به گزارش ایرنا، کریم کاویانی قبل از آنکه شهید شود، یک بار «متولد» شده بود. کسی که در خانوادهای زرتشتی با نام بهرام قد کشید، در بلوغ اندیشه، حقیقت را در آیه قرآن یافت. این تغییرِ نام از بهرام به کریم، فقط تعویض شناسنامه نبود؛ یک «بیانیه شخصی» بود. او با این کار، پلهای پشت سرش را در دنیای سنتهای خانوادگی خراب کرد تا در سرزمین جدید ایمان، خانهای نو بسازد. او الگوی کسی است که «تغییر کردن» را نه یک ضعف، بلکه یک فضیلتِ شجاعانه میدانست.
جستوجوی یک زندگی؛ از هشتادان تا بم
مهری پورمُنعمی نویسنده کتاب در کرمان که پژوهشی کتابی درباره این شهید را برعهده دارد به ایرنا گفت: وقتی میخواستم در مورد شهید کاویانی بنویسم احساس خلاء میکردم زیرا خود من هم این شهید را نمیشناختم، سوالات زیادی در ذهنم بود، حتی نمیدانستم چرا شهید کریم کاویانی کوثر ریزی ساکن بم بوده و خیلی چیزهای دیگر....
پور منعمی اظهار کرد: برای نوشتن زندگی شهید کاویانی بیش از ۲ سال زمان گذاشتم، هر چند اعتقاد من این است که ما وسیله هستیم و خود شهید در این مسیر من را راهنمایی کرده است، در این مسیر چند ساله توانستم به محل دقیق تولد شهید کاویانی برسم جالب اینکه در مسیر پژوهش توانستم حتی مامایی که کریم کاویانی را به دنیا آورده ببینم.
وی بیان کرد: یکی از چالشهای دیگری که برای نوشتن زندگی شهید کاویانی داشتم زرتشتی بودن شهید بود، برای نوشتن زندگی نامه شهید من باید به آیین زرتشت مسلط میشدم جالب است بدانید اسم اولیه شهید بهرام بوده که بعد از مسلمان شدن به کریم تغییر میدهد و اسم پدر شهید هم اردشیر بوده است.
وی گفت: محل تولد بهرام کاویانی یا همان کریم به هشتادان از توابع گلباف بر میگردد، در آن زمانها گروهی از زرتشتیان در آنجا زندگی میکردند، بر فضای آن روزهای هشتادان اندیشه خان و خان سالاری حاکم بوده فضایی که محور اصلی ماندن در روستا را تلاش افراد برای کار تعیین میکرده است.
این نویسنده کرمانی ادامه داد: طبق صحبتهای جسته و گریخته و پژوهشهای متعدد بر من مشخص شد که شهید کاویانی دوران کودکی را در هشتادان گذراند و سپس به جوپار مهاجرت کرد و در نهایت پس از ازدواج یکی از خواهرهای کریم با فرد بمی همه خانواده به بم برای زندگی رفتند.
وی تاکید کرد: یکی از علتهای اصلی مهاجرت خانواده کریم از جوپار به سمت بم ایمان آوردن گوهر خواهر شهید به اسلام بوده است، گوهر به لحاظ سنی حدود هشت سال از شهید بزرگتر بوده است، خواهر شهید برای یادگرفتن سواد در آن روزها به مکتب خانه می رود تا بتواند اوستا کتاب زرتشتیان را بخواند اما با توجه به فضای مکتبخانهای آن روزها با قرآن آشنا میشود.

وی ادامه داد: گوهر بعد از اسلام آوردن استاد برادرش کریم میشود البته شناخت شخصیت گوهر هم خالی از لطف نیست و شاگردهای زیادی از این بانوی فرهیخته در بم به یادگار مانده و بعد از این سالها در پژوهشها به خانواده های بسیاری در بم رسیدم که از تاثیر گوهر بر زندگیشان میگفتند.
پورمنعمی تاثیرات خواهر بر شهید کاویانی را مقدمه تحول روحی این شهید بیان کرد و افزود: بعد از تاثیرات گوهر، کریم مسلمان میشود و بعد از اسلام آوردن کریم کم کم پدرش اردشیر تحت تاثیر این شهید قرار میگیرد و مسلمان میشود و سپس با پیشنهاد پدر اسمشان را عوض میکنند، بعدها در کتاب به صورت دقیق خواهید خواند چرا بهرام کاویانی اسم کریم را برگزیده است.
وی تصریح کرد: بعد از فوت پدر و مادر، کریم در ابتدای مسیر شغلی در باغ برادرش منوچهر در روستای قلعه شهید بم کار میکرد و از آنجا کم کم مغازهای را در این روستا باز کرد ، کریم در جهت آبادانی روستا و توسعه مسجد و مرکز درمانی آن منطقه هم تلاشهایی کرد و مردم این روستا از این جهت از این شهید بسیار یاد میکنند.
این نویسنده بیان کرد: بعد از مدتی در مغازه پارچه فروشی کار میکند و در نهایت در مغازه چاپخانه مقدمی شاگرد میشود و پس از یادگرفتن این کار، چاپخانه سپهر را در بم راه میاندازد، ۲ عامل سواد( تسلط بر قرآن کریم و نهجالبلاغه) و دیگری دستخط بسیار خوب کریم باعث میشود در کار چاپخانه موفق باشد.
پور منعمی اظهار کرد: در این چاپخانه ابتدا کارت مجالس ترحیم و عروسی چاپ میشد به گفته شاگرد چاپخانه کریم گاهی که دستگاههای چاپخانه خراب میشد کریم با دست خودش تعداد زیادی کارت را می نوشت تا کار مردم راه بیافتد و لنگ نماند.
وی زندگی شهید کاویانی را در قبل از انقلاب تاثیر گذار خواند و نقش او را در مبارزات انقلابی تشریح کرد و افزود: شهید کاویانی قبل از انقلاب در چاپخانه خودش اعلامیههای امام خمینی(ره) را چاپ میکرد، بعد از انقلاب این چاپخانه را فروخت و پس از ورود به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نهایت وارد جبهه شد.
وی زندگی عاشقانه کریم با همسرش را روایت کرد و افزود: شهید کاویانی حدود ۱۰ سال در کنار همسرش زندگی عاشقانهای داشت هر چند آن ۲ نفر هرگز فرزنددار نشدند.
پورمنعمی ادامه داد: البته ماجرای ازدواج شهید هم خواندنی است، همسر کریم جوانتر از خودش بود، همسر کریم وقتی پدر و مادرش را از دست داده بود نزد بانو خواهر کریم بزرگ شده بود، کریم وقتی می خواهد به جبهه برود با توجه به سن کم همسرش برای اینکه او در جوانی بیوه نشود و بتواند زندگی بهتری داشته باشد از او باوجود زندگی عاشقانهای که داشت جدا میشود.

عشقی که به ایثار ختم شد
وی خاطرنشان کرد: در مصاحبهها و پژوهشها به عشق رویایی شهید کاویانی نسبت به همسرش رسیده بودم، آنطور که سکینه همسر کریم در مصاحبه گفته به دلیل این جدایی چندین شب تب میکرده است.
این نویسنده کرمانی تاکید کرد: البته سکینه در زمان حیات شهید مجدد ازدواج میکند و در نهایت صاحب فرزند هم میشود حتی شهید کریم کاویانی ناظر این ازدواج بوده و به گفته سکینه خوشبختی او را میخواسته است.
وی گفت: بعد از مسلمان شدن در فضای آن روزها بین سالهای ۱۳۳۴تا ۱۳۳۸ تمامی مسجد بم بسته بوده و مسجد روپایی برای مراجعه نبود و کریم در مراجعه با خانقاه با مکانی معنوی مواجه میشود در واقع شهید کاویانی به عنوان درویش به آنجا نرفته بود بلکه برای پرورش ایمان خودش در فضایی آرام در نبود خلاء مسجد آنجا را انتخاب کرده بود.
جستوجوی ایمان
پورمنعمی تصریح کرد: روح بزرگ شهید کاویانی فراتر از درویش شدن بود من در تحقیقات ۲ ساله خودم به این نتیجه رسیدم این روح بزرگ در قالب درویش شدن نمیگنجید و چیزی فراتر بود، من حتی برای نوشتن کتاب مدتی به خانقاه رفتم چون اگر فضای آنجا را نمیدیدم نمیتوانستم کتاب زندگی شهید کاویانی را بنویسم.
وی اظهار کرد: نوشتن زندگی شهید کاویانی واقعا سخت بود چون باید به چندین بُعد مسلط میشدم، به محض باز شدن مساجد در بم طی آن سالها کریم تمامی نمازهای خود را در مسجد میخوانده است و در همان جا با علامه آیت اللهی بنیانگذار حوزه علمیه در شهر بم آشنا میشود.
این نویسنده کرمانی خاطرنشان کرد: شهید کاویانی دنبال نور اصلی بود، طبق پژوهشها به این نتیجه رسیدم کریم کاملا به قرآن کریم و نهج البلاغه مسلط بود و راحت مصداق آیههای مختلف را برای دوستانش بیان میکرد.
پایان یک سفر، آغاز یک ماندگاری
این نویسنده کرمانی بیان کرد: شهید کریم کاویانی در نهایت پس از حضور در جبههها در عملیات رمضان شهید شد و همانطور که خودش خواسته بود در شهر کرمان به خاک سپرده شد البته دلایل این خواسته هم در کتابی که نوشتم شرح داده شده است.
وی بیان کرد: شهید کریم کاویانی در مورد زیارتگاه شهدای گمنام شهر بم گفته بود یک زمانی اینجا محلی برای عبور و زیارت زائران حرم امام حسین(ع) خواهد شد و اکنون میبینیم یادمان شهدای گمنام در بم ساخته شده و زائران افغانستانی و پاکستانی برای زیارت اربعین از این محل عبور و در آن توقف دارند.
پورمنعمی خاطرنشان کرد: جالب است بدانید مزار شهید کاویانی دقیقا جایی است که محصولات فرهنگی را می فروشند یعنی همان علایق شهید کاویانی به بحث فرهنگ که سالها در زندگیاش جاری بود.
زندگی شهید کریم کاویانی نشان میدهد که قهرمانی همیشه در میدان جنگ شکل نمیگیرد؛ گاهی در دل تصمیمهای سخت روزمره متولد میشود.
در تغییر نامی که نشانه یک تحول درونی است، در تلاش برای آبادانی یک روستا، در چاپ اعلامیهای که میتواند جریان یک جامعه را تغییر دهد، و حتی در گذشتن از عشقی که میتوانست همه زندگی باشد.
او مسافری بود که مقصدش تنها جبهههای جنگ نبود؛ مقصدش «شدن» بود. مردی که از بهرامِ زرتشتی آغاز کرد، به کریم رسید و در نهایت، راهش به کربلای جبههها ختم شد؛ اما روایت زندگیاش همچنان ادامه دارد، در خاطره شهری که او را شناخت و در مسیری که نشان داد چگونه میتوان بارها در طول یک زندگی دوباره متولد شد.