به گزارش ایرنا، دیگر آن مادر سابق نیست؛ نه از آن جنس مادرهایی که فقط با خنده و بازی کودکشان زندهاند، نه از آنهایی که روزشان را با بوی موهای فرزندش و گرمای دستهای کوچکش معنا میکنند.
حالا در دلش جایی هست که همیشه خالی میماند؛ خلائی که هیچ واژهای جای آن را نمیگیرد. اما در همان جای خالی دردناک، نوری هست؛ نوری کمجان، آرام و نجیب، شبیه آخرین لبخند کودکش؛ مادری که اعضای بدن فرزندش را اهدا کرده، هر روز با دو حس متضاد زندگی میکند: داغی که خاموش نمیشود و آرامشی که از بخشیدن زاده شده است.
برای او، هر صبح با یاد فرزندی آغاز میشود که دیگر در آغوشش نیست، اما در جایی دیگر هنوز «زندگی» میکند. این فکر، هم زخم را تازه میکند و هم کمی از سنگینیاش میکاهد. او بارها شاید به لحظه آخر فکر کرده؛ به آن ثانیههای سخت و نفسگیر، به امضایی که با دستان لرزان زده شد، به رضایتی که از جنس ایمان بود. تصمیمی که از دل عمیقترین دردها بیرون آمد؛ تصمیمی که میکوشد از مرگ، معنایی بزرگتر بسازد.

شاید هیچکس نداند شبها چگونه بر او میگذرد؛ چگونه میان اشک و سکوت، میان دلتنگی و دعا، میان حسرت و رضایت نفس میکشد. اما خوب میداند که کودک از دسترفتهاش، اگرچه از خانه رفته، از جهان نرفته است. بخشی از او هنوز زنده است؛ در تن دیگری، در نگاه دیگری، در نفس دیگری و همین، برای مادری که دلش را به سختی از فرزندش جدا کرده، معنای تازهای از جاودانگی است.
در یک سوی ماجرای اهدای عضو، خانوادهای ایستاده که در اوج اندوه و وداع، تصمیمی بزرگ میگیرند؛ تصمیمی که از دل داغ فقدان، زندگی میسازد. در سوی دیگر، خانوادههایی هستند که روزها، ماهها و گاه سالها چشمانتظار خبری امیدبخش ماندهاند؛ خبری که میتواند نفس تازهای به بیمارشان بدهد. اهدای عضو، پیوند میان این دو جهان است؛ پیوندی میان مرگ و زندگی، میان اشک و امید.
آمارهای تازه از اهدای عضو خراسان جنوبی در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که این فرهنگ انسانی و حیاتی، هرچند هنوز با نیاز واقعی جامعه فاصله دارد، اما توانسته است جان دهها بیمار را نجات دهد و امید را به خانههای بسیاری بازگرداند.
ارتقای شاخص اهدای عضو در خراسان جنوبی
رئیس اداره درمان بیماریها و مسئول بیماران خاص دانشگاه علوم پزشکی بیرجند با اشاره به اینکه از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون تعداد ۱۹ مورد مرگ مغزی منجر به اهدای عضو ثبت شده گفت: در مجموع ۸۲ بیمار از این بخشش حیاتی بهرهمند شدهاند.
ابوالفضل جوان اظهار کرد: اهدای عضو از آن دست تصمیمهایی است که در نگاه اول، صرفاً یک اقدام پزشکی به نظر میرسد، اما در واقع، یکی از عمیقترین جلوههای نوعدوستی در جامعه است لذا خانوادهای که رضایت به اهدای عضو عزیز خود میدهد، در لحظهای تلخ، نقشی ماندگار در ادامه زندگی دیگران ایفا میکند؛ زندگیهایی که شاید بدون این تصمیم، به پایان میرسیدند.
وی با تاکید بر اینکه هر عضو بدن، میتواند نجاتبخش یک یا هشت بیمار باشد ادامه داد: در سال ۱۴۰۴، از مجموع اعضای اهدایی، سه قلب، ۱۳ کبد، ۲۶ کلیه، ۲۸ قرنیه و ۱۲ پوست اهدا شده است لذا هر یک از این ارقام، به معنای بازگشت یک فرصت به زندگی است.

رئیس اداره درمان بیماریها و مسئول بیماران خاص دانشگاه علوم پزشکی بیرجند افزود: نکته قابل توجه دیگر، گستره سنی اهداکنندگان است زیرا کوچکترین اهداکننده پنج سال و بزرگترین اهداکننده ۶۰ سال داشته است؛ موضوعی که نشان میدهد اهدای عضو، محدود به سن خاصی نیست و در هر سنی میتواند به نجات جان انسان دیگری منجر شود، اگر شرایط پزشکی لازم فراهم باشد.
وی گفت: شاخص پی ام پی(میانگین کشوری)۱۲ است که در استان خراسان جنوبی به ۲۰ رسیده و نشان دهنده موفقیت تیم شناسایی و پیوند اعضا و ارتقای فرهنگ اهدای عضو در استان است.
تصمیم زندگی ساز
یک فعال حوزه اجتماعی در خراسان جنوبی هم گفت: اهداکننده عضو، در حقیقت، آخرین هدیه را به زندگی میبخشد زیرا خانوادهای که در سوگ نشسته، با این تصمیم تلخ اما بزرگ، بخشی از اندوه خود را به روشنایی بدل میکند.
حسین حسنی ادامه داد:در مقابل، بیمارانی که در نوبت پیوند قرار دارند، هر لحظه با امید به این تصمیم انسانی زندگی میکنند؛ امیدی که گاه فقط به یک رضایت وابسته است.
وی بیان کرد: از منظر اجتماعی، اهدای عضو فقط یک موضوع پزشکی نیست، بلکه نشانهای از بلوغ فرهنگی و همبستگی انسانی در جامعه است لذا هرچه آگاهی عمومی درباره مرگ مغزی، شرایط اهدای عضو و اثرات آن افزایش یابد، امکان نجات بیماران بیشتری فراهم میشود.
وی تاکید کرد: هنوز هم بسیاری از خانوادهها در لحظههای بحرانی، به دلیل ناآگاهی یا ترس، از این تصمیم سرنوشتساز بازمیمانند؛ در حالی که یک رضایت میتواند چندین زندگی را از مرگ نجات دهد.