به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، در آموزههای اسلامی هیچ مناسک و آیینی مانند دعا نمیتواند فاصله میان بنده و خدا را به هم نزدیک کنید. دعا یکی از رازآمیزترین اعمالی است که درک حقیقت آن میتواند انسان را به عالیترین درجات برساند. نماز با همه ارزش و اهمیتی که دارد یک آمادگی روحانی است برای رسیدن به مرحله دعا کردن و درخواست از خدا. هرچند دعا کردن وابسته به زمان و مکان نیست و انسان در حال میتواند دست به دعا بردارد، اما در برخی مکانها و بعضی از زمانها امید اجابت آن بیشتر است.
ماه رمضان که به تعبیر پیامبر اسلام (ص) بهار قرآن است بهترین زمان برای دعا و نیایش است. از میان همه ادعیهای که در ایام مبارک رمضان وارد شده دعای سحر از ویژگیهای بازری برخوردار است که رسیدن به عمق و معنای آن قطعا خواندن این دعای عظیم را اثربخشتر خواهد کرد. متن زیر که قسمت سوم آن را در ادامه میخوانید شرح دعای سحر است که به قلم حجتالاسلام والمسلمین حسین مظاهری به نگارش درآمده است.
تفنن در عبارت
دعاى سحر، از نظر تفنن در عبارت عالى است. اگر عرفا به این دعا، «دعاى مباهله» مىگویند و یا این که بزرگان، عرفا و اهل اللّه، مثل استاد بزرگوار ما امام خمینی (ره) عنایت خاصى روى این دعا دارند، براى این است که شما نمىتوانید در کتابهاى ادعیه، نظیر آن را از نظر فصاحت، بلاغت و تفنن در عبارت پیدا کنید. در دعا، تکرار لازم است؛ تکرارى که دلنشین باشد. چرا قرآن تکرار زیاد دارد؟ زیرا کارخانۀ آدمسازى و کتاب اخلاق است و در کتاب اخلاق باید تکرار باشد. چرا در دعاها تکرار زیاد است؟ زیرا دعا رابطۀ عبد با خدا است. عبد در مقابل خدا باید مرتب بگوید: «یا اللّهُ! یا اللّهُ! یا اللّهُ! یا ربِّ! یا ربِّ! یا ربِّ» خود این تکرار، لذتها، حلاوتها و طراوتها دارد. اگر این تکرار، تفنّن در عبارت هم داشته باشد، خیلى بهتر است. لذت روى لذت و طراوت روى طراوت.
دعاى سحر یک جمله بیشتر نیست و آن، این که «خدا! خدا! به در خانهات آمدهام، به ذات مقدست تو را قسم مىدهم؛ خدا! خدا! به درخانۀ تو آمدهام و به حقیقت محمدى و چهارده معصوم: تو را قسم مىدهم؛ خدا! خدا! به درخانهات آمدهام و به فیض مقدست، به سعۀ رحمتت، به جهان آفرینشت تو را قسم مىدهم.» پس جملۀ: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ بَهائِکَ بِاَبْهاهُ و کُلُّ بَهائِکَ بَهىّ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِبَهائِکَ کُلِّه» توجه به عالم اسماء، صفات، توجه به ذات مقدس و عالم خلق است و یا توجه به واسطۀ فیض، یعنى اهل بیت (ع) لیهم السلام است.
حالتهاى انسان تفاوت دارد. باید دید چه حالتى دارد و توسّلش به چیست؟ نکتهاى که به شما مىگویم، این است که اگر انسان بتواند حالِ جمعالجمعى پیدا بکند و در وقتى که توجه به ذات مقدس الهى دارد، هم به عالم اسماء و صفات، هم به عالم خلق و هم به واسطۀ فیض توجه داشته باشد، خیلى عالى است. از این رو قطعاً امام باقر (ع) با آن حالت جمعالجمعىاش ـ که باید بگوییم مظهر «اللّه» است ـ در وقت اداى این جملهها حالت جمعالجمعى داشته است.
مىتوان به طور طولى یا عرضى هر سه معنا را از جمله استفاده کرد؛ یعنى کسى که دعا مىخواند در وقت دعا به نحو طولى یا عرضى «استعمال شى در اکثر از معنا» بکند، هر سه احتمال و هر سه معنا را اراده بکند. داعى اگر حالِ جمعالجمعى داشته باشد در آنِ واحد مىتواند به هر سه معنا توجه داشته باشد. اگر رابطۀ انسان با خدایش محکم شود اینها برایش آسان است. اگر انسان منغمر در عالم وحدت شد، دیگر این چیزها برایش آسان مىشود. عیبمان در این است که منغمر در عالم کثرتیم، از همین رو تا توجه به چیزى بکنیم از چیز دیگر غافل مىشویم. اما آن که منغمر در عالم وحدت است در آن واحد مىتواند توجهها داشته باشد و دیگر آن جا کثرت و تعیّنى نیست.
رابطه با خدا هر چه محکمتر باشد این حالات براى انسان، بهتر پیدا مىشود و اولین توجهى که پیدا مىکند این است که به آن وجود حقۀ حقیقیۀ بسیط توجه پیدا مىکند. متوجه آن وجود جمعالجمعى مىشود و تشبهى هم به آن مىیابد.
در روایات مىخوانیم: «روزه مال من است، پاداشش نیز خودم هستم.» جملۀ «پاداشش خودم هستم.» یعنى چه؟ یعنى: اى روزهگیر! روزه از عبادتهایى است که تشبّه تو را به من خیلى مىکند و جنبۀ حیوانى را کنترل و بُعدِ معنوى را قوى مىکند. انسان اگر بتواند بُعدِ روحى را تقویت و بُعدِ حیوانى را کنترل کند و از آن مرکب و بُراق بسازد، مىتواند به جایى سفر کند که به جز خدا نبید و نداند.
«اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ جَمالِکَ بِاَ جْمَلِهِ و کُلُّ جَمالِکَ جَمیلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِجَمالِکَ کُلِّه.» کلمه «جمال» از نظر لغت، به معناى حسن و زیبایى است و به چند گونه استعمال مىشود، اول اینکه گاهى به حسب صفات استعمال مىشود؛ لذا در روایات مىخوانیم؛ «اِنَّ اللّهَ جَمیلٌ یُحِبُّ الْجَمالَ» یعنی: «خدا زیباست از نظر سیرت و هر کس نیز سیرت نیکو و صفات خوب داشته باشد، خدا او را دوست دارد.» دوم اینکه گاهى نیز به حسب صورت استعمال مىشود.
سوم اینکه گاهى هم به اعتبار هیئتى که عارض چیزى مىشود، استعمال میشود؛ مثل «اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْجَمالَ وَ التَّجَمُّل» یعنی: «خداوند زیبایى و خودآرایى و تزیین را دوست دارد.»
قرآن هم مىفرماید: «یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ کُلُوا وَ اِشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ اَلْمُسْرِفِینَ» [اعراف ۳۱]یعنی: «اى فرزندان آدم، در هنگام نماز، جامه خود را برگیرید و بخورید و بیاشامید ولى اسراف نکنید که او مسرفان را دوست ندارد»
و آخرین نکته اینکه کلمۀ «جمال» براى چیزى در انسان به حسب کردار، گفتار و افکارش استعمال مىشود. قرآن شریف مىفرماید: «وَ اِصْبِرْ عَلى ما یَقُولُونَ وَ اُهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِیلاً» [مزمل ۱۰]یعنی: «پیغمبر! (ص) بر گفتۀ جاهلان و معاندان صبر کن و از آنان دورى گزین، دور شدنى نیکو.» یعنى باید با جاهل با مدارا رفتار کنى.
منبع: تفسیر دعای سحر/ حجتالاسلام والمسلمین حسین مظاهری
انتهای پیام/ 161
∎