شناسهٔ خبر: 78352052 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

وفاق با اقتدار

محمد گلزاري

صاحب‌خبر -

در سياست ايران، بعضي واژه‌ها آنقدر تكرار مي‌شوند كه ديگر كسي جدي‌شان نمي‌گيرد. اما اگر پاي عمل وسط بيايد، واژه‌ها تازه معنا پيدا مي‌كنند. «وفاق» از همان واژه‌هاست؛ مفهومي كه در جنگ اخير و پساجنگ از پشت تريبون‌ها پايين آمد و كاربردش را در اداره كشور نشان داد. رييس‌جمهور پزشكيان در اين مدتي كه از دولت او گذشته بارها تاكيد كرده كه وفاق «با هم‌بودگي» است. يعني پذيرفتن اين حقيقت كه مسائل بزرگ كشور را هيچ جريان، حزب يا نهادي به‌ تنهايي نمي‌تواند حل مي‌كند. وفاق يعني تبديل كردن جامعه از تماشاگرِ سياست به شريك حل مساله. در چنين نگاهي، مردم فقط مخاطب تصميم‌ها نيستند؛ بلكه بخشي از فرآيند فهم، اصلاح و عبور از بحران‌ها هستند. وفاق، هنرِ حل مساله با حضور همه سلايق است؛ حتي وقتي اختلاف‌نظر وجود دارد. ماجراي بازگشت اينترنت بين‌الملل، يكي از همان لحظه‌هايي بود كه دولت نشان داد وفاق را با تعارف اشتباه نگرفته است. تصميم آساني نبود؛ مخالف داشت، فشار داشت، هياهو داشت، هشدار داشت و البته تحليل‌هاي رنگارنگي كه در ايران معمولا از خودِ موضوع بيشترند. اما دولت در نهايت تصميم گرفت و پاي تصميمش ايستاد.  اينترنت ديگر فقط يك ابزار ارتباطي نيست؛ بخشي از زندگي واقعي مردم است. هزاران كسب‌وكار، مسير آموزش، ارتباط خانواده‌ها، بازار صادرات، خدمات روزمره و حتي اميد نسل جوان به آينده، به كيفيت اتصال ايران با جهان گره خورده است. وقتي اينترنت محدود مي‌شود، فقط چند برنامه و سكو از كار نمي‌افتد؛ بخشي از زندگي روزمره مردم وارد حالت تعليق مي‌شود و اين همان نقطه‌اي بود كه تداوم قطع اينترنت را تبديل به يك نارضايتي عمومي مي‌كرد. البته در اين ميان، نگراني‌هاي امنيتي را هم نمي‌توان ناديده گرفت. دولت هم دقيقا از همين زاويه تلاش كرد ميان امنيت و زندگي عادي مردم تعادل ايجاد كند. اما تفاوت در اين بود كه دولت تصميم گرفت كشور را در وضعيت بلاتكليف نگه ندارد. در ماجراي اينترنت، مخالفان دو دسته بودند؛ گروهي كه واقعا دغدغه امنيت و فرهنگ دارند و نگراني‌شان قابل فهم بود و گروهي كه اساسا با هر تصميم دولت، صرف‌نظر از محتوايش مخالفند.

هنر دولت اين بود كه صداي نگراني را شنيد، اما كشور را معطل جنجال نكرد. اين همان نقطه‌اي است كه «وفاق با اقتدار» پاي رضايت و خواست عمومي ايستاد. وفاق با اقتدار يعني دولت بتواند در ميان اختلاف ديدگاه‌ها تصميم بگيرد، مسووليت بپذيرد و هزينه آن را هم قبول كند. كشوري كه مدام تصميم‌گيرهاي كلان و حياتي را عقب بيندازد، آرام‌آرام فرسوده مي‌شود. در جهان امروز، تاخير خودش يك نوع شكست خاموش است. در اصول مديريت، يكي از مهم‌ترين تفاوت‌هاي سازمان موفق و سازمان فرسوده «زمان تصميم» است. مديران بزرگ مي‌دانند كه همه تصميم‌ها كامل و بي‌نقص نخواهند بود، اما تصميمِ ديرهنگام معمولا از تصميمِ دشوار، پرهزينه‌تر است. كشور را نمي‌توان در اتاق انتظار نگه داشت تا همه مخالفان قانع شوند يا همه ريسك‌ها به صفر برسند. هيچ تحول بزرگي در شرايط اجماع مطلق اتفاق نيفتاده است. اينجاست كه در كنار «وفاق» مفهوم «دولت فروتن» معنا پيدا مي‌كند. دولت فروتن، دولت مردد و بي‌تصميم نيست؛ برعكس، دولتي است كه مي‌شنود، جمع‌بندي مي‌كند، تصميم مي‌گيرد و بعد هم مسووليتش را مي‌پذيرد. فروتني در حكمراني يعني پذيرش اينكه قدرت، امانت است نه امتياز. يعني دولت بداند مردم فقط شنونده بخشنامه نيستند؛ شريك فهم مساله‌اند؛ يعني دولت بتواند هم گفت‌وگو كند و هم تصميم بگيرد. هم بشنود و هم در لحظه لازم، مسووليت انتخاب را بپذيرد. يعني كشور نه با حذف يكديگر، بلكه با «حل مساله مشترك» جلو برود. در يكي از حساس‌ترين لحظات تاريخ معاصر كه بايد درباره مسائل حياتي و مهمي چون مذاكرات، بازسازي و سازندگي و معيشت مردم تصميم‌گيري شود شايد مهم‌ترين پيام اين روزهاي ماندگار همين باشد: كشور بيش از هر زمان ديگري هم به وحدت و پرهيز از اقدام و عملي كه خللي در همبستگي مردم ايجاد كند، نياز دارد و هم به حكمراني داراي شجاعت تصميم نه حكمراني مردد، پرخاشگر يا عقب‌نشين، به دولتي كه با آرامش، عقلانيت و اتكا به مردم، تصميم مي‌گيرد و پاي آن مي‌ايستد. دولت چهاردهم به «دعوا نكنيم» و پرهيز از دوگانه‌سازي‌هاي ساختگي باور راسخ دارد و همچنان معتقد است بايد با همدلي و وحدت، اما شجاعت و صداقت با مردم به سمت حل مشكلات ريشه‌اي كشور رفت. اين همان معناي واقعي «وفاق با  اقتدار»  است.
دبير شوراي اطلاع‌رساني دولت