حديث روشني
در حالي كه فضاي ديپلماتيك ميان ايران و امريكا به گفته منابع متعدد در «آستانه يك تصميم تعيينكننده» قرار گرفته، مجموعهاي از تحركات همزمان در واشنگتن، تهران و پايتختهاي منطقه، نشانههايي متناقض از نزديك شدن يا فروپاشي توافق احتمالي را آشكار كرده است. از يكسو نشست دو ساعته دونالد ترامپ در «اتاق وضعيت» كاخ سفيد با تيم امنيت ملي و از سوي ديگر اظهارات مقامات ايراني و گزارش رسانههاي بينالمللي، از رسيدن مذاكرات به مرحلهاي حساس حكايت دارد؛ مرحلهاي كه در آن، هم سخن از «تفاهم سياسي اوليه» مطرح است و هم تاكيد بر باقيماندن اختلافات كليدي. در همين حال، برخي منابع از تدوين متن يك «يادداشت تفاهم تعهد در برابر تعهد» خبر ميدهند، درحالي كه ترامپ از «لزوم سودمندي توافق براي امريكا» سخن گفته و همزمان ادعاهايي درباره محاصره و مواد هستهاي مطرح كرده است؛ ادعاهايي كه از سوي منابع ايراني «آرزوهاي شخصي» توصيف شده است. در اين ميان، اختلاف بر سر سازوكار رفع تحريمها، سرنوشت مواد غني شده و ترتيبات منطقهاي همچنان پابرجاست. در اين ميان، درباره اينكه اين تحركات تا چه اندازه ميتواند به توافق يا حتي تشديد تنش منجر شود، ديدگاههاي متفاوتي ميان تحليلگران وجود دارد. برخي معتقدند فضاي فعلي ميتواند مقدمهاي براي يك توافق باشد كه با وجود همه اختلافات، درنهايت به سمت مديريت تنش حركت كند. در مقابل، گروهي ديگر بر اين باورند كه همين تحركات و پيامهاي متناقض ميتواند نشانهاي از يك چرخش ناگهاني باشد؛ چرخشي كه حتي احتمال بازگشت به گزينههاي سختتر و پرهزينهتر، ازجمله سناريوهاي نظامي را نيز منتفي نخواهد كرد. با اين حال، آنچه در هر دو نگاه مشترك است، شكنندگي شرايط فعلي و حساسيت بالاي تصميمات پيشرو است؛ شرايطي كه هر تغيير كوچك در آن ميتواند مسير را بهكلي دگرگون كند. در اين رابطه روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي شرايط پيشروي تهران و واشنگتن درخصوص احتمال امضاي يادداشت تفاهم با هدف پايان جنگ با مرتضي مكي، كارشناس مسائل سياست خارجي گفتوگو كرده است. مشروح اين گفتوگو در ادامه ميآيد:
مرتضي مكي، كارشناس مسائل سياست خارجي در پاسخ به پرسش «اعتماد» درخصوص آخرين تحولات مرتبط با مذاكرات تهران و واشنگتن و ادعاي اخير ترامپ مبني بر رفع محاصره دريايي ايران گفت: تا زماني كه جمهوري اسلامي ايران مواضع رسمي خود را درخصوص آخرين تحولات مذاكرات اعلام نكند، نميتوان اظهارنظر دقيقي در اين رابطه داشت. با اين حال با توجه به نوساناتي كه در سياستهاي امريكا وجود دارد، جمهوري اسلامي معتقد است همان روند مرحلهبنديشدهاي كه به صورت تعهد در مقابل تعهد طراحي شده، اجرا شود. در آن صورت، ايران نيز در گامهاي بعدي ميتواند گامهاي متفاوتي را بردارد. به باور مكي يكي از مهمترين مسائل اين است كه امريكاييها بايد تعهد خود را نسبت به هرگونه توافقنامهاي نشان دهند. اما موضوع ديگر اين است كه صرف رفع محاصره نميتواند نشانهاي از تعهد امريكاييها باشد. اگر امريكاييها به گفتههاي خود متعهد هستند، اين پرسش مطرح ميشود كه چه تضميني وجود دارد كه به اين تعهدات پايبند باقي بمانند. ازسوي ديگر ميدانيم اسراييل و همچنين جريانهاي صهيونيستي در امريكا همچنان با شدت تمام در حال مانعتراشي در مسير امضاي توافقنامه ميان ايران و امريكا هستند. به باور من، رفع محاصره بهتنهايي نميتواند نشانه آغاز اين روند و اثبات تعهد امريكاييها باشد. اين تحليلگر روابط بينالملل در ادامه و در رابطه با ادعاهاي اخير ترامپ مبني بر عدم آزادسازي داراييهاي بلوكه شده كشورمان به عنوان نقطه اختلافي تهران و واشنگتن به «اعتماد» گفت: امريكاييها امروز در وضعيت استيصال قرار گرفتهاند. اگر قرار بود به دليل اين اختلاف، روند گفتوگوها به بنبست برسد، در طول اين مدت بهانهها و اتفاقات زيادي وجود داشت كه ميتوانست دستاويزي براي توقف مذاكرات باشد. واقعيت اين است كه امريكاييها در شرايطي گرفتار شدهاند كه از يكسو نميخواهند اين توافقنامه با يك دستاورد براي ايران به پايان برسد و از سوي ديگر راه روشني براي خروج از وضعيت فعلي ندارند، چراكه اگر بخشي از پولهاي بلوكهشده ايران آزاد شود، عملا همان مسيري طي خواهد شد كه در توافق برجام شاهد آن بوديم؛ مسيري كه در آن طرفين در يك بازه زماني مشخص درباره پيشبرد مذاكرات توافق كردند و در اين فاصله بخشي از منابع مالي ايران آزاد شد. همين موضوع نيز بعدها با انتقادهاي شديد شخص ترامپ نسبت به سياستهاي دولت اوباما همراه گشت. به گفته مكي حال نيز به نظر ميرسد همين استيصال و درماندگي موجب شده كه امريكا همچنان در امضاي توافقنامه تعلل كند. اينكه اين روند در نهايت به كجا خواهد رسيد، موضوع ديگري است، اما تجربهاي كه در ميانه مذاكرات به ايران تحميل شد، باعث شده تهران ديگر با نگاه گذشته وارد چنين روندي نشود. به اعتقاد من، امريكاييها درنهايت ناچار به تصميمگيري خواهند بود. اگر بخواهند شرايط را به وضعيت پيش از جنگ بازگردانند، بايد بپذيرند كه بازگشت كامل به آن شرايط امكانپذير نيست. اما اگر به دنبال يافتن راهي براي خروج از اين باتلاق استراتژيك باشند، گزينهاي جز حركت به سمت توافقي موقت يا محدود نخواهند داشت. ازسوي ديگر، شرايط داخلي امريكا، برگزاري جام جهاني و همچنين بحران انرژي در سطح جهاني، اجازه نميدهد واشنگتن براي مدت نامحدود اين وضعيت را ادامه دهد يا در اين عرصه بدون محدوديت با جمهوري اسلامي بازي كند. مكي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با گمانهزنيها پيرامون انتقال 400 كيلو مواد شكافتزا به پكن درپي تقويت نقش چين در روند مذاكرات تهران و واشنگتن گفت: درباره نقشآفريني چين در مذاكرات اخير، ميتوان گفت پكن در موقعيتي قرار گرفته كه فرصتهايي را در سطح منطقه براي خود ايجاد كرده است. اينكه اين مداخله تا چه اندازه و در چه سطحي ادامه پيدا كند، به راهبرد كلي چين بازميگردد. به نظر ميرسد چينيها به دنبال توافقي هستند كه هم بتواند به نوعي امريكاييها را در سطح منطقه مهار كند و هم زمينه افزايش نفوذ خود در اين منطقه را فراهم سازد، بدون آنكه لزوما وارد تنش جدي و مستقيم با امريكا شوند. در عين حال، اين نگاه وجود دارد كه چين اينبار رويكرد فعالتري درقبال مذاكرات ايران و امريكا اتخاذ كرده و از برخي جهتگيريها در قبال ايران حمايت ميكند. شايد نقش چين به ويژه از اين جهت پررنگ شده كه گفته ميشود هرگونه توافق احتمالي درنهايت بايد از مسير شوراي امنيت سازمان ملل نيز عبور كند. در اين چارچوب، چين ميتواند ابزارهايي براي تضمين يا تغيير برخي مفاد توافق در برابر فشارهاي امريكا داشته باشد و در فرآيند تصويب يا جلوگيري از برخي تصميمات نقش ايفا كند. مكي در ادامه خاطرنشان كرد: اگرچه اشارههايي نيز ازسوي طرف امريكايي مطرح شده مبني بر اينكه مواد غني شده، ازجمله مواد نزديك به سطح ۶۰درصد، ممكن است تحت نظارت آژانس بينالمللي و رضايت ايران و نيز با مشاركت چين مديريت شود. البته اين موضوع ازسوي برخي منابع چيني چندان قابل اتكا و دقيق ارزيابي نميشود. از طرفي به اعتقاد من موضوع غنيسازي و سطح آن همچنان يكي از محورهاي حساس مذاكرات باقي مانده و هرگونه توافق در اين حوزه، نيازمند هماهنگي و توافق دقيق ميان طرفهاست. حال نيز اگر سازوكاري طراحي شود كه در آن امريكاييها در قبال اين مواد، تعهدات لازم را بپذيرند و همزمان گامهايي در جهت آزادسازي پولهاي بلوكهشده و رفع تحريمها برداشته شود، اين موضوع ميتواند قابل مذاكره باشد، چراكه ايران تاكيد دارد اين موضوعات نبايد بهگونهاي مطرح شود كه برداشت شود تهران بهراحتي از اين ظرفيتها صرفنظر ميكند. در واقع، چنين اتفاقي رخ نخواهد داد و ايران نيز بهسادگي اين ابزارها را از دست نخواهد داد. به گفته مكي در عين حال، بايد ديد گامهاي طرف امريكايي در مسير اجراي توافق چگونه خواهد بود و آيا روند آزادسازي پولهاي بلوكهشده ايران آغاز ميشود يا خير. هر زمان چنين خبري منتشر شود مبني بر اينكه بخشي از اين منابع آزاد خواهد شد، اين به معناي آغاز يك روند واقعي در اجراي توافق خواهد بود، نه صرفا يك اقدام نمادين. در كنار موضوع رفع تحريمها و آزادسازي منابع مالي، اين اقدامات ميتواند به عنوان مقدمهاي براي آغاز مذاكرات و پيشبرد مراحل بعدي مورد توجه قرار گيرد. اين كارشناس مسائل سياست خارجي در ادامه و در ارتباط با رفع تحريمهاي ضدايراني به عنوان ديگر بند مورد اختلاف ميان تهران و واشنگتن به «اعتماد» گفت: در فضاي سياسي امريكا و نقش و اختيارات دونالد ترامپ، در ميان جمهوريخواهان نوعي شكاف و اختلاف ديدگاه وجود دارد. جريان جنگطلب همچنان بر مواضع سختگيرانه خود در قبال ايران پافشاري ميكند، اما در مقابل، جرياني با رويكردي متعادلتر نيز وجود دارد كه تلاش ميكند به سمت نوعي توافق يا تفاهم با ايران حركت كند. با اين حال معتقدم شخص ترامپ همچنان اختيارات گستردهاي در اين زمينه دارد. به گفته مكي اگر ترامپ تصميمي در جهت توافق با ايران اتخاذ كند، مسير تصويب در كنگره الزاما بهطور كامل دراختيار مخالفان نخواهد بود و امكان تاثيرگذاري بر آن وجود دارد، بهويژه آنكه دموكراتها نيز در شرايط فعلي انگيزه بالايي براي حمايت از سياستهاي تنشزا يا جنگ با ايران ندارند و در دورههاي گذشته نيز بخش قابلتوجهي از آنها با چنين رويكردهايي مخالفت كردهاند. در درون حزب دموكرات، جريان قابلتوجهي وجود ندارد كه از مواضع جنگطلبانه ترامپ حمايت كند. اين گروهها بهخوبي از شرايط اجتماعي و اقتصادي داخل امريكا و وضعيت معيشتي مردم آگاه هستند و بر اين اساس، حمايت از تداوم تنش يا جنگ با ايران براي آنها آسان نخواهد بود. در اين ميان، بخشي از جمهوريخواهان نيز در صورت تركيب با اين ديدگاهها ميتوانند بر روند تحريمها و سياستهاي مربوط به ايران تاثير بگذارند. با اين حال، رييسجمهور امريكا در چارچوب اختيارات اجرايي خود ميتواند تا مدت مشخصي از ابزارهاي قانوني براي تعليق يا تغيير برخي تحريمها استفاده كند؛ همانگونه كه در دوره اوباما و در روند اجراي برجام نيز از چنين اختياراتي بهره گرفته شد. اين تحليلگر روابط بينالملل در ادامه خاطرنشان كرد: در صورتي كه اين روند اجرايي شود، باتوجه به تغييرات و تحولات عرصه بينالمللي، شرايط به سال ۲۰۱۸ يا دوره خروج امريكا از برجام بازنخواهد گشت. فضاي سياسي، امنيتي و اقتصادي جهان دچار تغيير شده و هزينههاي تصميمگيري براي امريكا در مقايسه با گذشته افزايش يافته است. در اين مرحله، مساله اصلي براي واشنگتن نه صرفا تصميمگيري اوليه، بلكه نحوه مديريت پيامدها و اجراي توافق احتمالي خواهد بود.
اين تحليلگر مسائل بينالملل در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با سناريوهاي احتمالي حاصل از تحولات پيشروي ميان ايران و ايالاتمتحده گفت: در مجموع سه سناريو براي آينده قابل تصور است؛ نخست اينكه امريكاييها به سمت امضاي توافق حركت كنند. دوم اينكه در صورت عدم توافق، احتمال بروز درگيري و حتي جنگ ديگري عليه ايران مطرح شود. سناريوي سوم نيز ادامه وضعيت فعلي است. اما به نظر ميرسد در صورت وقوع هريك از سناريوهاي جنگ و تداوم روند فعلي، درنهايت همه طرفها ناچار به بازگشت به مسير توافق خواهند شد. در هر حال، ادامه وضعيت تنش براي ايران هزينههاي بسيار بالايي دارد و همين موضوع باعث شده تهران بر ضرورت گفتوگو و اراده جدي براي رسيدن به توافق تاكيد كند. البته اين توافق بايد بر پايه اصول «عزت، حكمت و مصلحت» باشد و اين سه اصل در كنار هم ديده شود. به باور مكي در اين ميان، مساله زمان اهميت ويژهاي دارد. در شرايط كنوني به نظر ميرسد زمان ديگر به نفع امريكا نيست. اگر در گذشته واشنگتن تصور ميكرد كه زمان به زيان ايران و در چارچوب سياست فشار حداكثري عمل ميكند، امروز معادله تغيير كرده و اكنون اين فشارها بيشتر متوجه امريكا است، چراكه بحران انرژي در سطح جهاني، كاهش محبوبيت داخلي و شكاف در پايگاه اجتماعي جريان ترامپ، همگي نشاندهنده تغيير شرايط است. ازسوي ديگر، فشار متحدان امريكا براي رسيدن به توافق با ايران نيز افزايش يافته است. كشورهاي منطقه خليجفارس نيز به اين جمعبندي رسيدهاند كه ادامه جنگ يا تنش ميتواند خسارتهاي جديتري براي آنها به همراه داشته باشد و بازگشت به وضعيت عادي اقتصاد جهاني را دشوارتر كند. اين تحليلگر روابط بينالملل در ادامه به «اعتماد» گفت: در چنين شرايطي، حتي اقداماتي مانند عملياتهاي نظامي يا تنشهاي مقطعي عليه كشورمان نشان داده كه با وجود آسيبهايي كه به ايران وارد شده، ايران همچنان از ظرفيتهاي قابلتوجهي براي مقاومت و واكنش برخوردار است. در صورت بروز جنگ جديد، ممكن است دامنه درگيريها گستردهتر شده و پيامدهاي آن بدون ملاحظه بيشتري در منطقه، به ويژه در شهرهاي حاشيه خليجفارس، خود را نشان دهد؛ پيامدهايي كه ميتواند بازگشت به وضعيت پيشين را دشوار يا حتي غيرممكن كند. همين نگرانيها يكي از دلايل احتياط امريكا و مديريت تنش در منطقه، بهويژه در آبهاي خليجفارس، است. در واقع، هرچه واشنگتن در تصميمگيري تعلل ميكند، ميزان نگراني از تبعات سناريوي درگيري نيز افزايش مييابد. مكي در ادامه تصريح كرد: اما واقعيت اين است كه در سناريوي توافق امريكا به دنبال كسب دستاورد مشخصي است و بهسادگي حاضر به امتيازدهي نيست. آنچه براي واشنگتن به عنوان دستاورد تعريف ميشود، عمدتا موضوع هستهاي و بهويژه سطح مواد غنيشده است. در مقابل، ايران بارها تاكيد كرده كه حاضر به دادن امتياز به صورت يكجانبه نيست و هرگونه توافق بايد مبتني بر مابهازا و تعهدات متقابل باشد. در اين چارچوب، بحث رفع محاصره و آزادسازي منابع مالي در كنار موضوعات ديگر مطرح ميشود. با توجه به محدوديت زماني و فشارهاي موجود، اگر گامهاي اوليه ازسوي امريكا برداشته شود، احتمالا ايران نيز در مقابل اقدام متقابل انجام خواهد داد. در غير اين صورت، روند فعلي ميتواند ادامهدار باشد. با اين حال، به نظر نميرسد اين وضعيت براي مدت طولاني ادامه پيدا كند و احتمال دارد طي روزها و هفتههاي آينده حتي پيش از تحولات بزرگ بينالمللي مانند جام جهاني تصميمگيري نهايي ازسوي امريكا در اين زمينه صورت گيرد.