۴۰ روز از نخستین روزهای تلخ و سنگین دیماه گذشته است؛ روزهایی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب «خونهایی بر زمین ریخته شد» و ملت «عزادار» آنان است. ۴۰ روزی که در آن «برترین شهیدان مدافع امنیت»، «رهگذران بیگناه» و حتی «جوانانی که فریب خوردند و بچههای ما هستند» از میان ما رفتند و داغشان بر دل مردم نشست. اکنون، در آغوش امام رضا(ع)؛ پناه بیبدیل ایرانیان در سختترین لحظات تاریخ، مراسم باشکوه «اربعین شهدای مظلوم وطن» برگزار شد؛ آیینی سرشار از اشک، ذکر، روایت، صبر و عهد دوباره با راهی که شهیدانش با خون روشن کردند.
۴۰ روز داغ و دلتنگی
سالهاست ایرانیان هرگاه سنگینی غمی را بر دوش میکشند، راه مشهد را در پیش میگیرند؛ گویی دلهای شکسته بهتر از هرجا در کنار گنبد طلا آرام میگیرد. این شب نیز همین بود. مردم با همان یقین همیشگی آمده بودند؛ یقینی که از پدرانشان شنیده بودند: «هر که دلش شکست، خودش را به امام رضا(ع) برساند» و همین باور، هویت جمعیت امشب را میساخت؛ جمعیتی که آمده بود داغش را در آستان رضا(ع) سبک کند.
سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، رواق امام خمینی(ره) بار دیگر شاهد انبوه زائرانی بود که در ۴۰روزگی حادثه خونین ۱۸ و ۱۹ دیماه گرد آمدند. هنوز داغ این روزها تازه است. ایران این ۴۰ روز را با اشک و صبر طی کرد و امروز، مردم و خانوادهها بیاختیار رو به بارگاه هشتمین امام آوردند؛ حرم او که قرنهاست در سختیها پناه دلها بوده و هست.
از نخستین ساعتهای عصر، خانوادههای شهدا آرامآرام به رواق رسیدند؛ مادرانی که هنوز اشک ۴۰روزهشان خشک نشده، پدرانی که قاب عکس فرزند را چون آخرین یادگار عزیزشان در آغوش گرفته بودند، کودکی که عکس پدر را با دستان کوچک اما محکم، بالا گرفته بود. خانمی از میان جمعیت میگفت: «خواهرم داشت برای تولد پسرش کادو میخرید. جشن کوچکشان هنوز شروع نشده بود که همهچیز به عزا بدل شد».
رواق در همان دقایق آغازین، حالوهوایی آمیخته از اندوه و معنویت داشت؛ جایی که اشک بیوقفه مادران، سکوت سنگین پدران و نگاههای خیره کودکان، خود روضهای زنده میساخت. در میان این حضور پرتراکم، خادمان حرم مطهر با پرچمهای سبز و مشکی آذینشده آرامآرام مسیر خانوادهها را هموار میکردند و نظم دلنشینی به جمعیت میبخشیدند. همهمه آرام زائران و عطر اسپندی که از حوالی اذان مغرب در فضا پیچیده بود، همه دست به دست هم میداد تا شبی متفاوت شکل بگیرد. شبی که مردم آمده بودند نهفقط برای سوگ فرزندان خود، بلکه برای بزرگداشت فرزندانی از جنس این ملت و برای آنکه داغشان را در پناه امام رضا(ع) با صبر و سکوتی سنگین آرام کنند.
آغاز آیین در فضای آکنده از ذکر
مراسم با حضور مسعود پزشکیان رئیسجمهور، آیتالله احمد مروی تولیت آستان قدس رضوی سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهردار مشهد، فرماندهان نظامی و انتظامی، مسئولان استانی و صدها تن از خانوادههای شهدا آغاز شد.
ابتدا حاج احد سبزی، مداح اهلبیت(ع) زیارت امینالله را خواند؛ زیارتی که صدای بلند و مناجاتوارش، آرامشی خاص بر رواق گسترد. پس از آن حسین پورکویر با قرائت آیاتی از قرآن کریم، فضا را آماده ورود به بخش اصلی مراسم کرد و حضار را در موجی از معنویت قرار داد.
اما اوج عاطفه مراسم با ورود حاج مهدی رسولی رقم خورد. او با زبان یابنالشبیب روضهای از واقعه عاشورا را روایت کرد و دلها را ناخواسته به یاد چهلم سیدالشهدا(ع) برد. نام حضرت زینب(س) که آمد، بغض جمعیت شکست؛ صدای گریه از هر گوشه بلند شد و رواق امام خمینی(ره) رنگ و بوی اربعین گرفت. در میان نوحه، رسولی فهمیده و دقیق، روضه را به داغ ۴۰روزه این ملت پیوند زد. سپس با تکیه بر همان عبارت رهبر معظم انقلاب که فرموده بودند «اینها برترین شهیداناند» از صلابت مدافعان امنیت یاد کرد و رجزخوانیاش علیه دشمنان مردم، شور ویژهای به فضای مراسم بخشید. دعوتش به همخوانی شعار «این آخرین نبرده، مهدی(عج) برمیگرده» انعکاس صدایی شد که ۴۰ روز در گلو مانده بود.
روایت صبر در میان اشکها در گوشهای از رواق، مادری بر ویلچر نشسته بود و عکس پسر نوجوانش را در دست داشت. پدر کنارش آرام اشک میریخت. کمی آنطرفتر پدری میگفت: «تا ۴۰ روز پیش کنارم بود. هنوز باورم نمیشود...». در گوشهای دیگر دختر نوجوانی قرآن کوچکی در دست داشت و آرام سوره یاسین میخواند. هر چند دقیقه یکبار به قاب عکس برادرش نگاه میکرد، انگار میخواست مطمئن شود هنوز آن لبخند نوجوانانه از یادش نرفته است. کمی آنطرفتر، پیرمردی با تکیه بر عصا، دستهایش را روی سینه گذاشته بود و زیر لب ذکر «یا رضا» میگفت. در هر قاب عکس، داستانی نهفته بود؛ داستان رهگذری بیگناه، جوانی که در هیجان حادثه گرفتار شد، یا مدافعی که سینهاش را سپر امنیت مردم کرد. حرم مطهر امام رضا(ع) این شب، مأمنی بود برای همه آنان که دلشان زیر بار این داغ شکسته بود.
آنچه در رواق امام خمینی(ره) دیده میشد، تنها یک سوگواری نبود؛ بلکه نوعی بازگشت جمعی به ریشهها بود. گویی مردم با حضور در این مجلس، نهفقط داغ شهدایشان را به امام رضا(ع) میسپردند، بلکه خود را دوباره در برابر خطی که دین، انقلاب و شهدا ترسیم کرده، تعریف میکردند. شاید بیسبب نیست که در فرهنگ شیعی، اربعین نقطه بازخوانی حقیقتها و بازسازی روحهاست؛ ۴۰ روزی که هم عمق مصیبت را روشنتر میکند و هم راه آینده را.
روایت فتنه از منظر دین
حجتالاسلام والمسلمین دکتر ناصر رفیعی، سخنران این مراسم، سخنانش را با مرور نمونههای تاریخی فتنه آغاز کرد. او گفت: «در طول تاریخ، فتنههای بسیاری رخ داده است؛ از فتنه سامری در زمان موسی(ع) تا فتنه جمل در عصر امیرالمؤمنین(ع)». سپس جامعه را در مواجهه با فتنه به چهار دسته تقسیم کرد: فتنهسازان، فتنهزدگان، فتنهگریزان و فتنهستیزان. او توضیح داد: «فتنهسازان، طراحان اصلیاند. فتنهزدگان کسانیاند که تحت هیجان یا تبلیغ، دست به رفتارهایی خطرناک میزنند... گروهی کنارهگیری میکنند و گروهی نیز قهرمانانه در برابر فتنه میایستند».
رفیعی سپس با استناد به آیه شریفه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا
لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاءَ» گفت: «وجود مخالف در هر نظامی طبیعی است، همانگونه که خداوند فرموده برای هر پیامبری دشمنی قرار دادهایم. اما اینکه دشمن خارجی، دوست تلقی شود، خطایی بزرگ است».
او در بخشی مهم از سخنانش به خطبه ۱۹۴ نهجالبلاغه اشاره کرد «احذروا أهل النفاق؛ فإنهم الضالّون المُضِلّون، الزالّون المُزِلّون» و افزود: «در فتنه اخیر حرمتشکنیهای بزرگی رخ داد؛ هم نسبت به کتاب خدا و هم خانه خدا».
سخنران حرم مطهر رضوی در پایان بر ضرورت تفکیک میان «فتنهسازان» و «افرادی که از روی غفلت وارد شدند» تأکید کرد و گفت: «نظام باید با طراحان آشوب برخورد کند، اما جوانانی که هیجانی عمل کردهاند، جایگاه دیگری دارند».
حضور رئیسجمهور و دلجویی از داغداران
بر پایه اعلام رضا خوراکیان، مدیر عالی حرم مطهر رضوی، بیش از هزارو۲۰۰ نفر از خانوادههای شهدا و آسیبدیدگان در این آیین حضور داشتند. یکی از لحظات پررنگ مراسم، حضور رئیسجمهور در میان خانوادههای داغدار بود؛ او کنار تکتکشان مینشست، احوالشان را میپرسید و چند دقیقهای با آنان همصحبت میشد؛ همراهی آرامبخشی که بسیاری از خانوادهها آن را دلگرمکننده توصیف کردند.
پایانی با دعای فرج؛ میثاقی برای ادامه راه
با پایان سخنان حجتالاسلام رفیعی، مراسم به لحظات انتهایی خود رسید. صلوات، سلام، فاتحه برای شهدای وطن و سپس دعای فرج... همه با هم دستها را بالا بردند و از درگاه خداوند خواستند غیبت مصلح جهانی، به فرج بدل شود.
آنان که دستها را به سوی آسمان بالا برده بودند، خوب میدانستند دعای جمعی در پیشگاه امام رضا(ع) بیپاسخ نمیماند. زیر گنبدی که قرنها ملجأ درماندگان بوده، دلها امیدوارتر از قبل به هم گره خورد. ۴۰ روز، زمان کوتاهی برای سرد شدن داغ نبود، اما کافی بود تا حقیقت این خونها روشنتر شود و مردم، راه فردای خود را با نگاه به امروز انتخاب کنند و همین بود که اشکها در پایان مراسم، تنها نشانه اندوه نبود؛ نشانه عهدی تازه بود میان مردم و آرمانهایی که شهیدان مظلوم وطن برای آن جان دادند.
خبرنگار: نسرین نقدی