شناسهٔ خبر: 78171226 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مردم‌سالاری‌آنلاین | لینک خبر

«مردم سالاری» بررسی کرد

رسانه ملی در محاصره تندروها - مردم سالاری آنلاين

وحدت ملی در هر کشوری زمانی شکل می‌گیرد که شهروندان احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود و سهمی واقعی در حال و آینده کشور دارند. جامعه‌ای که در آن تنها یک نگاه و یک روایت رسمی مجال دیده شدن داشته باشد، به تدریج بخشی از مردم را از عرصه عمومی حذف می‌کند و حس تعلق ملی را کاهش می‌دهد.

صاحب‌خبر -  گروه سیاسی- سید مجید حسینی: در چنین شرایطی رسانه ملی باید به محلی برای بازتاب تنوع فکری، اجتماعی و سیاسی جامعه تبدیل شود؛ اما وقتی تریبون رسمی کشور تنها در اختیار یک جریان خاص قرار گیرد، نه ‌تنها اعتماد عمومی آسیب می‌بیند، بلکه شکاف میان مردم و حاکمیت نیز عمیق‌تر می‌شود.

رسانه ملی؛ متعلق به همه مردم نه یک جریان
رسانه ملی در تعریف واقعی خود باید نماینده تمام جامعه باشد. صدا و سیما از بودجه عمومی استفاده می‌کند و طبیعتاً انتظار می‌رود همه اقشار، سلایق و دیدگاه‌ها در آن امکان حضور و بیان نظر داشته باشند.
در کشورهای مختلف، رسانه‌های عمومی تلاش می‌کنند صدای منتقدان، مخالفان و حتی جریان‌های متفاوت فکری را نیز بازتاب دهند تا مخاطب احساس کند با رسانه‌ای فراگیر روبه‌رو است. اما زمانی که رسانه رسمی کشور به تریبون انحصاری یک جریان سیاسی یا فکری تبدیل شود، بخش بزرگی از جامعه خود را بیرون از این دایره می‌بیند. در چنین وضعیتی، مردم به این نتیجه می‌رسند که رسانه ملی دیگر «رسانه آنها» نیست، بلکه بلندگوی گروهی خاص است. نتیجه طبیعی این روند، کاهش اعتماد عمومی و فاصله گرفتن مخاطبان از رسانه رسمی و جولان شبکه‌های خبری معاند خواهد بود.

شنیده شدن صدای منتقدان لازمه تقویت همبستگی
برخلاف تصور برخی جریان‌ها، شنیده شدن صدای منتقدان تهدید نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین عوامل حفظ ثبات و انسجام اجتماعی است. جامعه‌ای که در آن امکان نقد، گفت‌وگو و بیان دیدگاه‌های متفاوت وجود داشته باشد، کمتر دچار انفجارهای اجتماعی و بحران‌های ناگهانی می‌شود.
وقتی شهروندان ببینند حتی منتقدان نیز فرصت حضور در رسانه‌ها را دارند، احساس می‌کنند کشور متعلق به همه مردم است، نه فقط گروهی خاص. این احساس مشارکت، سرمایه اجتماعی را افزایش می‌دهد و مانع شکل‌گیری حس طردشدگی می‌شود.
در مقابل، حذف منتقدان و نادیده گرفتن دیدگاه‌های متفاوت باعث می‌شود بخشی از جامعه تصور کند هیچ راهی برای بیان مطالباتش وجود ندارد. بسیاری از کارشناسان علوم اجتماعی معتقدند که گفت‌وگوی ملی تنها در فضایی شکل می‌گیرد که همه صداها امکان حضور داشته باشند. اگر رسانه رسمی فقط یک روایت را تکرار کند، جامعه به سمت دوقطبی شدن حرکت می‌کند و فضای بی‌اعتمادی گسترش می‌یابد.

انحصار رسانه‌ای و رشد افراط‌گرایی
یکی از پیامدهای خطرناک محدود شدن رسانه به یک جریان خاص، تقویت نگاه‌های تند و افراطی است. زمانی که تنها افراد همسو با یک تفکر خاص امکان حضور دائمی در رسانه را پیدا کنند، به تدریج فضای رسانه از تنوع و تعادل خارج می‌شود. در چنین شرایطی، دیدگاه‌های میانه‌رو، کارشناسی و عقلانی کمتر دیده می‌شوند و جای خود را به ادبیات تند، تخریبی و شعاری می‌دهند. این روند نه ‌تنها کیفیت گفت‌وگوهای عمومی را کاهش می‌دهد، بلکه جامعه را نیز به سمت تنش بیشتر سوق می‌دهد. رسانه‌ای که دائماً در حال بازتولید خشم، تقابل و حذف رقیب باشد، نمی‌تواند نقش وحدت‌آفرین ایفا کند. وحدت ملی با حذف تفاوت‌ها ایجاد نمی‌شود؛ بلکه با پذیرش و مدیریت همین تفاوت‌ها شکل می‌گیرد.

کاهش شدید مرجعیت صدا و سیما
یکی از مهم‌ترین نتایج تک‌صدایی در سال‌های اخیر، کاهش محسوس مرجعیت صدا و سیما در میان افکار عمومی بوده است. بخش قابل توجهی از مردم برای دریافت اخبار، تحلیل‌ها و حتی سرگرمی به سمت شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های اینترنتی و شبکه‌های خارجی رفته‌اند.
این اتفاق صرفاً نتیجه پیشرفت فناوری نیست؛ بلکه تا حد زیادی ناشی از بی‌اعتمادی به رسانه رسمی است. وقتی مخاطب احساس کند رسانه ملی واقعیت‌های جامعه را کامل بازتاب نمی‌دهد یا فقط یک روایت خاص را برجسته می‌کند، طبیعی است که به دنبال منابع جایگزین برود. از دست رفتن مرجعیت رسانه ملی یک خطر جدی برای هر کشوری محسوب می‌شود. در شرایط بحران، رسانه‌ای می‌تواند افکار عمومی را مدیریت کند که پیش از آن اعتماد مردم را به دست آورده باشد. رسانه‌ای که بخش بزرگی از جامعه به آن بی‌اعتماد شده، در بزنگاه‌های حساس نیز قدرت اقناع و همراه‌سازی نخواهد داشت.

حذف نخبگان و محدود شدن گفت‌وگو
یکی دیگر از آسیب‌های فضای تک‌صدایی، حذف تدریجی نخبگان و کارشناسان مستقل از عرصه رسانه است. بسیاری از استادان دانشگاه، تحلیلگران، روزنامه‌نگاران و چهره‌های فکری که دیدگاه متفاوتی دارند، عملاً امکان حضور در رسانه رسمی را پیدا نمی‌کنند.  در نتیجه، کیفیت برنامه‌ها کاهش می‌یابد و گفت‌وگوهای رسانه‌ای به بحث‌های تکراری و کلیشه‌ای تبدیل می‌شود. مخاطب امروز به دلیل دسترسی گسترده به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، توانایی مقایسه دارد و به سرعت متوجه ضعف محتوایی و جانبداری رسانه می‌شود.
وقتی رسانه ملی نتواند محل تضارب آرا و گفت‌وگوی واقعی باشد، نقش فرهنگی و اجتماعی خود را نیز از دست می‌دهد. رسانه موفق رسانه‌ای است که حتی مخالفانش هم احساس کنند امکان شنیده شدن دارند.

وحدت ملی با اجبار شکل نمی‌گیرد
تجربه کشورهای مختلف نشان داده که وحدت ملی پایدار با حذف و سانسور ایجاد نمی‌شود. ممکن است در کوتاه‌مدت بتوان برخی صداها را محدود کرد، اما در بلندمدت مطالبات اجتماعی راه خود را پیدا می‌کنند.
جامعه متنوع است و نمی‌توان انتظار داشت همه مردم دقیقاً مانند یکدیگر فکر کنند. هنر حکمرانی و مدیریت رسانه در این است که این تفاوت‌ها را به رسمیت بشناسد و آنها را وارد گفت‌وگوی ملی کند. هرچه امکان مشارکت و بیان دیدگاه‌ها بیشتر باشد، احساس تعلق شهروندان نیز افزایش پیدا می‌کند.

ضرورت اصلاح رویکرد صدا و سیما
اگر صدا و سیما بخواهد دوباره جایگاه از دست رفته خود را بازیابد، ناچار به تغییر رویکرد است. ادامه وضعیت فعلی تنها باعث کاهش بیشتر مخاطبان و عمیق‌تر شدن شکاف بی‌اعتمادی خواهد شد. رسانه ملی باید به سمت چندصدایی واقعی حرکت کند؛ به این معنا که منتقدان، جریان‌های فکری مختلف و نمایندگان اقشار گوناگون جامعه امکان حضور و بیان نظر داشته باشند.
این مسئله به معنای تضعیف نظام یا ایجاد بحران نیست، بلکه دقیقاً در جهت تقویت سرمایه اجتماعی و انسجام ملی است. همچنین لازم است فضای برنامه‌ها از حالت تبلیغاتی و شعاری خارج شود و به سمت گفت‌وگوهای واقعی و کارشناسی حرکت کند. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند شنیدن تحلیل‌های متنوع و صادقانه است.  وحدت ملی زمانی تقویت می‌شود که همه شهروندان احساس کنند بخشی از کشور هستند و صدایشان شنیده می‌شود. حذف دیدگاه‌های متفاوت و محدود کردن رسانه به یک جریان خاص، نه‌تنها انسجام ایجاد نمی‌کند، بلکه به افزایش شکاف‌های اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی منجر می‌شود. صدا و سیما به عنوان رسانه ملی، اگر می‌خواهد دوباره به مرجع قابل اعتماد جامعه تبدیل شود، باید از انحصار فاصله بگیرد و بازتاب‌دهنده تنوع واقعی جامعه ایران باشد. آینده پایدار هر کشوری در گرو گفت‌وگوی ملی، پذیرش تفاوت‌ها و احترام به حق شنیده شدن همه صداهاست.
 

برچسب‌ها: