هشدار پکن در مونیخ حامل پیامی صریح و راهبردی به واشنگتن بود که در بطن خود نسبت به تبعات هرگونه اقدام نظامی علیه ایران در محیط شکننده خاورمیانه اخطار میداد. ایران در چهارچوب سخنرانی وزیر امور خارجه چین در نشست امنیتی مونیخ مسأله ای به عنوان موضوعی در شبکه پیچیده امنیت منطقهای مطرح شد که هرگونه دستکاری پرریسک در آن میتواند به بی ثباتی فراگیر بینجامد.
«وانگ یی» در سخنرانی اخیرش با اشاره به تنشآفرینی آمریکا در منطقه غرب آسیا به واشنگتن هشدار داد که در قبال ایران «احتیاط» به خرج دهد؛ زیرا این وضعیت بر صلح در خاورمیانه به طور مستقیم تأثیر میگذارد. او با بهکارگیری واژه «احتیاط» در قبال رفتار آمریکا نسبت به ایران، در واقع بر ضرورت پرهیز از محاسبات شتابزده تأکید کرد؛ محاسباتی که در صورت ترجمه شدن به اقدام نظامی، صرفاً به یک تقابل محدود ختم نخواهد شد. چه آنکه در شرایطی که خاورمیانه همزمان با بحران غزه، با تنشهای پراکنده در جبهههای مختلف و رقابت قدرتهای منطقهای مواجه است، افزودن یک کانون درگیری جدید میتواند توازن شکننده موجود را بر هم زند و دامنه ناامنی را از سطح ملی به سطح منطقهای و حتی فرامنطقهای گسترش دهد.
تأکید چین بر حل وفصل اختلافات از مسیر گفتوگو و میانجیگری در همین چهارچوب معنا مییابد. از نگاه پکن، توسل به ابزار نظامی علیه ایران سازوکارهای چندجانبهای را که برای مدیریت بحرانهای پیچیده طراحی شدهاند، تضعیف میسازد. هنگامی که «وانگ یی» از لزوم احیای نقش سازمان ملل گفت، در واقع هشدار میدهد که عبور از چهارچوبهای حقوقی بینالمللی به ویژه در پروندههایی با حساسیت ژئوپلتیکی بالا به فرسایش نظم مبتنی بر قواعد میانجامد؛ نظمی که بقای کشورهای کوچک و متوسط منطقه به آن وابسته است.
فقدان ظرفیت تنش جدید در منطقه
رئیس دستگاه دیپلماسی چین استدلال کرده است که کاستیهای نظام بینالملل ناشی از برخی کشورهاست که اختلافات را بزرگنمایی میکنند، تقابل را دامن میزنند و «ذهنیت جنگ سرد» را احیا میکنند. در همین راستا اشاره وزیر خارجه چین به «انحصار قدرت» و «ذهنیت جنگ سرد» حامل نقدی غیرمستقیم به رویکرد یکجانبهگرایانهای است که تهدید نظامی را ابزار مشروع فشار تلقی میکند. اگر چنین رویکردی در قبال ایران فعال شود، پیامد آن صرفاً محدود به مرزهای ایران نخواهد ماند. چه ایران به لحاظ ژئوپلتیکی در مرکز پیوندهای انرژی، ترانزیت و موازنههای امنیتی منطقه قرار دارد و هرگونه درگیری مستقیم، میتواند مسیرهای حیاتی انتقال انرژی و تجارت را در معرض اختلال قرار دهد. این اختلال، بهویژه در شرایط شکنندگی اقتصاد جهانی، تبعاتی فراتر از خاورمیانه خواهد داشت.
همزمان، چین با قرار دادن مسأله ایران در کنار بحران غزه و جنگ اوکراین، تصویری از جهانی ارائه میدهد که ظرفیت تحمل یک جبهه تنش جدید را ندارد. اگر در غزه بازسازی بدون عدالت و در اوکراین راهحل بدون مذاکره پایدار نخواهد بود، در قبال ایران نیز گزینه نظامی بحرانزا خواهد بود. این همنشینی موضوعی، هشدار پکن را از سطح یک موضعگیری منطقهای به سطح یک ارزیابی کلان درباره روندهای بیثباتکننده در نظام بینالملل ارتقا میدهد. در سطح راهبردی، بی توجهی به این هشدار میتواند رقابت قدرتهای بزرگ را در خاورمیانه تشدید کند.
افزایش حضور نظامی بازیگران فرامنطقهای، فشرده تر شدن خطوط تماس امنیتی و بالا رفتن احتمال خطای محاسباتی سناریویی است که در صورت درگیری مستقیم با ایران قابل تصور است. در چنین وضعیتی، مدیریت بحران از چهارچوبهای کنترل شده خارج میشود و هر حادثه محدود میتواند به تصاعد تنش بینجامد.
از منظر پکن، ثبات خاورمیانه بخشی از ثبات گستردهتر در زنجیرههای تأمین جهانی و امنیت انرژی است. بنابراین، هشدار «وانگ یی» را باید تلاشی برای جلوگیری از فعال شدن چرخهای دانست که در آن اقدام نظامی، واکنش متقابل و سپس مداخله بازیگران متعدد، منطقه را وارد فاز بی ثباتی ممتد میکند. این هشدار در عین حال، بازتابی از تأکید چین بر چندقطبی بودن نظام بینالملل و ضرورت پایبندی به سازوکارهای چندجانبه است.
در مجموع، پیام پکن روشن است و آن اینکه هرگونه تهدید یا اقدام نظامی علیه ایران در شرایط کنونی محرکی بالقوه برای بازآرایی پرهزینه معادلات امنیتی در سراسر خاورمیانه خواهد بود.
نادیده گرفتن این واقعیت میتواند منطقهای را که هماکنون نیز با بحرانهای متداخل مواجه است، به سوی بیثباتی گستردهتری سوق دهد؛ بیثباتیای که مهار آن، به مراتب دشوارتر از پیشگیری از آن خواهد بود.
منبع: روزنامه ایران، ۲۷ بهمن ۱۴۰۴