تابستان سال 85 زمانی که امیر قلعهنویی تازه سرمربی تیم ملی شده بود، فدراسیون فوتبال هنوز رئیس نداشت و کیومرث هاشمی سرپرست فدراسیون فوتبال شده بود. در آن اوضاع به هم ریخته و تعلیق فدراسیون فوتبال با شاهکار محمد علیآبادی رئیس وقت سازمان تربیت بدنی و معاون محمود احمدینژاد در برکناری محمد دادگان، تنها عاملی که میتوانست کمی افکار عمومی را آرام کند، انتخاب یک سرمربی موفق داخلی برای تیم ملی فوتبال ایران بود. خرد جمعی اهالی فوتبال در آن زمان امیر قلعهنویی را که با استقلال سه فصل خوب را پشت سر گذاشته بود و درنهایت قهرمان شده بود، انتخاب کرد. انتخابی که البته منتقدانی هم داشت. محمد دادگان همان زمان به قلعهنویی گفته بود کسانی که به سرمربی شدن تو رضایت دادهاند، میخواهند پشت سرت قایم شوند و دقیقا همین اتفاق هم افتاد و تیم ملی با قلعهنویی جوان، ناکام جام ملتهای آسیا لقب گرفت. اولین بار آن زمان نام اشکان دژاگه که بازیکن تیم ملی جوانان آلمان بود، سر زبانها افتاد. امیر قلعهنویی متوجه شد که دژاگه پدر و مادری ایرانی دارد و البته چون هنوز برای تیم ملی بزرگسالان آلمان بازی نکرده، میتواند برای تیم ملی فوتبال ایران بازی کند. همان زمان فدراسیون فوتبال ایران دست به کار شد تا اشکان به تهران بیاید. زمانی که اقدامهای لازم برای حضور وی در تیم ملی انجام شد، اشکان دژاگه پاسخ داد به دلیل خاطره ناخوشایندی که از حضور در ایران دارد، نمیخواهد به تیم ملی بیاید. داستان از این قرار بود که دژاگه در سال 2002 سفری به ایران داشت که در حین ورود به ایران، سرش به دلیل آرایش عجیب و غریبی که داشت تراشیده شد. درخواست امیر قلعهنویی ریجکت میشود و اشکان برای تیم ملی جوانان و امید آلمان بازی میکند.
دایی و قطبی هم دژاگه را میخواستند
در سالهای بعد هم علی دایی و هم افشین قطبی سرمربی وقت تیم ملی فوتبال ایران تقاضای حضور اشکان دژاگه را به فدراسیون فوتبال علی کفاشیان میدهد. این بار هم دژاگه قبول نمیکند. دلیل قبول نکردنش هم این بود که شانس حضور در تیم ملی فوتبال بزرگسالان آلمان را داشت و خیلی امیدوار بود که یوآخیم لو او را دعوت کند. اما این اتفاق نیفتاد و دژاگه متوجه شد که شانس بازی در تیم ملی فوتبال آلمان را ندارد، از سویی او با بازی نکردن مقابل تیم ملی جوانان و امید رژیم صهیونیستی در رقابتهای مقدماتی اروپا، تیتر یک رسانههای فوتبالی آلمان شد و به همین دلیل بود که دوباره مورد توجه قرار گرفت. پس از حضور کارلوس کیروش، برای سومین بار از اشکان دژاگه خواسته شد که به تیم ملی بپیوندد. دژاگه که کیروش را مربی بزرگی میدانست این بار با حضور در فوتبال ایران موافقت کرد. تنها مشکل او خالکوبیهای عجیب و غریبش بود. آن زمان ستاد منشور اخلاقی سازمان لیگ همچنان فعال بود و به همین دلیل، علیرضا علیپور دبیر ستاد منشور اخلاقی، اعلام کرد به دلیل اینکه دژاگه بازیکن بسیار خوبی است و میتواند به تیم ملی کمک و از منافع ملی دفاع کند، به شرط پوشاندن آستینهایش مشکلی برای بازی در تیم ملی ندارد. در واقع خود اشکان و خانوادهاش از فدراسیون فوتبال پرسیده بودند مشکلی با خالکوبیهای دژاگه ندارند که فدراسیون تعهد کرده بود کاری به خالکوبیهای دژاگه نخواهد داشت و مهم این است که او بازیهای خوبی برای تیم ملی داشته باشد. دژاگه در اولین حضورش در تیم ملی، دو گل برای ایران مقابل قطر به ثمر رساند. آن هم در بازی که در ورزشگاه آزادی دو - دو مساوی شد. کیروش هم از حضور دژاگه خوشحال بود. در نظرسنجی که برنامه 90 در پایان سال 90 انجام داد، اشکان دژاگه مرد سال فوتبال ایران شد و محبوبیت ویژهای بین اهالی فوتبال پیدا کرد. او البته از بازیکنان متاهل تیم ملی است و بر خلاف تصوری که از خالکوبیهایش وجود دارد، بسیار آرام است و در اردوهای تیم ملی همه میدانند که آزارش به مورچه هم نمیرسد.
رئیس کمیته اخلاق یادش رفت
در هر حال فدراسیون فوتبال تعهد داده بود که مشکلی با خالکوبیهای دژاگه ندارد و همین باعث شد بازیکن دیگری مثل سردار آزمون هم که در حال حاضر در روسیه بازی میکند، خالکوبی داشته باشد. در دور دوم انتخاب علی کفاشیان بهعنوان رئیس فدراسیون فوتبال، حساسیتها نسبت به خالکوبی از بین رفت و با کمک رسانهها بسیاری از خالکوبیهای بازیکنان داخلی مثل حنیف عمرانزاده، شیث رضایی، آرش برهانی، نیکبختواحدی، سیاوش اکبرپور، محسن فروزان، مهرداد کفشگری، محسن بنگر و علیرضا نورمحمدی و بسیاری دیگر رسانهای شد و هیچ اتفاقی نیفتاد تا اینکه کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال خبر از احضار اشکان دژاگه و سردار آزمون به خاطر خالکوبیهایشان داد. اتفاقی که علی کفاشیان را عصبانی کرد تا دستور آنها را وتو کند و علیاکبر محمدزاده به همین دلیل استعفا داد. هر چند خودش میگوید این ماجرا یکی از دلایل استعفایش بوده و ماجرای لغو شدن محرومیت مهرداد خانبان آنالیزور تیم ملی هم یکی دیگر از این دلایل بوده است. در هر حال عصبانیت کفاشیان به این دلیل بوده که با این احضار همه به فدراسیون فوتبال میخندند، چراکه اشکان دژاگه چند سال است در تیم ملی بازی میکند و تا به حال احضار نشده اما چرا باید در این مقطع احضار شود؟ مگر تازه خالکوبی کرده و این خالکوبیها جدید است که بخواهد احضار شود و پاسخگو باشد؟ البته کفاشیان از اساس مخالف رسانهای شدن این احضارها بود، چراکه فضایی منفی علیه ایران در رسانههای جهانی بهوجود میآورد. با همه این احوال این خبر رسانهای شد و مشاهده کردیم که پیشبینیها در این باره درست بوده است.