به گزارش خبرگزاری تسنیم ، خوزستان بار دیگر زیر چرخدندههای ریزگردها خرد شد؛ در حالی که غلظت آلایندهها در بسیاری از شهرهای این استان از مرز 5 هزار میکروگرم بر مترمکعب گذشت، مطالبهگریها برای ورود جدی دولت به مذاکرات منطقهای برای مهار کانونهای فرامرزی به اوج رسیده است.
اهواز به روزهای سیاه خوزستان بازگشته است؛ توصیفی که «سید کریم حسینی»، نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی، از وضعیت جانفرسای استان به کار میبرد. خوزستان نه تنها با کانونهای بحرانی داخلی دستوپنج نرم میکند، بلکه بار دیگر تحت هجمه سنگین ریزگردهایی قرار گرفته که کیلومترها دورتر از مرزهای ایران، در اراضی خشکسدهی عراق و سوریه متولد میشوند.
این جملات را که خواندید، در سالهای گذشته مطرح شدهاند اما گویا بازهم بارها و بارها باید بشنویم و ببینیم اما به نتیجهای درست نرسیم.
میشود گفت: این آمارها و این هشدارهای قرمز، برای گوشِ مردمِ صبورِ جنوب نه تازگی دارد و نه امیدی ایجاد میکند. سالهاست که روایتِ «خاکنشینیِ» خوزستان به یک سریال تکراری و جانکاه در رسانهها تبدیل شده است؛ روایتی که بارها شنیده شده، اما هر بار در پسِ فروکش کردن توفان، در راهروهای اداری و پیچخمهای بودجهای به فراموشی سپرده شده است. گویا نافِ خوزستان را با «بحران» بریدهاند و قرار نیست این ریههای خسته، طعمِ هوای پاک را چشیده و از زیر سایه این چترِ خاکستری خارج شوند.
اما برای درک عمق این فاجعه، باید کمی به عقب بازگشت. بررسی تاریخچه این پدیده نشان میدهد که خوزستان همیشه با بادهای گرم و گرد و غبار بیگانه نبوده، اما آنچه امروز به عنوان «بلای ریزگردها» میشناسیم، نخستین بار در اواسط دهه 60 (بین سالهای 1363 تا 1367) خود را نشان داد. در آن سالها، این پدیده تنها یک «رخداد گذرا» و فصلی بود که با چند روز صبر، آسمان دوباره آبی میشد.
فاجعه اصلی اما از ابتدای دهه 80 رقم خورد؛ زمانی که خشکسالیهای پیدرپی، سدسازیهای بیرویه در کشورهای همسایه و رها شدن اراضی کشاورزی، دست به دست هم دادند تا گرد و غبار از یک رخداد اقلیمی به یک «بحران زیستمحیطی و امنیتی» تبدیل شود. از سال 1387 به بعد، این هیولای خاکی مرزهای جنوب را درنوردید و بیش از 18 استان کشور را در سیاهی خود فرو برد.
در تمام این سالها، راهکارهای روی میز کم نبودهاند؛ از طرحهای پرطمطراق مالچپاشی و نهالکاری گرفته تا وعدهی دیپلماسی فعال با همسایگان و حقآبه تالابها. اما پرسش اصلی اینجاست: چرا با وجود شناسایی دقیق کانونهای داخلی و خارجی، و با وجود آمارهای تکاندهندهای که از مرگومیر شهروندان حکایت دارد، همچنان «در بر همان پاشنه میچرخد»؟ در ادامه این گزارش، به بررسی ابعاد فنی این بحران و چرایی بیاثر بودن نسخههای پیچیده شده برای درمان زخمهای ریه خوزستان خواهیم پرداخت.
تکرارِ تلخِ مطالبات؛ چرا ریزگردها هنوز «روی زمین» ماندهاند؟
اگرچه طی سالهای گذشته، نمایندگان ادوار و مسئولین محلی بارها با اشاره به مخاطرات زیستمحیطی بر ضرورت مقابله با ریزگردها تأکید کردهاند، اما به نظر میرسد این پیگیریها تاکنون در حد «هشدار» باقی مانده است. با و9ود اینکه سید کریم حسینی که ساهای پیش با یادآوری اینکه مطالباتِ امروزِ مجلس در واقع ادامهدارِ مسیرِ پرپیچوخمِ سالهای گذشته است، تصریح میکند: «ما بارها در مجلس این هشدار را دادهایم که مقابله با ریزگردها نیازمند اعتبارات ویژه و تخصصی است؛ ولی با این حال، همچنان شاهد هجمه سنگین ذرات معلق هستیم و تا امروز اتفاق خاصی متاسفانه رقم نخورده است.
نکته حائز اهمیت در سخنان این نماینده مجلس، وزندهی سیاسی به این بحران است. حسینی با مقایسهای معنادار تأکید میکند: «اهمیت مذاکره در خصوص منشأ خارجی گرد و غبار، کمتر از اهمیت مذاکرات دیگر نیست و این رویکرد نشان میدهد که نمایندگان مجلس، بحران ریزگردها را نه یک مسئله صرفاً زیستمحیطی، بلکه یک پرونده کلان ملی میدانند که حل آن جز از طریق «رایزنیهای دیپلماتیک سطح بالا» با کشورهای همسایه ممکن نخواهد بود.
کانونهای بحران: از بیابانهای عراق تا حاشیه تالابهای داخلی
بررسیهای کارشناسی نشان میدهد که ریزگردها در خوزستان ماهیتی «دوگانه» دارند. کانونهای خارجی که شامل شمال غرب عراق، شرق سوریه (استان حمص)، حاشیه رود فرات و تالابهای خشکشده بینالنهرین هستند، به دلیل ریزدانه بودن ذرات، ماندگاری بسیار بالایی (تا 72 ساعت) دارند.
در مقابل، کانونهای داخلی که عمدتاً در نقاطی نظیر شرق اهواز، ماهشهر، هندیجان و هویزه متمرکز هستند، اگرچه به دلیل درشتی ذرات زودتر تهنشین میشوند، اما غلظت آنها گاهی به 10 هزار میکروگرم بر مترمکعب میرسد؛ عددی که 66 برابر حد مجاز است و مستقیماً با سلامت مردم بازی میکند
به روایت آمار وزارت بهداشت، تنها در سال 99، شهر اهواز 703 مورد فوتی ناشی از ذرات معلق 2.5 میکرون داشته که سندی بر ابعاد فاجعهبار این پدیده است.
راهکارهای فوری؛ دولت باید از مرحله «شعار» عبور کند
کارشناسان معتقدند برای مهار این بحران، راهبرد دو مرحلهای ضروری است:
1. دیپلماسی فعال منطقهای: با توجه به اینکه کانونهای خارجی (عراق، سوریه، عربستان و اردن) عامل اصلی ریزگردها در ایران هستند، دولت باید از جایگاه دستگاه دیپلماسی برای امضای توافقنامههای زیستمحیطی الزامآور استفاده کند. تکرار مطالبه نمایندگان مجلس در سالهای اخیر نشان میدهد که فقدان یک اراده دیپلماتیک جدی، پاشنه آشیل این پرونده است.
2. تخصیص اعتبارات ویژه داخلی: با وجود گذشت سالها از شروع توفانهای گرد و خاک (که سابقه آن به سالهای 63 تا 67 بازمیگردد)، همچنان شاهد عقبماندگی در اجرای طرحهای آبخیزداری و مالچپاشی در کانونهای داخلی هستیم. به اذعان نماینده اهواز، برگزاری جلسات تشریفاتی دیگر پاسخگو نیست و مسئولان باید برای تخصیص بودجههای عملیاتی و ویژه، گامهای اجرایی بردارند.
اکنون توپ در زمین دولت است؛ مردمِ خوزستان، فراتر از سخنانِ تکراری، چشمانتظارِ اقداماتی هستند که «سیاهیِ» روزگارشان را به «هوای پاک» پیوند بزند.
در شرایطی که به دلیل کوتاهیهای مدیریتی یا پیچیدگیهای دیپلماتیک، غلظت گرد و غبار به حد خطرناک میرسد، مسئولیت حفاظت از سلامت در وهله اول متوجه «تابآوری فردی» است. وقتی سیستمهای کلان در کنترل منشأ ناتوان هستند، مردم باید با تغییر سبک زندگی در روزهای بحرانی، اثرات مخرب ریزگردها را به حداقل برسانند.
در اینجا کمترین کاری که میتوانیم انجام دهیم، به اقدامات عملی و علمی اشاره میکنیم که در زمان بروز توفانهای شدید که در خوزستان رخ میدهد باید به آنها توجه کرد:
پناهگاه امن (ایزولهسازی محیط داخلی)
درزبندی موقت: وقتی غلظت ذرات بالاست، کوچکترین منافذ هم میتوانند هوا را آلوده کنند. استفاده از پارچههای خیس در اطراف درها و پنجرهها میتواند مانند یک فیلتر اولیه عمل کند و مانع ورود حجم زیادی از ذرات به داخل خانه شود.
حفاظت شخصی؛ سد دفاعی در مواجهه اجباری با هوای آلوده
راهکار دوم استفاده از دستگاههای تصفیه هوا است و داشتن دستگاه تصفیه هوا با فیلتر HEPA (هپا) در خانههای مناطق گرد و غبارخیز یک ضرورت است نه کالای لوکس. این فیلترها میتوانند ذرات 2.5 میکرون را که بسیار خطرناک و عامل اصلی مرگومیر هستند، جذب کنند.
کاهش گردش هوای بیرونی: در زمان توفان، سیستمهای سرمایشی یا تهویهای که هوای بیرون را به داخل میکشند (مانند کولرهای آبی که دریچه هوای تازه دارند) را خاموش کنید. کولرهای گازی (اسپلیت) که هوای داخل را بازچرخانی میکنند، گزینه ایمنتری هستند.
حفاظت شخصی در مواجهه اجباری با محیط راهکار دیگریست که توضیحات بیشتر را با هم مرور میکنیم:ماسکهای مناسب (استاندارد N95 یا FFP2): ماسکهای پارچهای یا جراحی معمولی در برابر ذرات 2.5 میکرون تقریباً بیاثر هستند. برای محافظت از ریه در این شرایط، حتماً باید از ماسکهای استاندارد N95 استفاده کرد که قدرت فیلتراسیون بالایی دارند.
شستوشوی مداوم: به محض ورود به خانه، لباسهای خود را تعویض کرده و در محلی دور از فضای استراحت قرار دهید. شستوشوی چشمها با سرم فیزیولوژی و بینی با محلول آبنمک (نرمال سالین) برای پاکسازی مجاری تنفسی از ذرات چسبیده بسیار حیاتی است.
تقویت سیستم دفاعی بدن؛ نقش تغذیه در کاهش اثرات فلزات سنگین
رژیم غذایی و تقویت سیستم ایمنی (پیشگیرانه)مصرف آنتیاکسیدانها: ریزگردها باعث ایجاد «استرس اکسیداتیو» در بدن میشوند. مصرف مواد غذایی غنی از آنتیاکسیدانها (مانند ویتامین C، ویتامین E، سلنیوم و روی) به بدن کمک میکند تا در برابر التهاب ریه مقاومت کند. میوههای تازه، سبزیجات (بهویژه سبزیجات برگ سبز) و مرکبات باید در اولویت باشند.
بنابراین راه دیگر افزایش نوشیدن مایعات است که آب و مایعات کافی باعث میشود مخاط دستگاه تنفسی مرطوب بماند و ذرات معلق راحتتر از طریق سیستم تنفسی دفع شوند.
لبنیات کمچرب: نوشیدن شیر و ماست کمچرب به دلیل داشتن کلسیم و فسفر و نقش آنها در کاهش جذب فلزات سنگین مهم است و توسط متخصصان تغذیه توصیه میشود.
پایشِ هوشمند و تغییر برنامه روزانه
استفاده از اپلیکیشنهای سنجش آلودگی: به جای نگاه کردن به آسمان، از اپلیکیشنهای معتبر پایش کیفیت هوا استفاده کنید. وقتی غلظت از حد مجاز فراتر میرود، باید تمام فعالیتهای بدنی (ورزش، پیادهروی، بازی کودکان در حیاط) متوقف شود. ورزش در هوای آلوده به دلیل افزایش حجم تنفس، میزان ورود سموم به ریه را چندین برابر میکند.
گروههای آسیبپذیر: کودکان، سالمندان، بیماران قلبی و تنفسی باید در روزهای بحرانی کاملاً قرنطینه شوند. حتی یک ساعت حضور در فضای باز در غلظت بالای 5000 میکروگرم میتواند آسیبهای جبرانناپذیری به بافت ریه وارد کند.
فراموش نکنیم که هیچکدام از این اقدامات «راهکار» نهایی نیستند؛ اینها صرفاً «سپر حفاظتی» هستند. مبارزه با ریزگردها یک مطالبه «حقمحور» است که باید در سطح بینالمللی و ملی پیگیری شود.
فاطمه کامکار ، خبرنگار
انتهای پیام/