شناسهٔ خبر: 77267256 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

چگونه فرزندان را با روزه‌داری آشنا کنیم؟

از گرسنگی جسم تا آرامش جان

ماه رمضان را می‌توان یک دوره بازآموزی روان دانست؛ دوره‌ای که در آن انسان به‌صورت آگاهانه ریتم زندگی خود را تغییر می‌دهد. در روان‌شناسی، هر تغییری که با نیت، معنا و استمرار همراه باشد، می‌تواند ساختارهای ذهنی را بازسازی کند. روزه‌داری یکی از عمیق‌ترین تمرین‌های خودمهاری است. فرد در طول روز با میل طبیعی گرسنگی و تشنگی روبه‌رو می‌شود اما تصمیم می‌گیرد واکنش فوری نشان ندهد. همین فاصله‌انداختن میان میل و پاسخ، مهارتی است که در مدیریت خشم، اضطراب و حتی وسوسه‌های رفتاری نقش اساسی دارد.

صاحب‌خبر -
 
حالا سؤال اینجاست که آیا محرومیت غذایی باعث تحریک‌پذیری نمی‌شود؟ پاسخ این است که در روزهای اول ممکن است بدن در حال تطبیق باشد و کمی بی‌حوصلگی دیده شود اما با آمادگی ذهنی و برنامه تغذیه و خواب منظم، فرد به‌تدریج احساس تسلط بیشتری بر خود پیدا می‌کند. این حس تسلط، یکی از پایه‌های اساسی سلامت روان است، زیرا بسیاری از اضطراب‌ها از احساس ناتوانی در کنترل شرایط ناشی می‌شود. 
از طرف دیگر، ماه رمضان به زندگی نظم می‌دهد. ساعت بیداری برای سحر، زمان مشخص افطار، برنامه دعا یا مطالعه، همه نوعی نظم رفتاری به‌وجود می‌آورند. در درمان روان‌شناختی، ایجاد نظم روزانه یکی از اولین گام‌ها برای بهبود خلق است. بنابراین رمضان به‌صورت طبیعی بستری برای تنظیم دوباره عادت‌ها فراهم می‌کند. 
برای مثال مردی که درگیر استرس شغلی بود، در جلسات مشاوره می‌گفت در ماه رمضان کمتر عصبانی می‌شود. وقتی علت را بررسی کردیم، مشخص شد او در این ماه قبل از واکنش نشان‌دادن، چند لحظه مکث می‌کند و با خود می‌گوید: «من امروز در حال تمرین صبر هستم.» همین گفت‌وگوی درونی ساده، واکنش‌های او را تعدیل کرده بود. این نشان می‌دهد روزه‌داری تنها امساک از غذا نیست، بلکه تمرین گفت‌وگوی سالم با خود است. 
 
ماه رمضان، معنا و امید؛ ۲ پادزهر افسردگی
افسردگی غالبا با سه تجربه دردناک همراه است: احساس پوچی، کاهش انرژی و انزوا. ماه‌رمضان هر سه این حوزه‌ها را هدف قرار می‌دهد. نخست، با تقویت معنا. وقتی فرد معتقد است عملی که انجام می‌دهد ارزشی فراتر از زندگی روزمره دارد، احساس بی‌هدفی‌اش کاهش می‌یابد. معنا همان عاملی است که به رنج‌ها جهت می‌دهد و آنها را قابل تحمل می‌کند. 
شاید این پرسش مطرح شود که آیا روزه می‌تواند جایگزین درمان افسردگی شود؟ قطعا خیر. افسردگی بالینی نیازمند ارزیابی و گاه درمان تخصصی است اما رمضان می‌تواند نقش حمایتی مهمی داشته باشد. بسیاری از افراد در این ماه، امید به شروع دوباره را تجربه می‌کنند. وقتی فرد احساس کند گذشته‌اش پایان راه نیست، انرژی روانی تازه‌ای پیدا می‌کند. 
دومین عامل، افزایش ارتباط اجتماعی است. دیدارهای خانوادگی در افطار، کمک به نیازمندان و حضور در جمع‌های مذهبی، حس تعلق را تقویت می‌کند. انزوا یکی از عوامل اصلی افسردگی است و رمضان به‌طور طبیعی فرصت تعامل سالم را افزایش می‌دهد. 
مثلا خانمی که با بی‌حوصلگی مزمن دست‌وپنجه نرم می‌کرد، متوجه شد در ماه رمضان به‌دلیل برنامه‌ریزی برای سحر و افطار و مهمانی‌های ساده خانوادگی، کمتر در اتاق خود تنها می‌ماند. او می‌گفت: «همین که مجبورم برای دیگران سفره بچینم، حالم بهتر می‌شود.» این تجربه نشان می‌دهد فعال‌شدن در نقش‌های معنادار خانوادگی، خلق‌وخو را بهتر می‌کند. 
 
معنویت، تخلیه هیجانی و آرام‌سازی ذهن
یکی از ابعاد مهم سلامت روان، توانایی تنظیم هیجان‌هاست. ماه‌رمضان بستر مناسبی برای این تنظیم فراهم می‌کند. دعا، خلوت شبانه و سکوت‌های پیش از افطار، فرصت می‌دهد فرد با احساسات خود روبه‌رو شود. بسیاری از افراد می‌گویند در این ماه زودتر اشک می‌ریزند. آیا این نشانه ضعف است؟ از نگاه روان‌شناسی، گریه در فضای امن و معنادار می‌تواند نوعی تخلیه هیجانی سالم باشد. اشک، زمانی که با امید و پذیرش همراه است، به کاهش تنش درونی کمک می‌کند. 
از طرف دیگر، تمرکز بر لحظه اکنون در هنگام دعا یا تلاوت، شباهت زیادی به تمرین‌های ذهن‌آگاهی دارد. ذهن‌آگاهی یعنی توجه آگاهانه و بدون قضاوت به تجربه حاضر. وقتی فرد با حضور ذهن به عبادت می‌پردازد، از نشخوار فکری، که یکی از عوامل تداوم اضطراب و افسردگی است، فاصله می‌گیرد. 
گاهی مراجعان می‌پرسند اگر کسی احساس معنوی عمیقی نداشته باشد، آیا بازهم می‌تواند از آثار روانی ماه رمضان بهره ببرد؟ پاسخ مثبت است. حتی تمرکز بر جنبه‌های رفتاری مانند مهربانی، بخشش و نظم شخصی می‌تواند اثرات آرامبخش داشته باشد. معنویت صرفا احساس نیست، بلکه مجموعه‌ای از رفتارهای آگاهانه است که به زندگی جهت می‌دهد. 
جوانی که از اشتباهات گذشته‌اش عذاب‌وجدان داشت، در یکی از شب‌های رمضان تصمیم‌گرفت فهرستی از خطاهایش بنویسد و برای هرکدام یک اقدام اصلاحی مشخص کند. او پس از آن تجربه گفت: «برای اولین‌بار احساس کردم که می‌توانم گذشته‌ام را مدیریت کنم.» این تجربه نشان می‌دهد ترکیب معنویت و اقدام عملی، احساس توانمندی را افزایش می‌دهد. 
 
تربیت فرزندان در فضای سالم رمضان
آشناکردن کودکان با روزه‌داری نیازمند ظرافت روان‌شناختی است. کودک بیش از آن‌که به حرف کسی گوش دهد، رفتار والدین را مشاهده می‌کند. اگر فضای خانه در رمضان همراه با آرامش، صبوری و مهربانی باشد، کودک این ماه را با امنیت و محبت پیوند می‌دهد  اما اگر روزه‌داری با خشم و سختگیری افراطی همراه شود، ممکن است تصویر منفی در ذهن او شکل بگیرد. والدین گاهی می‌پرسند از چه سنی باید کودک را به روزه‌گرفتن عادت داد؟ پاسخ بنا بر شرایط جسمی و روانی کودک متفاوت است، اما اصل مهم، تدریجی‌بودن است. می‌توان روزه‌های کوتاه یا نمادین تعریف کرد تا کودک احساس موفقیت کند، چون تجربه موفقیت، به تقویت انگیزه درونی کودک منجر می‌شود. 
ولی اگر کودک تمایلی نشان نداد چه باید کرد؟ اجبار معمولا مقاومت ایجاد می‌کند. بهتر است درباره فلسفه روزه با زبان ساده توضیح داده شود؛ مثلا این‌که ما با این کار یاد می‌گیریم صبور و مهربان باشیم. مشارکت‌دادن کودک در آماده‌کردن سفره افطار یا کمک به نیازمندان هم می‌تواند حس معنا را در او تقویت کند. در مورد نوجوانان، گفت‌وگو اهمیت بیشتری دارد. نوجوان نیازمند احترام به استقلال خود است. به‌جای دستوردادن، می‌توان از او پرسید چه چیزی در روزه برایش سخت است و چگونه می‌توان شرایط را آسان‌تر کرد. وقتی نوجوان احساس شنیده‌شدن داشته باشد، همکاری بیشتری نشان می‌دهد. ماه ‌رمضان فرصت ارزشمندی برای تقویت خودمهاری، افزایش معنا، بهبود روابط اجتماعی و تنظیم هیجان‌هاست. این ماه نه‌تنها می‌تواند به کاهش نشانه‌های اضطراب و افسردگی کمک کند، بلکه بستری برای آموزش مهارت‌های روانی به نسل آینده فراهم می‌آورد. اگر ماه رمضان با تعادل، آگاهی و مهربانی سپری شود، آثار آن محدود به یک ماه نخواهد بود، بلکه به سرمایه‌ای پایدار برای سلامت روان در طول سال تبدیل خواهد شد.