به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در جهانی که نیاز به منابع مالی فراگیر برای برنامههای توسعه پایدار بهشدت احساس میشود، مالیات بزرگترین منبع درآمد دولتها بهشمار میرود. گزارشها نشان میدهد کسری مالی لازم برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار بین ۳ تا ۱۴ تریلیون دلار برآورد شده و بر ضرورت افزایش درآمدهای داخلی از جمله مالیات تأکید دارد. به عنوان مثال میانگین نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی در کشورهای OECD در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۴.۱٪ بوده است، اما سطح پذیرش مالیاتی در کشورها تفاوت چشمگیری دارد. بررسیها حکایت از آن دارد که اکثریت مردم در تئوری پرداخت مالیات را سهمی برای رفاه عمومی میدانند (۵۲٪ موافقند مالیاتشان «مشارکتی برای جامعه» است) و ۶۱٪ معتقدند تقلب مالیاتی هرگز قابل قبول نیست؛ اما تحقق این اصول به عوامل اجتماعی و نهادی بسیاری بستگی دارد.
اعتماد عمومی و شفافیت از ستونهای اصلی فرهنگ مالیاتی هستند. «روحیه مالیاتی» (انگیزش درونی پرداخت مالیات) به شکل چشمگیری با اعتماد به دولت ارتباط دارد. به بیان دیگر، افرادی که عملکرد دولت و نظام مالیاتی را عادلانه و پاسخگو میدانند، در عمل تمایل بیشتری به پرداخت مالیات نشان میدهند. برعکس، فقدان شفافیت در فرایندهای مالیاتی موجب تضعیف اعتماد عمومی، گسترش فرار مالیاتی و افزایش نابرابری اقتصادی میشود. مطالعات بینالمللی حاکی است شهروندان از میان نهادها و افراد، بیشترین اعتماد را به حسابداران مالیاتی و کارشناسان شفاف (کمابیش بیطرف) دارند و کمترین اعتماد را به سیاستمداران میگذارند. این یافتهها نشان میدهد که ارائه اطلاعات ساده و قابل فهم از هزینهکرد مالیات و پاسخگویی دولت به مطالبات مردم میتواند بهطور قابل توجهی اعتماد را تقویت کند.
وضعیت فرهنگ مالیاتی در کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه
آمارها و تجربیات جهانی نشان میدهد در کشورهایی همچون کشورهای اسکاندیناوی، کانادا یا نیوزیلند پذیرش مالیات بیشتر است و مردم آن کشورها به انجام وظایف مالیاتی خود پایبندند. برای نمونه، طبق یافتههای یک نظرسنجی مشترک OECD و ACCA، در کشورهای آسیایی بهویژه جنوبشرقی آسیا حدود دو سوم شرکتکنندگان معتقدند مالیاتشان برای رفاه عمومی صرف میشود. بر این اساس در تقریباً سه چهارم کشورهای آسیایی پاسخدهندگان نظام مالیاتی را منصفانه و مروج ارزشهای عمومی میدانند، در حالی که در کشورهای خارج از آسیا این رقم به حدود یک سوم میرسد. این تفاوتها با درجه شفافیت و کیفیت خدمات دولتی مرتبط است؛ بهطوری که در کشورهای آمریکای لاتین و برخی اروپای غربی، مردم اغلب از ارتباطات ضعیف و بازده نامشهود نظام مالیاتی گلایه دارند.
یکی از نمونههای موفق در ارتقای اعتماد مالیاتی، سوئد است: با وجود نرخ مالیاتی بالا، سازمان امور مالیاتی سوئد رویکرد خود را از رویکرد مجازات به رفتار خدمترسانانه تغییر داد. در این کشور، مأموران مالیاتی آموزش دیدهاند که با مؤدیان محترمانه و حامیانه برخورد کنند؛ مثلاً کارمندان «سکاتهورتکت» در مواجهه با مردم بهطور فعال گوش میدهند و در حل مشکلاتشان تلاش میکنند. پژوهشها نشان دادهاند همین تغییر فرهنگ سازمانی موجب افزایش اعتماد مردم به نظام مالیاتی و تمایل بالاتر آنها به پرداخت مالیات شده است. بهطور کلی، نرخ مشارکت مالیاتی و اعتماد عمومی در کشورهای مختلف ارتباط قوی دارد: بررسیها حاکی است هر جا دسترسی دیجیتال و شفافیت خدمات مالیاتی بالا باشد (مانند ثبتنام اینترنتی، فرایندهای آسان پرداخت)، اعتماد مردم بیشتر شکل میگیرد. به علاوه، کسانی که پیامها و اطلاعیههای سازمان مالیاتی را ساده و قابلفهم مییابند، بهطور میانگین چهار برابر بیشتر به سیستم مالیاتی خود اعتماد دارند.
نقش اعتماد عمومی، شفافیت و عدالت مالیاتی
اعتماد متقابل دولت و ملت و احساس عدالت مالیاتی در شکلگیری فرهنگ مالیاتی نقش محوری دارند. اگر شهروندان احساس کنند منابع مالیاتی با شفافیت و عدالت هزینه میشود و خدمات عمومی مورد انتظار را دریافت میکنند، روحیه مالیاتی تقویت میشود. برعکس، هنگامی که مردم نظام مالیاتی را پیچیده یا تبعیضآمیز ببینند، بیاعتمادی پدید میآید و انگیزه پرداخت کاهش مییابد. بر همین اساس، ترویج شفافیت در بودجه و گزارشدهی عمومی (یا حتی مشارکت شهروندان در اولویتبندی پروژههای عمرانی، مانند تجربه «نشاندار کردن مالیات») میتواند فاصله میان دولت و شهروندان را کم کند. نتایج نظرسنجیهای جهانی همچنین نشان میدهد ارائه اطلاعات مالیاتی از سوی منابع قابل اعتماد (مثلاً حسابداران خبره و نهادهای مدنی) بسیار مهم است و منابعی چون سیاستمداران یا رسانههای اجتماعی در مقایسه با این گروهها اعتماد کمتری کسب میکنند. بهعبارت دیگر، ارتقای ارتباطات شفاف و مشروعیتبخش نظام مالیاتی، از لوازم کلیدی پذیرش عمومی مالیات به شمار میآید.
موانع فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی
-
فساد و نبود عدالت ادراکشده: شیوع رانت و تبعیض در دریافت یا هزینهکرد مالیات سبب تضعیف اعتماد و خروج از چارچوب قانونی میشود. به گفته کارشناسان، فقدان شفافیت مالیاتی زمینه را برای فرار مالیاتی و شکلگیری نابرابری اقتصادی مهیا میکند.
-
اقتصاد غیررسمی گسترده: حضور بخش بزرگی از اقتصاد در زیرساختهای رسمی، باعث میشود بسیاری از فعالان اقتصادی وارد فرایند مالیاتی نشوند و فرهنگ پرداخت مالیات شکل نگیرد.
-
نهادهای ضعیف و سوءمدیریت: عملکرد ناکارآمد دولتها، پیچیدگی مقررات مالیاتی و هزینههای اداری بالا، پرداخت مالیات را مشکل کرده و انگیزه افراد به شرکت داوطلبانه را کاهش میدهد.
-
فرهنگ و نگرشهای اجتماعی: وجود نگرشهای فرهنگی ناپسند (مانند پذیرفته شدن فرار مالیاتی به عنوان یک عادت) یا عدم احساس تعهد اجتماعی، یکی از موانع مهم به شمار میآید. تحقیقات نشان دادهاند کشورهایی با ویژگیهای فرهنگی مثل «فاصله قدرت» بالا و «اجتناب از عدم قطعیت» بیشتر با مقوله فرار مالیاتی روبهرو میشوند.
-
ضعف آموزش مالیاتی: ناآگاهی عمومی از سازوکارهای نظام مالیاتی و حقوق مالیه عمومی، مانعی مهم در گسترش پذیرش مالیات است.
تجربههای موفق در فرهنگسازی مالیاتی
-
ایران: طرح «نشاندار کردن مالیات» که به شهروندان اجازه میدهد بخشی از مالیات پرداختی خود را در پروژههای عمرانی مورد نظر سرمایهگذاری کنند، همزمان با کاهش فرار مالیاتی موجب افزایش احساس مشارکت و عدالت شده است. آمارها نشان میدهد استقبال گسترده مردم از این طرح و پروژههای به ثمر رسیده، به تقویت اعتماد عمومی به نظام مالیاتی کمک کرده است.
-
سوئد: همانطور که ذکر شد، تبدیل سازمان مالیاتی از یک مجموعه بازدارنده به سرویسدهنده مردمی (انتشار کتاب «از مأمور مالیاتی ترسناک به سازمان محبوب») باعث شد شهروندان نقش مالیات را به عنوان مشارکت اجتماعی بپذیرند.
-
غنا: دولت غنا صندوقهای مستقل مالیاتی (GETFund برای آموزش، NHIS برای بهداشت، صندوق زیرساخت) ایجاد کرده است که از محل مالیات ارزشافزوده تأمین میشوند. هرچند پیامدهای بلندمدت این روش نیازمند اصلاح است، این اقدام نشان داد تخصیص شفاف منابع مالیاتی به پروژههای مشخص میتواند روحیه مالیاتی را افزایش دهد.
-
رواندا: در یک تجربه رفتاری، ارسال نامه به مودیان مالیاتی که با تاکید بر ارتباط مالیاتها و خدمات عمومی بود، موثرتر از پیامهای تهدیدآمیز به افزایش پرداخت مالیات انجامید. این نشان میدهد ارتقای آگاهی در مورد «قرارداد مالیاتی» و خدمات حاصل از مالیات بهطور ملموسی مشارکت مالیاتی را تقویت میکند.
-
سایر کشورها: بهطور کلی کشورهایی که خدمات دیجیتال مالیاتی پیشرفته (ثبت نام و پرداخت آنلاین)، سامانههای شفاف گزارشدهی و ارتباط مستمر با مودیان داشتهاند، فرهنگ مالیاتی قویتری ایجاد کردهاند.
پیشنهادها و راهکارها
برای ارتقای فرهنگ مالیاتی در سطوح ملی و بینالمللی پیشنهاد میشود:
-
افزایش آموزش و آگاهیرسانی مالیاتی: گنجاندن مفاهیم مالیاتی در برنامههای آموزشی مدارس و دورههای عمومی، انتشار محتوای آموزشی در رسانهها و شبکههای اجتماعی.
-
سادهسازی و دیجیتالی کردن فرایندها: توسعه پلتفرمهای پرداخت آنلاین مالیات، ثبت نام خودکار و ارائه فاکتورهای الکترونیکی برای کاهش بار بروکراتیک و افزایش رضایت مودیان.
-
شفافیت بودجهریزی و مشارکت مردم: انتشار دقیق گزارش نحوه هزینهکرد مالیاتها و ایجاد سازوکارهایی مانند مشارکت عمومی در اولویتبندی پروژههای عمرانی (مطابق پیمان مالیاتی اجتماعی).
-
اصلاح نظام مالیاتی به سوی عدالت بیشتر: بازنگری معافیتها و سقفهای مالیاتی برای عدالت بیشتر (مانند مالیات تصاعدی)، حذف چارچوبهای قانونی تبعیضآمیز و تضمین برخورد برابر با فرار مالیاتی.
-
مشارکت نهادهای مدنی و تقویت حسابرسی عمومی: استفاده از ظرفیت سازمانهای غیردولتی و پارلمان در نظارت بر درآمدها و هزینهها برای ایجاد فشار بر دولت به پاسخگویی.
-
تجربهکاوی بینالمللی: بهرهگیری از دستاوردها و آموزشهای متقابل (Peer-Learning) با کشورهای موفق در حوزه مالیاتی و استفاده از تجربیات پروژههایی مانند Addis Tax Initiative و همکاریهای دوجانبه برای تقویت نهادهای مالیاتی در کشورهای در حال توسعه.
نتیجهگیری
فرهنگسازی مالیاتی یک هدف جهانی است که نیازمند رویکردی جامع و چندبخشی است. ترکیب تدابیر «پاداشی» (مانند بهبود خدمات عمومی و ایجاد انگیزههای شفاف) با «بازدارنده» (مقابله با فرار مالیاتی) و در کنار آن گسترش آموزش مالیاتی و شفافیت، میتواند به تقویت «قرارداد اجتماعی مالیاتی» کمک کند. تجارب موفق کشورهای مختلف نشان میدهد، هنگامی که دولتها با کارآمدی، عدالت و پاسخگویی مالیاتی عمل میکنند و مردم را در امور مالیاتی شریک میکنند، پذیرش مالیاتی افزایش مییابد. به این ترتیب با بهکارگیری روشهای ترکیبی و اقتباس از بهترین تجربیات بینالمللی، میتوان پایههای یک فرهنگ مالیاتی قوی و پایدار را در سطح جهانی استوار کرد.