شناسهٔ خبر: 78340725 - سرویس اقتصادی
نسخه قابل چاپ منبع: تحلیل بازار | لینک خبر

چشم‌انداز نوآوری‌های فین‌تک

تحول فین‌تک در دهه اخیر را باید یکی از مهم‌ترین دگرگونی‌های ساختاری اقتصاد جهانی دانست، تحولی که مفهوم پول، مالکیت داده و حتی نقش دولت‌ها در نظام مالی را دستخوش تغییر کرده است.

صاحب‌خبر -

مصطفی خوشابی، کارشناس ارشد فناوری اطلاعات؛ بازار: تحول فین‌تک در دهه اخیر را باید یکی از مهم‌ترین دگرگونی‌های ساختاری اقتصاد جهانی دانست، تحولی که مفهوم پول، اعتماد، مالکیت داده و حتی نقش دولت‌ها در نظام مالی را دستخوش تغییر کرده است. اگر در گذشته، نظام مالی بر پایه شعب فیزیکی، فرایندهای کند، ساختارهای متمرکز و انحصار اطلاعات شکل گرفته بود، امروز جهان به سمت معماری جدیدی حرکت می‌کند که در ان داده، زیرساخت دیجیتال و هوش مصنوعی مهم‌ترین دارایی‌های اقتصادی محسوب می‌شوند.

در این تحول، مسئله صرفا دیجیتالی‌شدن خدمات بانکی نیست. انچه امروز در جهان در حال وقوع است، شکل‌گیری اقتصاد مالی هوشمند است، اقتصادی که در ان خدمات مالی به‌صورت لحظه‌ای، مبتنی بر داده و در بستر پلتفرم‌های دیجیتال ارائه می‌شوند. به همین دلیل، مرز میان بانک‌ها، شرکت‌های فناوری، اپراتورهای ارتباطی، فروشگاه‌های اینترنتی و حتی شبکه‌های اجتماعی به‌تدریج در حال از بین رفتن است. بسیاری از بزرگ‌ترین بازیگران خدمات مالی جهان، دیگر بانک‌های سنتی نیستند، بلکه شرکت‌های فناوری هستند که توانسته‌اند تجربه کاربری، تحلیل داده و زیرساخت دیجیتال را با خدمات مالی ترکیب کنند.

مطالعات علمی و گزارش‌های بین‌المللی نیز این تغییر پارادایم را تایید می‌کنند. بانک تسویه بین‌المللی (BIS) در گزارش‌های سالانه خود بارها تاکید کرده که اینده نظام مالی جهان بر سه محور داده، اعتماد دیجیتال و زیرساخت هوشمند استوار خواهد بود. صندوق بین‌المللی پول (IMF) نیز در پژوهش‌های خود فین‌تک را یکی از مهم‌ترین ابزارهای افزایش شمول مالی و کاهش هزینه خدمات بانکی در کشورهای درحال‌توسعه معرفی کرده است. همچنین بانک جهانی در گزارش مشهور Global Findex نشان داده که طی یک دهه اخیر، رشد کیف پول‌های دیجیتال و پرداخت موبایلی، رفتار مالی میلیاردها نفر را در جهان تغییر داده است.

در چنین فضایی، سه حوزه به ستون‌های اصلی تحول فین‌تک در جهان تبدیل شده‌اند: بانکداری باز و اقتصاد API، پرداخت‌های لحظه‌ای و هویت دیجیتال هوشمند. این سه حوزه در واقع زیرساخت مشترک نسل جدید خدمات مالی هستند و تقریبا تمام نواوری‌های مهم فین‌تک بر پایه ان‌ها شکل گرفته‌اند. بدون هویت دیجیتال استاندارد، امکان احراز هویت هوشمند وجود ندارد، بدون پرداخت لحظه‌ای، اقتصاد دیجیتال سرعت لازم را نخواهد داشت و بدون بانکداری باز، اکوسیستم نواوری مالی شکل نمی‌گیرد.

بانکداری باز و اقتصاد API را باید نقطه اغاز تحول واقعی صنعت مالی در جهان دانست. پیش از ظهور این مفهوم، بانک‌ها ساختاری بسته داشتند و تمام داده‌ها و خدمات مالی در انحصار خود ان‌ها قرار داشت. مشتری برای دریافت هر خدمت مالی، ناچار بود مستقیما با بانک تعامل کند و امکان توسعه خدمات نواورانه توسط بازیگران بیرونی تقریبا وجود نداشت. اما با گسترش اقتصاد دیجیتال، این مدل به‌تدریج ناکارامد شد. شرکت‌های فناوری نشان دادند که تجربه کاربری سریع، ساده و هوشمند می‌تواند ساختار سنتی خدمات مالی را به چالش بکشد.

بانکداری باز دقیقا در پاسخ به همین نیاز شکل گرفت. در این مدل، بانک‌ها از طریق APIهای استاندارد، امکان دسترسی کنترل‌شده به داده‌ها و خدمات خود را برای فین‌تک‌ها و پلتفرم‌های دیجیتال فراهم می‌کنند. اهمیت این تحول صرفا در جنبه فنی ان نیست، بلکه در تغییر نقش بانک‌ها نهفته است. بانک دیگر صرفا ارائه‌دهنده مستقیم خدمات نیست، بلکه به بخشی از زیرساخت اقتصاد دیجیتال تبدیل می‌شود. در این مدل، نواوری دیگر فقط در داخل بانک شکل نمی‌گیرد، بلکه کل اکوسیستم می‌تواند روی زیرساخت بانکی سرویس تولید کند.

گزارش‌های مؤسسات مشاوره‌ای بزرگ جهان مانند McKinsey و Accenture نیز بر همین مسئله تاکید دارند. McKinsey در یکی از مشهورترین گزارش‌های خود بیان می‌کند که بانکداری باز تنها یک پروژه فناوری نیست، بلکه تغییردهنده مدل کسب‌وکار بانک‌هاست. این گزارش پیش‌بینی می‌کند بانک‌هایی که نتوانند به پلتفرم مالی تبدیل شوند، در اینده بخش بزرگی از بازار خود را به شرکت‌های فناوری واگذار خواهند کرد.

اتحادیه اروپا یکی از نخستین مناطقی بود که این تحول را به‌صورت رسمی و قانون‌گذاری‌شده دنبال کرد. تصویب PSD۲ نقطه عطف مهمی در تاریخ بانکداری جهان بود، زیرا برای نخستین بار بانک‌ها ملزم شدند APIهای استاندارد برای دسترسی به حساب و پرداخت ایجاد کنند. این اقدام، انحصار تاریخی بانک‌ها بر داده‌های مالی را شکست و زمینه شکل‌گیری نسل جدیدی از شرکت‌های فین‌تک را فراهم کرد. شرکت‌هایی مانند Revolut، Monzo و N۲۶ محصول همین تحول بودند. این شرکت‌ها بدون انکه ساختار سنتی بانکداری را داشته باشند، توانستند میلیون‌ها کاربر جذب کنند و تجربه‌ای کاملا متفاوت از خدمات مالی ارائه دهند.

موفقیت بانکداری باز در اروپا تنها نتیجه توسعه فناوری نبود، بلکه حاصل ترکیب هوشمندانه تنظیم‌گری، استانداردسازی و مشارکت اکوسیستم بود. رگولاتور اروپایی تلاش کرد تعادلی میان نواوری و امنیت ایجاد کند. اگر فضای مالی بیش از حد بسته باقی می‌ماند، نواوری متوقف می‌شد و اگر بیش از حد ازادسازی انجام می‌گرفت، ریسک سوءاستفاده از داده‌ها و تهدیدهای امنیتی افزایش پیدا می‌کرد. این تجربه نشان داد که تحول دیجیتال در صنعت مالی، بدون تنظیم‌گری هوشمند تقریبا غیرممکن است.

بریتانیا حتی فراتر از اتحادیه اروپا حرکت کرد و پروژه Open Banking UK را به یکی از موفق‌ترین نمونه‌های بانکداری باز جهان تبدیل کرد. تفاوت اصلی مدل بریتانیا در ان بود که تنها به الزام قانونی بسنده نکرد، بلکه یک چارچوب اجرایی کامل برای کل بازار ایجاد کرد. استاندارد واحد API، محیط Sandbox برای ازمایش خدمات جدید، نظام نظارت متمرکز و تعریف دقیق حقوق مصرف‌کننده، باعث شد بانکداری باز در بریتانیا از یک پروژه فناورانه به یک اکوسیستم اقتصادی واقعی تبدیل شود.

استرالیا مسیر متفاوتی را انتخاب کرد و مفهوم بانکداری باز را به اقتصاد داده گسترش داد. مدل CDR یا Consumer Data Right بر این اصل استوار بود که داده متعلق به مصرف‌کننده است، نه شرکت‌ها. بر همین اساس، کاربران می‌توانند داده‌های خود را نه‌تنها میان بانک‌ها، بلکه میان شرکت‌های بیمه، انرژی و مخابرات نیز منتقل کنند. اهمیت این مدل در ان است که اینده اقتصاد دیجیتال را ترسیم می‌کند، اقتصادی که در ان داده، به یک دارایی قابل‌انتقال و تحت کنترل کاربر تبدیل می‌شود.

یکی از مهم‌ترین مقالات علمی در حوزه اقتصاد دیجیتال مالی، پژوهش دانشگاه هاروارد درباره اقتصاد پلتفرمی در خدمات مالی است. این مقاله توضیح می‌دهد که چگونه شرکت‌های فناوری با تکیه بر داده و تجربه کاربری، مزیت رقابتی بانک‌های سنتی را کاهش داده‌اند. نتیجه کلیدی این پژوهش ان است که اینده صنعت مالی بیش از انکه به اندازه ترازنامه بانک‌ها وابسته باشد، به توانایی تحلیل داده و طراحی تجربه دیجیتال بستگی خواهد داشت.

در کنار بانکداری باز، پرداخت‌های لحظه‌ای نیز به یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های اقتصاد دیجیتال جهان تبدیل شده‌اند. اقتصاد دیجیتال بر پایه سرعت عمل می‌کند و نظام‌های پرداخت سنتی که تسویه در ان‌ها ساعت‌ها یا حتی روزها زمان می‌برد، دیگر پاسخگوی نیازهای جدید نیستند. به همین دلیل، بسیاری از کشورها در سال‌های اخیر به‌سمت ایجاد شبکه‌های Real-Time Payment حرکت کرده‌اند، شبکه‌هایی که امکان انتقال پول را به‌صورت انی، ۲۴ ساعته و بدون وقفه فراهم می‌کنند.

هند موفق‌ترین نمونه تحول پرداخت در جهان محسوب می‌شود. شبکه UPI نه‌تنها یک زیرساخت پرداخت، بلکه موتور محرک اقتصاد دیجیتال هند است. معماری باز، هزینه نزدیک به صفر، امکان اتصال همه بانک‌ها و تجربه کاربری بسیار ساده، باعث شد UPI به بزرگ‌ترین شبکه پرداخت لحظه‌ای جهان تبدیل شود. نکته مهم درباره هند این است که موفقیت UPI صرفا نتیجه فناوری نبود، بلکه حاصل نگاه زیرساختی دولت هند به اقتصاد دیجیتال بود. هند متوجه شد که بدون زیرساخت پرداخت فراگیر، توسعه تجارت دیجیتال، خدمات انلاین و شمول مالی ممکن نیست.

برزیل نیز با توسعه PIX توانست یکی از سریع‌ترین نرخ‌های پذیرش پرداخت دیجیتال در جهان را ثبت کند. بانک مرکزی برزیل برخلاف بسیاری از کشورها، مستقیما وارد طراحی زیرساخت شد و مدل ضدانحصار را در پیش گرفت. سادگی استفاده، رایگان بودن برای کاربران و دسترسی عمومی، باعث شد PIX در مدت کوتاهی به ابزار اصلی پرداخت مردم تبدیل شود. اهمیت تجربه برزیل در ان است که نشان داد حتی اقتصادهای درحال‌توسعه نیز می‌توانند با طراحی درست زیرساخت، تحول عظیمی در نظام مالی ایجاد کنند.

امریکا مسیر متفاوت و کندتری را طی کرد. ساختار پیچیده بانکداری امریکا و وجود تعداد زیاد بانک‌ها و شبکه‌های پرداخت، باعث شد ایجاد زیرساخت پرداخت لحظه‌ای با دشواری بیشتری همراه باشد. پروژه FedNow تلاشی برای حل همین مسئله است. هرچند امریکا در فناوری مالی پیشرفته است، اما پیچیدگی ساختار سنتی بانکی، سرعت تحول را کاهش داده است. این مسئله نشان می‌دهد که در تحول دیجیتال، چابکی ساختار نهادی اهمیت بسیار بالایی دارد.

در کنار روندهای جهانی، ایران نیز طی سال‌های اخیر یکی از منحصربه‌فردترین تجربه‌های تحول مالی دیجیتال در منطقه را تجربه کرده است. محدودیت‌های بین‌المللی، تحریم‌های مالی، ساختار متمرکز بانکداری و در عین حال ضریب نفوذ بالای اینترنت و تلفن همراه، باعث شده مسیر تحول فین‌تک در ایران تفاوت‌های مهمی با سایر کشورها داشته باشد. در ایران، نواوری مالی بیش از انکه از دل سرمایه‌گذاری خارجی شکل گرفته باشد، از نیاز بازار داخلی، فشارهای اقتصادی و تلاش برای افزایش کارایی زیرساخت‌های پرداخت ناشی شده است.

شبکه پرداخت الکترونیک ایران اکنون یکی از بزرگ‌ترین شبکه‌های تراکنش خُرد در منطقه محسوب می‌شود. بر اساس گزارش‌های رسمی شاپرک و بانک مرکزی تا پایان اردیبهشت و ابتدای خرداد ۱۴۰۵، ماهانه میلیاردها تراکنش در شبکه پرداخت کشور پردازش می‌شود و ضریب پایداری شبکه پرداخت به سطح بسیار بالایی رسیده است. توسعه گسترده کارتخوان‌های فروشگاهی، نفوذ بالای کارت بانکی و عادت عمومی مردم به پرداخت الکترونیک، باعث شده ایران از نظر حجم تراکنش‌های دیجیتال جزو بازارهای بزرگ منطقه باشد.

با این حال، معماری صنعت پرداخت ایران همچنان تا حد زیادی کارت‌محور باقی مانده است. در حالی که بسیاری از اقتصادهای جهان به سمت پرداخت‌های مبتنی بر حساب، بانکداری باز و APIهای مالی حرکت کرده‌اند، بخش عمده تراکنش‌های ایران همچنان بر پایه کارت بانکی و پایانه فروش انجام می‌شود. همین مسئله باعث شده توسعه برخی مدل‌های نوین مالی با سرعت پایین‌تری انجام گیرد. کارشناسان صنعت پرداخت معتقدند مدل فعلی کارمزد و وابستگی بالا به زیرساخت سنتی کارت، یکی از مهم‌ترین موانع تحول عمیق فین‌تک در کشور است.

در سال‌های اخیر، توسعه پرداخت‌یاری و کیف پول‌های دیجیتال تا حدی این وضعیت را تغییر داده است. ظهور پرداخت‌یارها باعث شد استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای انلاین ساده‌تر به خدمات پرداخت متصل شوند و بخشی از انحصار سنتی بازار کاهش یابد. همچنین پرداخت مبتنی بر QR Code و توسعه سوپراپلیکیشن‌ها، به‌ویژه در حوزه حمل‌ونقل و تجارت الکترونیک، زمینه شکل‌گیری مدل‌های جدید تعامل مالی را فراهم کرده است.

یکی از سریع‌ترین بخش‌های در حال رشد در اکوسیستم فین‌تک ایران، بازار BNPL یا الان بخر، بعدا پرداخت کن است. رشد تورم، کاهش قدرت خرید و نیاز بازار به اعتبار خرد، باعث شده مدل‌های خرید اعتباری کوتاه‌مدت با استقبال گسترده کاربران مواجه شوند. گزارش‌های منتشرشده در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ نشان می‌دهد بازار BNPL ایران با سرعت زیادی در حال توسعه است و به یکی از مهم‌ترین بخش‌های لندتک کشور تبدیل شده است. نکته مهم ان است که اعتبارسنجی دیجیتال و تحلیل داده رفتاری کاربران، به‌تدریج در حال تبدیل‌شدن به زیرساخت اصلی این بازار است.

در حوزه بانکداری دیجیتال نیز رقابت میان بانک‌ها برای ارائه خدمات غیرحضوری افزایش یافته است. افتتاح حساب انلاین، احراز هویت دیجیتال، چک الکترونیک، سفته الکترونیک و امضای دیجیتال بانکی از جمله پروژه‌هایی هستند که طی دو سال اخیر توسعه یافته‌اند. بانک مرکزی اعلام کرده حذف تدریجی چک کاغذی و حرکت به سمت اسناد مالی دیجیتال، بخشی از برنامه تحول نظام بانکی در چارچوب برنامه هفتم توسعه است. این روند را می‌توان نخستین گام‌های جدی ایران در مسیر هویت دیجیتال مالی دانست.

در کنار خدمات پرداخت، حوزه تامین مالی زنجیره تولید نیز به یکی از محورهای مهم سیاست‌گذاری مالی ایران تبدیل شده است. داده‌های رسمی بانک مرکزی در سال ۱۴۰۵ نشان می‌دهد حجم ابزارهای تامین مالی زنجیره‌ای رشد قابل‌توجهی داشته است. اهمیت این تحول در ان است که نظام مالی ایران به‌تدریج در حال حرکت از مدل سنتی تسهیلات بانکی به سمت مدل‌های داده‌محور و هوشمند تامین مالی است، مدلی که در ان اطلاعات زنجیره تامین و تراکنش‌های تجاری، مبنای اعتبارسنجی و تخصیص منابع قرار می‌گیرد.

در کنار پرداخت و بانکداری باز، هویت دیجیتال هوشمند به مهم‌ترین زیرساخت اعتماد در اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است. تقریبا تمام خدمات مالی مدرن، از افتتاح حساب انلاین گرفته تا امضای دیجیتال، اعتبارسنجی و پرداخت هوشمند، به هویت دیجیتال وابسته‌اند. بدون هویت دیجیتال استاندارد، مقیاس‌پذیری خدمات مالی دیجیتال امکان‌پذیر نیست.

هند با پروژه Aadhaar یکی از بزرگ‌ترین زیرساخت‌های هویت دیجیتال جهان را ایجاد کرد. این پروژه توانست بیش از یک میلیارد نفر را وارد اکوسیستم دیجیتال کند و هزینه احراز هویت را به‌شدت کاهش دهد. بسیاری از خدمات فین‌تک هند، از جمله افتتاح حساب دیجیتال، اعتبار خرد و یارانه‌های دولتی، بر پایه همین زیرساخت توسعه یافتند. Aadhaar نشان داد که هویت دیجیتال می‌تواند نه‌فقط یک ابزار فنی، بلکه موتور محرک شمول مالی و توسعه اقتصادی باشد.

سوئد نیز با BankID نمونه موفق دیگری از هویت دیجیتال ارائه داد. در این کشور، هویت دیجیتال عملا به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است. کاربران می‌توانند با یک هویت واحد، خدمات بانکی دریافت کنند، قرارداد امضا کنند، مالیات پرداخت کنند و به خدمات دولتی دسترسی داشته باشند. موفقیت مدل سوئد ناشی از اعتماد عمومی بالا، یکپارچگی میان دولت و بانک‌ها و استانداردسازی گسترده بود.

سنگاپور نیز با SingPass توانست یکی از پیشرفته‌ترین مدل‌های دولت دیجیتال را ایجاد کند. این کشور هویت دیجیتال را نه به‌عنوان یک پروژه فناوری، بلکه به‌عنوان زیرساخت ملی اقتصاد دیجیتال تعریف کرد. یکپارچگی کامل میان دولت، بانک‌ها و شرکت‌ها، باعث شد خدمات دیجیتال در سنگاپور با سرعت و کیفیت بسیار بالایی توسعه یابد.

در سال‌های اخیر، هوش مصنوعی نیز به یکی از مهم‌ترین محرک‌های تحول فین‌تک تبدیل شده است. نسل جدید خدمات مالی، بدون تحلیل داده و الگوریتم‌های هوشمند عملا امکان‌پذیر نیست. بانک‌ها و فین‌تک‌ها امروزه از هوش مصنوعی برای اعتبارسنجی، کشف تقلب، تحلیل رفتار مشتری، مدیریت ریسک و حتی ارائه مشاوره مالی استفاده می‌کنند. تحول اصلی در این حوزه ان است که تصمیم‌گیری مالی به‌تدریج از مدل‌های سنتی و مبتنی بر قواعد ثابت، به مدل‌های داده‌محور و یادگیرنده منتقل می‌شود.

مطالعات دانشگاه MIT و Stanford نشان داده‌اند که الگوریتم‌های هوش مصنوعی می‌توانند دقت اعتبارسنجی و کشف تقلب مالی را به‌طور قابل‌توجهی افزایش دهند. در عین حال، همین پژوهش‌ها هشدار می‌دهند که استفاده گسترده از AI در صنعت مالی می‌تواند ریسک‌هایی مانند تبعیض الگوریتمی، تمرکز داده و نبود شفافیت در تصمیم‌گیری را نیز به همراه داشته باشد.

در ایران نیز استفاده از هوش مصنوعی در صنعت مالی به‌تدریج در حال گسترش است. شرکت‌های لندتک، اینشورتک و استارتاپ‌های اعتبارسنجی به سمت تحلیل رفتار مالی کاربران، داده‌کاوی تراکنش‌ها و مدل‌های یادگیری ماشین حرکت کرده‌اند. دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی ایران نیز طی سال‌های اخیر مطالعات متعددی در حوزه داده‌کاوی مالی، تحلیل احساسات بازار و کاربرد AI در اعتبارسنجی منتشر کرده‌اند که نشان‌دهنده رشد تدریجی ادبیات علمی فین‌تک در کشور است.

چین یکی از پیشرفته‌ترین نمونه‌های استفاده از هوش مصنوعی در صنعت مالی را ارائه کرده است. شرکت‌هایی مانند Ant Group و Tencent میلیاردها تراکنش را به‌صورت لحظه‌ای تحلیل می‌کنند و بر اساس رفتار کاربران، خدمات شخصی‌سازی‌شده ارائه می‌دهند. مدل چینی نشان می‌دهد که اینده صنعت مالی، به‌شدت وابسته به توانایی تحلیل داده در مقیاس عظیم خواهد بود.

یکی دیگر از روندهای مهم جهانی، Embedded Finance یا مالی تعبیه‌شده است. در این مدل، خدمات مالی مستقیما داخل پلتفرم‌های غیربانکی قرار می‌گیرند. کاربر بدون انکه وارد اپلیکیشن بانکی شود، می‌تواند وام دریافت کند، پرداخت انجام دهد یا بیمه خریداری کند. این تحول باعث شده مرز میان بانک و پلتفرم‌های فناوری به‌تدریج از بین برود.

نشریات معتبری مانند Harvard Business Review و MIT Sloan Management Review در مقالات اخیر خود تاکید کرده‌اند که اینده بانکداری به سمت بانکداری نامرئی حرکت می‌کند، مفهومی که در ان خدمات مالی در پس‌زمینه پلتفرم‌های دیجیتال قرار می‌گیرند و کاربر بدون تعامل مستقیم با بانک، خدمات مالی دریافت می‌کند.

در کنار این تحولات، ارزهای دیجیتال بانک مرکزی یا CBDC نیز به یکی از مهم‌ترین پروژه‌های مالی جهان تبدیل شده‌اند. دولت‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که اگر نسخه دیجیتال پول ملی را توسعه ندهند، ممکن است کنترل بخشی از نظام پولی را به پلتفرم‌های خصوصی واگذار کنند. چین با پروژه یوان دیجیتال یکی از پیشرفته‌ترین برنامه‌های CBDC را اجرا کرده است و تلاش می‌کند زیرساخت پول دیجیتال ملی را در مقیاس گسترده توسعه دهد.

در ایران نیز طی سال‌های اخیر پروژه ریال دیجیتال به‌صورت ازمایشی توسط بانک مرکزی دنبال شده است. هدف اصلی این پروژه، توسعه زیرساخت پول دیجیتال ملی، افزایش شفافیت تراکنش‌ها و اماده‌سازی زیرساخت پولی کشور برای اقتصاد دیجیتال عنوان شده است. هرچند این پروژه هنوز در مراحل اولیه قرار دارد، اما می‌تواند در اینده به یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های تحول مالی ایران تبدیل شود.

با وجود تمام این فرصت‌ها، صنعت فین‌تک در جهان و ایران با چالش‌های بزرگی نیز مواجه است. امنیت سایبری اکنون به حیاتی‌ترین مسئله زیرساخت‌های مالی تبدیل شده است. هرچه خدمات مالی بیشتر دیجیتال می‌شوند، سطح حملات سایبری نیز گسترده‌تر می‌شود. حملات API، سرقت هویت، تقلب لحظه‌ای، پول‌شویی دیجیتال و حملات باج‌افزاری، از مهم‌ترین تهدیدهای صنعت مالی هستند.

در ایران نیز افزایش حملات سایبری به زیرساخت‌های بانکی و پرداخت، اهمیت تاب‌اوری دیجیتال را دوچندان کرده است. بانک مرکزی در گزارش‌های رسمی سال ۱۴۰۵ تاکید کرده که حفظ پایداری شبکه بانکی در برابر حملات سایبری به یکی از اولویت‌های اصلی سیاست‌گذاری تبدیل شده است. همین مسئله باعث شده امنیت سایبری، مرکز عملیات امنیت (SOC)، احراز هویت چندعاملی و مدیریت ریسک دیجیتال بیش از گذشته مورد توجه بانک‌ها و شرکت‌های فین‌تک قرار گیرد.

از سوی دیگر، تنظیم‌گری نیز به یکی از پیچیده‌ترین مسائل صنعت مالی تبدیل شده است. سرعت نواوری در فین‌تک بسیار بیشتر از سرعت قانون‌گذاری است و همین مسئله باعث شده بسیاری از رگولاتورها با چالش جدی مواجه شوند. در ایران نیز نبود چارچوب پایدار برای برخی حوزه‌ها مانند رمزارزها، نئوبانک‌ها، ولت‌ها، لندتک و مالی تعبیه‌شده، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اکوسیستم نواوری مالی محسوب می‌شود.

انچه امروز در جهان و ایران مشاهده می‌شود، صرفا تحول صنعت بانکداری نیست، بلکه شکل‌گیری معماری جدید اقتصاد دیجیتال است، معماری‌ای که در ان داده، هویت دیجیتال، پرداخت لحظه‌ای و هوش مصنوعی به زیرساخت‌های اصلی قدرت اقتصادی تبدیل شده‌اند. تجربه کشورهایی مانند هند، بریتانیا، سنگاپور، چین، برزیل و حتی تجربه خاص ایران نشان می‌دهد موفقیت در تحول فین‌تک صرفا وابسته به فناوری نیست، بلکه به ترکیب درست زیرساخت، تنظیم‌گری، حکمرانی داده، امنیت و مشارکت اکوسیستم بستگی دارد.

مرور مقالات و گزارش‌های علمی معتبر جهان نیز همین واقعیت را تایید می‌کند: اینده اقتصاد مالی متعلق به کشورها و شرکت‌هایی خواهد بود که بتوانند اعتماد دیجیتال، داده و زیرساخت را به‌صورت یکپارچه مدیریت کنند. در اقتصاد اینده، قدرت واقعی نه در مالکیت شعب بانکی، بلکه در مالکیت زیرساخت‌های دیجیتال، توان تحلیل داده و توانایی خلق اکوسیستم مالی هوشمند نهفته است.