تينا جلالي
به موازات اينكه فيلمسازان در سينما در طرح موضوعات اجتماعي، انتقادي و ارايه تصويري واقعي از جامعه با محدوديت و سختگيري مواجه هستند (نمونه اخير فيلم تهران كنارت كه در حال حاضر با حواشي در اكران مواجه شده) اما در شبكه نمايش خانگي ماجرا جور ديگري رقم ميخورد. آنچه در فضاي سريالها ميبينيم تاحدودي متناسب با اوضاع و احوال و اتفاقات روز جامعه است و اين امر نشان ميدهد گامها براي تغييرات متناسب با جامعه هر چند كوچك و محدود برداشته ميشود. سازندههاي سريالها، دست روي موضوعات مهم و ملتهب جامعه ميگذارند؛ مضاميني تلخ و تكاندهنده كه درگوشه و كنار شهر جريان دارد و از چشمان عموم مردم پنهان است.
هر قدر در سريالها و برنامهها تلويزيون و حتي بعضي فيلمهاي سينمايي، با موضوعات كليشهاي و تكراري و فاقد جذابيت روبهرو هستيم اما خوشبختانه در سريالهاي نمايش خانگي شخصيتهاي واقعيتري ميبينيم و كاراكترها نماينده طيف بيشتري از مردم جامعه هستند و با آنها همذاتپنداري داريم. اين موضوع خاصه در پوشش بازيگران بيشتر نمود دارد.
در همين راستا ايسنا هم به نكته مهمي اشاره ميكند: «نگاهي به خروجي كنوني پلتفرمهاي وياودي نشان ميدهد مجموعههايي كه در ماههاي اخير به نمايش درآمدهاند، اغلب آنها ردهبندي سني بالايي ازسوي پلتفرم پخشكننده دريافت كنند كه به نظر ميرسد يكي از سياستهاي در حال اجرا در پلتفرمهاي وياودي، سرمايهگذاري روي محتواي داراي ردهبندي سني باشد؛ اين رويكرد كه به طور معمول در شبكههاي سيما ديده نميشود، يكي از مزيتهاي نسبي سريالهاي پلتفرمي در برابر رقباي تلويزيوني آنها به شمار ميآيد.»
اما نكتهاي كه در اين ميان اهميت دارد بازي خوب استعدادهاي جوان اين سريالهاست كه باعث ميشود شخصيتها باورپذير باشند و اقبال عمومي بيشتري داشته باشند. از فاطمه مسعوديفر و اليكا ناصري تا لاله مرزبان و ستايش رجايينيا و بهآفريد غفاري و مهتاب ثروتي و... نسل جواني هستند كه در سريالهاي متفاوت پلتفرمها حضوري چشمگير دارند و از پس نقشي كه برعهده گرفتند به خوبي برآمدند. ما در گزارش پيش رو به شخصيت واقعي بازيگران و جنس بازي قابلتوجه آنها خواهيم پرداخت.
پروانه و خواستههاي دختران نسل زد
فاطمه مسعوديفر از بازيگران جوان و بااستعداد سينماي ايران است كه توانايي خودش را در سالهاي اخير به خوبي به نمايش گذاشته است، از فيلم پوست و آپاراتچي تا سريال جيران و... او هم چهره منعطفي براي نقشهاي مختلف دارد و هم جزييات را به درستي در بازي لحاظ ميكند و حالا گلسنگ تمام آنچه اين بازيگر جوان در خود دارد را دوباره به نمايش گذاشته، فاطمه مسعوديفر اگرچه متولد دهه 70 است اما با نقش پروانه، نماينده دختران نسل زد است با خواستهها و آرزوهاي آنان. براي قضاوت درباره كيفيت سريال گلسنگ زود است، اما جنم بازيگري مسعوديفر در همين چند قسمت كاملا عيان است.
يلداي بيپروا
ستايش رجايينيا بعد از سالها بازي در تئاتر و سينما و در نقشهاي كوتاه و بلند كه به چشم نيامد، بالاخره در بهترين زمان ممكن با نقش مناسب در جاي درست قرار گرفت. نقشي كه رجايينيا برعهده دارد چندوجهي است و او در همين چند قسمتي كه پخش شده نشان داده به خوبي از پس شاخ و برگهاي آن بر ميآيد. دختري به نام يلدا با تيپ و ماشين گرانقيمت كه در جامعه و اطرافمان زياد ميبينيم، اما شايد هيچوقت تصور نكنيم پشت اين نقاب و صورت مدرن، چه گذشته پرتلاطم و تلخي وجود دارد. او در عين حال كه نقش زنان متمول با دغدغههاي مربوط به همان طبقه را بازي ميكند تصوير زن اغواگر (فم فاتال) را به خوبي انتقال ميدهد و در ضمن غم زنان طبقه فرودست جامعه را هم همزمان در خود دارد، يلدايي كه از بدشانسي در چنگال مصايب روزگار گرفتار آمده و جهنمهاي مختلف را تجربه ميكند، همانطوري كه خودش در سريال تعريف ميكند «از سر بدبختي و بيچارگي گرفتار آدم پلشت شدم» و رجايينيا اين چندوجهي بودن زن را مسلط و بسيار باورپذير بازي ميكند و فراز و فرودهاي آن را به خوبي حفظ ميكند. لحظاتي با غم سنگين يلدا همراه ميشويم و دلمان برايش ميسوزد و در سكانسهايي از او ميترسيم و لحظاتي هم شايد به او حق بدهيم.
ميتوان به كيفيت سريال بدنام نقدهاي جدي داشت، با ديدگاه سازندگان مخالف بود و حواشي پيرامون آن را نپسنديد اما نميتوان بازي متفاوت ستايش رجايينيا را ناديده گرفت. رجايينيا در اين سريال ثابت كرد كه بازيگر بااستعدادي است كه توانايي حضور در فيلمهاي سينمايي با قصههاي متفاوت را دارد.
آناهيتاي ساده و متفاوت
اگر بگوييم سريال مو به مو به كارگرداني پرويز شهبازي يكي از بدشانسترينهاست، بيراه نگفتهايم. اين مجموعه در ابتدا با اعتراضات دي ماه مواجه شد و در ادامه پخش با جنگ عليه ايران همزمان شد و بهرغم موضوع مهمي كه داشت اما ديده نشد يعني در ميان بمباران و ترس و اضطراب فرصتي براي پرداخت آن وجود نداشت، اما سريال علاوه بر قصه جذاب و لايههاي عميق روانشناسانه، بازيهاي خوبي هم داشت. اليكا ناصري در سريال با نام آناهيتا با بازي در نقش منشي شركت، فراز و فرود شخصيت را ملموس بازي كرد. دختري از نسل زد كه ساده به نظر ميرسد اما در لحظات و بزنگاههاي مهم زندگياش تصميمهاي متفاوتي ميگيرد. ناصري هم پيشتر توانايي خودش را ثابت كرده بود اما در مو به مو لياقت خود را براي ايفاي نقشهاي مهم و حساس دوباره نشان داد.
آبان زني جنگجو و نترس
از مدت زمان پخش سريال آبان مدت زيادي ميگذرد و لاله مرزبان هم پيش از اين تواناييهاي خودش را در فيلمهاي سينمايي زيادي (بيهمه چيز، نگهبان شب و...) نشان داده بود اما در سريال آبان دوباره از قابليتهاي خود رونمايي كرد. هر چند به كيفيت سريال آبان نقدهايي وارد است اما مرزبان در اين مجموعه حس زن جنگجو، نترس و شكست خورده را به خوبي اجرا ميكند و لحظات باورپذيري به سريال ميدهد. قصه سريال آبان بخش كوچكي از مشكلات مربوط به زنان در لايههاي جامعه است.
عاطفه بيعاطفه
بعد از بازي در سريال خاتون، مهتاب ثروتي بيشتر موردتوجه مخاطبان قرار گرفت، هر چند او هم از مدتها قبل در سريالها و فيلمهاي زيادي بازي داشت اما خاتون به ديده شدن استعداد و تواناييهايش بيشتر كمك كرد و حال در سريال بيعاطفه با نقش «عاطفه» نسبتا حضور خوبي دارد. بيعاطفه به كارگرداني كمال تبريزي سريال سرگرمكنندهاي است كه قصهاش درباره اختلافنظر و مشكلات نسل جوان با خانوادههايشان است كه در وهله اول شايد كليشهاي و تكراري به نظر برسد اما زير پوست قصه، صحبت از دغدغهها و نگاه نسل جديد به زندگي است. به اين معني كه اگر نسل جوان ديروز بر خود واجب ميدانست كه به پدر و مادر خود احترام بگذارد امروز با پدر و مادر خود رفتار نامحترمانهاي دارد. در اين سريال ما با دخترهايي با عقايد و ديدگاههاي متفاوت مواجه هستيم كه مقابل خانواده و استبدادشان ميايستند كه مهتاب ثروتي و به آفريد غفاريان به خوبي تفكر و ديدگاه آنها را انتقال ميدهند.
نتيجه
در انتها بايد گفت توانايي بازيگران حرفهاي و شناخته شدهاي همچون سحر دولتشاهي، هانيه توسلي، نگار جواهريان و... انكارناپذير است، اما سينماي ايران براي جذب مخاطب بيشتر نياز به پوستاندازي بازيگران زن و استفاده از چهرههاي جديد و توانايي دارد. همانطور كه در نسل بازيگران مرد و جايگزيني چهرههاي جوان جديد لزوم احساس ميشود. چقدر حامد بهداد و نويد محمدزاده و هانيه توسلي و نگار جواهريان نماينده نسل جوان در فيلمها و سريالها باشند؟ به هر حال نياز است كه چهرههاي جديد و مستعد به چرخه اضافه شوند و چه بازيگراني بهتر از اين نامها...