به گزارش «راهبرد معاصر»؛ گزارشهای منتشر شده از سوی نیویورک تایمز در ساعات پایانی روز یکشنبه حاکی از آن است که مقامهای آمریکایی از حصول «توافق اصولی» با ایران برای بازگشایی تنگه هرمز و توقف جنگ در غرب آسیا خبر دادند، اما بررسی دقیق جزئیات این گزارش – شامل اظهارات مستقیم مقام ارشد آمریکایی، واکنش کنگره، نگرانی صریح نخستوزیر رژیم صهیونیستی و شروط تهران – تصویری کاملاً متفاوت از یک پیروزی دیپلماتیک ارائه میدهد.
طبق اظهارات سه مقام ایرانی که به دلیل حساسیت موضوع ناشناس ماندهاند، تهران در ازای توافق امتیازات روشنی دریافت کرده است
آنچه دیده میشود، نه ارادهای صادقانه برای صلح، بلکه «عقبنشینی تاکتیکی» از سوی واشنگتن است تا در باتلاقی که خود ساخته، نفسی تازه کند. نگارنده معتقد است، این توافق اگر هم امضا شود، بازتولید همان الگوی «بیاعتباری غرب» است که پیشتر در برجام شاهد بودیم.
بخش نخست: آنچه نیویورک تایمز گزارش میدهد، محتوای توافق از زبان مقامات
بر اساس گزارش نیویورک تایمز :
۱. توافق اصولی، نه نهایی: یک مقام ارشد آمریکایی تأکید کرده که توافق هنوز امضا نشده و منوط به تأیید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و رهبر معظم انقلاب اسلامی است که «امکان دارد روزها طول بکشد». این خود نشانه شکنندگی و فقدان ضمانت اجرایی فوری است.
۲. ابهام در برنامه هستهای: ایران پذیرفته «اورانیوم با غنای بالا را از بین ببرد»، اما سازوکار آن هنوز در حال مذاکره است – جملهای که تمام ارزش توافق مشخص را خنثی میکند.
۳. خواستههای ایران: بر اساس اظهارات سه مقام ایرانی (که به دلیل حساسیت موضوع ناشناس ماندهاند)، تهران در ازای توافق امتیازات روشنی دریافت کرده است؛ بازگشایی تنگه هرمز بدون عوارض، لغو محاصره دریایی آمریکا، توقف جنگ در همه جبههها (ازجمله لبنان) و آزادسازی ۲۵ میلیارد دلار دارایی مسدودشده. اما در مقابل، هیچ تعلیقی بر غنیسازی یا کاهش توان موشکی ایران در این توافق پیشبینی نشده است.
۴. نگرانی رژیم صهیونیستی و کنگره: نیویورک تایمز به صراحت گزارش میدهد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی این توافق را تهدیدی برای آرزوی «فروپاشی جمهوری اسلامی» میداند و سناتور راجر ویکر، رئیس کمیته نیروهای مسلح سنا، آن را فاجعه خوانده و در «حسن نیت ایران» تردید کرده است. این واکنشها نشان میدهد حتی تندروهای آمریکایی نیز به کارآمدی سیاست خود باور ندارند.
بخش دوم: اقتصاد تحریمها – چرا آمریکا عقب مینشیند؟
از منظر اقتصاد سیاسی، دلیل اصلی چرخش تاکتیکی واشنگتن، شکست تاریخی فشار حداکثری است. یافتههای منتشر شده در پایگاه ScienceDirect (مطالعه Farzanegan, 2023 در مجله Economies) نشان میدهد که تحریمهای چندلایه آمریکا علیه ایران، اگرچه تورم و کسری تجاری ایجاد کرده، اما در وادار کردن تهران به تغییر رفتار راهبردی کاملاً ناکام مانده است. پژوهشی دیگر در Journal of Policy Modeling (Gaur et al., 2026) اثبات میکند که بنگاههای کوچک و متوسط ایرانی با اتکا به منابع داخلی، فناوری بومی و تغییر شرکای تجاری به سمت شرق و جنوب جهانی، توانستهاند «اثرات منفی تحریمها را تعدیل کنند». این همان «اقتصاد مقاومتی» است که نظریههای لیبرال قادر به درک آن نیستند.
علاوه بر این، روش کنترل ترکیبی (SCM) که در مطالعه Farzanegan (2025) در European Journal of Political Economy به کار رفته، نشان میدهد تحریمها بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۹ سالانه حدود ۱۷ درصد از «طبقه متوسط ایران» کاستهاند. هدف غرب از نابودی طبقه متوسط، تضعیف نیروهای متعهد به استقلال ملی بود، اما نتیجه معکوس داد: مطالعه تطبیقی دولتهای یازدهم تا سیزدهم در مجله AHSS (Faiz & Jamil, 2025) نشان میدهد که تحریمها به طور متناقضی «به نفع نظام مستقر تمام شد، چرا که نخبگان با تغییر شرکای تجاری، توانستند به اداره کشور ادامه دهند».
بنابراین، واشنگتن نه از روی حسن نیت، که از روی ناچاری اقتصادی (تورم داخلی، بحران انرژی، نارضایتی عمومی از جنگ غزه و اوکراین) به این توافق اصولی تن داده است.
بخش سوم: معمای امنیتی رژیم صهیونیستی – متحدی که به دشمن پناه میبرد
توافق اصولی، هیچ یک از خطوط قرمز ایران ازجمله موشک، غنیسازی و عدم تعلیق را شامل نمیشود
گزارش نیویورک تایمز نگرانی نتانیاهو را ثبت کرده است. تحلیلگران ارشد شورای روابط خارجی آمریکا در Foreign Affairs (Stroul, 2026) جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را «نخستین عملیات نظامی تماماً ترکیبی دو کشور از زمان جنگ جهانی دوم» توصیف کردهاند. اما همین منبع به ناکامی راهبردی آن اذعان دارد: به جای فروپاشی جمهوری اسلامی، «تابآوری تهران تقویت، وضعیت بازدارندگی آن مستحکم و نفوذش در منطقه تثبیت شده است» (Parmar & Nouri, 2025, Al Jazeera Centre for Studies).
در چنین شرایطی، رژیم صهیونیستی خود را در موقعیتی بیسابقه میبیند: متحد راهبردی اش (آمریکا) در آستانه توافق با همان «دشمن شماره یک» قرار دارد. از همین روست که تندروهای کنگره این توافق را «تضعیف اهداف جنگی ترامپ» مینامند.
جمعبندی: هوشیاری در برابر فریب دیپلماتیک
این توافق اصولی، هیچ یک از خطوط قرمز ایران (موشک، غنیسازی، عدم تعلیق) را شامل نمیشود. اما به همان اندازه، هیچ ضمانت عملی برای پایبندی آمریکا نیز ارائه نمیدهد. تجربه خروج از برجام، مهمترین درس تاریخی برای هر تحلیلگر واقعبین است: لیبرالیسم غربی از هر توافقی تنها به عنوان ابزاری برای استحاله مقاومت استفاده میکند، نه برای صلح عادلانه.
بنابراین، راهبرد ایران باید همچنان بر سه محور استوار باشد:
1. تقویت اقتصاد مقاومتی با اتکا به توان داخلی و شرکای غیرغربی.
2. حفظ توان بازدارندگی موشکی و هستهای به عنوان تنها زبان قابل فهم برای غرب.
3. پایش میدانی اجرای هر توافقی بدون اعتماد به وعدههای بدون ضمانت.
تنگه هرمز را خود مدیریت میکنیم، نه با امضای آمریکا.
--------------------------
· Farzanegan, M.R. (2023). Understanding Economic Sanctions on Iran: A Survey, Economies (De Gruyter)
· Gaur, A. et al. (2026). Beyond sanctions: Unpacking growth generators for Iranian small business, Journal of Policy Modeling
· Farzanegan, M.R. (2025). The effect of international sanctions on the size of the middle class in Iran, European Journal of Political Economy
· Faiz, A. & Jamil, M.S. (2025). Economic Sanctions, Resistance Economies and Authoritarian Adaptation, AHSS
· Parmar, I. & Nouri, B. (2025). From Imperial Containment to Catastrophe: Why the US-Israeli Strategy Against Iran Collapsed, Al Jazeera Centre for Studies
· Stroul, D. (2026). America and Israel’s War to Remake the Middle East, Foreign Affairs
· Lukoianova, T. (2026). Where angels fear to tread: FDI into sanctioned locations, Journal of International Management
.
∎