جام جم آنلاین – نیمکت استقلال برای سومین بار سهم سهراب بختیاری زاده شد. یک هتتریک واقعی در مربیگری تیمی که نیمکت آن در سالهای اخیر کمتر روی آرامش دیده. اما اینبار سهراب دیگر سرمربی موقت نیست. او پس از جدایی ریکاردو ساپینتو به عنوان سرمربی ثابت انتخاب شده تا پروژهای را آغاز کند که شاید سختترین مأموریت دوران مربیگریاش باشد.
یک نفر از آن شش نفر
فصل گذشته استقلال یکی از عجیبترین فصلهای تاریخ خود را پشت سر گذاشت، تیمی که در طول یک سال شش سرمربی را تجربه کرد و ثبات را فقط در بیثباتی دید. سهراب یکی از همان شش نفر بود. مردی که در مقطع کوتاهی هدایت تیم را به شکل موقت برعهده گرفت. همان زمان بسیاری از کارشناسان و پیشکسوتان اعتقاد داشتند او نباید موقت بماند و بهتر است پروژهای بلندمدت با او تعریف شود. اما شرایط آن روزها اجازه چنین تصمیمی را نداد و بختیاریزاده پس از انجام مأموریت کوتاهش کنار رفت.
حالا شرایط متفاوت است. استقلال پس از اخراج ساپینتو به دنبال چهرهای بود که هم تیم را بشناسد، هم بتواند فضای ملتهب را آرام کند و هم از نظر فنی حرفی برای گفتن داشته باشد. انتخاب سهراب در چنین فضایی بیش از آنکه یک تصمیم احساسی باشد یک انتخاب استراتژیک به نظر میرسد.
نخستین ویژگی مهم بختیاریزاده فنی بودن اوست. سهراب از آن دسته مربیانی نیست که صرفاً بر پایه انگیزه یا مدیریت رختکن کار کند. او ساختار تاکتیکی مشخصی دارد و میداند از تیمش چه میخواهد. در دورههای کوتاه حضورش نیز تلاش کرد نظم دفاعی و انسجام تیمی را در اولویت قرار دهد. استقلال در سالهای اخیر از نبود هویت تاکتیکی رنج برده و حالا نیازمند مربیای است که چارچوب مشخصی تعریف کند. سهراب مدعی است این چارچوب را میشناسد.
شناخت به درد بخور سهراب
دومین ویژگی بسیار خوب سهراب بختیاری زاده که قطعا خیلی به درد استقلال میخورد این است که او شناخت عمیق از استقلال دارد. بختیاریزاده سالها با این باشگاه زندگی کرده، جوانی اش را پشت سر گذاشته و حالا بهتر از هر کسی این باشگاه و فضای آن را میشناسد.
سهراب فضای هواداری، فشار رسانهای، حساسیت دربیها و انتظارات قهرمانی را با گوشت و پوست لمس کرده است. در تیمی که کوچکترین لغزش با واکنشهای گسترده همراه میشود این شناخت یک امتیاز بزرگ است.
دوستی با پیشکسوتان
یکی از بزرگترین انتقادات نسبت به هر سرمربی این است که معمولا ارتباط خوبی با پیشکسوتان همان باشگاه ندارد. اما سهراب ارتباط خوب با پیشکسوتان باشگاه را جز ویژگیهای مثبت و خوب فوتبالی و اصلا رفتاری خود دارد. در استقلال صدای پیشکسوتان همیشه شنیده میشود و حمایت یا انتقاد آنان میتواند روی فضای عمومی اثر بگذارد. بختیاریزاده به واسطه سالها حضور در این خانواده پل ارتباطی محکمی با بزرگان باشگاه دارد. این ارتباط میتواند در روزهای بحرانی به سپری حمایتی تبدیل شود.
استقلالیهای عاشق سهراب
سهراب یک برگ برنده دیگر هم دارد، رابطه او با بازیکنان مثبت و صمیمانه توصیف میشود. سرمربی جدید آبیها شخصیتی آرام و در عین حال قاطع دارد. همین الان هم شنیده میشود که که بازیکنان از آمدن او خوشحال هستند و این میتواند موقعیتی ویژه برای سهراب باشد. او نیمی از مشکلاتی که هر مربی جدیدی در باشگاه دارد پشت سر گذاشته است.
نقطه مقابل ساپینتو
هر چقدر ساپینتو پرجوش و خروش و پرخاشگر بود سهراب بختیاری زاده آرام و بی حاشیه است. رفتارهای پخته و دوری از تنش سهراب به تنهایی حل کننده نیمی از بحرانهای موجود است. استقلال در ماههای گذشته از حاشیه و درگیریهای لفظی خسته شده بود. برخلاف ساپینتو که شخصیتی پرشور و گاه پرخاشگر داشت سهراب کمتر وارد مجادلات رسانهای میشود. او ترجیح میدهد تمرکز را روی زمین مسابقه نگه دارد. در فضایی که هر مصاحبه میتواند بحرانساز شود این خوی آرام یک مزیت مهم است. سهراب درست در نقطه مقابل ساپینتو قرار دارد.
ارتباط خوب سهراب با مدیران
ارتباط مناسب با مدیران باشگاه هم ویژگی دیگر سهراب است که میتواند به بهترین شکل ممکن استقلال را به ساحل آرامش نزدیک کند. یکی از مشکلات سالهای اخیر استقلال، شکاف میان کادر فنی و مدیریت بوده است. بختیاریزاده تلاش کرده همواره تعامل حرفهای با مدیران داشته باشد. این هماهنگی میتواند از بروز اختلافهای فرسایشی جلوگیری کند و انرژی باشگاه را به سمت اهداف فنی هدایت کند.
ماموریت سخت سهراب
مأموریت سهراب ساده نیست. استقلال هنوز در کورس قهرمانی شانس دارد و همین موضوع فشار را دوچندان میکند. او باید تیمی را احیا کند که از نظر روحی ضربه خورده، از نظر فنی دچار نوسان بوده و از نظر ذهنی زیر بار انتظارات سنگین قرار دارد. بازگرداندن اعتماد به نفس، ایجاد ثبات تاکتیکی و جمعکردن امتیازات لازم ترکیبی است که نیازمند تمرکز و البته کمی خوششانسی است.
سهراب حالا دیگر سرمربی موقت نیست که صرفاً برای عبور از یک مقطع بحرانی آمده باشد. او مسئول یک پروژه واقعی است؛ پروژهای برای بازسازی استقلال و بازگرداندن تیم به مسیر قهرمانی.
∎