شناسهٔ خبر: 77277563 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: دفاع پرس | لینک خبر

شرح دعای سحر/ ۶

باید به خداوند در همه حال «حُسن ظنّ» داشت

در میان صفات لطف و قهر خدا باید به هر دو توجه داشت، اما خداوند آن بنده‌ای را بیشتر دوست دارد که به او حُسن ظنّ داشته باشد.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، در آموزه‌‎های اسلامی هیچ مناسک و آیینی مانند دعا نمی‌تواند فاصله میان بنده و خدا را به هم نزدیک کنید. دعا یکی از رازآمیزترین اعمالی است که درک حقیقت آن می‌تواند انسان را به عالی‌ترین درجات برساند. نماز با همه ارزش و اهمیتی که دارد یک آمادگی روحانی است برای رسیدن به مرحله دعا کردن و درخواست از خدا. هرچند دعا کردن وابسته به زمان و مکان نیست و انسان در حال می‌تواند دست به دعا بردارد، اما در برخی مکان‌ها و بعضی از زمان‌ها امید اجابت آن بیشتر است. 

همنشینی با قرآن

ماه رمضان که به تعبیر پیامبر اسلام (ص) بهار قرآن است بهترین زمان برای دعا و نیایش است. از میان همه ادعیه‌ای که در ایام مبارک رمضان وارد شده دعای سحر از ویژگی‌های بازری برخوردار است که رسیدن به عمق و معنای آن قطعا خواندن این دعای عظیم را اثربخش‌تر خواهد کرد. متن زیر که قسمت ششم آن را در ادامه می‌خوانید شرح دعای سحر است که به قلم حجت‌الاسلام والمسلمین حسین مظاهری به نگارش درآمده است. استاد بزرگوار ما، امام خمینی (ره) در بحث جمال و جلال خداوند مى‌فرمایند: «دل‌هاى دوستان خدا مختلف و متفاوت است؛ بعضى از دل‌ها ذوقى هستند، دلى که چنین باشد همیشه نظرش به صفات جمال است.» البته در صفات جمال، صفات جلال هم مخفى است، این معلوم است. ولى آن که ذوقى است همیشه نظر به بهاء و حلاوت و لطف و رحمت دارد، بعضى از دل‌ها هم این جورى است که همیشه مورد صفت جلال خدا هستند. عظمت خدا بر آنها حکم فرماست. صاحب این دل از دوستانى است که همیشه نظر به جلالت و به صفات جلال خدا دارد.

بعضى از افراد، دوستان خدا هم به جایى رسیده‌اند که حالت جمع‌الجمعى پیدا کرده‌اند. در حالى که متوجه صفات جمال هستند متوجه به صفات جلال هستند. باز در حالى که متوجه به صفات جلال هستند متوجه به صفات جمال هستند. هم چنین مى‌فرمایند: «حضرت محمد (ص) که مظهر کلمۀ «یااللّه» است، آن حضرت حالت جمع‌الجمعى را دارد چنان که بر دل حضرت یحیى (ع) صفت جلال غلبه دارد، جلال و عظمت بر دلش تجلّى کرده است و چنان که بر دل حضرت عیسى (ع) هم صفت جمال غالب است، خورشید جمال الهى از قلب او تجلّى کرده است.»

بعد نقل مى‌کنند: «حضرت عیسى در مقابل حضرت یحیى خندید و حضرت یحیى گفت: «گویا مأمون از غضب خدا هستى.» حضرت عیسى هم جواب گفت: «گویا تو هم مأیوس از رحمت خدا هستى.» خطاب شد: «مى‌دانید کدام یک تان را بهتر دوست دارم؟ هر کدام بیشتر به من حسن ظن دارید، من او را بیشتر دوست دارم.» ما باید حسن ظن به خدا زیاد داشته باشیم. باید یک حال جمع‌الجمعى داشته باشیم و شباهتى هم به پیغمبر اکرم (ص) داشته باشیم. باید در حالى که متوجه صفات جمال حقّ هستیم متوجه صفات جلال او هم باشیم و در حالى که خائف از غضب خدا هستیم امید به رحمت او هم داشته باشیم و در حالى که مى‌گوییم: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ جَمالِکَ بِاَجْمَلِه» این را هم بگوییم: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ جَلالِکَ بِاَجَلِّه» یعنی «خدایا! من، هم به رحمت تو توجه دارم و هم به غضبت، اما مى‌دانم که رحمتت بر غضبت سبقت دارد.»

«اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ عَظَمَتِکَ بِاَعْظَمِها وَ کُلُّ عَظَمَتِکَ عَظیمَةٌ؛ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِعَظَمَتِکَ کُلِّها.» لغت «عظمت» به معناى کبریایى است و معمولاً در چیزى که صفات عالى داشته باشد استعمال مى‌شود. اگر چیزى از نظر معنا بزرگ باشد به او «عظیم» مى‌گویند و اگر از نظر ظاهر وسعۀ وجودى بزرگ باشد به او «کبیر» گفته مى‌شود. توضیح این جمله چنین است: پروردگار عالم از نظر ذات عظیم است، زیرا ذات مقدس پروردگار مستجمع جمیع صفات کمالیه است. هم چنین از نظر صفات هم عظیم است، زیرا هر جمالى و هر جلالى مظهر صفات جمالى و جلالى و اسماء اوست. همۀ جمال‌ها ناشى از آن جاست. همۀ خوبى‌ها ناشى از اسماء و صفات پروردگار عالم است.

او از نظر فعل هم عظیم است، زیرا همۀ افعال خدا دقیق، تمام و کامل است و به هر کسى و هر چیزى آن چه را که سزاوار بوده، داده است. روشن است که ذات مقدس الهى و صفت قیّومیت پروردگار، اعظم از همۀ صفات اوست و عقل اول یعنى حقیقت محمّدیه (ص) اعظم از همۀ مخلوقات اوست. وقتى که چنین باشد، عارف و داعى، آن کسى که به درخانۀ خدا رفته است، ممکن است توجه به ذات مقدس خدا داشته باشد؛ لذا در آن حال که نظر به صفات و اسماء دارد، مى‌گوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ عَظَمَتِکَ بِاَعْظَمِها» یعنی: «اى خدا! از تو سؤال مى‌کنم، درخانه‌ات آمده‌ام. توجهم به عظمت توست و تو را به بزرگ‌ترین عظمت‌هایت قسم مى‌دهم.» خدایا! تو را به ذات مقدست قسم مى‌دهم. یا این که: خدایا! تو را به قیّومیّتت قسم مى‌دهم که عالم هستى وابسته به آن قیّومیّتت است.

ناگهان توجه مى‌کند به این که صفات عین ذات خداست؛ لذا مى‌گوید: «وَ کُلُّ عَظَمَتِکَ عَظیمَة» یعنی: خدایا! همۀ عظمت‌هایت عظیم است و یک چیز بیشتر عظیم نیست و آن ذات مقدس توست. «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِعَظَمَتِکَ کُلِّها» یعنی: «خدایا! در خانه‌ات آمده‌ام، به عظمتت تو را قسم مى‌دهم و تو را به ذات مقدّست که مستجمع همۀ صفات کمال است و همۀ اسما و صفات به نحو عینیّت در آن جاست، قسم مى‌دهم.» عارف ممکن است در اسماء افعال باشد؛ یعنى نظر به فیض مقدس داشته باشد در آن حال کثرات را مى‌بیند و مى‌نگرد که موجودات در این عالم اَتَمّ و اعظم دارند؛ لذا مى‌گوید:» اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ عَظَمَتِکَ بِاَعْظَمِها» یعنی: «خدایا! در خانه‌ات آمده‌ام، توجه به عظمتت دارم و به عظیم‌ترین موجوداتت تو را قسم مى‌دهم.» (به حقیقت محمد (ص) تو را قسم مى‌دهم).

در توجه دیگرى که مى‌بیند فیض مقدس بسیط است و یک چیز بیشتر نیست و آن تجلّى حق تعالى است؛ لذا در آن توجه مى‌گوید: «وَ کُلُّ عَظَمَتِکَ عَظیمَة اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِعَظَمَتِکَ کُلِّها» یعنی: «خدایا! در خانه‌ات آمده‌ام، به رحمت واسعه ات تو را قسم مى‌دهم. خدایا! به آن فیض مقدس تو را قسم مى‌دهم که بسیط است، تجلّى و رحمتى است از طرف تو. خدایا! تو را به آن بساطتِ فیض مقدس قسم مى‌دهم.»

منبع: تفسیر دعای سحر/ حجت‌الاسلام والمسلمین حسین مظاهری

انتهای پیام/ 161

برچسب‌ها: