شناسهٔ خبر: 78170191 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

در گفت‌وگو با مجيد محمدشريفي بررسي می‌شود

زورآزمايي در پكن

صاحب‌خبر -

نوشين محجوب

 دونالد ترامپ، رييس‌جمهور ايالات‌متحده در شرايطي عازم پكن شد كه سايه تنش‌هاي خاورميانه و اختلال در جريان انرژي جهاني همچنان بر نشست تاريخي ترامپ و «شي» سنگيني مي‌كند. اين سفر كه نخستين بازديد رسمي رييس‌جمهور امريكا از چين پس از سال ۲۰۱۷ محسوب مي‌شود، پس از تعويقي چند هفته‌اي به دليل تشديد درگيري‌ها در خليج‌فارس انجام شد و قرار است در جريان آن (روزهاي ۲۴ و ۲۵ ارديبهشت) رهبران دو كشور در پايتخت چين ديدارهاي دو و چندجانبه‌اي داشته باشند و درباره مسائل مختلف از بحران در خليج‌فارس تا جنگ تجاري و مساله تايوان رايزني كنند. به نوشته نيويورك تايمز، هيات همراه ترامپ عبارتند از: مديران شركت‌هاي بزرگ امريكايي و فهرست موضوعات مورد بحث شامل مسائل تجاري، تعرفه‌ها، مواد معدني حياتي، هوش مصنوعي و تايوان؛ با اين حال، جنگ با ايران و موضوع مديريت تنگه هرمز توسط تهران-  كه پيش از آغاز درگيري‌ها حدود يك‌پنجم نفت جهان از آن عبور مي‌كرد- در كانون گفت‌وگوها قرار دارد. مقامات امريكايي پيش از اين سفر بر لزوم بهره‌گيري چين از نفوذ خود بر ايران براي بازگشايي اين آبراه استراتژيك تاكيد داشتند، آن‌هم در شرايطي كه پكن به عنوان بزرگ‌ترين خريدار نفت ايران، از فشارهاي يك‌جانبه فاصله گرفته و بر لزوم ثبات در مسيرهاي انرژي جهاني تاكيد دارد. علاوه بر اين، اين نشست در فضايي از رقابت راهبردي عميق اما با تمايل هر دوطرف به مديريت تنش‌ها برگزار خواهد شد. ترامپ پيش از سفر، اختلافات بر سر ايران را كم‌اهميت جلوه داد و بيشتر بر جنبه‌هاي تجاري و امكان دستيابي به توافق‌هاي عملي تمركز كرد، اما ناظران با استناد به تاثير انسداد تنگه هرمز بر قيمت انرژي جهاني و اقتصاد هر دو كشور باور متفاوتي دارند و مدعي‌اند رييس‌جمهوري امريكا اميد دارد تا اين گره به دست شي جين‌پينگ باز شود. در همين راستا روزنامه اعتماد با هدف بررسي ابعاد ديپلماتيك، ژئوپليتيك و اقتصادي سفر ترامپ به چين و تاثير آن بر تحولات خاورميانه با مجيد محمدشريفي، عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي و كارشناس مسائل بين‌الملل گفت‌وگو كرده است.

مجيد محمدشريفي، عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي و كارشناس مسائل بين‌الملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره اهميت سفر رييس‌جمهور امريكا به چين، تصريح كرد: اين سفر بي‌ترديد يكي از مهم‌ترين تحولات در ميانه بحران‌هاي جاري در منطقه خاورميانه، به ‌ويژه در حوزه خليج‌فارس، به شمار مي‌رود. اين استاد دانشگاه افزود: فارغ از تحولات منطقه‌اي نيز اين سفر از اهميت بالايي برخوردار است، چراكه ايالات‌متحده و چين به عنوان دو قدرت بزرگ، بيشترين ميزان اثرگذاري را بر تحولات منطقه‌اي و روندهاي سياست بين‌الملل دارند و هرگونه توافق يا عدم توافق ميان آنها در حوزه‌هاي اقتصادي، سياسي و امنيتي، پيامدهايي خواهد داشت كه منافع و سياست‌هاي ساير كشورها را نيز تحت‌تاثير قرار مي‌دهد. از اين منظر، اين سفر كه حتي پيش از آغاز درگيري‌ها نيز برنامه‌ريزي شده بود، به‌خودي‌خود حائز اهميت است. شريفي ادامه داد: همزماني اين سفر با تحولات امنيتي در منطقه، به ‌ويژه در خليج‌فارس، بر اهميت آن افزوده، به‌ ويژه آنكه اين تحولات يكي از شركاي مهم تجاري چين، يعني جمهوري اسلامي ايران را نيز درگير كرده و پيامدهايي همچون ايجاد اختلال در تردد انرژي از تنگه هرمز، به عنوان يكي از مهم‌ترين آبراه‌هاي بين‌المللي، مي‌تواند منافع چين را به‌طور مستقيم تحت‌تاثير قرار دهد. بر اين اساس، مي‌توان انتظار داشت كه بخش قابل‌توجهي از گفت‌وگوها و مذاكرات ميان دو كشور در جريان اين سفر، به موضوع ايران، وضعيت تنگه هرمز و تحولات پيراموني آن اختصاص يابد و طرفين تلاش كنند ديدگاه‌هاي خود را در اين زمينه به يكديگر نزديك كنند. اين كارشناس مسائل بين‌الملل افزود: در اين چارچوب، امريكا تلاش خواهد كرد از ظرفيت و نفوذ چين در قبال جمهوري اسلامي ايران براي پيشبرد اهداف خود استفاده كند و از پكن بخواهد در جهت كاهش تنش‌ها و مديريت وضعيت موجود نقش‌آفريني كند. در مقابل، چين نيز باتوجه به وابستگي قابل‌توجه به مسيرهاي انرژي در اين منطقه، هرگونه اختلال در تنگه هرمز را نامطلوب ارزيابي كرده و تلاش خواهد كرد امريكا را به اتخاذ رويكردهايي در جهت كاهش تنش‌ها و فراهم‌سازي شرايط براي حل‌وفصل بحران ترغيب كند.
اين استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان كرد: با اين حال و با توجه به رويكردهاي سخت‌گيرانه دولت امريكا درقبال جمهوري اسلامي ايران، به نظر مي‌رسد چين با محدوديت‌هايي در اثرگذاري بر سياست‌هاي واشنگتن مواجه باشد. ازسوي ديگر، تلاش‌هاي امريكا براي واداشتن چين به اعمال فشار موثر بر ايران نيز به احتمال زياد با موفقيت چشمگيري همراه نخواهد بود. از اين رو، به نظر مي‌رسد ايالات‌متحده به ‌طور همزمان از ابزارهاي تشويقي و اهرم‌هاي فشار براي ترغيب پكن به ايفاي نقش فعال‌تر استفاده خواهد كرد، اما اين رويكرد نيز احتمالا به نتايج تعيين‌كننده‌اي منجر نخواهد شد. باتوجه به شكاف جدي ميان مواضع جمهوري اسلامي ايران و ايالات‌متحده، انتظار نمي‌رود چين بتواند نقش تعيين‌كننده‌اي در تغيير روند تحولات ايفا كند. اين كارشناس مسائل بين‌الملل در ادامه، در تشريح رويكردهاي احتمالي امريكا در قبال چين اظهار داشت: به نظر مي‌رسد دونالد ترامپ به‌طور همزمان از دو ابزار «تشويق» و «فشار» براي ترغيب چين به ايفاي نقش فعال‌تر درقبال جمهوري اسلامي ايران استفاده كند. او توضيح داد: از يك‌سو، احتمالا واشنگتن با تكيه بر خريد نفت چين از ايران، بر اعمال محدوديت‌ها و اقدامات تنبيهي بيشتر تاكيد خواهد كرد و ازسوي ديگر، ممكن است با ارايه برخي مشوق‌هاي اقتصادي، پكن را به استفاده از نفوذ خود در جهت تغيير رفتارهاي مورد نظر امريكا ترغيب كند. شريفي ادامه داد: با اين حال، به نظر مي‌رسد ماهيت مطالبات و منافع دوطرف، يعني جمهوري اسلامي ايران و ايالات‌متحده، در موضوعاتي همچون وضعيت تنگه هرمز و تحولات دريايي منطقه، به ‌گونه‌اي است كه امكان دستيابي به نوعي مصالحه از طريق ميانجيگري چين را با دشواري جدي مواجه كند. به گفته اين استاد دانشگاه، هر چند چين تلاش خواهد كرد همزمان طرف امريكايي را به كاهش محدوديت‌ها و طرف ايراني را به مديريت وضعيت تردد در تنگه هرمز ترغيب كند، اما احتمال موفقيت اين تلاش‌ها محدود ارزيابي مي‌شود.
او در جمع‌بندي اين بخش تصريح كرد: به نظر مي‌رسد به دليل فاصله قابل‌توجه ميان مواضع و منافع دوطرف، ظرفيت اثرگذاري بازيگران خارجي، ازجمله چين، بر تغيير اين وضعيت محدود است و در نتيجه، تحقق چنين ميانجيگري‌اي با موانع جدي روبه‌رو خواهد بود. اين كارشناس مسائل بين‌الملل، در ادامه تحليل خود اظهار داشت: بي‌ترديد ترامپ از چين خواهد خواست از نفوذ خود بر جمهوري اسلامي ايران استفاده كند تا سياست تهران درقبال تنگه هرمز را تغيير دهد. او اين درخواست را در چارچوب منطق رفتاري امريكا قابل درك دانست و افزود: چنين انتظاري ازسوي واشنگتن، با توجه به نقش چين در تعاملات اقتصادي با ايران، طبيعي به نظر مي‌رسد.
شريفي سپس تاكيد كرد: با اين حال، موضوع ايران براي دولت ترامپ به سطحي از اهميت رسيده كه به‌شدت با منافع راهبردي امريكا گره خورده و همچنين در پيوند با ملاحظات امنيتي متحدان اصلي واشنگتن در منطقه، ازجمله رژيم صهيونيستي و برخي كشورهاي عربي قرار دارد؛ به همين دليل، حتي در صورت عدم همراهي چين و تداوم خريد نفت از ايران، بعيد است ترامپ در اصول سياست خود تجديدنظر اساسي كند. به گفته او، چين احتمالا به خريد نفت از ايران ادامه خواهد داد و در مقابل، امريكا نيز سياست‌هاي تحريمي و فشارهاي خود را عليه پكن تشديد خواهد كرد، اما اين روند الزاما به تغيير جهت‌گيري واشنگتن در قبال جمهوري اسلامي ايران منجر نخواهد شد. اين كارشناس مسائل بين‌الملل با اشاره به وزن منافع مورد نظر امريكا در اين بحران توضيح داد: مطالبات و اهدافي كه دولت ترامپ در چارچوب فشارهاي خود عليه جمهوري اسلامي ايران دنبال مي‌كند، از نگاه واشنگتن آن‌قدر مهم و راهبردي ارزيابي مي‌شود كه عدم همراهي برخي بازيگران، ازجمله چين، مانع از تداوم اين سياست نخواهد شد. او در جمع‌بندي اين بخش خاطرنشان كرد: حتي در سناريويي كه چين همچنان به خريد نفت از ايران ادامه دهد، مي‌توان انتظار داشت امريكا فشارهاي خود را نه تنها كاهش ندهد، بلكه در برخي حوزه‌ها تشديد كند.
مجيد محمدشريفي، در ادامه با رد برخي تحليل‌هايي كه ناظران طرح كردند ازجمله همساني كنش ايران با رويكرد جمال عبدالناصر درباره كال سوئز اظهار داشت: من قياس شرايط كنوني در موضوع بسته شدن تنگه هرمز با اقدام جمال عبدالناصر در ملي كردن كانال سوئز را مقايسه‌اي نادرست مي‌دانم. در بحران مرتبط با كانال سوئز، ايالات‌متحده به هيچ‌وجه با اقدام بريتانيا، فرانسه و رژيم صهيونيستي همراهي نكرد و آن مقطع از معدود مواردي بود كه امريكا صراحتا در برابر حمله نظامي به مصر ايستاد و با اعمال فشار سياسي جدي، لندن و پاريس را از ادامه اقدام نظامي بازداشت.اين استاد دانشگاه افزود: در بحران سوئز، روند تحولات به‌گونه‌اي رقم خورد كه امريكا عملا در برابر برخي از مهم‌ترين متحدان خود قرار گرفت؛ اما در شرايط كنوني پيرامون تنگه هرمز، وضعيت متفاوت است و همه متحدان اصلي امريكا در كليت امر با واشنگتن هم‌سو هستند. هر چند اروپايي‌ها مسير جداگانه‌اي را با تشكيل يك ائتلاف بين‌المللي دنبال مي‌كنند، اما اگر اين روند را در يك تصوير كلان‌تر ببينيم، اين ائتلاف نيز در چارچوبي هم‌راستا با سياست‌هاي امريكا تعريف مي‌شود.
اين كارشناس مسائل بين‌الملل با اشاره به مواضع اروپا نيز خاطرنشان كرد: درست است كه در ظاهر، اختلافاتي ميان امريكا و برخي كشورهاي اصلي اروپايي درباره نحوه برخورد با ايران و شيوه مديريت وضعيت تنگه هرمز ديده مي‌شود و تفاوت برداشت‌ها در روش‌ها و ابزارها نمود يافته است، اما به باور من در سطح منافع و درك ماهيت بحران، تضاد اساسي ميان آنها وجود ندارد. شريفي در ادامه يادآور شد: كشورهاي اروپايي بارها تاكيد كرده‌اند كه مسير جداگانه‌اي كه در قالب ائتلاف بين‌المللي دنبال مي‌كنند، در تعارض با خواسته‌ها و سياست‌هاي امريكا نيست و بيشتر ناظر بر تفاوت رويكردها در شيوه مديريت بحران است. محمدشريفي با اشاره به پيامدهاي تداوم وضعيت موجود خاطرنشان كرد: هرچند در كوتاه‌مدت، تحولات مرتبط با تنگه هرمز در شرايط جنگي برخي منافع براي جمهوري اسلامي ايران به همراه داشته است، اما در افق بلندمدت، تداوم بستن اين آبراهه نمي‌تواند به سود منافع كشور باشد. عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به نگاه كشورهاي عرب منطقه به چين توضيح داد: كشورهاي عربي عمدتا به چين به عنوان يك شريك تجاري مهم مي‌نگرند. او يادآور شد: سال‌هاست كه برخي كشورهاي كليدي عربي ازجمله عربستان‌سعودي و امارات متحده عربي سياستي را دنبال مي‌كنند كه مي‌توان آن را نوعي «استراتژي مصون‌سازي» دانست؛ مبناي اين رويكرد آن است كه در شرايط گذار نظام بين‌الملل، نبايد تمامي منافع و وابستگي‌ها را به يك ابرقدرت گره زد.شريفي افزود: در اين چارچوب، اين كشورها با گسترش روابط خود با چين، به‌ ويژه در حوزه فناوري‌هاي نوين، تجارت و انرژي، كوشيده‌اند ساختار اقتصادي‌شان را به يك قدرت در حال ظهور ديگر نيز متصل كنند تا سطح آسيب‌پذيري خود را كاهش دهند. به گفته اين كارشناس مسائل بين‌الملل، اين امر به معناي قطع روابط با امريكا، به‌ويژه در حوزه امنيتي، نيست و قرار هم نيست چنين اتفاقي رخ دهد،چراكه از منظر كشورهاي عربي، چين نمي‌تواند جايگزين امريكا در تضمين امنيت منطقه شود و اساسا نه پكن به دنبال چنين نقشي است و نه تمايلي براي پذيرش آن دارد. كشورهاي عرب منطقه نيز به‌خوبي از اين واقعيت آگاهند، از همين رو در حالي كه روابط تجاري خود را با چين گسترش مي‌دهند، روابط امنيتي‌شان همچنان به ايالات‌متحده گره خورده باقي مي‌ماند.
محمدشريفي در ادامه با اشاره به تحولات در نظم امنيتي خاورميانه گفت: به باور من، تغييرات مهمي در ساختار امنيتي منطقه در حال شكل‌گيري است. از يك‌سو، ميزان وابستگي امنيتي كشورهاي عرب به امريكا احتمالا بيش از پيش افزايش خواهد يافت و ازسوي ديگر، پيوندهاي امنيتي آنها با رژيم صهيونيستي نيز تقويت مي‌شود؛ به‌ ويژه در مورد امارات كه مي‌تواند وارد نوعي روابط امنيتي بسيار مستحكم با اسراييل شود.اين استاد دانشگاه در عين حال به نقش فزاينده پاكستان اشاره كرد و اظهار داشت: پاكستان به عنوان يك كنشگر مهم امنيتي مطرح خواهد شد. همان‌گونه كه ميان عربستان و پاكستان يك پيمان دفاعي-امنيتي مشترك وجود دارد، اين احتمال مطرح است كه كشورهاي ديگري نيز به آن ملحق شوند. او افزود: گزارش‌هايي وجود دارند مبني بر اينكه قطر و تركيه نيز در پي پيوستن به اين چارچوب دفاعي با پاكستان هستند؛ به‌ ويژه از آن جهت كه اين كشورها نسبت به برقراري پيوندهاي امنيتي عميق با اسراييل ترديد دارند.
اين كارشناس مسائل بين‌الملل ادامه داد: در چنين شرايطي مي‌توان انتظار داشت كشورهايي مانند قطر، تركيه و برخي ديگر از كشورهاي عربي، در همسويي با عربستان، همراه با پاكستان در يك پيمان دفاعي مشترك قرار گيرند و از اين طريق بخشي از منافع امنيتي خود را تامين كنند. به گفته او، در منطقه خاورميانه -با كنار گذاشتن جمهوري اسلامي ايران از اين تقسيم‌بندي- مي‌توان ساير كشورها را در چند قالب ائتلافي تعريف كرد: يك ائتلاف سنتي كه ميان كشورهاي عرب منطقه، امريكا و بازيگري مانند اسراييل شكل گرفته و تقويت خواهد شد و يك ائتلاف جديد كه با محوريت پاكستان و حضور كشورهايي مانند عربستان، قطر و تركيه -كه در برخي موارد زاويه‌هايي با اسراييل دارند- در حال شكل‌گيري است و بر اين اساس، نمي‌توان چين را متحد امنيتي كشورهاي عرب منطقه دانست. چين همچنان در جايگاه يك شريك تجاري مهم باقي خواهد ماند و در مقابل، پيوندهاي امنيتي اين كشورها در قالب اين دو الگوي ائتلافي جديد وارد مرحله تازه‌اي خواهد شد.
عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي در پاسخ به پرسش ديگري از «اعتماد» درباره رويكرد احتمالي چين گفت: احتمال اينكه پكن بخواهد از «كارت جمهوري اسلامي ايران» براي كسب امتياز از امريكا استفاده كند، به ‌طور كامل منتفي نيست. او توضيح داد: چين باتوجه به اينكه در منطقه خاورميانه داراي شركاي تجاري بسيار مهمي همچون عربستان و امارات است، به‌ طور طبيعي به دنبال ايجاد محيطي امن براي پيگيري سياست‌هاي اقتصادي خود در اين منطقه خواهد بود و تلاش مي‌كند از همه ظرفيت‌هاي موجود براي اين هدف بهره ببرد. محمدشريفي افزود: با اين حال، اين به آن معنا نيست كه چين بخواهد ايران را به‌ طور كامل به عنوان وجه‌المصالحه معاملات خود با امريكا قرار دهد. به گفته او، پكن از اهميت ايران به عنوان يك شريك و متحد در منطقه آگاه است و تمايلي ندارد اين ظرفيت را به‌آساني از دست بدهد. علاوه بر اين، در عرصه رقابت قدرت‌هاي بزرگ، چين تا حدي روي جمهوري اسلامي ايران به عنوان بازيگري كه مواضعي مستقل از غرب و امريكا دارد حساب باز كرده و از اين رو، قرباني كردن كامل روابط با تهران براي اخذ برخي امتيازات مقطعي از واشنگتن چندان واقع‌بينانه به نظر نمي‌رسد.
اين كارشناس مسائل بين‌الملل تاكيد كرد: چين احتمالا در گفت‌وگو با امريكا در پي نوعي «چانه‌زني» و تلاش براي مديريت بحران خواهد بود، اما اينكه بخواهد جمهوري اسلامي ايران را تمام‌عيار در برابر مجموعه‌اي از امتيازات ازسوي واشنگتن قرباني كند، سناريويي دور از ذهن است. او اضافه كرد: اولويت اصلي پكن اين است كه وضعيت تنگه هرمز به حالت عادي بازگردد تا روند صادرات انرژي به چين همچنان بدون اختلال ادامه يابد و همزمان، ايران نيز به عنوان يك متحد مهم براي چين در منطقه حفظ شود؛ فراتر از اين، چين چندان به دنبال اهداف گسترده‌تر در عرصه سياسي-امنيتي خاورميانه نيست. محمدشريفي در ادامه به اولويت‌هاي چين در گفت‌وگو با امريكا اشاره كرد و گفت: هر چند در جريان سفر ترامپ به چين، به‌طور قطع درباره تنگه هرمز، جمهوري اسلامي ايران و تحولات منطقه‌اي صحبت خواهد شد، اما اين موضوعات در صدر دستور كار دو كشور قرار ندارند. او يادآور شد: مسائلي مانند جنگ تجاري، پرونده تايوان و تحولات مرتبط با درياي چين جنوبي براي پكن اهميت بسيار بيشتري نسبت به بحران‌هاي خاورميانه دارد، به همين دليل، اگرچه موضوع تنگه هرمز براي چين مهم است و در مذاكرات مطرح مي‌شود، اما در سلسله‌مراتب اولويت‌هاي راهبردي پكن، در مرتبه‌اي پايين‌تر از موضوعاتي مانند تايوان قرار مي‌گيرد.
اين استاد دانشگاه در پايان خاطرنشان كرد: چين عمدتا تمركز خود را بر نگراني‌هاي سنتي‌اش در محيط پيراموني، به‌اضافه مديريت جنگ تجاري با امريكا قرار خواهد داد و خاورميانه، از‌جمله مساله تنگه هرمز، در چارچوبي محدودتر پيگيري مي‌شود. به باور شريفي، از آنجا كه موضوع ايران و تنگه هرمز براي امريكا با منافع امنيتي، اقتصادي و نيز جنبه‌هاي حيثيتي و پرستيژي گره خورده، بعيد به نظر مي‌رسد ترامپ در اين حوزه چندان به خواسته‌ها و ملاحظات چين تن دهد يا حاضر شود صرفا به‌ دليل درخواست‌هاي پكن، تغيير معناداري در سياست‌هاي خود نسبت به جمهوري اسلامي ايران ايجاد كند.