فراجا در خط مقدم تروريسم نيابتي و جنگ در لايههاي پنهان
پليس ايران، بيشترين سطح هزينه را در مقوله امنيت چندلايه و پيچيده كشور ميپردازد و به عنوان خاكريز اول مبارزه با خشونت، ناامني، تجزيه و جنگ هيبريدي شناخته ميشود. اتاق فكر امنيتي (موساد و سيا) وارد فاز جديدي از جنگ تركيبي شده است كه «تروريسم نيابتي»، «عمليات فريب» و «ناامني تركيبي» را همراه با جنگ مستقيم با ايران، طراحي كرده است. اين رژيم كه همزمان در بحران مشروعيت، ضعف بازدارندگي و بنبست راهبردي قرار دارد، با تكيه بر بازوهاي نيابتي در مرزهاي ايران، پروژهاي چندلايه و سازمانيافته را براي انتقال جنگ به درون سرزمين ايران فعال كرده است.
۱) تروريسم كور شهري: حمله ناجوانمردانه به كلانتريها و ايست و بازرسيها، نشانه ورود جدي به فاز «هدفگيري رواني» و تهديد «امنيت فرانرم» در بطن جامعه و هدف آن، انتقال حس ناامني به شهروندان و شكستن اقتدار حاكميت در نقاط حساس است.
۲) تحركات تجزيهطلبانه مرزي: اين حركات، همزمان روي مرزها با هدف فرسايش امنيت پيراموني ايران و ايجاد دوگانه (فشار درونزا) و (تهديد برونزا) صورت ميگيرد.
۳) جنگ رسانهاي و عمليات رواني: تقويت (روايت ناامنسازي) ايران در رسانههاي خارجي، بخشي از پروژه (جنگ روايتها) است و هدف آن، القاي «بحران امنيت ملي» باشد.
۴) عمليات فريب براي پوشش نقشه بزرگتر: تركيب تحركات همزمان تروريستي و اغتشاشبرانگيز ميتواند زمينهساز اقدامهاي راهبرديتر نظامي، ترورهاي هدفمند يا حملات سايبري سنگين باشد. دشمن با سرگرمسازي در «مناطق شهري» به دنبال غافلگيري در «مناطق مرزي» و حياتيتر است.
اين هشدار را بايد جدي گرفت كه دشمن در حال بازتعريف الگوي جنگ است.
تروريست، تجزيهطلب، مزدورِ رسانهاي و شبكه نفوذِ داخلي همگي بخشي از «ارتش نامريي» اسراييل هستند. تهديد در حال جهش به لايهاي پنهانتر، خطرناكتر و محور مغزافزار است. فراجا به عنوان ستون فقرات و شاكله انتظامي كشور، بيشتر از گذشته پيوست مغزافزاري و كاربست سختافزاري را در سطح كلان، عملياتي كرده است، چراكه پليس ايران، در حال حاضر بيشترين سطح هزينه را در مقوله امنيت چندلايه و پيچيده كشور ميپردازد و خاكريز اول مبارزه با خشونت، ناامني، تجزيه و جنگ هيبريدي ميباشد.
سردار رادان، فرماندهي خاكريز اول مبارزه با آشوبآفريني را با قاطعيت، شجاعت و مهارت، ساماندهي كرده است.
استراتژيست رسانه فوق دكتراي رسانههاي اجتماعي