حديث روشني
با افزايش گمانهزنيها درباره دستيابي تهران و واشنگتن به يك «يادداشت تفاهم»، رسانههاي ايراني، عربي و غربي نيز از نهايي شدن بخشهايي از پيشنويس توافقي خبر ميدهند كه محور آن «پايان جنگ»، كاهش تنش در منطقه و بازگشت تدريجي ثبات به بازار انرژي است. همزمان ماركو روبيو، وزير خارجه امريكا نيز از «پيشرفت بزرگ» در پرونده ايران سخن گفته و اعلام كرده كه «جهان احتمالا در ساعات آينده اخبار خوبي خواهد شنيد»؛ اظهاراتي كه به گمانهزنيها درباره نزديك شدن طرفين به يك تفاهم موقت در پي عقبنشيني رييسجمهور ايالاتمتحده دامن زده است. براساس روايتهاي ادعايي منتشر شده، آزادسازي بخشي از داراييهاي بلوكه شده ايران، تعليق موقت تحريمهاي نفتي و رفع تدريجي محاصره دريايي از مهمترين مفاد اين تفاهم احتمالي عنوان شده است. با اين حال، خبرگزاري تسنيم با اشاره به جزييات اين تفاهم تاكيد كرده كه برخلاف برخي روايتهاي رسانههاي غربي، «وضعيت تنگه هرمز» به شرايط پيش از جنگ بازنخواهد گشت، بلكه صرفا تعداد كشتيهاي عبوري طي يك بازه ۳۰ روزه به سطح قبل از جنگ نزديك ميشود؛ آنهم مشروط به اجراي كامل تعهدات امريكا و رفع كامل محاصره دريايي. اين خبرگزاري همچنين تاكيد كرده كه ايران همچنان بر اعمال حق حاكميت خود بر تنگه هرمز اصرار دارد. ازسوي ديگر، خبرگزاري فارس نيز در گزارشي مدعي شده كه در متن نهايي شده توافق احتمالي، امريكا و متحدانش متعهد ميشوند به هيچوجه به ايران يا متحدانش حمله نكنند و در مقابل، تهران نيز از هرگونه اقدام نظامي پيشدستانه عليه امريكا و متحدانش خودداري خواهد كرد. در شرايطي كه قطر و عمان نيز در ميان كشورهاي خليجفارس تحركات ديپلماتيك خود را افزايش دادهاند، رسانههاي اسراييلي اما اين توافق احتمالي را شكستي سياسي براي بنيامين نتانياهو توصيف ميكنند؛ توافقي كه فعلا بيش از آنكه بر پرونده هستهاي متمركز باشد، بر مهار جنگ و جلوگيري از گسترش بحران منطقهاي تمركز دارد. با اين حال برخي تحليلگران معتقدند سرنوشت اين تفاهم موقت ميتواند ميان دو سناريوي متفاوت در نوسان باشد؛ يا تبديل شدن آن به بستري براي مذاكرات جامعتر و كاهش پايدار تنشها يا فروپاشي سريع توافق و ورود منطقه به مرحلهاي تازه از روياروييهاي گستردهتر و پرهزينهتر. در همين راستا روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي سناريوهاي احتمالي با سيدجلال ساداتيان، ديپلمات اسبق كشورمان در بريتانيا گفتوگو كرده است.
سيد جلال ساداتيان ديپلمات پيشين كشورمان در بريتانيا در پاسخ به پرسش «اعتماد» در رابطه با سناريوهاي احتمالي درباره ماحصل تشديد تحركات ديپلماتيك ميان تهران و واشنگتن گفت: اول اينكه همچنان پاكستان تحركات اصلي ميانجيگرانه را بر عهده دارد؛ هرچند شواهد نشان از آن دارد كه چين نيز در اين روند ايفاي نقش كرده است. چرا كه سفر اخير شهباز شريف نخستوزير پاكستان به پكن و همزمان سفر وزير كشورپاكستان و پس از آن فرمانده ارتش اين كشور به تهران نيز در همين چارچوب قابل ارزيابي است. كم و كيف انجام اين سفرها در اين بازه زماني موضوعي است كه نشان ميدهد سطح رايزنيها فراتر از يك سفر معمول ديپلماتيك بوده است. اين تحليلگر ارشد روابط بينالملل در ادامه به «اعتماد» گفت: در همين حال، سهشنبه گذشته گزارشهايي منتشر شد مبني بر اينكه احتمال يك عمليات گسترده نظامي عليه ايران، در ابعاد هوايي و دريايي، مطرح بوده و تهران نيز آمادگي كامل، حتي فراتر از سطح معمول، براي مواجهه با هرگونه حمله احتمالي داشت. ايران نيز هشدار داده بود كه در صورت وقوع هرگونه اقدام نظامي، واكنش سختتري نشان خواهد داد و از ابزارهاي گستردهتري استفاده ميكند. با اين حال، دونالد ترامپ مدعي شد كه برخي كشورهاي عربي، بهويژه عربستان سعودي، خواستار جلوگيري از وقوع حمله شدهاند. حتي اخباري منتشر شد مبني بر اينكه رياض با توجه به موسم حج، نسبت به پيامدهاي منفي چنين اقدامي در جهان اسلام هشدار داده بود. اما در ادامه نيز گزارشهايي درز كرد كه بر اساس آن، پنتاگون ارزيابي كرده ايران آمادگي بالايي براي مقابله دارد و از سامانهها و تجهيزات پدافندي پيشرفتهتري استفاده خواهد كرد؛ موضوعي كه ميتواند هزينه هرگونه اقدام نظامي را افزايش دهد. همزمان، خبرهايي درباره تماسهاي فشرده ترامپ با رهبران كشورهاي منطقه از جمله عربستان، امارات، قطر و حتي برنامه تماس با اسراييل منتشر شد. بنابراين واكنشهاي منفي در محافل اسراييلي نيز اين تصور را تقويت ميكند كه احتمالا تحركاتي در مسير دستيابي به نوعي توافق يا تفاهم در حال شكلگيري است.
ساداتيان در ادامه و در رابطه با محور گفتوگوهاي اخير ايران و امريكا خاطرنشان كرد: بر اساس آنچه از مواضع ايران برميآيد، تهران در تمام پاسخها و مسيرهاي مذاكراتي بر چند اصل تأكيد داشته است: نخست، پايان كامل جنگ؛ دوم، تعميم آتشبس به كل منطقه از جمله لبنان؛ سوم، رفع محاصرهها و محدوديتها؛ چهارم، پرداخت خسارت به ايران بابت حملات صورتگرفته عليه مناطق غيرنظامي؛ و پنجم، آزادسازي داراييهاي بلوكهشده ايران. در مقابل، طرف امريكايي نيز خواستههايي همچون بازگشايي كامل تنگه، رفع محدوديتهاي مربوط به عبور و مرور دريايي و همچنين كنار گذاشتن برنامه هستهاي ايران را مطرح كرده است. با اين حال، گفته ميشود تهران اساسا موضوع هستهاي را وارد چارچوب مذاكرات جاري نكرده و حاضر نشده آن را بخشي از دستوركار توافق قرار دهد. لذا بر اساس اصلاحاتي كه در روند گفتوگوها صورت گرفته، اكنون ظاهرا مجموعه مطالبات و محورهاي مذاكره به چند بند محدودتر شده است؛ از جمله توقف جنگ براي مدت ۶۰ روز با لحاظ كردن آتشبس در لبنان، رفع محاصرهها، امكان صادرات نفت ايران و همچنين آغاز گفتوگوهايي درباره نحوه مديريت و ساماندهي تنگه. البته به گفته منابع نزديك منظور از اين گفتوگوها رفع كامل محدوديتها نيست، بلكه ايجاد سازوكاري براي عبور و مرور روانتر كشتيها در چارچوبي قابل مديريت است. به گفته اين ديپلمات پيشين كشورمان در عين حال، به نظر ميرسد تلاشهاي ديپلماتيك اخير بر اين محور متمركز شده كه راهي براي كاهش تنشها و مديريت وضعيت تنگه پيدا شود. بنابراين برآيند تحركات ديپلماتيك روزهاي اخير اين تصور را ايجاد كرده كه احتمال دستيابي به نوعي توافق اوليه در دسترس است. چرا كه گفته ميشود هيات پاكستاني توانسته نظر مثبت نسبي تهران را جلب كند و مجموعه اين تحركات نشان ميدهد كه اسلامآباد از تهران نوعي چراغ سبز دريافت كرده، هرچند تصميم نهايي همچنان به موضع طرف مقابل وابسته است. به گفته اين تحليلگر ارشد روابط بينالملل با اين حال، ترديدهايي نيز همچنان وجود دارد. برخي نشانهها حاكي از آن است كه احتمال تشديد تنشها نيز وجود دارد. با وجود اين، فضاي كلي حاكي از نوعي خوشبيني محتاطانه است؛ بهويژه اگر طرف مقابل با امتيازاتي كه ايران درخواست كرده موافقت كند و زمينه براي اجراي يك آتشبس دوماهه فراهم شود تا طي اين مدت، مسير مذاكرات آينده مشخصتر و هموارتر شود. در صورت تحقق چنين توافقي، بسياري از رسانهها و تحليلگران بينالمللي آن را نوعي موفقيت براي ايران ارزيابي ميكنند؛ چرا كه از نگاه آنان، تهران توانسته بدون تسليم شدن در برابر فشارهاي امريكا، بخش مهمي از مطالبات خود را به طرف مقابل تحميل كند. حتي اگر اين وضعيت را نتوان «پيروزي كامل» ناميد، دستكم از منظر افكار عمومي و رسانهاي، به عنوان نشانهاي از مقاومت ايران در برابر فشارهاي واشنگتن تعبير ميشود. اين ديپلمات پيشين كشورمان در ادامه و در رابطه با اين گمانهزني كه چقدر احتمال دستيابي به توافقي جامع در صورت امضاي يادداشت تفاهم بعد از گذشت بازه زماني 30 يا 60روزه توسط طرفين وجود دارد به «اعتماد» گفت: به نظر ميرسد يكي از مهمترين تحولاتي كه در روزهاي اخير در محاسبات دونالد ترامپ ايجاد شده، تغيير ارزيابي او نسبت به وضعيت داخلي و توان بازدارندگي ايران است. بر اساس تحليلهاي اوليهاي كه از سوي اسراييل به واشنگتن منتقل شده بود، تصور بر اين بود كه ايران در نتيجه فشارهاي اقتصادي و نارضايتيهاي داخلي ناشي از حوادث ديماه، در موقعيتي شكننده قرار دارد و در صورت تشديد فشارها، با بحرانهاي جدي داخلي مواجه خواهد شد. اما اكنون شواهد ميداني و ارزيابيهاي جديد نشان ميدهد كه اين برآوردها با واقعيت فاصله داشته است. همين مساله، بخشي از محاسبات اوليه درباره آسيبپذيري داخلي ايران را زير سوال برده است.
به باور ساداتيان در كنار اين موضوع، توان موشكي و پهپادي ايران نيز در عمل نشان داد كه تهران همچنان قادر است خسارتهاي قابل توجهي به اسراييل وارد كند. آمار و گزارشهايي كه بهتدريج درباره خسارتهاي وارده به شهرها و زيرساختهاي اسراييل منتشر ميشود، بيانگر آن است كه برخلاف تبليغات اوليه، توان تهاجمي ايران نهتنها از بين نرفته بلكه همچنان قدرت اثرگذاري جدي دارد. اين تحليلگر ارشد مسائل سياست خارجي در ادامه خاطرنشان كرد: در اين ميان، مساله «محور مقاومت» نيز برخلاف برآوردهاي اوليه عمل كرده است. اسراييل و برخي محافل امريكايي تصور ميكردند كه ساختار مقاومت منطقهاي عملا فروپاشيده، اما حضور و تحرك حزبالله، اقدامات انصارالله يمن و تحولات عراق نشان داد كه اين شبكه همچنان ظرفيت واكنش و اثرگذاري دارد. همين مساله باعث شده ارزيابيهاي اوليه درباره «شكستن كامل محور مقاومت» نيز با ترديد مواجه شود. متغيرهاي مذكور نيز بخشي از همان ارزيابيهايي است كه اكنون در واشنگتن مورد بازنگري قرار گرفته است.
به گفته اين كارشناس مسائل بينالملل همزمان، گزارشهايي كه از نهادهاي اطلاعاتي و نظامي به دولت امريكا منتقل ميشود، نشان ميدهد برخلاف برخي ادعاها، توان نظامي ايران بهطور كامل از بين نرفته و تهران بخش قابلتوجهي از ظرفيتهاي خود را حفظ كرده است. حتي گفته ميشود ايران موفق شده بخشي از تجهيزات و توانمنديهاي خود را بازسازي كند و همچنان داراي قابليتهاي ناشناختهاي است كه در صورت تشديد درگيري ميتواند از آنها استفاده كند. بنابراين مجموع اين تحولات باعث شده ترامپ و تيم او به اين جمعبندي برسند كه ارزيابيهاي اوليه اسراييل درباره ايران دقيق نبوده است. افزون بر اين، فشارهاي اقتصادي ناشي از بحران منطقه، انتقادهاي داخلي در امريكا، فشار رقباي سياسي ترامپ، نگرانيها درباره انتخابات آينده و حتي محدوديتهاي حقوقي مرتبط با اختيارات جنگي رييسجمهور در كنگره، همگي در حال افزايش هزينههاي ادامه تنش هستند. ساداتيان در ادامه اين گفتوگو تشريح كرد: در چنين شرايطي، به نظر ميرسد ترديد اصلي در واشنگتن اين است كه آيا اساسا ميتوان از طريق جنگ به نتيجه مطلوب رسيد يا خير.
برآيند اين ارزيابيها نشان ميدهد كه ترامپ بهتدريج به اين جمعبندي نزديك شده كه ادامه مسير نظامي لزوما به معناي دستيابي به دستاورد قطعي نيست. البته اين احتمال همچنان وجود دارد كه او براي كسب امتيازات بيشتر يا ثبت يك پيروزي نمادين، بار ديگر به تهديد نظامي متوسل شود، اما فضاي فعلي بيش از هر زمان ديگري حاكي از ترديد و احتياط است. از همين رو، اكنون اين احتمال مطرح است كه ترامپ در نهايت تلاش كند توافق يا آتشبسي محدود را به عنوان يك موفقيت سياسي براي خود معرفي كند؛ توافقي كه بتواند آن را نتيجه فشارهاي امريكا و محاصره دريايي عليه ايران جلوه دهد. در مقابل، تهران نيز تلاش خواهد كرد اين وضعيت را نشانهاي از ناكامي فشار حداكثري امريكا معرفي كند. در مجموع، آنچه امروز مشاهده ميشود نه يك فضاي قطعي براي جنگ و نه يك توافق نهايي، بلكه شرايطي پيچيده و چندلايه است كه در آن، مجموعهاي از فشارهاي نظامي، اقتصادي، منطقهاي و سياسي، همه بازيگران را به سمت نوعي مديريت بحران و جلوگيري از ورود به يك تقابل پرهزينهتر سوق داده است.
ساداتيان در ادامه و در رابطه با نقش برخي كشورهاي عرب منطقه در نزديك كردن ديدگاههاي تهران و واشنگتن گفت: واقعيت اين است كه كشورهاي عربي منطقه نيز بهدليل نگراني از گسترش بحران، فشارهايي براي جلوگيري از تشديد جنگ وارد كردهاند. اين كشورها لزوما با هدف حمايت از ايران وارد ميدان نشدهاند، بلكه بيم آن دارند كه افزايش دوباره تنشها، خسارتهاي اقتصادي و امنيتي گستردهتري به آنها وارد كند. امارات نيز كه اخيرا به عربستان و قطر براي پايان جنگ پيوسته است نگران آسيب ديدن موقعيت مالي، گردشگري و امنيت سرمايهگذاري خود است. عربستان نيز از تبعات گسترش بحران هراس دارد و قطر هماكنون تلاش ميكند در نقش ميانجي فعال ظاهر شود تا مانع از ورود منطقه به مرحلهاي پرهزينهتر شود. لذا خود نيز مستقيما وارد فرآيند ميانجيگري ميان ايران و ايالات متحده شده است.