شناسهٔ خبر: 77201633 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: عصر ایران | لینک خبر

نقد و بررسی فیلم Mercy (بخشش)

«بخشش»، محصول آمازون MGM که از پنج‌شنبه اکران شده، درجه سنی PG-13 دریافت کرده؛ به دلیل نمایش مصرف مواد مخدر، خون، استفاده از الفاظ نسبتاً تند، سیگار کشیدن نوجوانان و صحنه‌های خشونت.

صاحب‌خبر -

فیلم علمی‌–تخیلی «Mercy» با بازی کریس پرت، در لس‌آنجلسی تخیلی در آینده‌ می‌گذرد که در آن یک کارآگاه برای نجات جانش باید در زمانی محدود بی‌گناهی خود را به قاضی‌ای غیرانسانی ثابت کند.

به گزارش فرارو به نقل از ای پی نیوز، تصمیم به این‌که در بخش عمده‌ای از یک فیلم، ساعت شمارش معکوس به‌طور مداوم روی پرده حضور داشته باشد، بی‌تردید یکی از انتخاب‌های جسورانه در فیلم‌سازی است؛ تصمیمی که اگر در بستر درست و با فیلمنامه‌ای حساب‌شده به کار گرفته شود، می‌تواند به ابزاری مؤثر برای افزایش تعلیق و فشار روانی تبدیل شود. در بهترین حالت، برای فیلمی مثل «بخشش» که روایتگر داستان یک کارآگاه پلیس لس‌آنجلس است که باید در زمانی محدود بی‌گناهی خود را به یک قاضی هوش مصنوعی ثابت کند، چنین تمهیدی می‌تواند تنش را به اوج برساند.

کمتر کسی است که در صحنه‌های نفس‌گیر فیلم‌های «ماموریت: غیرممکن» وقتی شمارش معکوس بمب آغاز می‌شود و تام کروز هنوز موفق به خروج از ساختمان نشده، دچار اضطراب و عرق سرد نشده باشد. ایده ظاهراً ساده است: اگر این شگرد برای چند دقیقه جواب می‌دهد، چرا آن را به کل مدت فیلم تعمیم ندهیم؟ اما این منطق تنها زمانی کارآمد است که فیلم، از نظر ساختار و محتوا، توان پشتیبانی از آن را داشته باشد. متأسفانه در «بخشش»، ساعت شمارش معکوس نه به‌عنوان عامل هیجان‌زا، بلکه به یادآوری دائمی و خسته‌کننده‌ای بدل می‌شود از این‌که تماشاگر دقیقاً چه‌قدر زمان دیگر باید تحمل کند تا از فضای بسته فیلم، حضور مداوم کریس پرت و ربکا فرگوسن خلاص شود. زمان، به‌جای آن‌که به نفع روایت عمل کند، علیه آن به کار می‌افتد.

داستان «بخشش» در لس‌آنجلسِ آینده‌ای نه‌چندان دور می‌گذرد؛ شهری که در آن، هوش مصنوعی به‌طور گسترده در نیروهای پلیس و سیستم قضایی ادغام شده تا با کارآمدی بیشتر، معضل جرم و زوال شهری را مهار کند. این ایده، هم تأمل‌برانگیز است و هم به‌طرز نگران‌کننده‌ای واقع‌بینانه؛ مفهومی که می‌توانست پایه یک فیلم جدی و چالش‌برانگیز درباره پیامدهای «پیشرفت» فناورانه باشد و حتی به اثری هم‌سنگ و هم‌نشین با «گزارش اقلیت» ساخته استیون اسپیلبرگ تبدیل شود. اما تحقق چنین پتانسیلی نیازمند فیلمنامه‌ای عمیق‌تر از آن چیزی است که مارکو ون بله ارائه می‌دهد و نگاهی منسجم‌تر از آن‌چه تیمور بکمامبتوف، کارگردان فیلم، موفق به شکل‌دادنش شده است.

فیلم با بیدار شدن شخصیت اصلی، کریس ریون با بازی کریس پرت، آغاز می‌شود؛ مردی پابرهنه که به یک صندلی الکتریکی بسته شده و در مرکز سالنی عجیب و بیش از حد بزرگ قرار دارد، فضایی که بی‌اختیار یادآور هولودِک در مجموعه «پیشتازان فضا» است. قاضی پرونده، یک هوش مصنوعی غول‌پیکر با ابعادی در حد پرده سینما و با بازی ربکا فرگوسن، به او اعلام می‌کند که تنها ۹۰ دقیقه فرصت دارد ثابت کند همسرش (با بازی آنابل والیس) را به قتل نرسانده است. در این جهان آینده‌نگر، اصل بر گناه‌کار بودن متهم است مگر آن‌که خلافش ثابت شود. وکلا و هیئت منصفه به‌کلی از فرآیند دادرسی حذف شده‌اند و متهمان باید خودشان، با تکیه بر ردپاهای دیجیتال موجود، از خویش دفاع کنند. برای ریون، این ردپاها شامل همه‌چیز می‌شود: از تصاویر دوربین‌های خانگی گرفته تا حساب مخفی اینستاگرام دختر نوجوانش.

مشکل اصلی ریون این است که حافظه‌اش کامل نیست. او فاصله زمانی میان ورود خشمگینانه‌اش به خانه برای مواجهه با همسرش و بازداشت و ضرب‌وشتمش را به‌خوبی به یاد نمی‌آورد. لایه‌ای دیگر از پیچیدگی داستان به این نکته بازمی‌گردد که ریون خود از حامیان اولیه سیستم قاضی هوش مصنوعی بوده است؛ عنصری که در فیلمنامه‌ای کنجکاوتر می‌توانست به تعارضی درونی و درامی پرکشش‌تر منجر شود. اما فیلم بیشتر درگیر گره‌افکنی‌های تصنعی و توضیحات فرساینده است؛ از جمله مشکل نوشیدن الکل ریون پس از مرگ همکارش که در حین انجام وظیفه کشته شده است.

البته فیلم تا حد زیادی ابهام را حفظ می‌کند و تا پایان مشخص نمی‌سازد آیا ریون واقعاً قاتل است یا نه، اما این ابهام به‌تنهایی برای ایجاد سرمایه‌گذاری عاطفی تماشاگر کافی نیست. یکی از عجیب‌ترین تصمیم‌های فیلم، سپردن نقش قاضی هوش مصنوعی به یک بازیگر واقعی است. این پرسش پیش می‌آید که آیا استفاده از یک موجودیت کاملاً دیجیتال یا صدایی مصنوعی، برای قاضی بی‌طرف داستان، جسورانه‌تر و تأثیرگذارتر نبود؟ در عوض، ربکا فرگوسن عمداً از هرگونه احساس و کاریزما تهی شده و نتیجه، شخصیتی است که گاه تماشای آن به‌اندازه دنبال کردن تماس طولانی و اعصاب‌خردکن یک غریبه با سامانه پاسخ‌گویی خودکار، ملال‌آور می‌شود.

با توجه به وابستگی شدید «بخشش» به صفحه‌نمایش‌ها و محدود کردن شخصیت اصلی به یک فضا، ممکن است این تصور شکل بگیرد که فیلم محصول دوران فاصله‌گذاری اجتماعی و یادگاری از عصر کروناست، نه اثری ساخته‌شده در سال ۲۰۲۴. کالی ریس در نقش «جک»، مأمور دیگر پلیس لس‌آنجلس که تصمیم می‌گیرد در دنیای واقعی به ریون کمک کند، تنها شخصیتی است که فرصت حضور میدانی و تعقیب سرنخ‌ها را دارد؛ هرچند او هم عمدتاً از طریق تماس‌های تصویری و تصاویر دوربین‌های مخفی دیده می‌شود. در نهایت، مانند ریون، تماشاگر نیز به صندلی خود میخکوب می‌شود و وقایع را از روی چندین صفحه دنبال می‌کند، با آگاهی دائمی از این‌که زمان، بی‌وقفه در حال گذر است.

«بخشش»، محصول آمازون MGM که از پنج‌شنبه اکران شده، درجه سنی PG-13 دریافت کرده؛ به دلیل نمایش مصرف مواد مخدر، خون، استفاده از الفاظ نسبتاً تند، سیگار کشیدن نوجوانان و صحنه‌های خشونت. مدت زمان فیلم ۱۰۱ دقیقه است و در نهایت، از چهار ستاره، تنها یک‌ونیم ستاره نصیبش می‌شود؛ نتیجه اثری که با ایده‌ای جذاب آغاز می‌شود، اما در اجرا و پرداخت، از نفس می‌افتد.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر