به گزارش خبرنگار پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی (سیستان و بلوچستان)، سیستان و بلوچستان در سالهای اخیر آرامآرام از یک استان تنها مرزی و کمتر توسعهیافته به یکی از مهمترین محورهای ژئوپلیتیکی، اقتصادی و ترانزیتی ایران تبدیل شده؛ استانی که امروز نهتنها در معادلات داخلی توسعه کشور، بلکه در طراحی مسیرهای بزرگ ترانزیتی منطقهای و بینالمللی نیز جایگاهی راهبردی پیدا کرده است.
تعیین تکلیف ۸۵ درصد کریدورهای ترانزیتی سیستان و بلوچستان در واقع نشانهای از یک تغییر عمیق در نگاه کلان کشور به جنوب شرق ایران محسوب میشود؛ تغییری که میتواند آینده اقتصاد ملی، تجارت منطقهای، امنیت مرزها و حتی جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را تحت تاثیر قرار دهد.
برای درک اهمیت این موضوع، ابتدا باید موقعیت جغرافیایی و استراتژیک سیستان و بلوچستان را بهدرستی شناخت، این استان تنها منطقه ایران است که همزمان به آبهای آزاد اقیانوسی، مرز زمینی گسترده و مسیرهای اتصال به آسیای میانه و شبهقاره هند دسترسی دارد. وجود بندر چابهار در سواحل مَکُران، مرزهای فعال با پاکستان و افغانستان، نزدیکی به مسیرهای تجارت دریایی اقیانوس هند و قرار گرفتن در نقطه اتصال شرق و جنوب آسیا، به این استان جایگاهی داده که کمتر منطقهای در ایران از آن برخوردار بوده، به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان معتقدند آینده ژئو اکونومی ایران تا حد زیادی به توسعه این منطقه گره خورده است.
در چنین شرایطی عبور سه کریدور مهم ترانزیتی کشور از سیستان و بلوچستان اهمیت ویژهای پیدا میکند بهطوریکه از مجموع ۱۰ کریدور اصلی ایران، سه مسیر کلیدی از این استان عبور میکند موضوعی که بهخوبی نشان میدهد جنوب شرق ایران در حال تبدیل شدن به قلب تپنده ترانزیت کشور است.
جزئیات عملکردی کریدورها
نخستین مسیر، کریدور شمال ـ جنوب است که بندر چابهار را به میلک و سپس به افغانستان و آسیای میانه متصل میکند، این کریدور از منظر اقتصادی و ژئوپلیتیکی فوقالعاده اهمیت دارد زیرا کشورهای محصور در خشکی آسیای میانه برای دسترسی به آبهای آزاد نیازمند مسیرهای مطمئن و کمهزینه هستند.
کریدور شرق - غرب یا جاده باستانی ابریشم میتواند کالاهای ترانزیتی چین و آسیای میانه در شرق و شمال شرقی را از طریق قلمرو ایران به حوزههای قفقاز، آسیای غربی و حوزه دریای مدیترانه منتقل کرده و متقابلاً کالاهای تولیدی در این نواحی را نیز به بازارهای آسیای میانه و چین ترانزیت کند.
دریای عمان و سواحل مَکُران یک گنج کشف نشده بوده و باید با سرمایه گذاری و فعال سازی کریدورهای بین المللی حمل و نقل هر چه سریعتر اقدام کرد. چابهار میتواند این نقش را برای آنها ایفا کند در واقع اگر زیرساختهای جادهای، ریلی و بندری این مسیر تکمیل شود ایران به شاهراه ارتباطی میان اقیانوس هند و آسیای مرکزی تبدیل خواهد شد؛ جایگاهی که میتواند میلیاردها دلار درآمد ترانزیتی برای کشور ایجاد کند.
کریدور دوم محور شرق کشور است که از میرجاوه آغاز شده و به مرکز ایران متصل میشود، این مسیر علاوه بر نقش تجاری، از منظر ژئوپلیتیکی نیز اهمیت بالایی دارد، زیرا دروازه ارتباط ایران با پاکستان و بخشی از شبکه ارتباطی شرق آسیاست.
در سالهای آینده با رشد تجارت منطقهای و افزایش نیاز کشورهای منطقه به مسیرهای ترانزیتی جدید این محور میتواند به یکی از مهمترین شریانهای حملونقل شرق ایران تبدیل شود.
کریدور سوم نیز نوار ساحلی مَکُران است مسیری که نهتنها اهمیت اقتصادی، بلکه اهمیت راهبردی و امنیتی دارد، این سواحل سالها بهعنوان یکی از ظرفیتهای مغفول توسعه ایران شناخته میشدند؛ اما امروز دولتها به این نتیجه رسیدهاند که آینده توسعه دریامحور کشور در گرو فعالسازی این منطقه است.
جهش در زیرساختها: آمار ساخت بزرگراه و عبور از محرومیت
توسعه بزرگراهها در امتداد سواحل مَکُران میتواند زمینه شکلگیری شهرهای جدید، بنادر تجاری، صنایع پتروشیمی، مناطق آزاد اقتصادی و مراکز لجستیکی را فراهم کند.
مجموع طول این سه کریدور در سیستان و بلوچستان به بیش از هزار و ۶۲۴ کیلومتر میرسد؛ عددی که بهتنهایی نشاندهنده حجم عظیم پروژههای زیرساختی در این استان است که تاکنون ۷۸۵ کیلومتر از این مسیرها به بهرهبرداری رسیده، حدود ۶۰۰ کیلومتر در حال اجراست و تنها ۲۳۰ کیلومتر هنوز وارد مرحله اجرایی نشده، این یعنی بخش عمدهای از طرحهای ترانزیتی استان از مرحله مطالعاتی عبور کرده و وارد فاز عملیاتی شدهاند.
اهمیت این پیشرفت زمانی روشنتر میشود که وضعیت گذشته سیستان و بلوچستان را به یاد بیاوریم، این استان دههها با محرومیت زیرساختی شدید مواجه بود. ضعف شبکه جادهای، کمبود بزرگراه، نبود مسیرهای استاندارد حملونقل و فاصله زیاد شهرها باعث شده بود بخش زیادی از ظرفیت اقتصادی منطقه بلااستفاده بماند حتی بسیاری از سرمایهگذاران داخلی و خارجی به دلیل نبود زیرساخت مناسب، تمایلی برای ورود به پروژههای اقتصادی این منطقه نداشتند. از سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ عملیات احداث بزرگراهها در استان آغاز شد، اما روند پیشرفت پروژهها بسیار کُند بود در برخی سالها تنها هفت تا ۱۰ کیلومتر بزرگراه ساخته میشد، رقمی که برای استانی با این وسعت و اهمیت، بسیار ناچیز بود؛ اما طی چهار تا پنج سال گذشته شرایط تا حد زیادی تغییر کرده است.
افزایش توجه دولت به سواحل مَکُران، اهمیت یافتن چابهار در معادلات منطقهای، ضرورت توسعه تجارت با کشورهای همسایه و همچنین تغییر نگاه امنیتی به توسعه جنوب شرق، موجب شد پروژههای راهسازی سیستان و بلوچستان شتاب گیرند بهطوریکه اکنون طبق اعلام مسئولان، تنها در شمال این استان سالانه بین ۶۰ تا ۷۰ کیلومتر بزرگراه ساخته میشود؛ جهشی که در مقایسه با گذشته نشاندهنده تغییر جدی رویکردهاست.
توسعه بزرگراهها در سیستان و بلوچستان تنها به معنای ساخت جاده نیست، بلکه موتور محرک توسعه اقتصادی منطقه به شمار میرود، هر جاده جدید در این استان میتواند مسیر ورود سرمایه، گردش کالا، رونق بازارچههای مرزی، توسعه تجارت و افزایش اشتغال را هموار کند.
بسیاری از شهرهای سیستان و بلوچستان سالها به دلیل ضعف راههای ارتباطی، از چرخه اصلی اقتصاد کشور فاصله داشتند اکنون با اتصال این مناطق به شبکه بزرگراهی، فرصتهای تازهای برای تولید، تجارت و سرمایهگذاری ایجاد میشود. یکی از مهمترین آثار توسعه کریدورها، رونق بندر چابهار است، این بندر تنها بندر اقیانوسی ایران و نزدیکترین مسیر دسترسی کشورهای آسیای میانه به آبهای آزاد محسوب میشود.
چابهار، موتور محرک تجارت منطقهای
در سالهای اخیر، هند نیز سرمایهگذاری قابل توجهی در چابهار انجام داده زیرا این بندر را مسیری استراتژیک برای دسترسی به افغانستان و آسیای مرکزی میداند در این مسیر تکمیل بزرگراهها و اتصال آنها به شبکه ریلی، میتواند چابهار را به یکی از بزرگترین هابهای ترانزیتی منطقه تبدیل کند.
رقابت منطقهای نیز در این میان اهمیت فراوانی دارد، کشورهای منطقه بهشدت در حال توسعه مسیرهای ترانزیتی خود هستند پاکستان بندر گوادر را توسعه میدهد، ترکیه به دنبال تقویت کریدورهای غربی است و کشورهای عربی سرمایهگذاری سنگینی روی بنادر و لجستیک انجام دادهاند در چنین فضایی ایران برای حفظ جایگاه خود نیازمند فعالسازی مزیتهای جغرافیاییاش است و سیستان و بلوچستان مهمترین برگ برنده ایران در این رقابت به شمار میرود.
ابعاد امنیتی این تحولات نیز بسیار مهم است چرا که توسعه زیرساختها همواره یکی از مؤثرترین ابزارهای ایجاد امنیت پایدار در مناطق مرزی بوده است بهطوریکه هرچه اشتغال، تجارت، ارتباطات و سرمایهگذاری در یک منطقه افزایش یابد، بستر برای کاهش آسیبهای اجتماعی و ناامنی نیز فراهمتر میشود.
به همین دلیل، توسعه راهها در سیستان و بلوچستان تنها یک پروژه عمرانی نیست بلکه بخشی از راهبرد کلان تثبیت امنیت و توسعه پایدار در شرق کشور محسوب میشود.
مرزهای میلک، میرجاوه و ریمدان در آینده میتوانند به قطبهای بزرگ تجارت منطقهای تبدیل شوند، مرز میلک مسیر اصلی ارتباط ایران با افغانستان است و نقش مهمی در صادرات کالا و ترانزیت ایفا میکند.
میرجاوه نیز شاهراه ارتباطی با پاکستان محسوب میشود و ظرفیت بزرگی برای توسعه تجارت دارد، ریمدان نیز در سالهای اخیر به یکی از نقاط مهم مبادلات مرزی تبدیل شده که بدون وجود بزرگراههای استاندارد، استفاده حداکثری از ظرفیت این مرزها ممکن نیست.
از سوی دیگر توسعه زیرساختهای جادهای میتواند زمینهساز تحول اجتماعی در سیستان و بلوچستان باشد، کاهش فاصله شهرها، تسهیل دسترسی مردم به خدمات درمانی و آموزشی، رونق گردشگری، افزایش ارتباطات اقتصادی و اجتماعی و جذب سرمایهگذاران، همگی از پیامدهای توسعه شبکه حملونقل هستند.
بسیاری از مناطق محروم استان که سالها از توسعه عقب مانده بودند، اکنون میتوانند به مسیر اصلی اقتصاد کشور متصل شوند.
شاخص بزرگراهی شمال سیستان و بلوچستان اکنون به حدود ۲۷.۸ درصد رسیده که معادل میانگین کشوری عنوان میشود، هرچند شاخص کل این استان هنوز حدود ۱۴ درصد است، اما روند فعلی نشان میدهد این منطقه در حال عبور از عقبماندگی تاریخی خود است.
چشمانداز آینده: سیستان و بلوچستان، دروازه اقتصادی ایران
هدفگذاری برای رساندن شاخص بزرگراهی سیستان و بلوچستان به سطحی بالاتر از میانگین کشور، نشاندهنده آن بوده که توسعه جنوب شرق اکنون به یک اولویت ملی تبدیل شده است.
در سطح کلان آینده اقتصاد ایران تا حد زیادی به فعال شدن کریدورهای ترانزیتی وابسته است چرا که جهان امروز بر پایه اتصال، لجستیک و حملونقل شکل گرفته و کشورهایی که بتوانند مسیرهای امن، سریع و ارزان ترانزیتی ایجاد کنند، سهم بیشتری از اقتصاد جهانی خواهند داشت.
سیستان و بلوچستان بهدلیل موقعیت منحصربهفرد خود، میتواند ایران را به یکی از بازیگران اصلی ترانزیت منطقه تبدیل کند.
اگر روند فعلی توسعه زیرساختها ادامه پیدا کند و تامین اعتبار پروژهها با قدرت دنبال شود در سالهای آینده سیستان و بلوچستان دیگر تنها یک استان مرزی نخواهد بود بلکه به مهمترین دروازه اقتصادی ایران در شرق و جنوب آسیا تبدیل میشود؛ استانی که میتواند همزمان موتور محرک توسعه شرق کشور، شاهراه تجارت منطقه و نقطه اتصال ایران به اقتصاد جهانی باشد.
سیستان و بلوچستان با شتاب گرفتن اجرای کریدورهای ترانزیتی، اکنون خود را به عنوان مهمترین محور راهبردی ایران در اتصال به آبهای آزاد، آسیای میانه و بازارهای جنوب آسیا مطرح کرده، استانی که با تعیین تکلیف ۸۵ درصد پروژههای بزرگراهی، در آستانه تبدیل شدن به قلب تپنده ترانزیت و تجارت منطقهای قرار دارد.