در جریان کنفرانس امنیتی مونیخ شاید یک اصل مشخص میان تمامی اعضا و حاضرین پذیرفته شده بود، نظم قدیم فروپاشیده و کارکرد خود را از دست داده است و زمینه برای تولد جهان جدید با قواعدی نو در حال پدی آمدن است. اروپا دیگر نمی تواند از نظر امنیتی و نظامی پس از هشت دهه به آمریکا وابسته باشد و سیاست های جدید ترامپ نیر امکان حمایت همچون گذشته را فراهم نمی کند. کنفرانس امنیتی مونیخ به نقطهعطفی در روابط آمریکا و اروپا بود و اظهارات ترامپ و سیاستهای تجاری او باعث تضعیف اعتماد میان دو سوی آتلانتیک شده است. رهبران اروپایی اکنون به دنبال کاهش وابستگی به ایالات متحده هستند. در این کنفرانس صدراعظم آلمان در یک سخنرانی توفانی به آمریکا و سیاستهای این کشور تاخت.
هنگامی که جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، سال گذشته در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت که متحدان اروپایی آمریکا با مهاجرت در حال نابودی خود هستند و بهطور ناعادلانهای مانع رسیدن راست افراطی به قدرت میشوند، شوکی به اتحاد دو سوی اقیانوس اطلس وارد شد. اما این تازه اول ماجرا بود. در سالی که گذشت، ترامپ تعرفههایی را بر کالاهای اروپایی اعمال کرد. او برای پایان دادن به جنگ اوکراین با شرایطی که عمدتا به نفع ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه بود، فشار آورد و تهدید کرد که «گرینلند» را به هر وسیله ممکن از دانمارک جدا خواهد کرد. او در یک سخنرانی تحقیرآمیز در سوئیس، رهبران اروپا را به باد تمسخر گرفت و اعلام کرد که اروپا بدون ایالات متحده هیچ است.
برهمین اساس، فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، که با سخنرانی خود کنفرانس مونیخ را افتتاح کرد با ارزیابی صریح از وضعیت ژئوپلیتیک بیان کرد: «شکاف میان جاهطلبی و امکانات بسیار عمیق شده است.» او بر لزوم تمرکز اروپاییها بر پر کردن این شکاف تاکید کرد و افزود:«یک مثال بارز این است که تولید ناخالص داخلی روسیه در حال حاضر حدود ۲تریلیون یورو است؛ درحالیکه این رقم برای اتحادیه اروپا تقریبا ۱۰ برابر است. با این حال، اروپا امروز ۱۰برابر قویتر از روسیه نیست. پتانسیل نظامی، سیاسی، اقتصادی و تکنولوژیکی ما عظیم است، اما ما برای مدتی طولانی به اندازه لازم از آن بهرهبرداری نکردهایم. بنابراین مهمترین کار اکنون، تغییر و زدن کلید در ذهنهایمان است.» مرتس گفت که درک میکند چرا برخی از وضعیت فعلی روابط با ایالات متحده «ناخشنود» هستند و در برخی از این نگرانیها «سهیم» است، اما فراخوانها برای خط کشیدن دور آمریکا بهعنوان یک شریک را غیرواقعبینانه خواند.
مرتس سپس روی سخن را به سمت ایالات متحده برگرداند و بدون پردهپوشی صحبت کرد. او گفت که برای نسلها، «اعتماد میان متحدان، شرکا و دوستان، ناتو را به قویترین ائتلاف تمام دوران تبدیل کرده است.» اما سپس هشدار داد: «در عصر رقابت قدرتهای بزرگ، حتی ایالات متحده نیز آنقدر قدرتمند نخواهد بود که به تنهایی پیش برود.» ولفگانگ ایشینگر، رئیس کنفرانس امنیتی، در مصاحبهای گفت: «البته که ما با افت شدید اعتماد مواجه شدهایم، در این شکی نیست. البته که اعتماد قابل بازسازی است. اما همه میدانیم که از دست دادن اعتماد آسانتر از بازسازی آن است.» در گزارشی پیش از این گردهمایی، کارکنان کنفرانس امنیتی ترامپ را یک «گوی تخریب» و یکی از «عوامل انهدام» هنجارها و نهادهای نظم بینالمللی خواندند.
اما سخنرانی مرتس در این گردهمایی در جنوب آلمان که مقامهایی از سراسر جهان را برای گفتوگو درباره امنیت بینالمللی و انجام رایزنیهای دیپلماتیک گرد هم میآورد شکاف رو به گسترش میان ایالات متحده و اروپا را برجسته کرد. او همچنین فاش کرد که گفتوگوهایی را با فرانسه درباره ایجاد یک بازدارندگی هستهای اروپایی آغاز کرده است، در حالی که رئیسجمهور فرانسه امانوئل مکرون، گفت اروپا «در برابر تجاوز روسیه باید به یک قدرت ژئوپلیتیک تبدیل شود.» مقامات دولت آمریکا میگویند ترامپ پس از دههها تکیه اروپا به نیروهای آمریکایی و تسلیحات هستهای برای تضمین امنیت ملیشان، اکنون اروپا را تحت فشار قرار داده تا شریکی قویتر و خودکفاتر باشد. متیو ویتاکر، سفیر آمریکا در ناتو، چندی پیش در برلین پیشنهاد کرد که دولت آمریکا به اروپا همچون فرزندی نگاه میکند که بزرگ شده و باید شغلی پیدا کند. او گفت: «ما خواهان خودمختاری اروپا نیستیم، ما خواهان قدرت اروپا هستیم.» با این حال، اروپاییها با لحنی مأیوسانهتر و در عین حال اضطراریتر از سال گذشته درباره ترامپ صحبت میکنند. رهبران اروپا اغلب کوشیدهاند با تملقگویی و ارضای غرور ترامپ و دادن امتیازات کوچک، او را آرام کنند. آنها متعهد شدند که هزینههای نظامی را در ناتو افزایش دهند که یکی از اهداف دیرینه ترامپ بود. آنها ترامپ را تنها رهبر جهان نامیدند که میتواند صلح را در اوکراین برقرار کند؛ تلاشی برای دور کردن او از نفوذ پوتین.
افکار عمومی اروپا نیز به نظر میرسد که به همین شیوه میاندیشند. آخرین نظرسنجی موسسه «کلاستر ۱۷» از حدود ۷۵۰۰ نفر در هفت کشور اروپایی که در ماه ژانویه برای نشریه فرانسوی «لو گران کانتینان» انجام شد، تکاندهنده بود. اکثریت بزرگی از اعزام نیروهای اروپایی برای دفاع از گرینلند در صورت بالا گرفتن تنشها در آنجا حمایت کردند. ۵۱درصد گفتند ترامپ دشمن اروپاست؛ تنها ۸درصد او را دوست نامیدند.
نشریه آمریکایی پولیتیکو در همین زمینه گزارش داد که ساکنان کشورهای اروپایی و کانادا، آمریکا را متحد قابل اعتمادی نمیدانند. بر اساس این گزارش، در نظرسنجی انجام شده توسط مؤسسه «پابلیک فرست» Public First مشخص شد که درصد قابل توجهی از ساکنان کانادا، آلمان، فرانسه و انگلیس، آمریکا را متحد قابل اعتمادی نمیدانند.
طبق این نظرسنجی، ۵۷ درصد کاناداییها، ۵۰ درصد آلمانیها، ۴۴ درصد فرانسویها و ۳۹ درصد انگلیسیها، واشنگتن را متحد قابل اعتمادی نمیدانند. در بخش دیگری از گزارش پولیتیکو آمده است که بالاترین درصد افرادی که ویژگیهای مشارکت با آمریکا را مثبت ارزیابی میکنند، در انگلیس است و این شاخص در آنجا ۳۵ درصد است که افزایش قابل توجهی در سطح برداشت منفی از آمریکا به عنوان یک متحد در طول سال گذشته در اروپا و کانادا ثبت شده است.
نقطه آغاز تغییرات عمیق در مناسبات فراآتلانتیکی دولت آمریکا را باید در «بازنگری» سیاستهای این کشور در قبال اوکراین و روسیه دید؛ به طوری که ترامپ به طور یکجانبه و بدون هرگونه مشورت یا موافقت متحدان اروپایی، ضمن قطع همه کمکهای اقتصادی، نظامی و … به اوکراین، این کشور را «وجهالمصالحه» مذاکرات خود با روسیه قرار داده است؛ اتفاقی که دقیقاً برخلاف رویکردهای کلان سیاست خارجی اروپا و حتی آمریکاست.
برآوردی که از اظهارات و اقدامات ترامپ وجود دارد این است که ترامپ در صدد تحقق دو تحول عمده در مناسبات فراآتلانتیکی است؛ نخست انحلال اتحادیه اروپا، دوم تضعیف ناتو. نتیجهای که قرار است برای آمریکا حاصل شود این است که اروپا و آمریکا به سالهای قبل از 1941 بازگردند که آمریکا نقش ستادی خود را بازیابد و درگیر جنگهای اروپایی نشود و هر جنگ و منازعهای هم قرار است اتفاق بیفتد و در یک سمت آن اروپا قرار دارد، با تأمین هزینه، کالا و تسلیحات از سوی کشورهای اروپایی باشد.
در هرحال، سیاستی که ترامپ در برخی موضوعات از جمله روسیه دنبال میکند (ترجیح دشمنان به متحدان و دوستان اروپایی) در تضاد با دکترین امنیت ملی این کشور است، و قطعاً «پیامدهای مخربی» برای اروپا خواهد داشت، چنانکه اقتصاد، امنیت و حتی روندهای سیاسی و حکمرانی اتحادیه را با خطر و «چالش جدی» مواجه خواهد کرد.
در هرحال، آمریکا، اروپا را در یک دوراهی بین «بد» و «بدتر» قرار داده است؛ یا باید «هزینه» اقدامات و سیاستهای ترامپ را در سطوح مختلف بپردازد و یا با «پیامدهای مخرب» آن دست و پنجه نرم کند که هر دو وضعیت میتواند به معنای تضعیف بیشازپیش اروپا در ترتیبات منطقهای و جهانی باشد و یا اینکه اتحادیه باید تمهیدات و سازوکارهای جدی برای «استقلال راهبردی» خود از آمریکا بیندیشد که این وضعیت نیز در کوتاهمدت امکانپذیر نیست و همراه با هزینههایی برای کشورهای اروپایی است.
همچنانکه رهبران اروپایی روز جمعه در نشستی پرتنش در کنفرانس امنیتی مونیخ بر پایان نظم بینالمللی تحت رهبری آمریکا تمرکز کردند، موضوعی که یکی از معدود نقاط توافق میان واشنگتن و متحدانش در ناتو به شمار میرفت.
روبیو، وزیر خارجه آمریکا نیز در مسیر سفر به مونیخ، همصدا با مرتس گفت: «جهان قدیم از بین رفته صادقانه بگویم، جهانی که من در آن بزرگ شدم و ما در عصر جدیدی از ژئوپلیتیک زندگی میکنیم و این مستلزم آن است که همه ما دوباره بررسی کنیم این نظم جدید چه شکلی خواهد داشت و نقش ما چه خواهد بود.» کولبی نیز گفت ناتو در حال گذار است و اروپا باید در نهایت مسئولیت دفاع متعارف خود را بر عهده بگیرد. او افزود که سال گذشته با هدف «بازتعریف» و «بازجهتدهی» روابط سپری شد و اکنون در «دوره انتقالی» قرار داریم.
با این حال، او روشن ساخت که دولت ترامپ علاقه چندانی به مفاهیمی مانند «نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد» یا ارزشهای مشترک ندارد. او گفت: «نمیتوان یک ائتلاف را صرفاً بر احساسات بنا کرد.» آنچه اهمیت دارد، تعهد اروپا به پذیرش سهم بسیار بزرگتری از بار دفاعی برای ساختن رابطه امنیتی جدید و مقاومتر با ایالات متحده است. اگر چیزی روشن شده باشد، این است که رهبران اروپایی این پیام را دریافت کردهاند: آنها باید در جهت منافع خود بیشتر اقدام کنند تا وابستگیشان به ایالات متحدهای را که مکرون اوایل این هفته آن را «آشکارا ضد اروپایی» و منشأ «بیثباتی لحظهبهلحظه» خواند، کاهش دهند.
خانه پوشالی
کنفراس امینی مونیخ به صحنه رویاررویی اروپا در برابر آمریکا تبدیل شد
صاحبخبر -
∎