شناسهٔ خبر: 77165109 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جوان | لینک خبر

محمدرضا هادیلو

سیاست و آینده اقتصاد روستا

روستا‌های ایران بیش از آنکه ضعیف یا فقیر باشند، کم‌دیده شده و مورد بی‌توجهی برخی مسئولان قرار گرفته‌اند

صاحب‌خبر -

جوان آنلاین: روستا‌های ایران بیش از آنکه ضعیف یا فقیر باشند، کم‌دیده شده و مورد بی‌توجهی برخی مسئولان قرار گرفته‌اند. نگاهی دقیق‌تر به جغرافیای روستایی کشور نشان می‌دهد در بسیاری از مناطق، زمین حاصلخیز، نیروی انسانی فعال، تجربه تولید و حتی مزیت‌های نسبی و اختصاصی وجود دارد، اما آنچه غایب است، اتصال این ظرفیت‌ها به یک منطق اقتصادی پایدار است. فقر روستایی، نه حاصل نبود منابع، بلکه نتیجه نقص در سیاستگذاری و اجراست. 
در بسیاری از روستاها، کشاورز تولید می‌کند، اما بازار مطمئن ندارد. محصول برداشت می‌شود، اما مسیر فروش از اختیار تولیدکننده خارج است. نبود بازار‌های محلی سازمان‌یافته، قرارداد‌های خرید تضمینی کارآمد و زیرساخت‌های لجستیکی باعث شده سهم روستا از زنجیره سود حداقلی باشد. این وضعیت، تولید را حفظ کرده، اما درآمد را ناپایدار نگه داشته است. نتیجه آن است که روستا زنده می‌ماند، اما رشد نمی‌کند. 
دامداری نیز با مسئله‌ای مشابه روبه‌روست. دامدار روستایی نقش اصلی در تولید گوشت و لبنیات را بر عهده دارد، اما کمترین سهم را از ارزش افزوده می‌برد. نبود صنایع تبدیلی کوچک، سردخانه، بسته‌بندی و برند محلی سبب شده دام زنده یا شیر خام، روستا را ترک کند و سود نهایی در حلقه‌های بعدی شکل بگیرد. این درحالی است که تجربه استان‌های موفق نشان می‌دهد توسعه زنجیره ارزش در مقیاس محلی، می‌تواند اشتغال پایدار و درآمد قابل اتکا ایجاد کند. 
خام‌فروشی محصولات کشاورزی، یکی دیگر از چالش‌های ساختاری روستاهاست. بسیاری از محصولات، بدون فرآوری، استانداردسازی یا بسته‌بندی مناسب عرضه می‌شوند. این مسئله نه‌تنها قدرت رقابت را کاهش می‌دهد، بلکه روستا را از ورود به بازار‌های بزرگ‌تر داخلی و صادراتی محروم می‌کند. سیاست‌های حمایتی موجود، بیشتر بر افزایش تولید متمرکز بوده‌اند، درحالی که امروز مسئله اصلی، افزایش ارزش است، نه صرفاً افزایش مقدار. 
در این میان، مهاجرت روستایی بیش از آنکه یک انتخاب فرهنگی باشد، یک تصمیم اقتصادی است. وقتی روستا نتواند افق درآمدی روشنی پیش‌روی جوانان بگذارد، حرکت به سمت شهر منطقی جلوه می‌کند. این مهاجرت، زنگ خطر خالی شدن روستا‌ها نیست؛ نشانه‌ای است از اینکه سیاست توسعه، هنوز نتوانسته روستا را به یک واحد اقتصادی پایدار تبدیل کند. 
با تمام این تفاسیر، نمی‌توان همه چیز را خاکستری دید. برای بهبود شرایط راه‌حل‌های شناخته‌شده و قابل اجرایی وجود دارد. ایجاد بازار‌های منطقه‌ای، حمایت هدفمند از صنایع تبدیلی کوچک، توسعه تعاونی‌های واقعی، تقویت برند‌های محلی و پیوند دادن تولید روستایی با زنجیره توزیع ملی، می‌تواند جریان ثروت را به روستا بازگرداند. به‌علاوه، تمرکز بر حکمرانی اقتصادی محلی و واگذاری بخشی از تصمیم‌گیری‌ها به سطح منطقه‌ای، می‌تواند سیاست‌ها را با واقعیت‌های میدانی هم‌راستا کند. 
روستا‌ها نیازمند نگاه ترحم‌آمیز نیستند بلکه به شدت چشم انتظار سیاست‌های هوشمندانه هستند. اگر سیاستگذاری، روستا را نه به‌عنوان محل مصرف یارانه، بلکه در جایگاه موتور تولید ثروت ببیند، بسیاری از مشکلات فعلی قابل حل است. در چنین چارچوبی، روستا می‌تواند بماند، رشد کند و حتی به یکی از پیشران‌های اقتصاد ملی تبدیل شود. 
کارشناسان تأکید می‌کنند «روستا فقیر نیست» بلکه «سیاست» هنوز «ثروت روستا» را جدی نگرفته است.