طرفداری | سسک فابرگاس یکی از برترین هافبکهای نسل خود بود. او در ۱۶ سالگی برای آرسنال به میدان رفت و تا ۲۳ سالگی، فاتح جام ملتهای اروپا و جام جهانی شده بود. بنابراین، وقتی کارل آلبرتو لودی، مدیر ورزشی کومو، ادعا میکند که فابرگاس حتی در قامت یک مربی، از دوران بازیگریاش هم بهتر است، حرف بسیار بزرگی زده است.
با این حال، نمیتوان انکار کرد که فابرگاس تمام پیشنیازهای یک سرمربی باشکوه را دارد؛ به همین دلیل است که این مرد ۳۸ ساله، از همین حالا برای هدایت یکی از غولهای اروپا در آیندهای بسیار نزدیک، کاندید شده است. اما چرا فابرگاس در کومو تا این حد مورد تحسین است؟ و آیا او واقعاً برای نشستن روی نیمکت بزرگترین باشگاههای جهان آماده است؟
باید از همین ابتدا شفاف بگوییم: کومو بدون حمایت مالی خیرهکننده گروه دیاروم، هرگز نمیتوانست از دسته چهارم ایتالیا در سال ۲۰۱۹ به رتبه هفتم فعلی در سری آ برسد. این گروه توسط برادران هارتونو رهبری میشود؛ دو تن از ثروتمندترین مردان سیاره زمین.
همچنین، واقع شدن استادیوم در حاشیه دریاچه خیرهکننده کومو، عاملی است که توریستها و سلبریتیها را از سراسر جهان جذب میکند. اما آنچه فابرگاس را در سال ۲۰۲۲ متقاعد کرد به این تیم بپیوندد، پول نبود؛ بلکه وعده نقشآفرینی در یک پروژه بهشدت جاهطلبانه بود. او نه فقط به عنوان بازیکن، بلکه به عنوان سهامدار وارد باشگاه شد. او با قاطعیت میگوید:
پول برایم مهم نبود. فقط میخواستم بخشی از پروژهای باشم که من را به وجد بیاورد. من آیندهای بلندمدت برای این باشگاه متصورم.
شاید مهمترین نکته برای فابرگاس این بود که او ستون فقرات این برنامه محسوب میشد. مسیر مربیگری از همان ابتدا در پیشنهاد باشگاه به این بازیساز باسابقه گنجانده شده بود. آرسن ونگر هرگز شک نداشت که شاگرد باهوشش روزی مربی میشود، اما ارتقای فابرگاس به تیم اصلی سریعتر از حد تصور رخ داد. او پس از خداحافظی از فوتبال در تابستان ۲۰۲۳، بلافاصله کار با تیمهای پایه را شروع کرد. اما وقتی باشگاه مورنو لونگو را اخراج کرد، سسک هنوز مدارک مربیگری یوفا را تکمیل نکرده بود.
خلاصه بازی ناپولی (6) 1-1 (7) کومو
در نتیجه، کومو ناچار شد اوسیان رابرتز را به عنوان مربی موقت منصوب کند و فابرگاس را دستیار او بنامد؛ هرچند بر همگان روشن بود که افسار هدایت تیم در دستان مرد اسپانیایی است. او نفوذ و کنترلی در باشگاه دارد که نظیرش در ایتالیا کم پیدا میشود؛ چیزی شبیه به نقش پپ گواردیولا در منچسترسیتی، اما در ابعادی کوچکتر. او توضیح میدهد:
ما در کومو تقریباً از صفر شروع کردیم. حتی زمین تمرین هم نداشتیم و ساختار باشگاه بسیار ضعیف بود. بنابراین من وقت گذاشتم تا نه فقط برای تیم اصلی، بلکه برای آکادمیها هم برنامهریزی کنم.
فابرگاس انرژی زیادی صرف تدوین فلسفه فوتبالی خود کرده است. او میگوید:
ما تمام ساختارهای تاکتیکی فوتبال را تحلیل کردیم تا بفهمیم بهترین راه برای نفوذ به هر آرایش چیست. من نمیخواهم مربیای باشم که همیشه یک مدل تکراری برای حمله و دفاع دارد. امروزه برای تسلط بر حریف، باید بیشترین راهکارهای ممکن را در چنته داشته باشید.
این رویکرد وسواسگونه نتیجه داد. کومو در اولین فصل حضور سسک، به سری آ صعود کرد. پس از شروعی دشوار در لیگ، آنها در نهایت دهم شدند؛ نتیجهای که باعث شد اینتر برای جذب فابرگاس اقدام کند، اما با پاسخ منفی قاطع مدیران کومو روبرو شد.
دیدار با میلان تحت هدایت مکس آلگری، آزمون بلوغ مربیگری فابرگاس بود. در بازی قبلی، کومو در تمام آمارها مسلط بود اما ۳-۱ باخت. فابرگاس که از شکست شاکی بود، کنایهای به سبک بازی اقتصادی میلان زد، اما آلگریِ باتجربه پاسخ داد:
اماها و اگرها در فوتبال ارزشی ندارند.
فابرگاس بعداً با فروتنی پذیرفت که باید احساساتش را پس از بازی بهتر کنترل کند. او نشان داده که برخلاف بسیاری از مربیان پرحاشیه، از شکستها درس میگیرد. پس از باخت غیرمنتظره به فیورنتینا، او مسئولیت کامل را بر عهده گرفت و گفت که نتوانسته اهمیت بازی را به درستی به بازیکنان منتقل کند.
سبک بازی کومو بر پایه بازیسازی از عقب و مالکیت توپ در سیستم ۱-۳-۲-۴ استوار است؛ سبکی که بازیکنان تکنیکی مثل نیکو پاز زیر نظر آن شکوفا شدهاند. پاز درباره او میگوید:
داشتن یک اسطوره به عنوان مربی فوقالعاده است؛ او هم در فوتبال و هم در زندگی به ما درس میدهد.
اگرچه برخی منتقدان ایتالیایی او را به تعصب بیش از حد روی مالکیت توپ (تحت تاثیر سبک اسپانیایی) متهم میکنند، سسک پاسخ جالبی دارد:
شاید احمقانه به نظر برسد، اما ترجیح میدهم ۴-۰ ببازم تا اینکه با سیستم ۱-۳-۶ دفاع کنم. من با مربیانی مثل مورینو، ونگر، گواردیولا و کونته برنده شدهام و میدانم هر سبکی جای خود را دارد، اما مالکان باشگاه از من خواستند برای کومو یک هویت تهاجمی بسازم. او بیتردید به این هدف رسیده است. کومو دیگر فقط پاتوق سلبریتیها نیست؛ بلکه حالا خانه یکی از محترمترین پروژههای فوتبال جهان است، با سرمربی جذابی که شاید ثابت کند در کنار خط طولی زمین، حتی از درون زمین هم نابغهتر است.