شناسهٔ خبر: 78290942 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

‏شمیم بهشت در فرخد کلات؛ روایتی از نذر هزار لیتر اخلاص

اگر در این روزهای اردیبهشتی که خورشید از پشت کوه‌های هزار مسجد سرک می‌کشد، گذارتان به ۸ کیلومتری جاده مشهد به کلات افتاده باشد، پیش از آنکه تابلوی روستای فرخد را ببینید، هوش از سرتان می‌رود.

صاحب‌خبر -

اینجا زمین دهان بازکرده و عطر گل محمدی را چنان در فضا می‌پراکند که گویی مشاطه صبا، زلف عروس بهار را با گلاب شسته است. اما بشنوید از اهالی این دهکده که رسمشان با همه جای دنیا توفیر دارد.

اینجا صحبت از معامله با خلق نیست؛ سخن از سفره‌ای است که به وسعت قلب‌های بی‌آلایش روستاییان پهن شده تا هزار لیتر از عصاره گل‌هایشان، نه برای سکه و دینار که برای غبارروبی از آستان حضرت خورشید، نذر شود.

فرخد؛ جایی که خاک با گل عجین است

بشنوید از این فرخد که حالا دیگر برای خودش اسمی پیدا کرده و شده است قمصر خراسان.

قدیمی‌ها که استخوان خردکرده این خاک هستند، می‌گویند این دشت از قدیم‌الایام نظرکرده بوده است. شاهدش هم همان چنار پیر و سنگ قبرهای کهنی است که انگار نگهبانان تاریخ این ولایت هستند. در فرخد، زندگی با بوی گل کوک می‌شود.

اردیبهشت که می‌آید، دیگرکسی به فکر خواب و استراحت نیست. پیر و جوان، از همان زمان سحر که شبنم روی صورت گلبرگ‌ها غلت می‌زند، راهی مزارع می‌شوند.

اهالی فرخد، با آنکه تمام عایدی و معیشتشان از همین مزارع صورتی‌رنگ می‌گذرد، اما حساب‌وکتابشان با بقیه فرق دارد.

آنها معتقدند تا سهم آقا امام رضا (ع) را کنار نگذارند، برکت به سفره‌شان نمی‌آید. پس چه می‌کنند؟ مرغوب‌ترین محصول یک روز تمام را، همان گلی که عطرش آدم را مست می‌کند، سوا می‌کنند، برای نذر.

اینجاست که کاروبار رنگ عبادت به خود می‌گیرد و خستگی از تن کشاورز، فراری می‌شود.

وضویی به طعم گلاب و سفره‌ای به وسعت دل

حالا بیایید و تماشا کنید که در حیاط خانه‌ها چه غوغایی برپاست. رسم بر این است که هر کس می‌خواهد دست به گل بزند، اول باید غبار دنیا را با آب وضو بشوید.

آستین‌ها را بالا می‌زنند، بسم‌اللهی می‌گویند و پای سفره‌های عظیم گل می‌نشینند. صدای صلوات است که از هر گوشه به گوش می‌رسد و با صدای قل‌قل دیگ‌های مسی در هم می‌آمیزد. انگار ملائک هم آمده‌اند تا در این گلاب‌گیری شریک شوند.

امسال همت اهالی فرخد، هزار لیتر گلاب ناب دوآتشه شده است. تصورش را بکنید؛ هزار لیتر عرق گلاب که با زحمت به دست آمده و ارادت قلب که قطره‌قطره در دل دیگ‌ها جمع شده است.

این مردم خوب می‌دانند که اگر این هزار لیتر را در بازار می‌فروختند، پول خوبی دَشت می‌کردند، اما آنها دنبال سود دیگری هستند. آنها می‌خواهند وقتی زائری خسته و دل‌شکسته، سرش را روی دیوارهای سنگی حرم می‌گذارد، ریه‌هایش از عطر گلاب فرخد پر شود و جانی دوباره بگیرد.

این همان معنای واقعی انسان‌دوستی است که در رگ و پی این نذر جاری است؛ بخشیدن از همان چیزی که به آن نیاز داری، برای شادی دل دیگران.

برکتی که از ایوان طلا می‌جوشد

الغرض، وقتی تانکرهای معطر راهی مشهد می‌شوند و از باب‌الجواد (ع) وارد حریم قدسی می‌شوند، انگار تمام روستای فرخد با آنها هم‌سفر است.

این گلاب‌ها قرار است صحن و سرا را جلا بدهند و غبار از رخسار رواق‌ها بشویند. اهالی روستا می‌گویند از وقتی این نذر را شروع کرده‌اند، انگار دست غیبی هوای مزارعشان را دارد.

نه سرمای بی‌موقع گل‌ها را می‌زند و نه آفت به جان ریشه‌ها می‌افتد. این همان برکتی است که با چرتکه و ماشین‌حساب قابل‌اندازه‌گیری نیست.

پایان‌بندی این قصه، نه در انبار گلاب که در نگاه گلستان‌کاری است که وقتی در صحن انقلاب قدم می‌زند و بوی گل محمدی مشامش را می‌نوازد، لبخندی از سر رضایت می‌زند و زیر لب می‌گوید: آقاجان، ممنونم که اجازه دادی ما هم سهمی در این خانه، داشته باشیم.

نذر در فرخد، یعنی همین؛ یعنی پیوندزدن دست‌های پینه‌بسته کشاورز به ضریح زرین کسی که سلطان دل‌هاست. اینجا کسی به دنبال نام‌ونشان نیست؛ همه می‌خواهند قطره‌ای باشند در اقیانوس بی‌کران ارادت به خاندان کرم.