در چند وقت اخیر خبرها نشان از آن داشت که مسعود دهنمکی قرار است برای اولینبار به سمت تولید یک اثر تاریخی برود که با بهرهگیری از سوژهای جدید، تجربهای جدید را برای خود و تلویزیون رقم میزند. «دیوار دفاعی» عنوان سریال جدید اوست که بعد از تجربه ماورایی در سریال «رستگاری» یا فیلمهایی دفاع مقدسی نظیر «اخراجیها» و «معراجیها» و خانوادگیهایی چون «دارا و ندار» اولین تجربه دهنمکی در قامت صرفا تهیهکنندگی است. او که تابهحال علاوه بر تهیهکنندگی، کارگردانی آثار خود را برعهده داشته است، برای اولین بار کارگردانی سریال جدید خود را به احمد کاوری سپرده که در این ژانر سریالهای وارش، «بابالمراد» و «مهمانکشی» را ساخته است اما این بار در دیوار دفاعی نوع جدیی از قصه را در تاریخ معاصر ایران به تصویر میکشد. جامجم در این گزارش به بهانه تولید این مجموعه تاریخی، مروری بر سریالهای تاریخی تلویزیون در ۲۰ سال اخیر دارد.
ماجرای خیانت انگلیسیها به ایران
مرحوم ضیاءالدین دری در سال ۷۸ سریال کیف انگلیسی را در قامت نویسنده و کارگردان مقابل دوربین برد. این سریال که از جمله سریالهای تاریخی او قبل از کلاه پهلوی بود، به برههای از تاریخ ایران پرداخت. علی مصفا و لیلا حاتمی در آن زمان، در بسیاری از آثار سینمایی و تلویزیونی با یکدیگر همبازی بودند و اتفاقا نقش مقابل هم را بازی میکردند.
آنها در این سریال نیز برای چندمینبار در نقشهای اصلی مقابل یکدیگر قرار گرفتند. البته که پیش از این در سریال «پریدخت» نیز مقابل یکدیگر نقشآفرینی کرده بودند. کارگردان این سریال، در بستر روابط عاشقانه به مسائل مهم سیاسی بین دو کشور ایران و انگلیس ورود کردند.
قصه سریال از جایی آغاز میشد که مصفا در نقش منصور ادیبان با مستانه با بازی لیلا حاتمی آشنا میشود و به او کمک میکند که در انتخابات بعدی مجلس پیروز شود. این سریال تغییر تفکر یک ایرانی را از طریق ارتباط با انگلیسیها نشان میدهد. ادیبان آنقدر غرق در دنیای بیگانه میشود که تمام تفکرات قبلی خود را ازدست میدهد.ادیبان نماینده بخش روشنفکر جامعه است که از آرمانگرایی و ضدیت با استعمار بعد از ارتباط و به قدرت رسیدن توسط انگلیسیها به بخشی از همان سیستم نفوذگر و مفسد انگلیسی تبدیلمیشود.
ماجرای کیف انگلیسی نیز برمیگردد به داستان سکانس معروفی از این سریال که به تهیهکنندگی حسن بشکوفه روی آنتن رفت. در این سکانس کیفهایی در دست نمایندگان مجلس بهعنوان نماد وابستگی به انگلیس دیده میشود. یکی از برگهای برنده این سریال، حضور فرهاد فخرالدینی در مقام آهنگساز برای این سریال بود. فخرالدینی که موسیقی متن سریالهای سربداران، بوعلیسینا، امامعلی(ع)، روزیروزگاری و شهریار را برعهده داشت، موسیقی متن کیف انگلیسی را نیز به کارنامه کاری خود افزود. علاوه بر این فخرالدینی بعد از پایان پخش سریال، آلبومی با همین نام متشکل از موسیقی متن و تیتراژ ابتدا و انتهای سریال را روانه بازار کرد. فرهاد اصلانی، محمدرضا شریفینیا، سیروس گرجستانی، قطبالدین صادقی و ... در این سریال بازی میکردند.
روایتی از بیژن ایرانی در بستر تاریخ
در چشم باد به تهیهکنندگی رضا انصاریان، قصه زندگی بیژن ایرانی با بازی پارسا پیروزفر است که رویدادها و لحظات تلخ و شیرین زندگی او و خانوادهاش از دوره جنبش جنگل تا آزادسازی خرمشهر را به نمایش میگذارد. میرزاکوچکخان جنگلی در گیلان علیه استعمار ایران توسط انگلیس قیام میکند و این تازه شروع تاریخ معاصر ایران است. مسعود جعفری جوزانی در سریال در چشم باد در کنار نشاندادن زندگی بیژن ایرانی و خانواده او، بستری فراهم کرده تا دوره قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی ایران را بهتصویر بکشد.
بیژن ایرانی، نماد یک ایرانی اصیل و راوی منصف تاریخی سریال و بازگوکننده هدف کارگردان بود که با قرارگرفتن در سه برهه متفاوت از تاریخ ایران، راوی حوادثی مهم شد. قیام افسران پایگاه قلعهمرغی تهران در سال ۱۳۲۰، تلاش نیروهای شوروی برای جذب افسران ایرانی به کمونیسم و... ازمجموع اتفاقات مهم در این سریال بود که با قلم و کارگردانی جعفری جوزانی بهتصویر کشیده شد.
همچنین بازسازی خیابانهای طالقانی، لالهزار و پامنار در محل خود خیابانها برای تصویربرداری سکانسهای مربوط به سال ۶۹ و بازسازی مسجدجامع خرمشهر که در مسجد اصلی صورتگرفت از مجموع بازسازیهای لوکیشنهای این سریال است. شهرک سینمایی غزالی و شهرک سینمایی دفاعمقدس نیز از لوکیشنهای اصلی این سریال بودند.
اما بهطورمعمول برای افزایش کیفیت و درمجموع بهترشدن سریالهای تاریخی، موسیقی متن عنصری کمککننده است. حسین علیزاده، با تبحر ویژهاش در موسیقی ایرانی، با بهرهگیری از عناصر موسیقی دورههای مختلف تاریخی، نمادهای جغرافیایی و تاریخی، و تسلط کامل بر ردیف دستگاهی، تلاش گستردهای برای خلق موسیقی متن سریال در چشم باد انجام داد. در نهایت، قطعات ساختهشده برای این سریال در قالب آلبومی مستقل با نام «در چشم باد» گردآوری و منتشر شد.
اکبر عبدی، کامبیز دیرباز، سعید نیکپور، محمود پاکنیت، سحر جعفریجوزانی، فریبا متخصص، لاله اسکندری و ... از بازیگران این سریال بودند.
یک سرزمین خاص
کمال تبریزی برای چهارمین بار پس از سریالهای «شهریار»، «دوران سرکشی» و «سرزمین ملائک»، سریالی تاریخی با نام اولیه «سرزمین کهن» را مقابل دوربین برد که آخرین ساخته او برای تلویزیون بود. تبریزی آثار شاخصی را برای سینما کارگردانی کرده است، ازجمله «شیدا»، «مهر مادری»، «لیلی با من است» و «فرش باد» اما سرزمین کهن بهدلیل حواشیای که داشت در پخش به مشکلاتی برخورد.
آخرین ساخته تبریزی به تهیهکنندگی محمد مسعود برای تلویزیون دچار حاشیههای فراوانی بود. این سریال ابتدا در بهمن ۹۲ روی آنتن رفت اما پس از نمایش چهار قسمت موجی از اعتراضات در مناطق لرنشین ایران باعث توقف پخش آن شد.
در سال ۹۶ و پس از اصلاحات انجامشده نام سریال به سرزمین مادری تغییر کرد و دوباره به نمایش درآمد، اما بازهم متوقف شد. درنهایت بعد از ۹ سال از پخش اولیه، در سال ۱۴۰۲ روی آنتنرفت.در سرزمین کهن نقش اصلی داستان را فردی به نام رهی اردکانی ایفا میکرد که در خلال زندگی شخصی او به رخدادهای تاریخی، سیاسی و اجتماعی ایران از زمان جنگ جهانی دوم تا وقوع انقلاب ۱۳۵۷ پرداخته شد. در فصل اول این سریال سهفصلی، کودکی رهی با بازی علی شادمان به تصویر کشیده میشود. شادمان که مهمترین اثرش تابهحال بازی در پنجسالگی در فیلم «میم مثل مادر» بود ازجمله بازیگرانی است که از کودکی پا به این حرفه گذاشت.
رهی پس از بمباران محل سکونتشان توسط نیروهای متفقین از زیر آوار جان سالم به در میبرد و پس از چند روز راهی تهران میشود. این تازه اول ماجراهای زندگی پرفرازونشیب رهی است. زندگی او سالها بعد دستخوش شرایطی قرار گرفته و در یک خانواده تودهای بزرگ شده، اما براثر اتفاقاتی به یک خانواده درباری سپرده میشود. کمکم او به هویت خود پی میبرد و همین باعث میشود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند سپردهشود.
با شروع فصل دوم، شهاب حسینی ایفاگر نقشی میشود که پیشتر علی شادمان بازی کرده بود. داستان این فصل در فاصله سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۴ روایت میشود و به وقایع مهمی نظیر انقلاب سفید، حادثه مدرسه فیضیه و قیام ۱۵خرداد میپردازد. آرش مجیدی در فصل سوم بین سالهای ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷، دوران میانسالی رهی را در سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی بازی میکند. در این سریال شهاب حسینی، علی شادمان، پریوش نظریه، حسین محجوب، امیرحسین آرمان، بیتا فرهی، فرهاد قائمیان، امیر آقایی، سعید راد، فرشته صدرعرفایی، الهام حمیدی، گلچهره سجادیه، مهران رجبی، آشا محرابی، صالح میرزاآقایی و ... بازی کردند.
سریالی متمرکز بر گریم شخصیتها
محمدرضا ورزی در سال ۹۴، نهمین سریال تاریخی خود را برای شبکه یک سیما ساخت. سریالی که به جزئیات زندگی شخصی و پادشاهی رضاشاه پهلوی ومحمدرضا پهلوی میپرداخت.«معمای شاه»به تهیهکنندگی علی لدنی یکی از سریالهای پربازیگر دهه ۹۰ سیما بود که گریمهای شخصیتهای حقیقی آن مدتی بر سر زبانها افتاده بود. برای اولینبار در یک مجموعه تلویزیونی یک بازیگر نقش جوانیهای رهبر معظم انقلاب و بازیگری دیگر نقش امام خمینی(ره) را بازی کرد.
علیرضا مهران که در این سالها در اغلب نقشها بهخوبی درخشیده با گریمی متفاوت ایفاگر نقش آیتالله خامنهای بود و شکرخدا گودرزی نیز تصاویری از زندگی و تبعید امام خمینی(ره) را به تصویر کشید. علاوه بر این شخصیتهای مهم آن زمان همچون آیتالله طالقانی، ابوالقاسم کاشانی، سیدمرتضی مطهری، اکبر هاشمیرفسنجانی و ... با چهرهپردازی شهرام خلج بهخوبی دیده شدند؛ همچنین حسین نورعلی در این سریال در نقش جوانی محمدرضا شاه به ایفای نقش پرداخت.
ورزی پیش از این سریالهای «عمارت فرنگی»، «سالهای مشروطه»،«تبریز در مه»،«ستارخان»و... را برای تلویزیون ساخته بود. سعید نیکپور، امیریل ارجمند، جعفر دهقان، حسین محباهری، مهراوه شریفینیا، علی دهکردی، جمشید جهانزاده و ... از بازیگران این سریال تاریخی بودند.
ماجرای خیانت انگلیسیها به ایران
مرحوم ضیاءالدین دری در سال ۷۸ سریال کیف انگلیسی را در قامت نویسنده و کارگردان مقابل دوربین برد. این سریال که از جمله سریالهای تاریخی او قبل از کلاه پهلوی بود، به برههای از تاریخ ایران پرداخت. علی مصفا و لیلا حاتمی در آن زمان، در بسیاری از آثار سینمایی و تلویزیونی با یکدیگر همبازی بودند و اتفاقا نقش مقابل هم را بازی میکردند.
آنها در این سریال نیز برای چندمینبار در نقشهای اصلی مقابل یکدیگر قرار گرفتند. البته که پیش از این در سریال «پریدخت» نیز مقابل یکدیگر نقشآفرینی کرده بودند. کارگردان این سریال، در بستر روابط عاشقانه به مسائل مهم سیاسی بین دو کشور ایران و انگلیس ورود کردند.
قصه سریال از جایی آغاز میشد که مصفا در نقش منصور ادیبان با مستانه با بازی لیلا حاتمی آشنا میشود و به او کمک میکند که در انتخابات بعدی مجلس پیروز شود. این سریال تغییر تفکر یک ایرانی را از طریق ارتباط با انگلیسیها نشان میدهد. ادیبان آنقدر غرق در دنیای بیگانه میشود که تمام تفکرات قبلی خود را ازدست میدهد.ادیبان نماینده بخش روشنفکر جامعه است که از آرمانگرایی و ضدیت با استعمار بعد از ارتباط و به قدرت رسیدن توسط انگلیسیها به بخشی از همان سیستم نفوذگر و مفسد انگلیسی تبدیلمیشود.
ماجرای کیف انگلیسی نیز برمیگردد به داستان سکانس معروفی از این سریال که به تهیهکنندگی حسن بشکوفه روی آنتن رفت. در این سکانس کیفهایی در دست نمایندگان مجلس بهعنوان نماد وابستگی به انگلیس دیده میشود. یکی از برگهای برنده این سریال، حضور فرهاد فخرالدینی در مقام آهنگساز برای این سریال بود. فخرالدینی که موسیقی متن سریالهای سربداران، بوعلیسینا، امامعلی(ع)، روزیروزگاری و شهریار را برعهده داشت، موسیقی متن کیف انگلیسی را نیز به کارنامه کاری خود افزود. علاوه بر این فخرالدینی بعد از پایان پخش سریال، آلبومی با همین نام متشکل از موسیقی متن و تیتراژ ابتدا و انتهای سریال را روانه بازار کرد. فرهاد اصلانی، محمدرضا شریفینیا، سیروس گرجستانی، قطبالدین صادقی و ... در این سریال بازی میکردند.
روایتی از بیژن ایرانی در بستر تاریخ
در چشم باد به تهیهکنندگی رضا انصاریان، قصه زندگی بیژن ایرانی با بازی پارسا پیروزفر است که رویدادها و لحظات تلخ و شیرین زندگی او و خانوادهاش از دوره جنبش جنگل تا آزادسازی خرمشهر را به نمایش میگذارد. میرزاکوچکخان جنگلی در گیلان علیه استعمار ایران توسط انگلیس قیام میکند و این تازه شروع تاریخ معاصر ایران است. مسعود جعفری جوزانی در سریال در چشم باد در کنار نشاندادن زندگی بیژن ایرانی و خانواده او، بستری فراهم کرده تا دوره قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی ایران را بهتصویر بکشد.
بیژن ایرانی، نماد یک ایرانی اصیل و راوی منصف تاریخی سریال و بازگوکننده هدف کارگردان بود که با قرارگرفتن در سه برهه متفاوت از تاریخ ایران، راوی حوادثی مهم شد. قیام افسران پایگاه قلعهمرغی تهران در سال ۱۳۲۰، تلاش نیروهای شوروی برای جذب افسران ایرانی به کمونیسم و... ازمجموع اتفاقات مهم در این سریال بود که با قلم و کارگردانی جعفری جوزانی بهتصویر کشیده شد.
همچنین بازسازی خیابانهای طالقانی، لالهزار و پامنار در محل خود خیابانها برای تصویربرداری سکانسهای مربوط به سال ۶۹ و بازسازی مسجدجامع خرمشهر که در مسجد اصلی صورتگرفت از مجموع بازسازیهای لوکیشنهای این سریال است. شهرک سینمایی غزالی و شهرک سینمایی دفاعمقدس نیز از لوکیشنهای اصلی این سریال بودند.
اما بهطورمعمول برای افزایش کیفیت و درمجموع بهترشدن سریالهای تاریخی، موسیقی متن عنصری کمککننده است. حسین علیزاده، با تبحر ویژهاش در موسیقی ایرانی، با بهرهگیری از عناصر موسیقی دورههای مختلف تاریخی، نمادهای جغرافیایی و تاریخی، و تسلط کامل بر ردیف دستگاهی، تلاش گستردهای برای خلق موسیقی متن سریال در چشم باد انجام داد. در نهایت، قطعات ساختهشده برای این سریال در قالب آلبومی مستقل با نام «در چشم باد» گردآوری و منتشر شد.
اکبر عبدی، کامبیز دیرباز، سعید نیکپور، محمود پاکنیت، سحر جعفریجوزانی، فریبا متخصص، لاله اسکندری و ... از بازیگران این سریال بودند.
یک سرزمین خاص
کمال تبریزی برای چهارمین بار پس از سریالهای «شهریار»، «دوران سرکشی» و «سرزمین ملائک»، سریالی تاریخی با نام اولیه «سرزمین کهن» را مقابل دوربین برد که آخرین ساخته او برای تلویزیون بود. تبریزی آثار شاخصی را برای سینما کارگردانی کرده است، ازجمله «شیدا»، «مهر مادری»، «لیلی با من است» و «فرش باد» اما سرزمین کهن بهدلیل حواشیای که داشت در پخش به مشکلاتی برخورد.
آخرین ساخته تبریزی به تهیهکنندگی محمد مسعود برای تلویزیون دچار حاشیههای فراوانی بود. این سریال ابتدا در بهمن ۹۲ روی آنتن رفت اما پس از نمایش چهار قسمت موجی از اعتراضات در مناطق لرنشین ایران باعث توقف پخش آن شد.
در سال ۹۶ و پس از اصلاحات انجامشده نام سریال به سرزمین مادری تغییر کرد و دوباره به نمایش درآمد، اما بازهم متوقف شد. درنهایت بعد از ۹ سال از پخش اولیه، در سال ۱۴۰۲ روی آنتنرفت.در سرزمین کهن نقش اصلی داستان را فردی به نام رهی اردکانی ایفا میکرد که در خلال زندگی شخصی او به رخدادهای تاریخی، سیاسی و اجتماعی ایران از زمان جنگ جهانی دوم تا وقوع انقلاب ۱۳۵۷ پرداخته شد. در فصل اول این سریال سهفصلی، کودکی رهی با بازی علی شادمان به تصویر کشیده میشود. شادمان که مهمترین اثرش تابهحال بازی در پنجسالگی در فیلم «میم مثل مادر» بود ازجمله بازیگرانی است که از کودکی پا به این حرفه گذاشت.
رهی پس از بمباران محل سکونتشان توسط نیروهای متفقین از زیر آوار جان سالم به در میبرد و پس از چند روز راهی تهران میشود. این تازه اول ماجراهای زندگی پرفرازونشیب رهی است. زندگی او سالها بعد دستخوش شرایطی قرار گرفته و در یک خانواده تودهای بزرگ شده، اما براثر اتفاقاتی به یک خانواده درباری سپرده میشود. کمکم او به هویت خود پی میبرد و همین باعث میشود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند سپردهشود.
با شروع فصل دوم، شهاب حسینی ایفاگر نقشی میشود که پیشتر علی شادمان بازی کرده بود. داستان این فصل در فاصله سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۴ روایت میشود و به وقایع مهمی نظیر انقلاب سفید، حادثه مدرسه فیضیه و قیام ۱۵خرداد میپردازد. آرش مجیدی در فصل سوم بین سالهای ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷، دوران میانسالی رهی را در سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی بازی میکند. در این سریال شهاب حسینی، علی شادمان، پریوش نظریه، حسین محجوب، امیرحسین آرمان، بیتا فرهی، فرهاد قائمیان، امیر آقایی، سعید راد، فرشته صدرعرفایی، الهام حمیدی، گلچهره سجادیه، مهران رجبی، آشا محرابی، صالح میرزاآقایی و ... بازی کردند.
سریالی متمرکز بر گریم شخصیتها
محمدرضا ورزی در سال ۹۴، نهمین سریال تاریخی خود را برای شبکه یک سیما ساخت. سریالی که به جزئیات زندگی شخصی و پادشاهی رضاشاه پهلوی ومحمدرضا پهلوی میپرداخت.«معمای شاه»به تهیهکنندگی علی لدنی یکی از سریالهای پربازیگر دهه ۹۰ سیما بود که گریمهای شخصیتهای حقیقی آن مدتی بر سر زبانها افتاده بود. برای اولینبار در یک مجموعه تلویزیونی یک بازیگر نقش جوانیهای رهبر معظم انقلاب و بازیگری دیگر نقش امام خمینی(ره) را بازی کرد.
علیرضا مهران که در این سالها در اغلب نقشها بهخوبی درخشیده با گریمی متفاوت ایفاگر نقش آیتالله خامنهای بود و شکرخدا گودرزی نیز تصاویری از زندگی و تبعید امام خمینی(ره) را به تصویر کشید. علاوه بر این شخصیتهای مهم آن زمان همچون آیتالله طالقانی، ابوالقاسم کاشانی، سیدمرتضی مطهری، اکبر هاشمیرفسنجانی و ... با چهرهپردازی شهرام خلج بهخوبی دیده شدند؛ همچنین حسین نورعلی در این سریال در نقش جوانی محمدرضا شاه به ایفای نقش پرداخت.
ورزی پیش از این سریالهای «عمارت فرنگی»، «سالهای مشروطه»،«تبریز در مه»،«ستارخان»و... را برای تلویزیون ساخته بود. سعید نیکپور، امیریل ارجمند، جعفر دهقان، حسین محباهری، مهراوه شریفینیا، علی دهکردی، جمشید جهانزاده و ... از بازیگران این سریال تاریخی بودند.