شناسهٔ خبر: 78206741 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: فرارو | لینک خبر

تریتا پارسی: چرا چین با قطعنامه آمریکا درباره تنگه هرمز مخالف است؟

تریتا پارسی نوشت: چین لزوماً با وجود نوعی سازوکار منطقه‌ای برای دریافت هزینه ترانزیت مخالفتی ندارد. از نگاه پکن، تا زمانی که جریان نفت و تجارت متوقف نشود، دریافت هزینه به معنای «بسته بودن» تنگه نیست؛ بلکه این محاصره و توقف کامل تردد است که عملاً تنگه را می‌بندد.

صاحب‌خبر -

فرارو- در حالی که مقام‌های دولت دونالد ترامپ مدعی‌اند که مقام‌های چینی در پکن به ترامپ اطمینان داده‌اند از باز ماندن تنگه هرمز حمایت می‌کنند، انتقاد سفیر چین در سازمان ملل از قطعنامه پیشنهادی آمریکا و بحرین درباره تنگه هرمز، ابهام‌های تازه‌ای درباره موضع واقعی پکن ایجاد کرده است. 

به گزارش فرارو به نقل از وبگاه اندیشکده کوئینسی ( ریسپانسیبل استیت کرفت)، تریتا پارسی در یادداشتی نوشت: بر اساس گفت‌وگوهای انجام‌شده با دیپلمات‌های چینی، برداشت پکن از مفهوم «باز بودن» تنگه هرمز با تفسیر آمریکا تفاوت دارد. به گفته این دیپلمات‌ها، «باز بودن» برای چین به معنای ادامه جریان تردد و تجارت از طریق تنگه است؛ یعنی نفت، گاز و کالاها بدون توقف وارد و خارج شوند و مبادلات مالی و تجاری ادامه یابد. 

در این چارچوب، چین لزوماً با وجود نوعی سازوکار منطقه‌ای برای دریافت هزینه ترانزیت مخالفتی ندارد. از نگاه پکن، تا زمانی که جریان نفت و تجارت متوقف نشود، دریافت هزینه به معنای «بسته بودن» تنگه نیست؛ بلکه این محاصره و توقف کامل تردد است که عملاً تنگه را می‌بندد. 

به گفته منابع دیپلماتیک، اگرچه ترجیح چین آن است که هیچ هزینه‌ای برای عبور دریافت نشود، اما پیشنهادهایی مطرح شده که پکن نسبت به آن‌ها رویکردی انعطاف‌پذیر نشان داده است. یکی از این ایده‌ها، ایجاد سازوکاری منطقه‌ای با عنوان «هزینه مدیریت زیست‌محیطی» است؛ مدلی که در ظاهر به‌عنوان عوارض ترانزیت تعریف نمی‌شود. 

پارسی در ادامه این یادداشت خاطر نشان کرد: گزارش‌ها حاکی است که دولت آمریکا نیز در صورت منطقه‌ای بودن چنین سازوکاری می‌تواند با آن کنار بیاید، اما واشنگتن تأکید دارد که این روند نباید صرفاً تحت مدیریت ایران و عمان باشد. 

در مقابل، برخی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، به‌ویژه امارات متحده عربی و بحرین، با هر سازوکاری که به ایران نقش پررنگ‌تری در کنترل تنگه بدهد، مخالفت جدی دارند. به گفته منابع مطلع، دیدگاه این کشورها در این موضوع تا حد زیادی به موضع اسرائیل نزدیک است و آن‌ها ترجیح می‌دهند آمریکا به جای پذیرش چنین ترتیباتی، گزینه حملات نظامی علیه ایران را دنبال کند. 

نگرانی چین از قطعنامه شورای امنیت

او در ادامه یادآور شد: در کنار موضوع تنگه هرمز، دلایل عمیق‌تری نیز پشت مخالفت چین با قطعنامه پیشنهادی آمریکا و بحرین در شورای امنیت وجود دارد؛ قطعنامه‌ای که گفته می‌شود بیش از ۱۰۰ عضو سازمان ملل برای حمایت از آن تحت فشار قرار گرفته‌اند. 

بر اساس پیش‌نویسی که مورد بررسی قرار گرفته، این قطعنامه مستقیماً ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار نمی‌گیرد، اما از ادبیاتی استفاده می‌کند که می‌تواند زمینه‌ساز صدور قطعنامه‌های بعدی برای استفاده از زور علیه ایران شود. 

در متن این پیش‌نویس آمده است که اقدامات ایران «تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی» محسوب می‌شود؛ عبارتی که به گفته تحلیلگران، مشابه سازوکار ماده ۳۹ منشور سازمان ملل است و می‌تواند مقدمه‌ای برای مشروعیت‌بخشی به اقدامات نظامی آینده باشد. 

منابع دیپلماتیک می‌گویند روسیه و چین پیش‌تر نیز با قطعنامه‌هایی مشابه مخالفت کرده بودند، زیرا معتقدند تصویب چنین اسنادی، حتی اگر مستقیماً مجوز جنگ صادر نکند، به تدریج هزینه سیاسی مخالفت با اقدامات نظامی را افزایش می‌دهد. 

به گفته این منابع، منطق پکن و مسکو آن است که «خفه کردن نوزاد در گهواره کم‌هزینه‌تر است»؛ یعنی جلوگیری از تصویب قطعنامه‌های مقدماتی، ساده‌تر از مقابله با قطعنامه نهایی ذیل فصل هفتم خواهد بود. 

در همین زمینه، تحلیلگران به رفتار آمریکا در قبال قطعنامه‌های مرتبط با اسرائیل اشاره می‌کنند؛ جایی که واشنگتن معمولاً حتی قطعنامه‌های نمادین علیه اسرائیل را نیز وتو می‌کند تا از شکل‌گیری روندهای حقوقی یا سیاسی علیه تل‌آویو جلوگیری کند. 

دغدغه اصلی پکن؛ امنیت انرژی

در ادامه این یادداشت آمده است: با این حال، به نظر می‌رسد مهم‌ترین نگرانی چین فراتر از مباحث حقوقی و دیپلماتیک باشد. 

مقام‌های چینی نگران‌اند که در صورت موفقیت ترامپ در سرنگونی جمهوری اسلامی و در اختیار گرفتن کنترل صادرات نفت ایران، آمریکا بتواند از انرژی به‌عنوان اهرم فشار مستقیم علیه پکن استفاده کند؛ مشابه آنچه پس از تحولات ونزوئلا رخ داد. 

بر اساس داده‌های مطرح‌شده در این گزارش، پس از سرنگونی دولت نیکولاس مادورو در اواخر دسامبر ۲۰۲۵، صادرات نفت ونزوئلا به چین و سایر بازارهای آسیایی حدود ۹۲ درصد کاهش یافت؛ رقمی که از میانگین روزانه ۶۰۰ هزار بشکه در سال ۲۰۲۵ به حدود ۴۸ هزار بشکه در فوریه ۲۰۲۶ سقوط کرد. 

بخش عمده این صادرات پیش‌تر به چین ارسال می‌شد و همین مسئله نگرانی پکن را نسبت به تکرار چنین سناریویی درباره ایران افزایش داده است. 

به باور مقام‌های چینی، در صورت تغییر حکومت در ایران، هیچ‌یک از کشورهای عربی خلیج فارس احتمالاً حاضر نخواهند بود در برابر فشار آمریکا برای محدود کردن صادرات نفت به چین مقاومت کنند. در این میان، تنها کشوری که ممکن است در برابر چنین فشارهایی ایستادگی کند، خود ایران است. 

بر همین اساس، پکن معتقد است پذیرش یک قطعنامه نهایی ذیل فصل هفتم علیه ایران، می‌تواند در آینده امنیت انرژی چین را در برابر نفوذ و فشار آمریکا به‌شدت آسیب‌پذیر کند.