شناسهٔ خبر: 77173742 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

چگونه احساسات، جریان طبیعی زندگی را متوقف می‌کنند؟

از غم تا عشق

احساسات، بخش جدایی‌ناپذیر زندگی انسان است و از دیدگاه پزشکی، نمی‌توان سلامت بدن را بدون درنظرگرفتن وضعیت احساسی فرد بررسی کرد. پزشکی مدرن سال‌هاست به این نتیجه رسیده که بسیاری از بیماری‌ها تنها حاصل عوامل فیزیکی نیستند، بلکه از تعامل پیچیده ذهن، احساس و بدن نشات می‌گیرند.

صاحب‌خبر -
 
اضطراب، غم، خشم، عشق و جدایی، همگی می‌توانند واکنش‌هایی واقعی و قابل مشاهده در بدن ایجاد کنند. به همین دلیل است که گاهی نتایج آزمایش‌ها طبیعی است، اما بیمار همچنان درد، خستگی یا بی‌قراری را تجربه می‌کند. درک این ارتباط، هم برای پزشک و هم برای مردم عادی، نقش مهمی در پیشگیری از بیماری و حفظ جریان طبیعی زندگی دارد. 

احساسات چگونه بر بدن اثر می‌گذارند؟
هنگامی که انسان یک احساس را تجربه می‌کند، مغز بلافاصله آن را پردازش کرده و از طریق سیستم عصبی و هورمونی به اندام‌های مختلف بدن پیام می‌فرستد. این پیام‌ها باعث تغییر در ضربان قلب، تنفس، فشارخون، ترشح هورمون‌ها و حتی عملکرد سیستم ایمنی می‌شوند. مثلا هنگام غم یا سوگ، بدن وارد حالتی می‌شود که انرژی کاهش می‌یابد. فرد ممکن است احساس خستگی، بی‌حوصلگی، کندی ذهن و بدن یا تمایل به کناره‌گیری از دیگران داشته باشد یا خواب ممکن است مختل شود و یا اشتها تغییر کند. 
اگر این حالت کوتاه‌مدت باشد، واکنش طبیعی سازگاری با شرایط است، اما اگر غم و اندوه ادامه‌ پیدا کند، بدن به‌تدریج دچار فرسودگی می‌شود. از نظر پزشکی، غم مزمن می‌تواند سیستم ایمنی را تضعیف کند، دردهای پراکنده بدنی به‌وجود آورد و احتمال ابتلا به بیماری‌های مختلف را افزایش دهد. 
در خشم، واکنش بدن کاملا متفاوت است. در این زمان بدن حالت هشداربه خودمی‌گیرد؛ ضربان قلب بالا می‌رود، فشارخون افزایش می‌یابد، عضلات منقبض و تنفس سریع‌تر می‌شود. این واکنش برای دفاع دربرابر خطر طراحی شده است. اما در زندگی روزمره که خطر واقعی وجود ندارد، خشم‌های مکرر یا سرکوب‌شده باعث می‌شوند بدن برای مدت طولانی در این حالت باقی بماند. نتیجه این وضعیت سردردهای مزمن، درد معده، مشکلات قلبی و احساس تنش دائمی در بدن است. 
عشق، اگر سالم و متعادل باشد، از دیدگاه پزشکی اثرات مثبتی بر بدن می‌گذارد. در این حالت بدن موادی ترشح می‌کند که باعث احساس آرامش و امنیت می‌شود. این حالت می‌تواند کیفیت خواب رابهتر کند، استرس راکاهش دهدوحتی عملکرد قلب را بهبود ببخشد؛ اما اگرعشق با اضطراب،ترس ازدست‌دادن یاوابستگی شدیدهمراه شود،بدن مدام تحت فشار قرار می‌گیرد. 
جدایی یا فقدان عاطفی هم یکی از شدیدترین فشارهای احساسی برای بدن است. بسیاری از افراد بعد از جدایی دچار درد در قفسه سینه، ضعف، لرزش، تهوع، بی‌خوابی یا کاهش تمرکز می‌شوند. اما سؤال اینجاست که آیا این علائم فقط «روحی» است؟ خیر. این علائم واقعی و نتیجه واکنش طبیعی بدن به فشار احساسی است. 

هنگام تجربه احساسات چه باید کرد؟
پزشکان تأکید می‌کنند که نباید احساسات را نادیده‌گرفت یا سرکوب کرد. سرکوب احساسات باعث می‌شود بدن فشار را در خود نگه‌دارد و این فشار به‌ مرور زمان به شکل بیماری بروز کند.
در این حالت اولین قدم، پذیرفتن احساس است؛ یعنی فرد بداند آنچه تجربه می‌کند طبیعی است و بدنش در حال واکنش به شرایط زندگی است. 
در زمان غم یا سوگ، بدن بیش از هر چیز به مراقبت‌های اولیه نیاز دارد. خواب منظم، تغذیه سالم و سبک، نوشیدن آب کافی و داشتن تحرک ملایم مثل پیاده‌روی، از مهم‌ترین توصیه‌های پزشکی است. این اقدامات ساده به تنظیم دوباره بدن کمک می‌کنند. در این حالت نباید انتظار داشته باشیم حال‌مان زود خوب شود، چون فشار برای بهبود فوری می‌تواند استرس را بیشتر کند. 
در زمان خشم، پزشکان توصیه می‌کنند قبل از واکنش، بدن آرام شود. مکث کوتاه، چند نفس عمیق و فاصله‌گرفتن موقت از موقعیت تنش‌زا، می‌تواند از آسیب به قلب و سیستم عصبی جلوگیری کند.خشم اگر به‌درستی و سالم بیان شود، خطرناک نیست؛ اما خشم فروخورده یا انفجاری می‌تواند بدن را فرسوده کند و به مرور به سلامت آسیب بزند.
در مورد «عشق»، معیار سلامت از نظر پزشکی «تعادل» است. اگر فرد احساس کند که بدون حضور طرف مقابل دچار اضطراب شدید، بی‌خوابی یا اختلال در عملکرد روزانه می‌شود، این نشانه فشار بیش از حد بر بدن است. حفظ روتین‌های شخصی، خواب منظم، ارتباط اجتماعی و ادامه فعالیت‌های فردی، به بدن کمک می‌کند در وضعیت سالم باقی بماند. مثلا خیلی از بیمارانی که با تپش قلب مراجعه می‌کنند، از نظر قلبی سالم هستند، اما تحت فشار احساسی قرار دارند.
 
جدایی و بازگشت بدن به تعادل طبیعی
از دیدگاه پزشکی، جدایی یک شوک واقعی برای بدن است. بدن به ترشح بعضی مواد شیمیایی در زمان رابطه عادت می‌کند و با قطع ناگهانی آنها، دچار نوعی عدم تعادل می‌شود. این موضوع می‌تواند بی‌خوابی، کاهش اشتها، دردهای عضلانی، بی‌انگیزگی و حتی مشکلات گوارشی را هم در پی داشته باشد. البته این واکنش‌ها طبیعی است و نشانه ضعف فرد محسوب نمی‌شود. در این دوره، توصیه می‌شود فرد بیشتر از همیشه به نیازهای اولیه بدن توجه کند. خواب کافی، مصرف مایعات، تغذیه منظم و کاهش مصرف محرک‌هایی مانند قهوه و سیگار، نقش مهمی در کاهش فشار جسمی دارند. 
فعالیت بدنی سبک، حتی در حد پیاده‌روی کوتاه، به بدن پیام امنیت می‌دهد و روند بهبود را تسریع می‌کند. انزوا و بی‌تحرکی طولانی‌مدت می‌تواند روند بهبود را کندتر کند. 
 
چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟
زمانی که علائم جسمی یا روانی بیش از چند هفته ادامه پیدا کند، خواب به‌طور جدی مختل شود، کاهش وزن شدید رخ دهد یا فرد دیگر نتواند زندگی روزمره خود را مدیریت کند، مراجعه به پزشک ضروری است. پزشکی مدرن احساسات را دشمن بدن نمی‌داند، بلکه آنها زبان بدن برای بیان فشارها، نیازها و تغییرات زندگی هستند. زمانی که این پیام‌ها شنیده شوند و پاسخ مناسبی دریافت کنند، بدن و روان به تعادل می‌رسند و زندگی می‌تواند بدون توقف، مسیر طبیعی خود را ادامه دهد.