.»، دو برگ سند «امتيازنامه راه‌آهن آلمان ۱۳۱۳ق. (۱۸۹۵م.) كه از سرنوشت چگونگي اجرايي شدن آن، اطلاعاتي در دسترس نبود، و البته حدود ۶ يا ۷ ماه پيش از ترور ناصرالدين شاه قاجار بين ايران و آلمان امضاء شده، در آرشيو اداره اسناد وزارت امورخارجه دوره قاجاريه نگهداري مي‌شود. باتوجه به اينكه ناصرالدين شاه درمقابل فشار شديد دو دولت همسايه مجبور شد تا مدت پنج سال بدون رضايت دولت روسيه اجازه ساختمان و تاسيس راه‌آهن به خارجيان ندهد؛ اكنون متن اين دو برگ سند محرمانه بدين شرح است: «امتيازنامه براي ساختن راه عراده فيمابين دارالخلافه طهران الي خانقين بجهت ترقي عبور و مرور مابين دارالخلافه و بغداد و براي اداره حمل مال‌التجاره بتوسط عراده و چون اين راه محض تسهيل زيارت عتبات عاليات خواهد شد باسم راه زوار موسوم مي‌شود 
فصل اول - اولياي دولت عليه ايران بعاليجاه مجدت همراه مسيو فليكس مورال رييس شراكت اخراجات كمپانيهاي ادوات و معادن آلماني تبعه دولت بهيه آلمان اين امتياز را مرحمت خواهند فرمود و مدت آن از تاريخ صدور اين امتيازنامه الي انقضاي هفتاد و پنج سال شمسي تمام باشد فصل دوم - صاحب امتياز حق دارد كه باشخاص ديگر شريك شود يا اين امتيازنامه را بكمپاني‌هاييكه خود احداث خواهد كرد منتقل نمايد فصل سوم - صاحب امتياز حق آن را خواهد داشت كه راه فيمابين طهران و خانقين بسازد و حق ديگران است كه در عرض راه در هر نقطه و سكاني كه صلاح بداند و لازم باشد بناهاي لازمه از استاسيون و پل و منزل متحفظين و غيره بقدريكه ضرورت داشته باشد بسازد و حق ديگر اين است كه حمل و نقل مال‌التجاره و سياح و موارد را بوقت و قرار [متبن] ترتيب بدهد و مجاز خواهد بود كه از اصحاب دواب و [ناخوانا] و مسافر حق عبوري دريافت كند كه اين حق عبور براي مخارج ساختن راه و تعمير و نگهداري آن خواهد بود و مقدار اين حق عبور را بايد قبل از وقت باتفاق اولياي دولت قرار بدهد مشروط بر اينكه كل دخل اين كار چه از حق عبور و چه از منافع حمل و نقل اقلا بدوازده [به دوازده] صدي برسد از سرمايه فصل چهارم -  براي ساختن ابنيه مفصله فوق در عرض راه ارضي كه متعلق بدولت عليه باشد بايد بقدر لزوم مجاناً مرحمت بشود و اگر متعلق بمردم است صاحب امتياز اجاره خواهد كرد يا خريداري خواهد نمود فصل پنجم ـ راه و ابنيه كه در قريه ساخته خواهد شد آلات و ادوات و اراضي ابتياعي در تحت حمايت اولياي دولت خواهد بود و محض ازدياد و تجارت و امنيت مال‌التجاره و سياح در عرض راه صاحب امتياز حق آن را خواهد داشت كه اولياي حمايت كامل فرموده بحكام و ضباط ولايات عرض راه كه خط راه عبور مي‌كند احكام موكد صادر فرمايند كه از اجزاي و اعضاي راه حمايت نموده حفظ و حراست كنند تا تعهدات صاحب امتياز به موقع اجرا برسد و دولت عليه در حفظ و حراست راه و ابنيه و عملجات آن از هيچ نوع حمايت مضايقه نخواهد نمود فصل ششم ـ يك سال و نيم بعد از صدور اين امتيازنامه بايد شروع بخود كار بشود والا اين امتياز‌نامه از درجه اعتبار ساقط است فصل هفتم ـ يك‌سال بعد از داير شدن اداره حمل و نقل از تردد مسافرين و مال‌التجاره در آخر هرسال از منافع حاصل اين اداره صاحب امتياز صدپانزده بخزانه دولت تقديم خواهد كرد و در عوض اين اولياي دولت [پنج هيچ] اسم و رسم ماليات در [ناخوانا] و صادرات غيره از اداره راه و تمام لوازم آن خواه منقول و خواه غيرمنقول مطالبه نفرموده كليه راه را معاف خواهند داشت و نيز ادوات و عراده هر قبيل كه براي اين راه لازم باشد از دادن گمرك معاف خواهند بود و مباشرين گمركخانه حق تجسس بارها خواهند داشت كه معلوم شود مال متفرقه داخل آن نباشد فصل هشتمـ صاحب امتياز متعهد است كه حمل و نقل پست دولتي را در اين خط راه بنصف نرخ ببرد و نيز صاحب امتياز متعهد است كه در حمل و نقل مال‌التجاره با كرايه تقدم و تاخر باشخاص ندهد يا ملاحظه رعايتي نموده اشخاص را بديگري اختصاص و ترجيح ندهد و با تمام مردم در اين مساله بمساوات حركت خواهد نمود كه اسباب شخصي احدي [كم يا گم نشود] فصل نهم ـ براي تحصيل صدي پانزده از منافع معروضه اولياي دولت عليه حق خواهند داشت كه هر شش‌ماه بشش‌ماه بواسطه مامور مخصوص دفاتر كسان صاحب امتياز را [چند كلمه ناخوانا] فصل دهم ـ محض اطمينان خاطر اولياي دولت اين راه مسلما باتمام خواهد رسيد صاحب امتياز از روز شروع ساختن راه مبلغ صدهزار مارك بيكي [به يكي] از بانك‌هايي كه خود در ليست [ناخوانا] انتخاب كند به‌طور ضمانت خواهد گذاشت و قبض بانك را تسليم اولياي دولت خواهد كرد و آن وجه ضامن اتمام راه در چهارسال ابتداء از تاريخ صدور اين [امتيازنامه] خواهد بود و آن مبلغ وجه ضمانت كه يكصدهزار مارك است بصاحب امتياز رد نخواهد شد مگر وقتي كه يك خمس از راه ساختنش يك خمس از آن وجه مسترد [گردد] باين‌ترتيب كه هر خمس از راه كه ساخته شد يك خمس آن [ناخوانا] گردد و قس عليهذا اگر در تمام چهارسال راه تمام نشد هر قدر از وجه ضمانت كه [باقي] است حق دولت عليه خواهد بود و شروع ساختن راه كه در فوق مذكور شد عبارت است از اقل عمل خود راه‌سازي و نه از مقدمات كار از قبل گردش و [محاسبات] و نقشه‌كشي مهندسين فصل يازدهم ـ در آخر هفتاد و پنج سال كه مدت اين امتيازنامه از تاريخ صدور است در صورتيكه اين امتيازنامه تجديد نشود تمام آلات و ادوات و مستقلات غيرمنقول مال دولت خواهد بود و منقول را در صورت لزوم خريداري خواهند فرمود فصل دوازدهم ـ درصورتيكه بين دولت عليه و اداره راه اختلاف ظاهر گردد بايد مجلس شود مركب از ۳نفر يكي از جانب دولت عليه و دويم از جانب سفارت آلمان و شخص سيم كه باتفاق اين دونفر مزبور بحث خواهد گرديد و حكميت اين مجلس براي طرفين قطعي خواهد بود فصل سيزدهمـ دولت عليه ايران بهيچ‌وجه امتياز ساختن راه عراده ديگري مابين طهران و خانقين با شخص غير نخواهد داد و در صورتيكه دولت عليه مايل بدادن امتياز ساختن راه‌آهن چه بخاري چه برقي و غيره در بين طهران و بغداد باشد صاحب اين امتياز از اشخاص ديگر ترجيح در گرفتن چنين امتياز خواهد داشت [ناخوانا] فصل چهاردهم ـ كمپاني بايد تمام عملجات كار را براي ساختن راه و اداره كردن آن از تبعه دولت عليه ايران [بگيرد] مگر آنچه كه برحسب ضرورت براي سر رشته كار [ناخوانا] و عدد اين عملجات خارجه از رييس و [مروس] زياده از سي نفر نخواهد بود و اگر چنانچه سي نفر كافي ممكن است كه بر عدد آنها افزوده شود با حكم [ناخوانا] اولياي دولت ايران كه صادر نمايد فصل پانزدهم ـ اين قرارنامه فارسي در دو نسخه مبادله و بامضاي سركار بزرگان اعليحضرت اقدس همايون شاهنشاه ايران [ناخوانا] خواهد رسيد. بتاريخ شهر جمادي‌الاولي ۱۳۱۳ محل مهر صدراعظم مهر و امضاي سفارت آلمان ـ مهر امضا وضع است اعليحضرت اقدس همايون روحنا فده ـ مهر امضاي فليكس مورال صاحب امتياز».
سياست انگليس در خليج فارس
اكنون برپايه امتيازنامه خط راه‌‌آهن آلمان درسال ۱۳۱۳ق. مي‌توان به بخش‌هايي از گزارش اسنادي با عنوان «مختصري از تاريخچه سياسي خليج فارس ـ بانضمام خلاصه‌اي از اسناد و معاهدات تاريخي و سياسي مربوط به شيخ‌نشينهاي خليج فارس و بحرين» كه «اداره خليج فارس» درسال ۱۳۴۵ش. آن را تهيه كرده و اكنون در آرشيو اسناد وزارت امورخارجه در زمان حكومت پهلوي دوم نگهداري مي‌شود، اشاره كرد كه اسنادي نيز با قلم مقامات انگليس به نگارش درآمده و البته به فهم بخشي از ابهامات چرايي اجرايي نشدن امتيازنامه آلمان كمك مي‌كند. چنانچه در بخشي از اين گزارش اسنادي نوشته شده است: «سند شماره ۸ ـ تجزيه و تحليل لرد كورزن [كرزن] درباره سياست انگلستان در ايران و در خليج فارس (۱۸۹۹) [۱۳۱۷ق. زمان حكومت مظفرالدين شاه قاجار] مستخرج از سند شماره ۶۱۵ وزارت خارجه انگليس ـ گزارش مشروح مورخ ۲۱ سپتامبر ۱۸۹۹ لرد كرزن واجد مسائل مختلفي است كه ازجمله در بند ۴۳ اين گزارش درباره نفوذ تدريجي آلمان‌ها در خليج‌فارس چنين رقم رفته است: 
درسال‌هاي اخير دولت آلمان كوشيده است نفوذ دايمي خود را در خليج فارس توسعه بخشد و در ايران نيز رخنه كند. شايد بتوان گفت كه اين سياست برمبناي نفوذ اقتصادي پايه‌گذاري شده باشد و اگر مي‌بينيم كه آلمان از مدت‌ها قبل نسبت به كسب امتياز ساختمان خط آهن بغداد اظهار علاقه فراوان كرده يا از دولت عثماني نيز حمايت مي‌كند علت آن همين امر است. يعني دولت آلمان مي‌خواهد به عناوين مختلف به خليج فارس دست پيدا كند و لذا آسياي صغير را دريچه مناسبي جهت ورود باين گوشه از جهان تشخيص داده است. 
بعدا نويسنده اشاره به خط آهني مي‌كند كه آلمانها مي‌خواهند در آسياي صغير بنا كنند و يادآوري مي‌كند كه آقاي دورند (M.Durand) بوزارت امورخارجه اطلاع داده است كه آلمانها مي‌خواهند موفق به انعقاد قراردادي بشوند كه بموجب آن از منطقه سرحدي بين عثماني و ايران يعني خانقين تا تهران جاده‌اي بسازند ولي از ساختن خط آهن در اين مسير خودداري كرده‌اند زيرا مقامات روسي با اينعمل جدا مخالفت كرده‌اند. شاهزاده ملك منصور پسر دوم پادشاه ايران در خلال سال‌هاي ۹۸ـ ۱۸۹۹ [۱۳۱۶ـ ۱۳۱۷ق.] چندين ماه را در آلمان گذرانده و تعليمات و آموزش‌هاي جديدي گرفته است. درباره ساختمان راه‌آهن عثماني تا بغداد با كمك آلمان به‌طور آشكار هنوز هم گفت‌وگو ادامه دارد و مقامات آلماني علاقه زيادي نشان مي‌دهند كه در ايجاد خطوط تلگرافي عثماني تا بندر فااو (Fao) دخالت كامل داشته باشند. و در خود خليج فارس آلمانها يك كنسولگري در بوشهر افتتاح كرده‌اند (درسال ۱۸۹۷) [۱۳۱۵ق.] تا از منافع ۶ نفر از اتباع آلمان كه در آن بندر سكني گزيده‌اند حمايت كنند. يك شركت آلماني كشتيراني باسم برمن (Bremen) در اين بندر آغاز فعاليت كرده ولي بخوبي محسوس است كه از ميزان ورود كشتي‌هاي اقيانوس‌پيماي آلماني باين بندر كاسته شده است. در بصره نيز كوشش خستگي‌ناپذيري جهت به دست گرفتن بازارعمومي مبذول مي‌گردد. درهمين اواخر فعاليتهاي زيادي از طرف تعدادي از آلمانيها براي برآورد وضعيت بندرعباس صورت گرفته است. در خلال بهار همين امسال نيز يك مقام نظامي آلماني باسم آركونا (Arcona) به مسقط رفته و از اين سلطان‌نشين ديدن كرده و همچنين بندر لنگه را مورد بازديد قرار داده و بوشهر را نيز ديده است و اخيرا نيز بما خبر ميرسد كه تعداد بسيار زيادي از كشتي‌هاي آلماني مصمم شده‌اند بمنظور اقدامات تجارتي راه خليج فارس را در پيش بگيرند. 
مولف در بند ۴۴ همين گزارش چنين ادامه مي‌دهد: وقتيكه اينهمه نشانه‌هاي علاقه‌مندي آلمانها را به نفوذ در خليج فارس مشاهده مي‌كنيم باتوجه بساير مسائل ملاحظه مينماييم كه مساله خليج فارس از هر لحاظ بصورت مساله قابل توجهي از براي امپراتوري بريتانيا درآمده است. تمايل آلمانها بر اينست كه به سرعت در كشورهاي همسايه خود رخنه و نفوذ كنند و ابدا توجهي باين امر ندارند كه تناسبي در ابراز سرعت از خود نشان دهند. به هر حال اينها همه در خور مطالعه و توجه است و بر حكومت اعليحضرت پادشاه انگليس فرض است كه مسائل خليج فارس را از هر لحاظ مورد توجه قرار دهد. »

فعاليت آلماني‌ها در خليج فارس
همچنين، عبدالرضا هوشنگ مهدوي دركتاب «تاريخ روابط خارجي ايران» و در همان بخش «فعاليت آلماني‌ها درخليج فارس» نوشته است: «در سال ۱۸۹۶ [۱۳۱۴ق. و در زمان حكومت مظفرالدين شاه قاجار و يكسال پس از امضاي امتيازنامه راه‌آهن آلمان (۱۳۱۳ق.] يك شركت آلماني به نام ونك هاوس نمايندگي خود را در بندر لنگه تاسيس كرد و شروع به معاملات صدف و مرواريد نمود. سال بعد كنسولگري آلمان در بوشهر افتتاح شد و دراكتبر ۱۸۹۸ (۱۳۱۶ق.) قيصر ويلهلم دوم يك سفر رسمي به استانبول كرد و مورد استقبال و پذيرايي مجلل سلطان عبدالحميد دوم و رجال دولت عثماني قرار گرفت. ويلهلم دوم خود را حامي مسلمانان جهان اعلام كرد و نتيجه مذاكرات وي در استانبول انعقاد قرارداد اتحاد نظامي بين دو كشور و تحصيل امتياز راه‌آهن برلن ـ استانبول ـ بغداد بود. سياست انگلستان از ابتداي قرن نوزدهم براساس حمايت از دولت عثماني و دور نگاه داشتن روس‌ها از بغازهاي بسفور و داردانل قرارداشت. به همين جهت درطول قرن ۱۹ انگلستان در موارد متعدد به نفع امپراتوري عثماني دخالت كرد كه مهم‌تر از همه جنگ كريمه و كنگره برلن بود. با پيروي از اين سياست انگليس‌ها توانستند تا مدتي ديگر حيات «مرد بيمار اروپا» را تضمين نمايند. اما ازسال ۱۸۹۴ (۱۳۱۲ق.) به بعد تغييراتي در سياست انگليس نسبت به خاورميانه [آسياي غربي] به وجود آمد و فكر تقسيم كشورهاي اين منطقه از جمله ايران و عثماني به مناطق نفوذ را دنبال نمودند. آلماني‌ها از اين موقعيت استفاده كرده و سياست نزديكي با دولت عثماني را پيش گرفتند. در سال ۱۹۰۰ (۱۳۱۸ق.) يك هيات آلماني براي معاينه و بررسي‌هاي مقدماتي اتصال راه‌آهن استانبول ـ بغداد به كويت به آن شيخ‌نشين مسافرت كرد وعده‌هايي به شيخ كويت داد. اما شيخ كويت كه تحت‌الحمايه انگلستان بود زيربار نرفت. آلماني‌ها دولت عثماني را تشويق كردند كه به كويت نيرو بفرستد و شيخ را گوشمالي دهد اما دولت انگليس با اعزام كشتي‌هاي جنگي خود به ساحل كويت نقشه آنان را عقيم گذاشت. درسال ۱۹۰۱ (۱۳۱۹ق.) شركت ونك هاوس كه از دولت آلمان كمك مالي مي‌گرفت و دامنه عملياتش توسعه يافته بود، مركز نمايندگي خود را به بحرين انتقال داد و شعباتي هم در بصره و بندرعباس داير نمود. سال بعد نخستين خط كشتيراني بين هامبورگ و بنادر خليج فارس دايرگرديد و آلماني‌هاي فعال براي به دست آوردن نفوذ در ايران شروع به اقدام نمودند. به موازات انعقاد پيمان اتحاد نظامي بين آلمان و عثماني، نمايندگان سياسي آن كشور سعي به جلب محبت ايرانيان نمودند و توانستند حيثيت و نفوذ معنوي زيادي بين ميهن‌پرستان ايراني كه از دخالت‌هاي دو دولت بزرگ همسايه به‌شدت ناراضي بودند به دست آورند[...]. در زمستان ۱۹۰۳ (۱۳۲۱ق.) لرد كرزن نايب‌السلطنه هند درحالي كه ناوگان جنگي عظيمي او را همراهي مي‌كرد به خليج فارس مسافرت نمود. اين مسافرت كه توام با قدرت‌نمايي بود تاثير فراواني در تحكيم موقعيت سياسي انگليس در اين منطقه نمود و پس از خاتمه آن لرد لانسدون وزير امورخارجه انگليس در مجلس لردهاي آن كشور اعلام نمود: «ما تاسيس پايگاه دريايي و تاسيسات بندري را در خليج فارس به وسيله هر دولتي باشد يك تهديد جدي به منافع بريتانيا مي‌دانيم و به وسايل ممكنه‌اي كه در دست داريم از وقوع آن جلوگيري خواهيم كرد.»
آنگاه دولت انگلستان يك هيات بازرگاني به ايالات جنوبي ايران فرستاد تا تجارت با آن نواحي را تقويت كند و با تاسيس كنسولگري‌هاي جديد و فرستادگان ناوگان جنگي خود به بنادر خليج‌فارس توانست تاحدودي از فعاليت‌هاي روزافزون آلمان‌ها جلوگيري كند. روس‌ها هم كه از نفوذ آلمان در خاورميانه [آسياي غربي] به هراس افتاده بودند اقداماتي براي تحكيم موقعيت خود در ايالات شمالي ايران نمودند و بهانه كافي نبودن قواي داخلي ايران براي حفظ نمايندگي‌هاي سياسي و كنسولي و اتباع خود عده‌اي قزاق روسي را به ايران آورده گارد مسلح تشكيل دادند و انگلستان هم براي آنكه از حريف عقب نماند عده‌اي سرباز هندي به عنوان محافظت سفارت و كنسولگري‌هاي خود وارد ايران نمود[...]. در و بند سرحدات ايران شكسته بود و هر روز عده‌اي با اسلحه وارد ايران مي‌شدند. اما ترس از آلمان باعث شد كه بين دو دولت رقيب زمينه تفاهم و دوستي فراهم شود و در مقابل دشمن مشترك به اختلافات خود در آسيا خاتمه دهند.»
و درپايان، عبدالرضا هوشنگ مهدوي در بخشي از «پيشگفتار» كتاب «تاريخ روابط خارجي ايران» نوشته است: «[...] دولت انگلستان كه از پيشروي روس‌ها به سوي خليج‌فارس و سرحدات هند نگران شده بود پس از آنكه توانست نظير امتيازات روس‌ها را در ايران به دست آورده و هرات و بلوچستان را منتزع نمايد سياست خود را براين مبنا قرارداد كه ايران را به صورت يك دولت ضعيف و دست نشانده و حصاري براي حفظ سرحدات هند درآورد. به اين جهت در سراسر قرن نوزدهم ايران صحنه رقابت‌هاي دو دولت استعمارگر شده بود تااينكه دربرابر خطر امپراتوري آلمان دو دولت مزبور درسال ۱۹۰۷ [۱۳۲۶ق. حكومت محمدعلي شاه قاجار] با يكديگر كنار آمده و ايران را به مناطق نفوذ تقسيم كردند [...].»
منابع: كتابخانه‌هاي شماره يك
 و ايرانشناسي مجلس
٭ روزنامه‌نگار و پژوهشگر