به گزارش ایرنا، هفته میراث فرهنگی امسال از ۲۸ اردیبهشت تا سوم خرداد در حالی سپری شد که تمرکز آن صرفا بر پاسداشت بناها و اشیای تاریخی نبود بلکه تلاش شد نقش میراث فرهنگی در زیست امروز جامعه و آینده آن نیز مورد توجه قرار گیرد.
در این چارچوب یکی از محورهای اصلی برنامهها، میراث فرهنگی و پایداری اجتماعی بود که بر پیوند میان حافظه تاریخی، هویت جمعی و انسجام اجتماعی تHکید دارد و نشان میدهد میراث فرهنگی تنها موضوعی مربوط به حفاظت فنی از بناها نیست، بلکه میتواند بهعنوان سرمایهای اجتماعی در مدیریت آسیبها، کاهش گسستهای نسلی و تقویت احساس تعلق به جامعه نقشآفرین باشد.
این گزارش تحلیلی میکوشد به ابعاد این پیوند و چگونگی بازاندیشی در مفهوم میراث فرهنگی در نسبت با پایداری اجتماعی بپردازد.
میراثفرهنگی در معنای بنیادین خود رابطهای پویا میان سختافزار کالبدی (بناها و مصنوعات) و نرمافزار معنایی (اسطورهها، آیینها و خاطرات جمعی) برقرار میکند.
تقلیل این سرمایه به مجموعهای از اشیای صرف، در دهههای گذشته به شکلگیری رویکردهایی انجامیده است که در آن، مکانهای تاریخی نه بهعنوان بسترهایی برای حیات جاری، بلکه بهصورت عناصر منجمد و بیتحرک در گذر زمان دیده میشدند.
این نگاه شی محور، امروز در مواجهه با چالشهای مدرنیته و فشارهای معیشتی، نهتنها توان صرف حفظ و نگهداری را از دست داده، بلکه خود به عاملی برای تشدید گسستهای اجتماعی تبدیل شده است تا آنجا که تداوم تخریب بافتهای تاریخی، اکنون نه فقط یک مساله فنی در حوزه حفاظت، بلکه نشانهای از ناپایداری اجتماعی و فرسایش سرمایه اعتماد در بدنه جامعه تلقی میشود.
برای خروج از این چرخه معیوب که در آن بیتوجهی به میراث، تعلق مکانی را زوال میبخشد و زوال تعلق، فرآیند تخریب را شتاب میدهد، نیازمند تغییر الگو به سمت چرخه فضیلت هستیم.
در این الگوی جدید، میراثفرهنگی نه یک کالای لوکس یا ویترینی برای افتخارات گذشته، بلکه موتور محرک اقتصاد فرهنگ و محور برندسازی مکانی است، در چنین فضایی، مشارکت کنشگرانه مردم و تشکلهای مدنی، از حاشیه به متن حکمرانی منتقل میشود چراکه حفاظت پایدار تنها زمانی ممکن است که میراثفرهنگی به جایگاهی در معیشت و هویت روزمره مردم بازگردد و به عنوان یک پیشران اقتصادی، ارزش افزوده ملموسی برای جوامع محلی ایجاد کند.
در نهایت، دستیابی به توسعه پایدار و امنیت فرهنگی، مستلزم ترمیم بافت گسسته اجتماعی از طریق پیوند معنادار میان معیشت و هویت است که در این مسیر، گذار از تصدیگری دولتی به حکمرانی مشارکتی، نقشی حیاتی ایفا میکند.
دولتها باید با عبور از نگاه قیم مآبانه، بسترهای قانونی و ساختاری را برای ایفای نقشِ مالکان حقیقی میراثفرهنگی یعنی مردم فراهم آورند.
تنها در صورتی که میراث، بخشی از برنامههای توسعهای و زیست روزمره قرار گیرد، میتوان امید داشت که این سرمایه ملی، نه تنها از گزند زوال در امان بماند، بلکه به لنگرگاهی برای بازتولید انسجام اجتماعی و تابآوری جامعه برابر بحرانها تبدیل شود.
محمد بیرانوند، کارشناس میراث فرهنگی و دانشآموخته جامعهشناسی با اشاره به هفته میراث فرهنگی از ۲۸ اردیبهشت تا سوم خرداد، افزود: این هفته با عناوین مختلف نامگذاری شد تا اهمیت میراث فرهنگی برای جامعه امروز یادآوری و پاس داشته شود.
به گفته وی میراث فرهنگی بخشی از حافظه تاریخی ماست و بهواسطه آموزش، زیست در این سرزمین و تحولات فرهنگی این جغرافیا، همواره ما را به بازاندیشی و بازخوانی میراث فرهنگی فرا میخواند که این موضوع ضرورت بازنگری در نوع ارتباط و تلقی ما از میراث را برجسته میکند.
بیرانوند درباره برداشتهای رایج از میراث فرهنگی توضیح داد: در فهم متعارفِ جامعه، میراث فرهنگی معمولا چیزی تلقی میشود که از گذشتگان به ما رسیده و واجد ارزشهای هنری یا مادی است و همین برداشت سبب شده بخش قابل توجهی از جامعه، میراث فرهنگی را عمدتا در قالب کالبد مادی یعنی بناها و اشیا تعریف کند.
وی اظهار داشت: این نگاه پیشینه تاریخی دارد و به شیوههای مواجهه جوامع انسانی با یادگارهای گذشته در سدههای پیش بازمیگردد.
این کارشناس میراث فرهنگی با اشاره به رویکرد دانشگاهی و روشمند به این مفهوم گفت: در نظام دانشگاهی میتوان سیر تحول مفهوم میراث را پی گرفت، از دورهای که نگاه “عتیقهمحور” بر میراث حاکم بود، اشیای فاخر عمدتا در اختیار طبقات اشراف یا گروههای حاکم قرار داشت و در بدنه عمومی جامعه حضور پررنگی نداشت، تا دورهای که با تحولات اجتماعی و سیاسی و با وجود تمرکز بر جنبه مادی، اما میراث بهعنوان منبعی برای پیوند معنایی و تاریخی یک ملت با گذشته و مبنایی برای هویت مشترک مورد توجه قرار گرفت.
بیرانوند ادامه داد: بهتدریج و با تحولاتی که در نظام شناختی جوامع بخصوص در جهان مدرن رخ داد، نگاه یکجانبه و اقتدارگرا تعدیل شد و “فرهنگ ناملموس” یا “میراث معنوی” نیز بهعنوان بخشی ارزشمند از میراث فرهنگی مطرح شد.
وی تاکید کرد: اگر بناها و اشیای تاریخی را بدون نظام معنایی و شناختیِ پشتِ آنها ببینیم، از حیثیت میراثی خود خارج میشوند و در ردیف سایر اشیا قرار میگیرند که همین امر نشان میدهد چرا میراث ناملموس باید در کنار میراث مادی مورد توجه قرار گیرد.
وی یکی از ویژگیهای میراث ناملموس را گستره اجتماعی آن دانست و گفت: میراث ناملموس صرفا در اختیار نخبگان نیست، بلکه در بدنه جامعه ساری و جاری است و میتواند فهمی مشترک و یکپارچه ایجاد کند.
حفاظت از میراثفرهنگی بدون مردمیسازی ممکن نیست
در همین راستا متولیان اجرایی حوزه میراثفرهنگی نیز با بازنگری در سیاستهای پیشین، حرکت به سوی الگوهای مشارکتی و تقویت نهادهای مردمی را به عنوان نقشه راهِ عملیاتی خود در دستور کار قرار دادهاند.
عطا حسنپور، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی لرستان، با تاکید بر ضرورت تغییر نگاه به میراثفرهنگی از کالبد به معنا گفت: شرط لازم و کافی برای حفاظت از میراثفرهنگی، مردمیسازی و بازگرداندن این میراث به صاحبان اصلی آن یعنی مردم است.
وی افزود: از سال ۱۹۲۹ میلادی، نگاه غالب به میراثفرهنگی در ایران و بسیاری از نقاط جهان، نگاهی صرفا کالبدی و شی محور بود که در رویکرد غربی به میراثفرهنگی ریشه داشت و ما آن را به ارث بردیم.
حسنپور با ذکر نمونهای تاریخی بیان کرد: سال ۱۹۳۶ میلادی، “آرنولد اشمیت” باستانشناس آلمانی، در معبد سرخدم لری کوهدشت، برای دستیابی به مفرغهای اصیل لرستان، جرز دیوارها و آجرها را تخریب کرد و در واقع یک معبد پیشاتاریخی را به بهای چند سنجاق مفرغی از بین برد که این نوع نگاه شی محور، تا دههها بعد و حتی پس از انقلاب نیز در باستانشناسی ما ادامه داشت.
وی با اشاره به تشکیل سازمان میراثفرهنگی در دهه ۱۳۶۰ افزود: تشکیل این سازمان با هدف تغییر این رویکرد صورت گرفت و در ماده یک قانون تشکیل سازمان تصریح شده که “میراثفرهنگی شامل آثار باقیمانده از گذشتگان است که نشانگر حرکت انسان در طول تاریخ است”.
به گفته حسن پور این قانون یعنی محور نگاه،نه صرفا زیباییشناسی هنری و کالبد اثر بلکه انسان، خط سیر زندگی او و عبرتگیری از این مسیر است.
وی تاکید کرد: با عبور از نگاه صرفا کالبدی و حرکت به سمت نگاه معناشناسانه، اسطورهها، آیینها، عقاید و مفاهیمی که پشت ساخت بناها و اشیا بودهاند در کانون توجه قرار میگیرند و میراثفرهنگی به سرمایهای زنده برای زندگی امروز، توسعه و انسجام اجتماعی تبدیل میشود.
حسنپور با اشاره به تحولات یک دهه اخیر در سطح ملی گفت: تا حدود یک دهه پیش، این گذار در نظام توسعه کشور چندان جدی گرفته نمیشد اما امروز رویکردها در حال همسو شدن با جوامع مدرن است و اجرای این سیاست در وزارت و سطح استانی اجرا می شود.
وی مردمیسازی را محور حکمرانی جدید در حوزه میراثفرهنگی دانست و افزود: وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تلاش میکند حکمرانی این حوزه را به نفع مردم تنظیم نماید.
حسن پور ادامه داد: یکی از مهمترین این نهادها، تشکلهای انجمنهای میراثفرهنگی است که مشارکت مردم را در حفاظت و صیانت از میراثفرهنگی سازماندهی میکند همچنین انجمن خیرین میراثفرهنگی با هدف بهرهگیری از کمکهای مادی و معنوی جوامع، بهویژه خیرین و اقشار متمول راهاندازی شده است که نمونههای موفق آن را در فرآیند ثبت جهانی دره خرمآباد و همچنین پرونده ثبت جهانی قلعه فلکالافلاک شاهد بودهایم که خیرین میراثفرهنگی، کمکهای میلیاردی برای پیشبرد این پروندهها ارائه کردند.
وی حمایت و توسعه تشکل و سمنهای فعال در حوزه میراثفرهنگی را از دیگر سیاستهای مهم برشمرد و افزود: این تشکلها بازوان مردمی ما هستند که بدون حضور و نقشآفرینی آنان، حفاظت پایدار و تبدیل میراثفرهنگی به سرمایهای عمومی برای توسعه اقتصادی و فرهنگی استان امکان پذیر نیست.
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی لرستان در بخش دیگری از سخنان خود به لایحه اهداف و وظایف وزارت میراثفرهنگی اشاره کرد و گفت: این لایحه اکنون در مرحله تصویب در کمیسیون فرهنگی مجلس قرار دارد و در آن، مردمیسازی و جریانسازی حفاظت و صیانت، بهعنوان رکن اصلی گفتمان حکمرانی در این حوزه تعریف شده است.
حسنپور با تاکید بر اینکه میراثفرهنگی باید از سطح متعلق به یک قشر خاص یا نخبه خارج شده و به سرمایه فرهنگی عمومی تبدیل شود، اضافه کرد: هدف ما این است میراثفرهنگی، در متن برنامههای اقتصادی و فرهنگی توسعه استان قرار بگیرد و مردم در حفاظت، بهرهبرداری و انتقال آن به نسلهای آینده نقش آفرین باشند.

اقتصاد فرهنگ راهکار عبور از چالشهای معیشتی و تقویت انسجام اجتماعی
دکتر مسعود زمانیمقدم، جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعی نیز، با بررسی ظرفیتهای فرهنگی لرستان، بر ضرورت تغییر نگاه به مقوله فرهنگ از یک امر صرفا سرگرمی یا هویتی به یک فعالیت اقتصادی پویا تاکید کرد.
وی با اشاره به اینکه لرستان از نظر زیرساختهای اقتصادی با محدودیتهایی مواجه اما در مقابل از غنای فرهنگی کمنظیری برخوردار است، اظهار داشت: ما باید از ظرفیتهای فرهنگی موجود در جهت ایجاد اشتغال و بهبود معیشت مردم استفاده کنیم که در این میان، اقتصاد فرهنگ نه تنها یک ضرورت اقتصادی، بلکه راهکاری برای تقویت تعلق اجتماعی و پایداری استان است.
این پژوهشگر اجتماعی با انتقاد از نگاه محدود به گردشگری، افزود: نباید گردشگری را صرفا به بازدیدهای گذرا از جاذبههای طبیعی محدود کرد چراکه گردشگر باید در مسیر سفر خود با صنایعدستی، موسیقی، خوراک و پوشاک بومی نیز درگیر شود تا این تعامل، رونق اقتصادی را برای جوامع محلی به همراه داشته باشد.
توسعه فرهنگی؛ ضامن امنیت و پایداری اجتماعی
زمانیمقدم، توسعه فرهنگی را پیشنیاز اصلی انسجام اجتماعی دانست و بیان کرد: میراثفرهنگی تنها در صورتی کارکرد خود را حفظ میکند که مردم با آن ارتباط برقرار کنند چراکه هرچه توسعه فرهنگی در یک جامعه بیشتر باشد، حس دلبستگی به وطن و محیط افزایش یافته و جامعه در برابر تهدیدات و روایتهای بیگانه، به امنیت فرهنگی و پایداری بالاتری دست مییابد.
وی یکی از معضلات بزرگ مسیر توسعه فرهنگی را موازیکاری نهادها دانست و گفت: فعالیت جزیرهای دستگاههایی نظیر میراثفرهنگی، شهرداری، آموزش و پرورش و دانشگاهها باعث هدررفت ظرفیتها شده است و برای رسیدن به موفقیت، باید سازگاری مناسبی میان ویژگیهای سنتی جامعه (نظیر فرهنگ ایلی-عشایری) و مقتضیات دنیای مدرن ایجاد کنیم.
این جامعهشناس با تاکید بر اهمیت برندسازی مکانی برای لرستان، خاطرنشان کرد: باید بر المانهای هویتی خاص خود متمرکز شویم که مفرغ لرستان یک برند جهانی است که حتی در موزه لوور پاریس جایگاه ویژهای دارد.
به گفته زمانی مقدم، استفاده از چنین ظرفیتهایی و همچنین تبادلات فرهنگی با استانهای همفرهنگ، میتواند تصورات ذهنی نسبت به استان را به سمت تصویری مثبت و توسعهیافته تغییر دهد.
وی با تاکید بر نقش حیاتی جامعه مدنی گفت: پایداری اجتماعی بر ۲ رکن هویت (معنا) و معیشت (اقتصاد) استوار است و میراثفرهنگی میتواند نقطه ثقل اینها باشد.
وی توضیح داد: وقتی مردم در فرهنگ خود هم هویت و معنا مییابند و هم از مسیر آن به معیشت مناسب میرسند، تعلقخاطر آنان به جامعه افزایش یافته و در نهایت، توسعهای پایدار و مشارکتمحور شکل خواهد گرفت.
نجات آثار تاریخی با ترمیم جامعه
یک جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعی نیز با هشدار نسبت به تداوم چرخه تخریب آثار تاریخی گفت: وضعیت فعلی میراثفرهنگی، همچون آینههای شکسته، بازتابی از یک جامعه گسسته است و تا زمانی که برای ترمیم بافت اجتماعی و تقویت پایداری اجتماعی اقدام نشود حفاظت از آثار تاریخی ممکن نخواهد بود.
دکتر مجتبی ترکارانی، با طرح این پرسش که چرا در شهری مانند یزد بافت تاریخی احیا میشود، اما در خرمآباد شاهد تخریب خانههای قدیمی هستیم؟ تحلیل خود از رابطه میان میراثفرهنگی و پایداری اجتماعی را اینگونه ارائه داد: وقتی میبینیم جایی تخریب میشود و کسی به آن توجه نمیکند، آیا این نشانی از این نیست که آن جامعه خود دچار مشکل شده و در حال گسستن می باشد و سوال اصلی این است که آیا بحران هویتی در کالبدهای تاریخی-فرهنگی ما با ناپایداری اجتماعی و ضعف سرمایه اجتماعی، رابطه مستقیم ندارد؟
وی با تاکید بر لزوم عبور از نگاههای صرفا موزهای و عتیقهگرایی گفت: میراثفرهنگی ترکیبی از ۲ بعد عینی شامل قلعه، پلها و معماری و بعد ذهنی شامل باورها، اسطورهها و سرمایههای نمادین است.
وی تصریح کرد: میراثفرهنگی، حافظه جمعی یک جامعه است که در آن، مکانهای فیزیکی با خاطرات و معانی جمعی گره میخورند و زمانی شکل میگیرد که بتوانیم قسمت نرمافزاری (معنا) را با قسمت سختافزاری (کالبد فیزیکی) پیوند دهیم.
از چرخههای معیوب تا چرخههای فضیلت
این پژوهشگر اجتماعی با تبیین رابطه دوطرفه میان جامعه و میراث گفت: این یک رابطه دیالکتیکی است، جامعهای که پایداری اجتماعی بالایی دارد، بهتر از میراث خود پاسداری و میراثفرهنگی غنی نیز به نوبه خود، پایداری اجتماعی را تقویت میکند.
ترکارانی با اشاره به مواجهه فعلی با ۲ نوع چرخه افزود: اول، چرخه معیوب، که در آن غفلت از میراث، باعث زوال تعلق مکانی، تضعیف سرمایه اجتماعی و در نهایت مهاجرت و تخریب شتابان آثار میشود و دوم، چرخه فضیلت، که در آن تقویت پیوندهای اجتماعی و حس تعلق، منجر به حفاظت از میراث شده و این حفاظت، خود به جذب گردشگر، بهبود اقتصاد محلی و تقویت بیشتر هویت جمعی میانجامد.
ترکارانی به چالشهای پیشروی این حوزه اشاره کرد و افزود: سیاسی شدن میراثفرهنگی و تقابل با دورههای تاریخی مختلف، تهی کردن مکانهای تاریخی از معنا، تبدیل آنها به ابژههای فانتزی،(تصویرهای ذهنی و احساسی) و تمرکزگرایی دولتی که حس مالکیت و مسوولیت را از مردم سلب کرده، از مشکلات حوزه میراث است.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، در حوزه پایداری اجتماعی نیز با غلبه سود آنی به دلیل فقر، فراموشی سازمانیافته تاریخ توسط نسل جدید و بحران اعتماد عمومی مواجه هستیم که مانع شکلگیری کنشهای جمعی و تشکلهای مردمنهاد میشود.
راهکار؛ تغییر الگو و ترمیم بافت اجتماعی
این جامعهشناس، راهکار خروج از این بنبست را در اقدامات دوسویه دانست و بیان کرد: اولویت نبودن میراث فرهنگی در ناپایداریهای فعلی، طبیعی است اما در مجموع دولتها باید برای تقویت پایداری اجتماعی و افزایش مقاومت جامعه تلاش کنند و الگوی مدیریتی نیز همزمان تغییر کند.
ترکارانی افزود: دولتها باید این امکان را برای جامعه فراهم کنند که مشارکت کند، مسوولیت بپذیرد و احساس مالکیت داشته باشد.
به گفته وی باید از نگاه تصدیگرانه و قیممآبانه دست برداشت و به انجمنها و مردم محلی در تصمیمگیریها فرصت داد چراکه تنها با ترمیم بافت اجتماعی و توانمندسازی جامعه میتوان از چرخه معیوب تخریب خارج شد و به سمت چرخه فضیلتی رفت که در آن، هم جامعه پایدار و هم میراثفرهنگی، زنده و پویا باشد.