به گزارش ایرنا، ۲۵ اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، فرصتی دوباره برای مرور نقش بیبدیل این شاعر حماسهسرا در پاسداشت زبان فارسی، احیای هویت تاریخی ایرانیان و خلق بزرگترین اثر منظوم تاریخ ایرانزمین است؛ اثری که پس از هزار سال همچنان ستون استوار فرهنگ و اندیشه ایرانی بهشمار میرود.
این روز در تقویم رسمی ایران با نام حکیم ابوالقاسم فردوسی پیوند خورده است؛ شاعری که با آفرینش «شاهنامه»، اثری فراگیر و ماندگار در بیش از ۵۰ هزار بیت، روح تازهای در جان زبان فارسی دمید.
امروز، یکهزاره پس از حیات او، همچنان هیچ اثر منظومی را نمیتوان همتراز شاهنامه در گستره تاریخ و فرهنگ ایرانی دانست؛ کتابی که نهفقط مجموعهای از داستانها و اسطورهها، بلکه بنیان هویت فرهنگی ایرانیان را در طول قرنها شکل داده است.
فردوسی در روزگاری زیست که زبان فارسی در معرض تهدید زبانهای غالب دوره بود و روایتهای اساطیری ایران در برابر فراموشی قرار داشت. او با تکیه بر منابع کهن، از *خداینامهها* تا روایتهای شفاهی، میراث ملی ایران را بازیابی و در قالب شعری حماسی و استوار جاودانه کرد. همین اقدام او سبب شد که پژوهشگران، فردوسی را «نگهبان بزرگ زبان فارسی» و «احیاگر هویت ایرانی» بدانند.
فردوسی تنها شاعری حماسهگو نبود؛ او در شاهنامه از اخلاق، عدالت، خرد، آزادگی و دادگری سخن گفت و مفهوم «خرد» را جانمایه اندیشه ایرانی معرفی کرد. جهان او جهانی است که در آن پهلوانی بدون اخلاق بیمعناست و قدرت بدون خرد به تباهی میانجامد و شاید از همین روست که شاهنامه در کنار جنبههای تاریخی و اسطورهای، همواره منبعی برای آموزش اخلاق، تربیت اجتماعی و مفاهیم انسانی بوده است.
جایگاه فردوسی در گسترش زبان فارسی نیز بیبدیل است؛ شاهنامه به دلیل زبان خالص و ناب خود، بدون استفاده گسترده از واژگان بیگانه، در طول قرنها معیار و مرجع استواری برای زبان فارسی شد.
زبان امروز ما، چه در ادبیات و چه در گفتار روزمره، وامدار انتخابهای زبانی فردوسی است؛ انتخابهایی که اگر نبودند، شاید سیمای امروز زبان فارسی چهرهای کاملا متفاوت داشت.
نقش جهانی فردوسی نیز قابل توجه است؛ شاهنامه به دهها زبان ترجمه شده و پژوهشگران بسیاری آن را یکی از بزرگترین آثار حماسی جهان دانستهاند.
از شرق تا غرب عالم، شاهنامه به عنوان منبعی از تمدن، اسطوره، اخلاق و تاریخ ایرانی مورد استفاده و تحلیل قرار میگیرد. حضور شاهنامهخوانی در آیینها، هنرهای نمایشی، موسیقی و حتی نقاشی قهوهخانهای، نشان میدهد که اثر او نهتنها ادبی، بلکه فرهنگی، آیینی و هنری است.
امروز، در آستانه بزرگداشت فردوسی، اهمیت پرداختن دوباره به اندیشه و میراث او بیش از پیش احساس میشود چرا که در جهانی که فرهنگها به سرعت در هم میآمیزند، شاهنامه همچنان پیامآور هویت، خرد و ارزشهای دیرپای ایرانی است.
این گزارش مقدمهای است برای گفتوگو با استادان و پژوهشگران حوزه فردوسیشناسی؛ کسانی که با نگاههای تخصصی خود میتوانند ابعاد تازهای از میراث این شاعر بزرگ را روشن کنند.

شاهنامه؛ فراتر از موزه، در میان مردم؛ خوانشهای نوین از گنجینه هویت ایرانی
حکیم ابوالقاسم فردوسی، با شاهنامه خود، اثری خلق کرده که نه تنها در موزهها، بلکه در تار و پود زندگی روزمره مردم، از جشن و شادی گرفته تا هنر و صنعت، جاری است. این گنجینه سترگ، با ظرفیت بالای خود، پاسخگوی نگاههای مختلف در سطوح گوناگون جامعه است و نیازمند تسریع روند آگاهیبخشی و فراهمسازی زمینه برای بهرهبرداری مؤثرتر از آن هستیم.
محمد جعفر یاحقی، استاد زبان و ادبیات فارسی و مدیر قطب علمی فردوسیشناسی دانشگاه فردوسی مشهد در گفت و گو با ایرنا با بیان اینکه شاهنامه دیگر اثری موزهای نیست و به میان مردم جامعه رفته است، بر لزوم خوانشهای نوین و تسریع روند آگاهیبخشی در خصوص این اثر سترگ تأکید کرد.
یاحقی اظهار کرد: شاهنامه ظرفیت پاسخگویی به نگاههای مختلف را دارد و در طول تاریخ نیز اینگونه بوده است به طوری که از میادین جشن و سرور گرفته تا جلسات خانوادگی و محافل هنری، شاهنامه حضور خود را تثبیت کرده است.
او افزود: هنرمندان، موزیسینها و اهل تئاتر نیز به سمت این اثر روی آوردهاند و هر کس با هر سن و سطح دانشی میتواند از چشمه جوشان آن سیراب شود.
این فردوسی شناس برجسته افزود: وظیفه ماست که با استفاده از امکانات موجود، به این روند سرعت بخشیم و آگاهیها را رشد دهیم. حتی در حوزه صنعت و اقتصاد شهری نیز میتوان از ظرفیتهای شاهنامه بهره برد برای مثال، در اماکن عمومی، تابلوها و پیامهای انسانی بزرگی که در شاهنامه وجود دارد را نصب کرد شهرداریها و صنایع باید باور کنند که این ظرفیتها وجود دارد و فقط نیازمند اعتقاد و اقدام است.
این پژوهشگر برجسته بر اهمیت گوشزد کردن مفاهیم دانش، معرفت، راستی، عدالت و دادخواهی که در شاهنامه موج میزند به مسوولان و مدیران تاکید کرد.
وی گفت:خوشبختانه راه هموار شده و ارتباط با شاهنامه در میان اقشار مختلف جامعه، حتی ایرانیان خارج از کشور که گاه عرق ملیشان پررنگتر است، گسترش یافته است.
یاحقی با اشاره به جنبههای آموزشی شاهنامه، از جمله نقالی که این روزها میان دختران نیز رواج یافته، اظهار کرد: مسوولان و برنامهریزان باید متوجه اهمیت این گنجینه باشند؛ چرا که مشکل اصلی، نه از جانب مردم و جوانان، بلکه از ناحیه برنامهریزان و عدم درک صحیح مساله است و اگر زمینه برای استفاده از این گنجینه بزرگ فراهم شود، سیلابی که جریانش آغاز شده، راه خود را به سمت تعالی فرهنگی پیدا خواهد کرد.

هشدار فردوسی به ایران امروز: خلاء قهرمان و الگوی ملی
دکتر یاحقی با بیان این که اگر فردوسی امروز در میان ما بود، نخستین هشدارش را متوجه نظام آموزشی و برنامهریزی کشور میدانست اظهار کرد: بزرگترین سد در برابر بهرهمندی کامل از گنجینه شاهنامه، نظام آموزشی و اداری ماست.
وی ادامه داد: حسی که لازم است تا مردم و جوانان با اشتیاق به سمت این میراث فرهنگی بیایند وجود ندارد و این در حالی است که هنرمندان علاقهمندند تا آثاری با سوژههای شاهنامه تولید کنند، اما خلاء قهرمان و الگوهای ملی، باعث جذب جوانان به سمت الگوهای غربی شده است.و نظام برنامهریزی و سیاسی ما این خلاء را با بیتوجهی ایجاد کرده است.
این پژوهشگر حوزه ادبیات با تاکید بر ظرفیت شاهنامه برای پر کردن این خلاء افزود: اگر به هنرمندان، به جای فیلمهای بیمحتوا، خوراک و مایه از شاهنامه داده شود، میتوانند محتوای غنی تولید کنند.
وی با بیان این که شاهنامه کالبد زبان فارسی و فرهنگ ایران است بیان کرد:شاهنامه نه تنها یک کتاب، بلکه یک نهاد وسیع آموزشی، پژوهشی و فرهنگی است که تمام نیازهای ما را برطرف میکند و داستانهای فراوانی در فرهنگ ما وجود دارد که به فراموشی سپرده شدهاند و با معرفی آنها، راه واردات فرهنگ غربی بسته خواهد شد.
یاحقی به ظرفیتهای فرا جهانی شاهنامه اشاره و اظهار کرد : تاکید شاهنامه بر خردمندی، دانش و راستی، جنبههایی است که کمتر به آنها پرداختهایم و این اصول جهانی، ظرفیتهای امروز بینش، دانش و رامش هستند که میتوانند از طریق هنر و گفت و گو به جامعه و جهان معرفی شوند.
وی با اشاره به تحقیقات محققان غربی، از جمله یک محقق آمریکایی در اوایل قرن بیستم که الگوی نبرد پدر و پسر را با الگوگیری از شاهنامه در ۸۵ نمونه از ادبیات جهان بررسی کرده است گفت: شخصیتهای ادبی غرب بسیار از داستانهای شاهنامه الهام گرفته و آن را بومی کردهاند که این نشان میدهد که شاهنامه بهترین، کاملترین و موثرترین الگوها را ارائه میدهد.
این استاد دانشگاه، همچنین بر اهمیت «نشاط» در شاهنامه تاکید کرد و گفت: سه اصل بینش، دانش و رامش، که لازمه یک انسان خردمند و جامعه پویاست، در شاهنامه حرف اول را میزند.
او افزود: شادی ای که در شاهنامه مد نظر است، نشاط و روحیهای است که به جامعه میدهد و به عنوان نمونه در آستانه هر جنگی در شاهنامه، همه را شادمان میکردند، پیش از شکار بزم داشتند و پیش از ساخت سازه، به موضوع آن میپرداختند چرا که این روحیه شاد و بانشاط، لازمه هر کار سازندهای است.
یاحقی ، بزرگترین نقص برنامهریزان ما را بیخبری از محتوای موثر و وطندوستانه شاهنامه دانست و ابراز امیدواری کرد که با فراهم شدن زمینه، این گنجینه عظیم فرهنگی، راه خود را به سوی تعالی و شکوفایی باز کند.

فردوسی؛ فراتر از تاریخ، پشتوانه ملی و هویتساز
رییس موسسه فرهنگی خردسرای فردوسی در مشهد نیز در گفت و گو با ایرنا در تشریح معنا و کارکرد امروزین فردوسی برای ایرانیان، این شاعیر شهیر را «بیش از هزار سال، پشتوانه ملی» معرفی میکند.
عباس خیرآبادی با اشاره به این که تهاجمات متعدد به ایران در طول تاریخ، نقش شاهنامه را در حفظ هویت ایرانی و حتی «ایرانی کردن مهاجمان» برجسته میسازد گفت: نمونه بارز این پدیده، حمله مغولان است که پس از مدتی، ایرانی شدند و خود به ترویج شاهنامه پرداختند.
این استاد دانشگاه، شاهنامه را منبعی برای یاری جستن در دنیای امروز دانست و اظهار کرد: باید از فردوسی و اثر بی نظیر شاهنامه نهایت بهره را برای تقویت هویت ملی در کشور ببریم.
وی در خصوص چگونگی خروج شاهنامه از حالت موزهای و ارائه خوانشی امروزی از آن، انتقادات صریحی را به صدا و سیما وارد کرد و گفت:این رسانه ملی تاکنون در معرفی شاهنامه ناکام بوده و برنامههای مؤثر در این زمینه ارائه نکرده است.
وی افزود: در مقابل، سریالهای خارجی مانند «جومونگ» با دقت ساخته و پخش میشوند، به گونهای که کودکان با شخصیتهای خارجی آشنا شده اما با اسطورههای ملی خود مانند رستم بیگانه میمانند.
رییس موسسه خردسرای فردوسی، خواستار توجه ویژه صدا و سیما به شاهنامه شد و ادامه داد: این اثر سترگ، سوژهای غنی برای حداقل ۱۰۰ سال برنامه سازی خواهد بود.
وی همچنین به توهینهای گاه و بیگاه به نمادهای ملی در این رسانه اشاره کرده و این امر را مایه ناخشنودی مردم دانست و گفت: پرداختن به شاهنامه توسط صدا و سیما، علاوه بر ارتقای اعتبار خود رسانه، به ترویج این اثر فاخر نیز کمک شایانی خواهد کرد.

فردوسی؛ حکیم زمان یا متفکر آینده؟
رییس موسسه فرهنگی خردسرای فردوسی در پاسخ به این سوال که فردوسی را باید بیشتر شاعر گذشته دانست یا متفکری برای آینده؟ گفت:فردوسی «حکیم» بوده است و در زمان گذشته حکیم به فردی گفته می شده است که بر جمیع علوم زمان خود احاطه داشته است.
وی با اشاره به اینکه شاعری تنها یکی از هنرهای فردوسی بوده و شاهنامه اثر اصلی باقیمانده از اوست، بر اهمیت و ضرورت تامل در «تفکرات شاهنامه» تاکید و اظهار کرد: هدف فردوسی از سرودن شاهنامه ترویج «صلح، دوستی و مهر» بوده است.
خیرآبادی، شاهنامه را در ردیف چهار حماسه بزرگ جهان، پس از "گیلگمش، ایلیاد، ادیسه و مهابهاراتا" قرار داد و گفت:این اثر از دیدگاه جهانیان، «خاص» است.
وی در پاسخ به این سوال که اگر فردوسی امروز زنده بود به کدام بحران فرهنگی یا زبانی هشدار میداد، گفت:نگرانی اصلی امروز فردوسی قطعا حفظ «ایرانیت» ما بود؛ هویتی که فارغ از تعلقات قومی (عرب، ترک، کرد)، هویت اصلی ایرانیان را تشکیل میدهد.
این استاد دانشگاه بر لزوم بهکارگیری نمادها و مظاهر ایرانی و پرهیز از «تهاجم فرهنگی» غرب و شرق تاکید کرد و مبادلات فرهنگی را با حفظ هویت ملی به جای تهاجم فرهنگی، امری ضروری دانست.