نشست تخصصی «واکاوی ناآرامیهای اجتماعی در ایران؛ پیوستگی عوامل بیرونی و زمینههای درونی» با موضوع ارائه راهبردها و راهکارها با رویکرد اقتصادی با حضور «عباس اسدی» عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی و «مجید سلیمانی ساسانی» عضو هیات علمی دانشگاه تهران برگزار شد.
اسدی: هیچ رسانهای واقعاً بیطرف نیست
عباس اسدی اظهار داشت که وقتی درباره رسانههای بینالمللی صحبت میکنیم، باید توجه داشته باشیم که این رسانهها مجموعهای بسیار متکثر و وسیع هستند و هر یک ویژگیهای خاص خود را دارند. بر اساس این ویژگیها، نمیتوان یک نسخه واحد برای تمامی رسانهها ارائه داد و نتیجه یکسان گرفت. صحبت درباره رسانههای بینالمللی مشابه توصیف یک جنگل است که در آن هر درخت ویژگیهای منحصر به فرد خود را دارد و بررسی تک تک آنها ضروری است.
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی یادآور شد که بسیاری از افرادی که در دانشگاهها و محافل علمی درباره رسانه تحقیق و سخن میگویند، هنوز تفاوت بین خبرگزاریها و مطبوعات را به درستی نمیدانند و گاهی یک شبکه تلویزیونی را به عنوان خبرگزاری تلقی میکنند. وی افزود که بدون این شناخت، تحلیل دقیق و صحیح از رسانهها امکانپذیر نیست.
وی بیان داشت که رسانههای بینالمللی و همچنین رسانههای داخلی ایران تنوع فراوانی دارند و همین تنوع باعث شده است که مخاطبان نیز متفاوت باشند. رسانهها به طور یکسان برای همه اقشار جامعه مطلب تولید نمیکنند و گاهی یک رسانه به صورت هدفمند تنها قشر یا مخاطب خاصی را هدف قرار میدهد و محتوای خود را برای تأثیرگذاری بر آن طراحی میکند.
اسدی با ذکر مثال توضیح داد که برخی رسانههای بینالمللی معتبر، مانند روزنامه لوموند، مخاطبان خود را عمدتاً نخبگان و طبقه متوسط به بالا قرار میدهند و انتظار ندارند که قشر کارگر یا گروههای کمتحصیل تحت تأثیر قرار بگیرند. این رسانهها بسیار تحلیلمحور و اندیشمندانه عمل میکنند، در حالی که رسانههای کماعتبار و به اصطلاح زرد، محتوایی متفاوت و سطحی ارائه میدهند. برای تحلیل صحیح رسانهها، شناخت دقیق نوع رسانه و مخاطب آن ضروری است.
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی اظهار داشت که برای درک بهتر موضوع، لازم است رسانهها را ابتدا شناسایی کنیم. رسانهها به چهار دسته کلی تقسیم میشوند:
۱. خبرگزاریها، که در سطح بینالمللی محدود هستند و مشهورترین آنها رویترز و فلز هستند،
۲. مطبوعات،
۳. شبکههای تلویزیونی و
۴. سایتهای خبری.
اسدی تصریح کرد که هیچ رسانهای به طور کامل مستقل نیست؛ تمامی رسانهها، چه داخلی و چه بینالمللی، دارای وابستگیهای سیاسی، مالی یا ترکیبی از هر دو هستند. وی افزود که این وابستگیها باعث میشود رسانهها نتوانند محتوای کاملاً بیطرف ارائه دهند و همواره منافع صاحبان قدرت و ثروت را دنبال کنند.
به گفته وی، ادعای بیطرفی رسانهها یک باور کلیشهای و قدیمی است که دیگر صحت ندارد و اثبات آن تقریباً غیرممکن است. بسیاری از رسانهها با بحران مشروعیت مواجه هستند. به عنوان مثال، روزنامه اومانیته در فرانسه که زمانی رسانهای مبارز و کارگری بود، اکنون در آستانه ورشکستگی قرار دارد و احتمال دارد تا سال ۲۰۳۰ به موزه منتقل شود. بحران مشروعیت و وابستگیهای سیاسی و مالی، باعث کاهش تیراژ و نفوذ رسانهها شده و مخاطبان نیز به تدریج از آنها دور شدهاند.
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی افزود که رسانههای داخلی ایران نیز با چنین مشکلاتی مواجهه هستند. رسانههای ما وابستگی دارند و حرفهای عمل نمیکنند؛ برای مثال، در بسیاری از روزنامهها، صفحه اول به افراد وابسته به احزاب یا مقامها اختصاص داده میشود، در حالی که در سطح بینالمللی چنین امری رخ نمیدهد. این ساختار باعث کاهش مخاطبان و اثرگذاری رسانهها شده است.
اسدی توضیح داد که رسانهها مخاطبان خاص خود را هدف قرار میدهند؛ برخی رسانهها مطالب خود را فقط برای یک فرد خاص یا قشر محدودی طراحی میکنند. جامعه ایران عمدتاً شفاهی است و به جای پرداخت به رسانههای مکتوب از فضای مجازی و منابع شفاهی استفاده میکند.
وی تصریح کرد که مخاطبان ایرانی رسانههای بینالمللی معمولاً به رسانههای فارسیزبان برونمرزی توجه میکنند و کمتر به منابع اصلی غیر فارسی دسترسی دارند. رسانههای داخلی ایران سیاستزده هستند و نقش احزاب را به عهده گرفتهاند، در حالی که ضعف احزاب باعث شده رسانهها نتوانند به شکل حرفهای و تأثیرگذار عمل کنند.
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در پایان اظهار داشت که برای تحلیل دقیق مسائل روز، باید به وابستگیهای داخلی و خارجی رسانهها توجه کرد و جامعه ایرانی، به دلیل شفاهی بودن و ترجیح رسانههای فارسیزبان برونمرزی، نیازمند توجه ویژه است. باید بگویم که هیچ رسانهای در دنیا به طور واقعی مستقل و بیطرف نیست و تمام رسانهها تحت تأثیر صاحبان قدرت و منابع مالی و سیاسی قرار دارند.
سلیمانی ساسانی: نسل امروز هویت دیجیتال پیدا کرده و نمایندگی سیاسی را در رسانههای اجتماعی دنبال میکند
مجید سلیمانی ساسانی اظهار داشت: این فرض وجود دارد که هر نسلی با توجه به رسانه اصلی دوران خود، فرایندی از اجتماعی شدن و شکلگیری هویت و شخصیت را تجربه میکند. برای مثال، نسل ما نسل تلویزیون است، نسلی که رسانه اصلی آن مطبوعات و رادیو بوده و نسل کنونی، نسل رسانههای اجتماعی است.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران یادآور شد: دومین نکته، تأثیر شکل ارتباطات بر جامعه، فرهنگ و هویت است. نوع ارتباط—چه مکتوب، مبتنی بر رسانههای جمعی یا مبتنی بر رسانههای اجتماعی—تأثیر متفاوتی بر جامعه دارد. هویتی که در جوامع شفاهی شکل میگیرد، کاملاً متفاوت از هویتی است که در جوامع مکتوب شکل میگیرد.
وی تصریح کرد: تحول عظیمی در نظام ارتباطات اجتماعی رخ داده است. ظهور اینترنت و وب ۲ و رسانههای اجتماعی، شکل جدیدی از ارتباطات را ایجاد کرده است. بسیاری گمان میکنند رسانههای اجتماعی دموکراتیکتر از رسانههای جمعی هستند، زیرا بستر ارزان و قابل دسترس برای همه شهروندان فراهم میکنند تا عقاید خود را بیان کنند اما برخلاف این تصور، رسانههای اجتماعی تحت کنترل سرمایهداری جهانی هستند.
سلیمانی ساسانی بیان داشت: پیش از ظهور رسانههای اجتماعی، افراد میتوانستند تلویزیون یا روزنامه را کنار بگذارند و از اتصال به این جهان خودداری کنند. اما اکنون با ادغام همه حوزههای زندگی در رسانههای اجتماعی، کنترل و امکان سیاستگذاری توسط صاحبان پلتفرمها افزایش یافته است. در دوره رسانههای جمعی، پیامها یکسویه بودند و فرهنگ تودهای شکل میدادند، اما در دوره رسانههای اجتماعی، فرد به شدت در معرض کنترل و نفوذ قرار دارد.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران افزود: افشاگریهایی مانند عملکرد توییتر در مداخلات سیاسی کشورهای مختلف و رسوایی موسسه کمبریج آنالیتیکا نشان داد که اطلاعات شخصی کاربران برای اهداف سیاسی مورد استفاده قرار میگیرد. این اطلاعات شخصیسازیشده تأثیر بیشتری بر افراد دارد و نشان میدهد رسانههای اجتماعی نه تنها دموکراتیک نیستند، بلکه ابزار کنترل سرمایهداری جهانی هستند.
وی ادامه داد: در حوزه رسانههای بینالمللی، افشاگریهای ادوارد اسنودن نشان میدهد که جاسوسی گستردهای از شهروندان کشورهای مختلف، از جمله ایران و پاکستان، انجام شده است. این مسئله توضیح میدهد که چرا در رخدادهایی مانند جنگ ۱۲ روزه، کنترل و رصد رسانهها و مکانها برای قدرتهای خارجی غریب نیست.
سلیمانی ساسانی تصریح کرد: تحولات نظام ارتباطات اجتماعی باعث تضعیف مرزهای ملی و هویتهای ملی شده است. نسلهای امروز که با رسانههای اجتماعی بزرگ شدهاند، انتظارات جدیدی از نمایندگی سیاسی دارند. آنها نمایندگی سیاسی را صرفاً از طریق حضور در انتخابات نمیبینند، بلکه فعالیت خود را در پلتفرمهای مجازی انجام میدهند و انتظار دارند شیوه نظارت و نمایندگی سیاسی با این نظام ارتباطی جدید تطبیق پیدا کند.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران یادآور شد: با توجه به اینکه مالکیت پلتفرمها در اختیار کشور ما نیست و کنترل و سیاستگذاری روی دادهها امکانپذیر نیست، نسل جدید در مرز ملی کمرنگ شده، انتظار دارد که نظارت سیاسی مبتنی بر این نظام ارتباطی جدید تعریف شود.
سلیمانی ساسانی در پایان خاطرنشان کرد: تحولات رسانهای معاصر نشان میدهد که نسلهای جوان، تحت تأثیر رسانههای اجتماعی، هویتی دیجیتال و فراملی پیدا کردهاند و این امر میتواند پیامدهای جدی برای نمایندگی سیاسی و کنترل اجتماعی داشته باشد.