به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، در هفته نخست دی ماه ۱۴۰۴ اعتراضاتی با محوریت مسائل معیشتی و اقتصادی و عمدتا از سوی صنف کسبه و تجار شکل گرفت؛ این اعتراضات در روزهای نخست با خویشتنداری معترضین و ماموران انتظامی و امنیتی به سمت گفتگو و مذاکره نمایندگان این صنف با دولت پیش رفت اما به تدریج در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه با دخالت عوامل بیگانه به خشونت کشیده شد؛ به گونهای که در آن روزها جانهای بیگناه بسیاری قربانی شعلههای برافروخته خشونتطلبی شدند.
با این حال از آن زمان تاکنون تحلیلگران بسیاری بر اهمیت این مسئله تاکید کردهاند که فروکاستن اعتراضات اخیر و خشم انباشته شده در آن به دخالت بیگانگان، نه تنها سد راه ریشهیابی اصولی این حوادث میشود بلکه موجب فوران بیشتر آن نیز خواهد شد. خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران از همان روزهای نخست شکلگیری حوادث تلخ دی ماه در راستای رسالت اطلاعرسانی تحلیلی خود از وقایع جاری کشور، سلسله گفتگوهایی را با اصحاب اندیشه، جامعهشناسان، فعالان سیاسی و مدنی آغاز کرده است؛ در ادامه این نشستها و در راستای واکاوی چرایی بروز آن وقایع و چگونگی پیشگیری از تکرار آنها، گفتگویی صمیمانه با رسول منتجبنیا، دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی صورت گرفت.
آنچه در ادامه میآید مشروح گفتگوی تفصیلی با وی است.
ایرنا: ریشه اعتراضات اخیر ناشی از چه مسئله یا مسائلی است؟
رسول منتجبنیا: در هفتههای اخیر مانند مادری که فرزندش مقابل چشمانش دچار یک بیماری مزمن شده و در حال دست و پا زدن است، برای وضعیت به وجود آمده به شدت نگران بودم و خیلی از شبها تا صبح فکر میکردم که چه کنیم؟ با دوستان و صاحبنظران صحبت و مشورت میکردیم و گاهی در قالب مصاحبه و سخنرانی فریاد میزدیم، انتقاد میکردیم، پیشنهاد میدادیم هرچند کمتر ترتیب اثر داده میشود؛ به قول معروف کمتر گوشی بدهکار این صحبتها است. حوادثی که به وجود آمد، بسیار تلخ، ناگوار و استثنایی بود و البته بدون دلیل نیز نبود و به هر حال عواملی داشت که باید آسیبشناسی و مشخص شود که از کجا نشأت گرفته است.
مهمترین ریشه اعتراضات در سالهای اخیر بیاعتمادی مردم نسبت مسئولان بود
مهمترین و اساسیترین ریشهای که این اعتراضات داشت و به خشونت هم در بخشی از معترضین انجامید، بیاعتمادی مردم نسبت به مسئولان در سالهای اخیر بود. این نظام برآمده از انقلاب مردمی است و هرچه دارد متعلق به مردم است. امام بزرگوار (ره) بارها میفرمود صاحب این نظام و کشور مردم هستند و ما نوکر و خدمتگزار آنها هستیم. خوب یا بد، هرچه مردم میخواهند باید انجام شود، آنها ولی نعمت ما هستند اما احساس میکنیم در سالهای اخیر، این فاصله بسیار عمیق شده است.
این نظام برآمده از انقلاب مردمی است و هرچه دارد متعلق به مردم است.
نسل جوان، نسلی که در همین نظام و انقلاب پرورش یافته است، کارش به جایی رسیده که در اعتراضات دست به حرکتهای خشونتآمیز زده است؛ بالاخره معترضین، چه اغتشاشگران و چه غیره همه جزو مردم بودند. اگرچه افراد اندکی از خارج نشین ها در بین معترضین بودند ولی اکثراً از مردم داخل کشور بودند؛ اینها جوانهایی بودند که در مدارس، دانشگاهها و همین فضا رشد کردهاند. چرا به اینجا رسیدهاند؟
اگر بخواهیم علت و عامل این بیاعتمادی را بشماریم، سرفصل وار چند عامل وجود دارد:
اول، وجود ابهامات و شبهات در افکار عمومی؛ سالها است شبهاتی در ذهن مردم شکل گرفته و مسئولان خود را موظف نمیدانند که شفافسازی و تبیین کرده و این شبهات را برطرف کنند. در رفتار و گفتار گاهی میگویند پروندهها در دست اقدام است و بررسی میشود. وقتی هم انتقاد شود، پاسخ میدهند که به خاطر مصلحتاندیشی برخی مسائل بیان نمیشود. هرچند از بعد قضایی تا محکومیتی در کار نباشد نباید مسائلی بیان شود ولی همه مسائل بعد قضایی ندارند. پرسش های مردم بیپاسخ ماندهاند و همچنان در ذهنشان انبار شده و سوءظن شکل گرفته است.
شبهاتی در ذهن مردم شکل گرفته و مسئولان خود را موظف نمیدانند که شفافسازی و تبیین کنند.دوم، آنها خودشان را فوق قانون و فوق پرسش و پاسخ میدانند؛ این برای مردم قابل قبول نیست که من مسئولیتی داشته باشم و وقتی از من سؤال شود، جواب ندهم. در هر ردهای که مسئول باشیم باید پاسخگو شویم و این یک اصل قرآنی است، مردم حق دارند سؤال کنند و از مسئولان پاسخ بخواهند، نمیشود گفت چون مسئول هستم نباید مورد سؤال قرار بگیرم یا پاسخ ندهم.
سوم، بیتوجهی به اساس و پایه نظام، قانون است، چه قانون اساسی و چه قوانین عادی و مقررات.
چهارم، با وجود اینکه نظام جمهوری اسلامی حکومت دینی است، متأسفانه بعضی مسئولان معتقدند که متولی دین و مذهب هستند؛ مسئولان فیلتری شدهاند که باید مذهب از آنجا تأیید شود و همه مسائل دینی و اجتماعی را خودشان تبیین میکنند و عدهای هم بیتفاوت شدهاند و در اعیاد مذهبی کمتر وارد صحنه میشوند چون نهادهای دولتی همه امور را انجام میدهند.
پنجم، وجود تبعیضهای ناروا در همه شئون مالی و اداری است؛ گسترش رشوه، ارتشاء، رانتخواری و پارتیبازی در کشور به گونهای که مردم میگویند: «تا پارتی نداشته باشی، کار انجام نمیشود.» در ادارات اول نگاه به پارتی و پول است و کسی که پول و پارتی ندارد شرایطش سخت است. این مسئله بسیار گسترده شده و کمتر سازمان یا دستگاهی است که تحت تأثیر این دو عامل قرار نگرفته باشد.
ششم، گسترش فساد اقتصادی و اخلاقی است؛ فساد در شئون کشور نفوذ کرده است، مسئله اختلاس و دزدی هزاران میلیاردی به قدری عادی شده که مردم وقتی میبینند سه هزار میلیارد یا هزار همت اختلاس شده، برایشان عادی است چون بارها این مسائل را دیدهاند.
به قول یکی از بزرگان ما کاری کردیم که نفاق بر جامعه حاکم شد.
هفتم، رشد و افزایش فرهنگ نفاق است؛ به قول یکی از بزرگان، «ما کاری کردیم که نفاق بر جامعه حاکم شد.» هر کسی برای کسب موقعیت یا ارتقا باید چاپلوسی کند، تملق بگوید و برخلاف اعتقاداتش عمل کند و کسی هم با او برخورد نکند. فرمایش پیامبر که میفرمایند «آدمهای چاپلوس را خاک بپاشید به صورتشان» متأسفانه رعایت نشده است. حتی حضرت امام (ره) هم در برابر برخی از اطرافیان خود که چاپلوسی میکردند، می گفتند: «این حرفها را نزنید». چرا اجازه دادیم و میدهیم متملقها و چاپلوسها برای کسب موقعیت این همه منافقانه حرکت کنند؟ بارها دیده شده که در ادارات نسبت به مسئول اداره تملق و چاپلوسی میکنند و این باعث میشود کسی جرات و جسارت انتقاد نداشته باشد تا حرفش را بزند، شهامت حرف زدن و انتقاد کردن از بین رفته است.
هشتم، تمرکز و تجمع اکثر قدرتها، اختیارات مالی و ثروتهای ملی در نهادهایی که زیر نظر دولت نیستند، کارشناسان میگویند حداقل ۶۰ تا ۷۰ درصد بودجه زیر نظر دولت نیست و دولت حداکثر ۳۰ تا ۴۰ درصد سرمایههای کشور را در اختیار دارد. مردم میبینند که دولت میگوید پول و امکانات نداریم اما بعضی نهادها هرچه بخواهند در اختیار دارند.
مسئولان توپ را در زمین رهبری میاندازند و مسئولیتها را از خود سلب میکنند که این ظلم بزرگی به رهبری است.
نهم، فرهنگی ایجاد شده که مسئولان همه کارها و تصمیمات خود را به رهبری منتسب میکنند؛ مسئولان میگویند: «آقا فرموده، رهبری چنین گفته، ما طبق نظر رهبری عمل میکنیم» و توپ را در زمین رهبری میاندازند که این واقعاً ظلم بزرگی به رهبری است. من تعجب میکنم آیا جلوی این حرکت را گرفتن سخت است؟ وقتی مسئولی میگوید: «هرچه آقا فرمودند، من میگویم»، این در واقع ظلم و خیانت بزرگی به رهبری است. تو مسئول کار خودت هستی، رهبری شأنیت دیگری دارد، چه کار داریم که هر سخنی که میآوریم، منتسب میکنیم به رهبری؟
رفع مسئولیت از خود و ارجاع آن به رهبری حتی اگر ناآگاهانه باشد، خائنانه است
این وضعیت یعنی سلب مسئولیت از خود و ارجاع دادن آن به رهبری که بسیار زشت است البته برخی فکر میکنند این کار مثبت است اما من آن را کاملاً منفی و خائنانه میدانم ولو ناآگاهانه باشد. وقتی فردی مسئول کاری است چه کار دارد که بگوید: «آقا اینجور گفته، من طبق نظر آقا عمل میکنم»؟ او باید نظر خود را اعمال کند و مسئولیت تصمیمات خود را بر عهده بگیرد. مردم میبینند که مسئولان ردههای مختلف همه کارهای خود را به رهبری منتسب میکنند و زمانیکه حرمتشکنی رخ میدهد، به جای اینکه بگویند: «رئیس این اداره خلاف کرده»، اعتراض را متوجه رهبری میکنند؛ بنابراین عامل اصلی این وضعیت، سلب مسئولیت از خود و ارجاع آن به رهبری است.
علاوه بر اینها از ابتدا معتقد بودم برخی چینشهایی که دولت آقای پزشکیان - که ما از آن حمایت کردیم و هنوز هم قبولش داریم - انجام داد، غلط است البته اعتراض و انتقاد هم کردیم اما متأسفانه ترتیب اثر داده نشد. در مورد مجلس هم ملاحظه میکنید نتیجه این شد که از حوزهای با مثلاً ۱۰۰ هزار واجد شرایط رأی برخی فقط ۴ تا ۵ هزار رأی آوردند. یعنی مثلا به من نوعی ۹۵ هزار نفر رأی ندادند و وارد مجلس شدم تا برای ۹۰ میلیون نفر قانونگذاری کنم. این وضعیت باعث میشود نمایندگان نتوانند به مشکلات اصلی مردم بپردازند و بیشتر به کارهای فرعی و دست چندم مشغول باشند.
مردم فقط در «انتخابات» میتوانند در سرنوشت خود دخالت کنند اما وقتی میبینند فقط در مرحله دوم حق انتخاب دارند، حضور در پای صندوقها کاهش مییابد.دهم، مسئله انتخابات است؛ مردم در تنها صحنهای که میتوانند در سرنوشت خود دخالت کنند، «انتخابات» است اما وقتی میبینند انتخابات دو مرحلهای است و آنها فقط در مرحله دوم حق انتخاب دارند و عملاً نقش مؤثری در تصمیمگیری ندارند، حضور در پای صندوقها کاهش مییابد. آقای پزشکیان که این همه تلاش کرد و مردم را به مشارکت تشویق نمود اما در نهایت در دور اول انتخابات تنها ۴۰ درصد از مردم مشارکت کردند و ۶۰ درصد در انتخابات حضور پیدا نکردند.
مردم اخبار را از رسانههای خارجی دنبال میکنند زیرا برنامهها و اطلاع رسانی ما مناسب نیست
یازدهم، تحریمهای ظالمانه و فشارهای آمریکا و غرب علیه کشور است؛ رسانههای استکباری شبانهروز در حال بزرگنمایی هستند و مردم را تحریک و جوانان را بدبین میکنند که این نیز نارضایتی مردم را افزایش میدهد. متأسفانه صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم بسیار ضعیف عمل میکند. با سیاستگذاری و مدیریت فعلی، نه تنها جوانان آموزش نمیبینند، بلکه به سمت رسانههای بیگانه سوق داده میشوند. مردم اخبار را از رسانههای خارجی دنبال میکنند زیرا برنامهها، سیاستها و اطلاعرسانی ما مناسب و صحیح نیستند.
دوازدهم، فشارهای اقتصادی کمرشکن است؛ برخی اقتصاددانها عقیده دارند باید گاهی شوک اقتصادی به مردم وارد شود تا تحول ایجاد شود، مثلاً یکباره قیمت بنزین را افزایش دهند یا ارز و کالاها را گران کنند. این سیاستها در شرایطی که کشور آبستن تحول و نارضایتی است، بسیار خطرناک است، تعجب من از دولت است که اجازه میدهد چنین شوکهایی در شرایط حساس اعمال شود. زمانی که در دوره آقای روحانی بنزین را گران کردند، همان شب به ایشان گفتم: «آقای روحانی، پوست خربزه زیر پای شما انداختهاند، دست به این کار نزنید.» اما دیدید که چه شد و چه به سر مردم آمد. اینها جز عواملی هستند که بخش عمدهای از نارضایتی مردم را همراه با سیاستهای غلط و نسنجیده شکل دادهاند.
ایرنا: چه پیشنهادی برای عبور از این وضعیت دارید؟
رسول منتجبنیا: پیشنهادات من سریع و شفاف و تلخ است و از مسئولان کشور تقاضا میکنم که این تلخی را تحمل کنند، به آن فکر کنند. زیرا واقعاً از یک دل سوخته برخاسته است و اگر مورد قبول آنها است، ترتیب اثر دهند و فقط به جنبههای مثبت توجه نکنند. این مطالب را دلسوزانه عرض میکنیم تا به عنوان شرط بلاغ مطرح شود؛ اگر آقایان پذیرفتند، نتیجهاش را خواهند دید و اگر نپذیرفتند، آن وقت به خودشان و به ملت ظلم شده است.
پیشنهاد اول، تغییر اساسی در اجزای قوه مجریه است؛ من از آقای پزشکیان بار دیگر مصرّانه تقاضا میکنم که دولت را خانهتکانی کند زیرا این دولت نتوانسته و نمیتواند پاسخگوی نیازهای ملت باشد. من آقای احمدینژاد را قبول نداشتم و منتقد وی بودم اما این روحیه وی را تحسین میکردم که هر کسی را قبول نداشت، عزل میکرد؛ حالا کاری به حواشی وی ندارم؛ آقای پزشکیان عزیز! این دولت با این شاکله نمیتواند رضایت مردم را جلب کند. بنابراین دولت باید تکان بخورد و نیروهای کارآمد، مقتدر و شجاع جایگزین شوند، این کشور سرشار از نیروهای مجرب و توانمند است. مگر قحطالرجال است که چهار نفر را صرفاً به این دلیل که همزبان یا همجناح ما هستند بیاوریم؟ یا به صرف اینکه تحمیل شدهاند، از تحمیلکنندگان هم گله دارم چرا رئیسجمهور را آنقدر تحت فشار قرار دادید دولتی تشکیل بدهد که نتواند مشکلات مردم را حل کند؟
ایرنا: آقای پزشکیان در این مدت تلاش کرده است تا رئیسجمهور همه مردم و همه جناحها باشد نه رئیسجمهور یک طیف خاص.
مردم تفکیک نمیکنند و بگویند فلان وزیر بد بود بلکه قضاوت آنها این است که عملکرد رئیسجمهور نامطلوب است.
رسول منتجبنیا: رئیسجمهور، رئیسجمهور همه مردم است البته من کاری به جناحبندی ندارم؛ ملاک من کارآمدی، شجاعت و خدمت است. از هر جناحی، چپترین یا راستترین، اگر کارآمد است بیاورید. معنا ندارد من مسئولیت بپذیرم و بعد کسانی را بیاورم که آنها را قبول ندارم و آنها هم من را قبول ندارند. در هیچ جای دنیا اینگونه نیست؛ کسی که مسئول و پاسخگوست باید تیم خودش را داشته باشد و یارگیری بر اساس فکر و سلیقه وی انجام شود. نمیخواهم خیلی وارد جزئیات شوم اما اینها نمیتوانند بازوان خوبی باشند، وزرا بازوان رئیسجمهورند و رئیسجمهور باید پاسخگو باشد. مردم تفکیک نمیکنند و بگویند فلان وزیر بد بود بلکه قضاوت آنها این است که عملکرد رئیسجمهور نامطلوب است.
بخش عمده اقتصاد کشور در اختیار دولت نیست
پیشنهاد دوم؛ ما یک قوه مجریه، یک قوه قضاییه و یک قوه مقننه داریم اما در عمل در قوه مجریه دولتهای متعدد داریم؛ بخش عمده اقتصاد کشور در اختیار دولت نیست؛ صادرات، واردات، فعالیتهای اجرایی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در نهادهای مختلف انجام میشود. آیا این مسئله با قانون اساسی منطبق است؟ یکی از افتخارات قانون اساسی ما تفکیک قواست اما امروز بسیاری از نهادها عملاً کار دولت را انجام میدهند؛ فعالیت اقتصادی دارند، تولید میکنند، واردات و صادرات میکنند و کار فرهنگی و سیاسی انجام میدهند.
تمام اختیارات اجرایی باید به دولت سپرده شود؛ فرقی نمیکند دولت پزشکیان، رئیسی یا احمدینژاد باشد.پیشنهاد سوم واگذاری تمام امکانات اقتصادی به دولت و عدم دخالت مستقیم نهادها است؛ تمام اختیارات اجرایی باید به دولت سپرده شود؛ فرقی نمیکند دولت پزشکیان، رئیسی یا احمدینژاد باشد. اختیارات باید از نهادهای دیگر گرفته شود و در انتصابات، عزلها و سیاستگذاریها به دولت واگذار شود. همچنین آن بخش از اقتصاد کشور که بر اساس نظر اقتصادانها ۶۰ الی ۷۰ درصد آن در اختیار دولت نیست، باید طبق قانون اساسی ساماندهی شود. بر اساس اصل ۴۹ قانون اساسی اموال نامشروع باید در اختیار دولت اسلامی باشد اما آیا اکنون اینگونه است؟
نهادهای و کمیتههای مختلف، منابع مالی را مدیریت و هزینه میکنند، بریز و بپاش دارند اما دولت میگوید کسری بودجه داریم و پول نداریم! این امکانات باید در یک جا متمرکز شود. رئیس دولت هر فردی که هست، باید دستش باز باشد و همه امکانات کشور در اختیار وی قرار گیرد زیرا اوست که لایحه بودجه را به مجلس ارائه میکند و باید پاسخگو باشد. پذیرفتنی نیست که این همه امکانات در بخش غیردولتی باشد و باز هم دولت بگوید که امکانات نداریم، بعد دولت در پرداخت حقوق کارگران، معلمان و بازنشستهها بماند، در حالی که بسیاری از دولتهای داخل دولت به بهترین شکل مدیریت میشوند. دولتهای درون دولت باعث اختلال و ناکارآمدی کشور هستند و باید یک دولت واحد و کارآمد داشته باشیم.
دولتهای درون دولت باعث اختلال و ناکارآمدی کشور هستند و باید یک دولت واحد و کارآمد داشته باشیم.پیشنهاد چهارم، تقویت و توسعه نظارت مجلس و قوه قضاییه است؛ آنها باید بر عملکرد دستگاههای دولتی بدون مماشات، تسامح و تبعیض نظارت کنند. فرقی ندارد دولت چپ یا راست بر سر کار باشد، هر کس که هست باید عملکرد او به احسن وجه بررسی شود. کار نظارت وظیفه اصلی آنهاست و متأسفانه در حال حاضر این نظارت ضعیف است.
باید بر اساس قانون اساسی کمیته مستقل انتخابات تشکیل شود
پیشنهاد پنجم، تشکیل کمیته مستقل انتخابات طبق قانون اساسی است؛ انتخابات باید توسط دولت برگزار شود و شورای نگهبان نیز نظارت کند، در زمان حضرت امام (ره)، شورای نگهبان مرجع تظلمخواهی کاندیداها بود و که تصور میکرد ظلمی به وی شده است به این شورا مراجعه میکرد. در شرایط فعلی پیشنهاد عملی و کارساز، تشکیل «کمیته مستقل انتخابات» مرکب از افراد باسابقه، مجریان موفق، حقوقدانها و سیاستمداران است. این کمیته باید وظیفه نظارت و کنترل انتخابات را داشته باشد تا از هرگونه سوءاستفاده و ظلم جلوگیری کند و مردم با اعتماد و اطمینان پای صندوق رأی بیایند.
تجربه نشان داده است گفتگو با مردم میتواند از شکلگیری اعتراضات خطرناک جلوگیری کند.پیشنهاد ششم، ایجاد فضایی برای اعتراضات است؛ بارها پیشنهاد دادهام که سالن یا فضایی برای انتقادات مردمی ایجاد شود. مردم شریفی که حق دارند اعتراض کنند باید بتوانند با امنیت کامل و بدون ترس از تعقیب قضایی حرفهایشان را بیان کنند؛ مسئولین نیز باید در ردیفها بنشینند و به حرف مردم گوش دهند. تجربه نشان داده است که مردم نجیب هستند و گفتگو با آنها میتواند راهگشا باشد و از شکلگیری اعتراضات خطرناک جلوگیری کند.
پیشنهاد هفتم، حل مشکل اقتصادی مردم است؛ وضعیت اقتصادی به حدی نگرانکننده شده که بسیاری از مردم اجارهنشین و کمدرآمد حتی توان خرید نیازهای روزمره خود را ندارند. مردم از نداشتن حقوق کافی، افزایش سرسامآور قیمتها و مزایای نجومی برخی مسئولین رنج میبرند. دولت و مسئولین موظف هستند جرات و جسارت داشته باشند و حقوقهای نجومی و رانتها را کنترل کنند و به مشکلات واقعی مردم رسیدگی کنند. من از آقای پزشکیان عزیز تقاضا میکنم به طور جدی مسائل اقتصادی مردم را حل کنند. نارضایتی عمومی به حدی رسیده که اگر اقدامی عاجل انجام نشود، تبعات آن میتواند بسیار خطرناک باشد. اصلاح اقتصادی و ایجاد فضای شفاف و پاسخگو، مهمترین نیاز امروز مردم است.
اصلاح اقتصادی و ایجاد فضای شفاف و پاسخگو، مهمترین نیاز امروز مردم است.بنابراین در جمعبندی ریشه اعتراضات باید بگویم مسائل اقتصادی، سیاسی داخلی و فرهنگی دخیل هستند. این برخورد خشنی که با جوانان و مردم میکنند، درست نیست. به طور کلی برخی بر این باور هستند که باید با زور فرهنگ اسلامی را بر کشور حاکم کنیم و این حرف غلط است و خلاف قرآن، مشی انبیا و ائمه علیهالسلام است؛ باید با مردم مهربان باشیم و دوستی کنیم.
به حرف نخبگان گوش دهید تا کشور از بحران نجات یابد
مسئله سیاست بینالملل را هم باید حل کنیم و مسائل نباید پا در هوا باشند؛ دیپلماتهای مجرب و دنیادیده و کارآمد میتوانند در این زمینه طرح بدهند و همه آنها میگویند، موضوعات سیاست خارجی ما راهحل دارند، اقتصاددانها نیز بر این باور هستند که مشکلات اقتصادی و معیشتی راهحل دارد اما حرف ما را گوش نمیدهند. بنابراین باید به حرف فرزندانتان - نخبگان - گوش دهید تا بتوانید این کشور را سامان بدهید و از این بحران نجات دهید.
ایرنا: اگر در اعتراضات دهههای گذشته به مطالبات مردم پاسخ درست داده میشد آیا اعتراضات در این دوره به این شکل رادیکال میشد؟
رسول منتجبنیا: در دورههای گذشته شاهد بودیم که اعتراضات از کجا نشات گرفتهاند و همیشه گفتهام«حرف مردم را گوش دهیم» و بحث سالن اعتراضات را آن زمان مطرح کردم. من اعتقاد داشته و دارم که کار سیاستگذاری، تصمیمسازی باید به دست عقلای قوم باشد. دورههای دیگر هم گفتم، الان هم عرض میکنم راهش این است که بزرگان کشور، دست رادیکالها و تندروها ـ چپ، راست یا میانه باشد ـ را کوتاه کنند. بسیاری از مشکلات کشور به دست همین افراد تندرو و رادیکال در مجلس، دولت، نهادهای مختلف ایجاد میشود. عقلا را حاکم کنید و تندروها را در حاشیه بگذارید، حقوقشان را بدهید؛ بروند یک مقداری، چند سال، تنفس و استراحت کنند و عقلا برای این مملکت تصمیمگیری کنند؛ آن وقت خواهید دید که بسیاری از مشکلات حل میشود.
ایرنا: به نظر میرسد نقطه آغاز حوادث دی ماه تجمعات صنفی کسبه و بازاریان بود اما برخی تحلیلها حاکی از این است که این اعتراضات صرفا ریشه اقتصادی نداشت و عوامل دیگری نیز در آن دخیل هستند، ارزیابی شما از این مسئله چیست؟
کلید حل مشکلات این است که برای انتقاد و اعتراض مردم حتماً تریبون تعبیه کنیم.
رسول منتجبنیا: خیلی به سادگی میشد مسئله اعتراض بازاریها را حل کرد. اگر همه اینها را به یک جلسه دعوت میکردند نه اینکه چهار نفر را به یک نهاد ببرند، مسئله حل میشد و بهانه دست دیگران نمیافتاد؛ سپس اگر افراد میآمدند و کاری انجام میدادند، معلوم میشد آنها اعتراض ندارند و مشکلساز هستند. کلید حل مشکلات این است که برای انتقاد و اعتراض مردم حتماً تریبون و سالن تهیه کنیم و گوش شنوا داشته باشیم؛ نه اینکه خدایناخواسته اگر کسی انتقاد کرد یقهاش را بگیریم که چرا چنین حرفی زدی؟! بگذارید مردم حرف بزنند؛ مردم صاحب این کشور و ولینعمت هستند؛ بیایند به من و شما حرف بزنند؛ چه اشکالی دارد؟ اینها که عاقبت به پشت بام و خیابان میروند، بیایید به حرف آنها گوش دهیم تا اینگونه نشود.
دولتها نوعا از اقتدار احزاب میترسند اما در دنیای پیشرفته آنها حلقه وصل مردم و حاکمیت هستند
ایرنا: در سالهای اخیر شاهد هستیم که احزاب، روشنفکران و حلقههای واسط که باید بین مردم و حاکمیت ارتباط برقرار کنند، نادیده گرفته شدهاند. ارزیابی شما از علل و عواقب این نادیده گرفته شدن چیست؟
رسول منتجبنیا: برداشت من این است که دولتها نوعاً از احزاب و از اقتدار آنها میترسند و فکر میکنند اگر احزاب قدرتمند شوند، برای آنها مزاحمت فراهم میکنند؛ در حالی که در دنیای پیشرفته، احزاب همانطور که شما فرمودید حلقه وصل بین مردم و حاکمیت هستند و به عنوان دولت در سایه عمل میکنند و میتوانند بهترین خدمت را به کشور و حاکمیت ارائه کنند ولی متأسفانه در ایران اینگونه نیست.
شهید بهشتی و مرحوم هاشمی رفسنجانی معتقد بودند احزاب بهترین کانونی هستند که میتوانند مردم را هدایت، کنترل و سازماندهی کنند.قانون اساسی در اصل ۲۶، احزاب را به رسمیت شناخته است؛ آن زمان که در مجلس بودیم، قانون احزاب را تصویب کردیم البته چند بار آن را تغییر دادند. الان هم وزارت کشور در حال تغییر آن است و ما به شدت مخالف این نظر وزارت کشور هستیم زیرا در حال حکومتی و دولتی کردن احزاب است یعنی حلقه وصل را میشکند و میگوید همه چیز باید در اختیار وزارت کشور باشد. در حالیکه اصلاً خاصیت و فلسفه وجودی احزاب مستقل بودن آنها است، حزب حکومتی و حزب دولتی نمیتواند حلقه وصل باشد و یکطرفه میشود. من در جلسات وزارت کشور شرکت کردم و اعتراض هم کردم که کارتان خلاف است و نقض غرض میکنید.
خاصیت و فلسفه وجودی احزاب مستقل بودن آنها است، حزب حکومتی و حزب دولتی نمیتواند حلقه وصل باشد.شهید بهشتی و مرحوم هاشمی رفسنجانی معتقد بودند احزاب بهترین کانونی هستند که میتوانند مردم را هدایت، کنترل و سازماندهی کنند، آموزش و پرورش بدهند و بتوانند آنها را برای عهدهداری مسئولیتها آماده کنند ولی خیلی از آقایان چنین اعتقادی ندارند. من معتقدم این از ضعف خودشان است؛ زیرا میترسند؛ میگویند مارگزیده از ریسمان سفید و سیاه میترسد، آنها هم میترسند.
مرحوم هاشمی رفسنجانی میگفت نجات این کشور فقط به دست چند حزب قدرتمند است
به قول حضرت امام (ره) انتقاد بلکه اعتراض از مواهب الهی است اما ما از انتقاد میترسیم! حتی حزبی که با طی مراحل قانونی پروانه میگیرد، رسمیت پیدا میکند، چند هزار نیرو دارد، حالا یک انتقادی کرده است؛ منِ وزیر میترسم و موضع میگیرم که چرا انتقاد کرده است. مرحوم هاشمی رفسنجانی در اواخر عمرش به من میگفت نجات این کشور فقط به دست چند حزب قدرتمند است نه احزاب کوچک و محدود. ایشان میگفت اگر من زنده بمانم خودم آستین بالا میزنم و کمک میکنم تا چند حزب قدرتمند تشکیل شود.
به قول حضرت امام (ره) انتقاد بلکه اعتراض از مواهب الهی است اما ما از انتقاد میترسیم!همه این اعتراضات را چه کسی باید مدیریت کند؟ همین سالنهایی که الان پیشنهاد میکنیم، اگر گوش شنوا باشد، چه کسی باید انجام بدهد؟ یکسری مجموعهها باید سازماندهی کنند و بهترین مجموعهها احزاب هستند؛ احزابی که پروانه گرفتهاند و در قانون اساسی آمده که جایگاه ساماندهی اعتراضات صنفی را دارند اما برای این کار باید وزارت کشور اجازه دهند. بعد میگویند در ایران احزاب جا نمیافتند، خب نمیگذاریم جا بیفتند زیرا از آنها میترسیم! احزاب خطرناک نیستند؛ آنها برای نظام فرصت هستند نه تهدید.
میگویند در ایران احزاب جا نمیافتند، خب نمیگذاریم جا بیفتند، احزاب خطرناک نیستند؛ آنها برای نظام فرصت هستند نه تهدید. وزارت کشور باید در جهت تقویت احزاب تلاش کند؛ محدودسازی احزاب یعنی محدود کردن مردم و بستن دست آنها. دست مردم را میبندید، بعد میگویید چرا فریاد میزنند؟ اجازه بدهید دست مردم باز باشد، فریاد مردم به گوش مسئولان برسد، آن وقت ببینید مردم چقدر حامی شما خواهند بود.
محدودسازی احزاب یعنی محدود کردن مردم و بستن دست آنها. دست مردم را میبندید، بعد میگویید چرا فریاد میزنند؟ ایرنا: جنس اعتراضات ۱۴۰۴ چه تفاوتی با اعتراضات پیشین داشت؟ دلیل خشونتی که در جامعه وجود دارد چیست و چرا این خشونت در قالب اعتراضات خود را نشان میدهد؟
رسول منتجبنیا: معتقدم ریشهیابیها مربوط به یک روز و دو روز و حتی یک سال نیست زیرا سالهای سال، چند دهه ابهامات، شبهات انباشته شدهاند. خلافکاریهایی که مردم دیدند و من اینها را شمردم، همگی جمع شده و یکمرتبه سر باز کرده است. تحریکات خارجی از یک طرف، شوکها و بیتدبیری داخلی هم کمک کرده و فشارهای اقتصادی هم که زمینه را فراهم کرده است و یکمرتبه منجر به این قضیه شده است.
ایرنا: آیا در تمام این چند دهه، بعد از اعتراضاتی که صورت میگرفت، تحلیل و ارزیابی نمیشد. آیا راهکاری وجود نداشت که به این شکل در ۱۴۰۴ سرباز نکند؟
رسول منتجبنیا: متأسفانه نه. ببینید، ما فقط حرف میزنیم؛ به قول یکی از بزرگان، حرف میزنیم و یکدهم آن هم عمل نمیکنیم. جنگ ۱۲روزه را ببینید؛ همه متفقالقول گفتند که مردم حضور حماسی داشتند، نظراتشان را کنار گذاشتند و با وحدت کلمه وارد صحنه شدند و حمایت کردند. درست، بعد از آن ما برای مردم چه کار کردیم؟ بعد از جنگ ۱۲روزه چه قدمی برداشتیم؟ مدام گفتیم این مردم، مردم خوبی هستند. مردم نیاز به تشکر ندارند؛ شکم آنها گرسنه است، مشکلات اقتصادی دارند، گرفتاریهای دیگری دارند؛ آنها را حل کنید.
من بعد از جنگ در مصاحبهها گفتم قربانصدقه نروید بلکه برای مردم کار کنید تا در عمل ببینند که شما قدرشناس آنها هستید اما هیچ کاری انجام نگرفت! وقتی قضیه {اعتراضات} تمام میشود تصور میکنیم واقعا خاتمه پیدا کرده است در حالی که آتش زیر خاکستر نگهداشتن خوب نیست زیرا چشم به هم بزنید، یکمرتبه شعله میکشد. الان هم من عرض میکنم، ریشهیابی کنید، این حرفهایی که ما میزنیم را مطالعه کنید. خیلیها نظر دارند، حرف میزنند؛ گوش شنوا داشته باشید، وقت بگذارید و از نخبگان استفاده کنید تا قضایا تکرار نشود.
وقتی عملکرد مسئولین خوب نباشد، مردم بدگمان میشوند و یکمرتبه یک جرقهای زده میشود و این آتش دوباره شعلهور میشود.مردم ـ همانطور که عرض کردم ـ شریف، قدرشناس و قانع هستند و اگر احساس کنند حاکمیت به آنها بها میدهد، برایشان ارزش قائل است، به رأیشان و نظرشان احترام میگذارد، چرا حمایت نکنند؟ کجا بروند بهتر از این کشور؟ کجا بروند بهتر از این نظام؟ مسئولینی که اغلبشان مسئولین خوبی هستند و بالاخره معتقد هست و افراد وابستهای نیستند البته در میانشان عناصری هم وجود دارند که باید غربال شوند؛ ولی وقتی عملکرد مسئولین خوب نباشد، مردم بدبین و بدگمان میشوند و یکمرتبه بهانهای پیش میآید، جرقهای زده میشود و این آتش دوباره شعلهور میشود.
اگر به خواستههای مشروع مردم پاسخ ندهیم، منتقدان به معترض و معترضان به مخالف تبدیل میشوند
ایرنا: چه اتفاقی میافتد که دشمنان میتوانند از اعتراضات قانونی مردم سوءاستفاده کرده و با منحرف کردن آن اهداف خود را محقق کنند؟
رسول منتجبنیا: وقتی به خواستههای مشروع مردم پاسخ مثبت ندهیم، منتقدان به معترض و معترضان به مخالف تبدیل میشوند. حتی اگر آنقدر صبر و تحمل داشته باشند که مخالف نشوند، حداقل در بین آنها افرادی از مخالفین ظهور میکنند؛ بهخصوص نسل امروز را نباید دستکم بگیریم، جوان امروز حتی با جوانهای سال ۸۸ قابل مقایسه نیست اصلاً مردم قابل مقایسه با آن زمانها نیستند. اما این جوانها را نادیده میگیریم! من بارها عرض کردم ما برای این جوانها چه کار کردیم که انتظار داریم خوب فکر کنند، خوب حرکت کنند و حامی نظام و انقلاب باشند؟ مدارس، آموزش و پرورش واقعاً خوب کار کردهاند؟ دانشگاههای چطور؟ من عمرم را در تدریس گذراندم، در دانشگاه و مکانهای دیگر چه کردیم؟ صداوسیمای ما واقعاً آموزش داده است؟
جوان امروز حتی با جوانهای سال ۸۸ قابل مقایسه نیست اصلاً مردم قابل مقایسه با آن زمانها نیستند.انتظار داریم معجزه بشود و جوانهای ما یکمرتبه جوان متعهد انقلابی شوند؟ البته انقلابی به معنای واقعی نه به معنای تندرو و افراطی. ما قاصریم؛ بارها عرض کردم اگر از جوانهای امروز انتقاد کنیم باید خود را مسئول بدانیم و خودمان را سرزنش بکنیم زیرا اینها دستپرورده ما هستند. من واقعاً خودم را مقصر میدانم، ما چه کردیم برای جوانها که انتظار داریم خوب عمل بکنند؟ آن هم در دنیای آشفتهای که قدرتهای جهانی به بهانههای مختلف، و فساد را در دنیا گسترش میدهند. در چنین شرایطی توقع داریم جوان سالم بماند و دست به اغتشاش و به حرکتهای نامناسب نزند؟ ما مقصریم، باید مراکز آموزشی، فرهنگی و دینی ما متحول شود. واقعاً این کارهایی که انجام میشود، در تراز این ملت نیست.
ایرنا: ارزیابی شما از تاکید رئیسجمهور بر مسئولیت دولت و حاکمیت در برابر همه آسیب دیدگان و ماموریت به گروههای مختلف از جمله دانشگاه برای بررسی علل و عوامل ناآرامیها چیست؟
رسول منتجبنیا: این دستورها خوب است، ولی صرفِ دستور نتیجهبخش نیست زیرا کمیتهای تشکیل میشود، چهار نفر میگویند علت اعتراضات فلان بود و یک چیزی مینویسند. آقای رئیسجمهور ببینید در دانشگاهها چه خبر است! آقای رئیسجمهور، آقای وزیر بهداشت، آقای وزیر علوم میزهای دگراندیشی و مناظره را در دانشگاهها گسترش بدهید. مگر رهبری نفرمودند «خدا لعنت کند کسانی را که میخواهند دانشگاه سیاسی نباشد؟» چرا از شکل گرفتن این بحث ها میترسیم؟ فکر میکنید اگر در دانشگاه برنامه بگذارید، دانشگاهیها یکدیگر را لتوپار میکنند؟ این گونه نیست بلکه بحثهای سیاسی و اجتماعی مطرح میشود.
فکر میکنید اگر در دانشگاه برنامه بگذارید، دانشگاهیها یکدیگر را لتوپار میکنند؟یک زمانی دستور داده بودند که دانشگاه اسلامی شود و من را رئیس کمیتهای کردند که دانشگاه را اسلامی کنیم. مانده بودیم چه کار بکنیم؟! مگر اسلامی شدن دانشگاه با کمیته و دستور انجام میشود؟! این کار برنامه و سازماندهی میخواهد، افراد نخبه باید بیایند، حرف دانشجوها را بشنوند و پاسخ مناسب بدهند.
ایرنا: راهکارهای بلندمدت را پیشنهاد دادید اما در کوتاه مدت چه راهکاری برای پیشگیری از تکرار حوادث اخیر وجود دارد؟
رسول منتجبنیا: به عنوان راهکار کوتاهمدت باید بگویم مسئله اقتصادی نیاز به تحول دارد. آقای پزشکیان آستین بالا بزند و بگوید، میخواهم قیمتها پایین بیاید. قیمت تخممرغ که ۳۰۰ هزار تومان تومان شده است ۱۰۰ هزار تومان شود؛ قیمت مرغ و گوشت طوری باشد که مردم بتوانند به آن دسترسی داشته باشند. ماه رمضان در پیش است و سپس عید نوروز میآید؛ این مردم چطور زندگی کنند؟ حقوقها و مزایا عقب افتاده است، اینها را تأمین کنند و با حقوقهای کلان برخورد کنند، این کار سختی نیست. من خبر دارم در بسیاری از کارخانهها و ادارات، فقط به صرف اینکه فرد مدیر است حقوقهای ۴۰۰ و ۵۰۰ میلیونی میگیرد. لیست حقوقها را منتشر کنید و ببینید مردم چه میکنند، جلوی اینها را بگیرید تا زندگی مردم تأمین شود. یک عده قلیل خون ملت را میمکند، جلوی اختلاسها و سوءاستفادهها را بگیرید.
مسئله سالن اعتراضات از ضرورتهای فوری کشور است
مسئله سالن اعتراضات از ضرورتهای فوری کشور است؛ یکی از استادیومها را مجهز کنید، اعلام هم کنید تا افراد و گروهها بهصورت سیستماتیک و منظم برای تجمع ثبتنام کنند. احزاب درخواست تجمع بدهند، راهپیمایی کنند و خودشان هم کنترل بکنند.
ایرنا: مجلس کلیات طرح تجمعات را تصویب کرده است، ارزیابی شما از این طرح چیست؟
رسول منتجبنیا: اصل طرح و اینکه این موضوع مورد بحث قرار گیرد، خوب است ولی من باز هم به نمایندگان عرض میکنم مبادا مجلس شرایط و قیودی بگذارد که اصل ۲۶ قانون اساسی را خراب کند. اصل ۲۶ میگوید اصلاً برگزاری تجمعات مجوز نمیخواهد و آزاد است و فقط گفته است مخل امنیت نباشد. اگر نگران امنیت هستید، راهکار این است که نیروی انتظامی آن سالن را کنترل کند تا به کسی حمله نشود. کسانی که میخواهند اعتراض کنند، نمیخواهند ناامنی ایجاد کنند پس باید این طرح به شکلی انجام شود که خودش مسئلهساز نشود.
ما نگران این هستیم که یکمرتبه چیزی از آب در بیاید که اصلاً با قانون اساسی هماهنگ نباشد؛ این یک هشدار به نمایندگان است که مراقب باشند. میتوان فرمهایی تهیه کرد که چگونه مسئله بدون درگیری و برخورد پیش برود. راهکارها موجود است و میتوان از کشورهای پیشرفته الگوبرداری کرد؛ هیچ اشکالی ندارد.
همه میگویند اعتراض حق مردم است، اگر حق است چرا به آنها داده نمیشود؟ همه میگویند اعتراض حق مردم است، اگر حق است چرا به آنها داده نمیشود؟ مردم چگونه باید از این حق استفاده کنند؟ تنها راه حضور منتقدان در صداوسیما نیست، چون صداوسیما اگر کسی را بیاورد یا تعریفش را میکند یا اگر انتقاد کند، پخش نمیکند یا خنثی میکند. من به همین دلیل ۱۶–۱۷ سال است که با صداوسیما مصاحبه نکرده و نمیکنم.
در عرصه سیاست خارجی نیز ما در بحران عظیم بینالمللی هستیم بنابراین به دیپلماتهای بسیار قوی، مجرب، مسلط بر اوضاع دنیا و کارآزموده نیاز داریم. چرا از این افراد استفاده نمیشود؟ این مسائل قابل حل است. علاوه بر این نباید اینگونه تصور شود که کار دیپلماسی فقط تبادل پیام باشد؛ مذاکره یعنی صحبت، شنیدن و امتیاز دادن و گرفتن.