شناسهٔ خبر: 77213140 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: دفاع پرس | لینک خبر

شرح دعای سحر/ ۱

رحمت خداوند سبب فراموشی همه چيز جز او می‌شود

خدايا! به در خانه‌ات آمده‌ام، آن ابهت تو، سعۀ رحمت تو، آن عشقى كه به تو دارم موجب شده است كه ديگر همه چيز را فراموش كرده‌ام.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، در آموزه‌‎های اسلامی هیچ مناسک و آیینی مانند دعا نمی‌تواند فاصله میان بنده و خدا را به هم نزدیک کنید. دعا یکی از رازآمیزترین اعمالی است که درک حقیقت آن می‌تواند انسان را به عالی‌ترین درجات برساند. نماز با همه ارزش و اهمیتی که دارد یک آمادگی روحانی است برای رسیدن به مرحله دعا کردن و درخواست از خدا. هرچند دعا کردن وابسته به زمان و مکان نیست و انسان در حال می‌تواند دست به دعا بردارد، اما در برخی مکان‌ها و بعضی از زمان‌ها امید اجابت آن بیشتر است. 

ماه رمضان که به تعبیر پیامبر اسلام (ص) بهار قرآن است بهترین زمان برای دعا و نیایش است. از میان همه ادعیه‌ای که در ایام مبارک رمضان وارد شده دعای سحر از ویژگی‌های بازری برخوردار است که رسیدن به عمق و معنای آن قطعا خواندن این دعای عظیم را اثربخش‌تر خواهد کرد. متن زیر که قسمت اول آن را در ادامه می‌خوانید شرح دعای سحر است که به قلم حجت‌الاسلام والمسلمین حسین مظاهری به نگارش درآمده است.

تفسیر بهاء

«اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ بَهآئِکَ باَبْهاهُ وَ کُلُّ بَهآئِکَ بهىٌّ؛ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِبَهآئِکَ کُلِّهِ.» واژه اَللّهُمَّ کلمۀ بسیطى است که به معناى «یا الله» است. «الله» عَلَمْ است براى ذات واجب الوجود؛ ذاتى که مستجمع جمیع صفات جمالیه و جلالیه است. «سوال» از نظر لغت، طلب دانى از عالى است؛ یعنى طلب کردن عبد از مولاست. «بهاء» از نظر لغت، به معناى زیبایى و حُسن است؛ اما حُسنى که در آن ظرافت، طراوات، حلاوت و ابهت باشد. قرآن «بهىّ» است، چون داراى حلاوت و طراوت است؛ بنابراین «بهاء» از «جمال» خاص‌تر است. «جمال» معناى عامى دارد، اما «بهاء» معنایى خاص‌تر از «حُسن» دارد.
اقسام سئوال

سئوال بر دو قسم است: سئوال حال و سئوال قال. سئوال حال در عالم وجود، ناسوت، ملکوت و جبروت؛ یعنى در تمام عالم هستى سارى است. مراد از سئوال حال، ربط ممکن و فقر ممکن ـ آن هم فقر ذاتى او ـ به واجب و واجب‌الوجود است. همان حالِ ممکن و نحوۀ وجودىِ او، خود نوعى سئوال است. دوست داشتنى‌ترین مسائل نزد خداى تبارک و تعالى، در مرتبه سئوال حقیقى است؛ سئوالى که واسطۀ فیض از خدا مى‌کند؛ یعنى وجود پیغمبر اکرم (ص) آن وجودى که طبق قرآن و روایات، افضل، اشرف و اوسع همۀ وجودات است و ربط او به خدا فوق العاده است؛ ربطى که کسى جز خود او نمى‌تواند آن را درک کند.

محبوب‌ترین مسائل نزد خدا در مرتبه دوم، استغفار، تذلل، خضوع و انقطاع بر در خانۀ خدا است تا جایى که پروردگار عالم وعده داده که نه تنها آه و نالۀ گنه کار را مى‌آمرزد، بلکه حسنه مى‌دهد و نامۀ درخشانى برایش مى‌آورد: «إِلاّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اَللّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ [فرقن ۷۰]یعنی: «اگر کسى توبه کند، پروردگار عالم گناهان او را به حسنات تبدیل مى‌کند؛ یعنى نامۀ سیاهش شسته مى‌شود و به جاى آن در نامۀ عملش ثواب‌هایى که از توبه و راز و نیاز با خدا است، نوشته مى‌شود. 

احتمالاتى براى «مسئول منه» اول: از نظر ادبى کلمه «مِنْ بَهائِک» متعلق به «اَسْئلُکَ» است و ممکن است این کلمه «مسئولٌ منه» باشد؛ یعنى: «خدایا! به در خانه‌ات آمده‌ام، از تو بهاء و زیبایى و سیرت مى‌خواهم.» در صورت پذیرش این فرض، در فقرات دیگر دعا هم، آن را نافذ مى‌دانیم. کلمۀ «بِاَبْهاهُ» هم متعلق به «اَسْئَلُکَ» است؛ یعنى: «خدایا! به در خانه‌ات آمده‌ام و تو را به زیباترین زیبایى‌هایت قسم مى‌دهم.» لذا از نظر ادبى مى‌گوییم «مسئولٌ منه» است. در جملۀ «مِنْ بَهائِک»، «مِن» «مِن نَشْویّهِ» است. در این صورت معنایش این گونه مى‌شود: «خدایا! به در خانۀ تو آمده‌ام و تمام توجهم به زیبایى توست؛ زیبایى که یک دنیا ظرافت، حلاوت و طراوت دارد.»
اگر چنین باشد «مسئولٌ منه» در کلام اصلاً نیامده است؛ یعنى از خدا چیزى خواسته نشده است. مى‌گوید: «خدایا! به در خانۀ تو آمده‌ام، توجهم به زیبایى توست و به زیباترین زیبایى‌هایت تو را قسم مى‌دهم.»، اما براى چه نمى‌گوید؟

روشن است که از نظر ادبى معناى اول ظاهرتر است، اما از نظر عرفان و راه و رسم عبودیّت احتمال دوم قوى است. به نظر مى‌رسد که باید احتمال دوم را بپذیریم و بگوییم «مسئولٌ منه» در این دعا اصلاً نیامده است. چنان چه استاد بزرگوار ما امام خمیمى (ره) در جلسه‌هاى خصوصى مى‌فرمودند: «دعاى سحر، مسئولٌ منه ندارد» یعنى فقط راز و نیاز با خداست. معنا ندارد عبد وقتى به در خانۀ خدا مى‌رود، چیزى از خدا بخواهد. او فقط باید خدا خدا کند و وظیفۀ دیگرى ندارد.

حذف «مسئولٌ منه» از کلام، لطافت‌هایى دارد که به بعضى از آنها اشاره مى‌کنیم؛ اول حذف «مسئولٌ منه»، افادۀ عموم مى‌کند؛ بدین معنا که گاهى دعا کننده مى‌گوید: «خدایا! آمده‌ام از تو بهاء مى‌خواهم.»، اما گاهى نمى‌گوید «بهاء مى‌خواهم» بلکه مى‌گوید: «خدایا! به در خانه‌ات آمده‌ام.» براى چه آمده‌ام؟ «آمده‌ام تا خیر دنیا و آخرت به من بدهى.» بالاتر، آمده‌ام تا «مرا عبد خود کنى.» دوم حذف «مسئولٌ منه» در کلام، احترام به مولاست، زیرا اگر مسئولٌ منه در کلام باشد معنایش این است که «خدایا! آمده‌ام بهاء مى‌خواهم.»، اما اگر مسئولٌ منه در کلام نباشد معنایش این است که «خدایا! تو عالم به حال منى، تو مى‌دانى من چه مى‌خواهم. بنابراین گفتن در مقابل تو غلط است.»

این همان جمله‌اى است که شیخ‌الانبیاء حضرت ابراهیم (ع) در جواب جبرئیل به او گفته است: «او عالم به حال من است، پس براى چه از او چیزى بخواهم؟» حضرت ابراهیم (ع) مى‌گوید: جبرئیل! من خدا خدا مى‌کنم، چون وظیفه‌ام این است. در این کلام حضرت ابراهیم (ع)، مسئولٌ منه وجود ندارد، مگر نه آن که خدا «کریم» است؟ وقتى که مولا «کریم» باشد، معنا ندارد «عبد» از «کریم» چیزى بخواهد، زیرا هر چه از کریمى مثل خدا بخواهد بازهم پست‌تر و کمتر از کرم او خواسته است؛ لذا مى‌گوید: «خدایا! به در خانه‌ات آمده‌ام.» چه مى‌خواهم؟... آنچه را که کَرَم تو اقتضا بکند. معلوم است بالاترین چیزى که کَرَمِ خدا اقتضا مى‌کند این است که بنده، بنده بشود و عبودیّت را درک بکند.

اگر «مسئولٌ منه» در کلام نباشد معنایش این طور مى‌شود؛ «خدایا! ربط محضم، حال که ربط محضم، محتاج به همه چیزم، حالا که محتاج به همه چیزم به درخانه‌ات آمده‌ام، تویى مستقل، منم ربط؛ تویى قوى و مبدأ آثار، خدایا! ضعیفى به در خانۀ تو آمده است.» معلوم است که خداوند قوى و رحیم و بنده‌پرور، با بندۀ ضعیف خود چه خواهد کرد؛ آمرزش و پذیرش. سوم اینکه درست است که «مسئولٌ منه» در دعا نیست، اما حالِ دعاکننده مى‌گوید «مسئولٌ منه» چیست. عارف از خدا چه مى‌خواهد؟ وصل. عاشق از خدا چه مى‌خواهد؟ رسیدن به مطلوب، قرب به خدا. گناهکار از خدا چه مى‌خواهد؟ آمرزش. فقیر از خدا چه مى‌خواهد؟ غِنا. غِنا از نظر: طبع، دنیا و آخرت.

چهارم هم اینکه در حذف «مسئولٌ منه» ادعا این است که «اى خدا! به در خانه‌ات آمده‌ام، اما همه چیز فراموشم شده است؛ حتى «مسئولٌ منه». خدایا! به در خانه‌ات آمده‌ام، آن ابهت تو، سعۀ رحمت تو، آن عشقى که به تو دارم موجب شده است که دیگر همه چیز را فراموش کرده‌ام. فقط این را فراموش نکرده‌ام که به صد زبان بگویم: خدا! این را فراموش نکرده‌ام که بگویم: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ بَهآئِکَ باَبْهاهُ وَ کُلُّ بَهآئِکَ بَهىّ» یعنی: «خدایا! جذبه ات مرا گرفته است. دیگر چیزى جز تو را نمى‌بینم و درک نمى‌کنم و به چیزى جز تو، توجه ندارم.» بنابراین باید گفت که از نظر عارف و عاشق و عبد، این دعا به هیچ وجه، «مسئولٌ منه» ندارد.

منبع: تفسیر دعای سحر/ حجت‌الاسلام والمسلمین حسین مظاهری

انتهای پیام/ 161