بهگزارش قدس آنلاین، اسفندماه بازار سرمایه آخرین ماه از سال ۱۴۰۴ را با افت شاخص آغاز کرد و با ریزش سنگین ۱۰۳ هزار واحدی، این خبر را به جامعه مخابره کرد که احتمالاً در اسفند هم مانند بهمن نباید انتظار رشد بازار را داشته باشیم بهویژه اینکه ریزش در سومین روز ماه هم ادامه داشت.
وضعیت بازار در دو روز ابتدایی معاملات اسفند بهوضوح قدرت فروشندگان در برابر ضعف خریداران را نشان میداد و میشد از همان ساعات ابتدایی بازگشایی بازار پیشبینی کرد که روز منفی را پشت سر خواهد گذاشت.
مخابره شدن اخبار ضدونقیض از مذاکرات و تهدیدهای مداوم طرف غربی و افزایش ورود تسلیحات توسط آمریکا به منطقه؛ فضای روانی بازار را بهشدت ملتهب کرده و همین موضوع سبب شده سهامداران سایه جنگ را جدی بدانند و در صف فروش قرار گیرند بهویژه اینکه در ابتدای سال جاری هم یک بار این فضا را تجربه کردیم.
همین اتفاقها بورس تهران را در یکی از سختترین دوران خود قرار داده؛ دورانی که سهامداران موجود در راه فرار و خروج هستند و در مقابل سهامدارانی که تا چند هفته پیش درصدد ورود به بازار بودند را تبدیل به تماشاچیان منفعل کرده است.
امروز سهامداران بورسی میبینند درحالی که دلار در بازار غیررسمی و طلا تحت تأثیر همین نااطمینانیها در حال رشد است و یا حداقل ثبات دارد؛ بورس هر روز بیش از روز گذشته گرفتار ورطه سقوط میشود و طبیعی است که ترجیح دهند برای ضرر کمتر از صحنه خارج شوند.
اما چرا باوجود اینکه کارشناسان بارها تأکید کردهاند بورس از ارزندگی برخوردار است؛ مدام شاهد افت شاخص کل هستیم و چرا باوجود اینکه پیشبینی میشد تا انتهای سال شاهد صعودهای پیدرپی باشیم، اما امروز خبری از این صعود نمیبینیم؛ آیا راهی برای بهبود وضعیت امروز بازار سرمایه وجود ندارد؟ آیا سیاستگذار نمیتواند با ورود به بازار و حمایت از آن قدری از این صف فروش را کاهش دهد؟
ترسهایی که سهامداران را در صف فروش قرار داد
محمدرضا فلفلانی، تحلیلگر بازار بورس در گفتوگو با خبرنگار قدس گفت: یک قاعده کلی در فضای پیشبینی در بازارهای مالی وجود دارد که البته یک قانون نیست، بلکه یک قاعده ذهنی است و چنانچه سوابق سالهای گذشته را مورد بررسی قرار دهید خواهید دید زمانی که قیمتها در بازار روند افزایشی میگیرد برآوردها نسبت بهشاخص کل برآوردهای افزایشی آن هم از نوع افزایشهای بااهمیتی است و در مقابل هر زمان که بازار در روند نزولی قرار میگیرد، فعالان بازار یکسری تارگتهای پایینی را برای آن روند نزولی درنظر میگیرند که این رویه تقریباً عمومیت دارد و ریشه آن به عوامل روانشناختی بازمیگردد.
وی با بیان اینکه این یک مسئله تکرارشونده است که وقتی در یک روند نزولی نظر فعالان و تحلیلگران بازار را جویا شوید، اهداف واقعبینانهای توسط افراد بیان نمیشود؛ این رویه را یک عارضه دانست و اظهار امیدواری کرد با بهبود سطح آموزش و توانمندیها بتوانیم این عارضه را برطرف کنیم.
این تحلیلگر بازار سرمایه در ادامه به علت ریزشهای اخیر در بورس اشاره کرد و ضمن بیان اینکه دو ترس در سهامداران وجود دارد که موجب شده دارایی خود را بفروشند و علاوه بر آن یک ترس هم در میان سرمایهگذارانی که تصمیم داشتند وارد بازار شوند وجود دارد، افزود: اما در سمت سهامداران باتوجه به اینکه آنان سابقه جنگ ۱۲ روزه را پشت سر گذاشتهاند و این ذهنیت در آنان شکل گرفته که در زمان جنگ بازار تعطیل میشود و بهتبع آن سهامدار توانایی دستیابی به سرمایه خود و حتی بخشی از آن را ندارد و کل پول بلوکه میشود؛ همین ترس موجب شده به محض اینکه سهامدار خطر را جدی ارزیابی کند (مانند شرایط فعلی)، ترجیح دهد سهام را بفروشد تا مطمئن باشد که پول در حسابش وجود دارد.
رفتار امروز سهامداران ناشی از عملکرد مسئولان در گذشته است
فلفلانی مدل رفتار سهامداران در شرایط امروز را ناشی از عملکرد دولت و مسئولان دانست و خاطرنشان کرد: اما ترس دوم در میان سهامداران ترس ناشی از کاهش قیمتها در سایه جنگ است، (بازار در حال حاضر برآورد میکند که شاید سطح تنشها بهنحو بااهمیتی افزایش یابد) بههمین دلیل سهام را میفروشد و باتوجه بهاینکه سهامدار از کاهش قیمت هراس دارد طبیعی است که در صف فروش قرار گیرد.
وی بیان کرد: در دیگر سو سرمایهگذارانی هستند که در حال حاضر در بازار سهام ندارند، اما باتوجه به صعودهایی که در چند ماه اخیر در بازار مشاهده کردند، تصمیم به ورود بهبازار گرفتند؛ اما امروز نظارهگر هستند و از اینکه دارایی خود را وارد بازار کنند و در مقابل ارزش داراییشان از دست برود، میهراسند، بنابراین آنان هم از ورود به بازار خودداری کردند؛ همین امر سبب شده بازار در سمت تقاضا تقویت نشود.
این کارشناس بازار بورس ضمن اشاره بهاینکه بهلحاظ رفتار معاملهگران این موضوع قابل توجیه است، عنوان کرد: اینکه آیا این فروش در قیمتهای منطقی انجام میشود یا خیر؛ باید گفت شرایط بنیادی و فاندامنتال شرکتها، نشان نمیدهد که بازار در ناحیه گرانقیمتی باشد. در حال حاضر ارزش سهام دارای حباب مثبت نیست و حتی بعضاً حباب منفی هم دارد و قیمتها پایینتر ارزش خود معامله میشوند و فردی که در این قیمتها سهام را خریداری میکند در حقیقت دارایی را ارزان خرید میکند، البته به این شرط که شرایط سیاسی وارد فضای جنگی نشود.
بهگفته فلفلانی؛ بازار سهام باوجود ارزندگی ریزش میکند به دلیل ترس از جنگ و ترس از عدم نقدشوندگی در زمان جنگ. حتی سوء رفتار معاملهگران بازار طلا هم نشان میدهد در نیمه نخست سال تمایل زیادی به خرید صندوقهای طلا وجود داشت، اما به مرور از پاییز به این سو تمایل کمتر شده و معاملهگران بخشی از اعتماد خود را به صندوقهای طلا از دست دادهاند؛ اگرچه منطق روشنی در این رابطه وجود ندارد، چراکه صندوقها براساس امیدنامه، گواهی سکه و شمش دریافت میکنند و کاملاً پشتوانه تضمین شده دارند، اما اینکه رفتار معاملهگران تغییر کرده نشان میدهد برآورد سرمایهگذاران نسبت بهآینده، شرایط جنگی است.
وی به تحلیل برخی از کارشناسان درخصوص بستن بازار در شرایط فعلی اشاره و تصریح کرد: بهاعتقاد من تصمیم درستی نیست. ما نباید از ترس مرگ خودکشی کنیم. براساس ضوابط قانونی چنانچه بحرانی به وقوع بپیوندد جلسهای تشکیل میشود و در آن جلسه تصمیم برای بستن و یا باز نگه داشتن بازار گرفته میشود. در این شرایط اگر زودتر از وقوع بحران اقدام به بسته شدن کنیم؛ این تصمیم یک اقدام و تصمیم پیشدستانه مفید و مدیریت ریسک نخواهد بود، بلکه مصداقی از عبارت «از ترس مرگ خودکشی کردن» است.
این کارشناس بازار بورس بیان کرد: از طرفی چنانچه جنگی رخ دهد و بعد از رخ دادن جنگ اقدام به بستن بازار کنیم در این صورت این اقدام هم مصداقی از عبارت«نوش دارو پس از مرگ سهراب» خواهد بود، بنابراین باید کاملا سنجیده و به موقع عمل کرد؛ زودتر و دیرتر عمل کردن درست نیست.
در شرایط فعلی تنها راهکار، کاهش تنشهاست
فلفلانی با ارائه این پیشنهاد که درصورت وقوع جنگ باید صندوقهای طلا و درآمد ثابت را استثنا دانست و آنان را تعطیل نکرد، خاطرنشان کرد: در شرایط فعلی راهکار پایداری برای وضعیت فعلی بورس نمیبینم و معتقدم سیاستگذار باید طی چند سال گذشته بهگونهای اقدام میکرد که اعتماد به بازار بازگردد و سرمایه اجتماعی افزایش یابد تا در چنین شرایطی بتواند از این سرمایه اجتماعی بهره گیرد. اما در شرایط فعلی سرمایه اجتماعیای وجود ندارد که دولت بتواند از آن استفاده کند و بازار را به ثبات برساند.
این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه امروز با فعالان اقتصادیای مواجه هستیم که به نهاد سیاستگذار بیاعتماد هستند و در این شرایط سیاستگذار هم دست بازی برای تعریف یک اقدام ندارد، افزود: بر حسب تجربه گذشته شاید در این شرایط هر اقدامی هم که انجام دهد، نتیجه بر ضد هدف باشد.
بهاعتقاد وی؛ در شرایط فعلی کاهش تنشهای ژئوپلیتیک شاید بهترین راهکاری است که میتواند تأثیر مثبت بر بازار داشته باشد. همچنین اگر دولت سرمایهای برای حمایت از بازار دارد این سرمایه باید در زمان مناسب به بازار تزریق شود که امروز این زمان مناسب نیست، چراکه عدم قطعیتها بسیار زیاد است.
فلفلانی یادآور شد: در گذشته هم ما شاهد این اتفاق بودیم به طور مثال در سال ۹۹ وقتی بازار از اوج به شدت ریخت، برخی از سیاستگذاران تصمیم گرفتند در همان اوج از بازار حمایت کنند، اما هرچه حمایت کردند تمام سرمایه سوخت و بیفایده شد (البته ریزش این روزها قابل مقایسه با ریزشهای سال ۹۹ نیست). بنابراین تشخیص زمان حمایت بسیار موضوع مهمی است که دقیقاً در چه نقطهای باید انجام شود.
این کارشناس بازار بورس گفت: شاید یک راهکار که بتوان به آن فکر کرد این باشد که از ۵۰ شرکت بزرگ بازار حمایتهایی شکل گیرد تا حداقل معاملات روان شود و شاهد صف فروش نباشیم، بلکه در همان دامنه منفی، بازار نقدشونده باشد. در این شرایط مسئولان نباید دنبال این باشند که بازار را مثبت کنند، بلکه در همان دامنه منفی تابلو، معاملات روان کنند و سرمایه سهامداران قفل نباشد تا هر فردی که خواست بتواند سهم خود را بفروشد و خریدار توسط حقوقیها وجود داشته باشد.
وی تأکید کرد: اگرچه بازار ارزنده است، اما اقدام نسنجیده شرایط را به مراتب بدتر خواهد کرد.
بازار سرمایه به روایت آمار، بهمنماه را با ریزشهای منفی پشت سر گذاشت؛ همین ریزشهای سنگین موجب شد بسیاری از فعالان بورسی عنوان «بهمن سیاه بورس» را برای آن برگزینند و حالا چنانچه فکری به حال آن نشود ممکن است در انتهای ماه جاری همین نام را برای اسفند بهکار ببرند؛ هرچند بهنظر میرسد برای بهکارگیری یک راهکار براساس آنچه گفته شده دیر باشد، اما همچنان میتوان به گزینه دیپلماسی برای رهایی از شرایط فعلی بیشتر اندیشید.