شناسهٔ خبر: 77147267 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: تقریب | لینک خبر

ایران، عراق و ونزوئلا نیست

ایران عراق نیست که آماده سرنگونی توسط یک روایت ساختگی باشد و قطعاً ونزوئلا هم نیست که منتظر تسلیم شدن باشد. ایران کشوری با قابلیت‌های واقعی، شرکای منطقه‌ای و توانایی اثبات شده برای گسترش درگیری‌ها در صورت قرار گرفتن در تنگنا است.

صاحب‌خبر - به گزارش حوزه بین‌الملل خبرگزاری تقریب، محمد اظهر محمد، تحلیلگر موسسه بین‌المللی مطالعات پیشرفته اسلامی (IAIS ) مالزی در یادداشتی در رابطه‌ با گزافه‌گویی‌های ترامپ درخصوص تهدید ایران نوشت:

بار دیگر، الگویی آشنا در تنش‌های ایالات متحده و ایران در حال اجرا است: یک طرف از دیپلماسی همراه با تهدید به زور صحبت می‌کند. وقتی واشنگتن با این بن‌بست به عنوان یک استراتژی برخورد می‌کند، فقط یک منطقه بی‌ثبات را خطرناک‌تر می‌کند و احتمال درگیری گسترده‌تر را افزایش می‌دهد. اگر هدف اعلام شده کاهش تنش است، چرا همچنان میز مذاکره را به یک سکوی پرتاب برای رویارویی تبدیل می‌کند؟

ترامپ خود را به عنوان معامله‌گر معرفی می‌کند، گویی فشار به طور خودکار منجر به متقاعد شدن می‌شود. در همین حال، شریک جرم او، نتانیاهو، اصرار دارد که هر مذاکره‌ای یک تله است؛ مگر اینکه ایران کاملاً تسلیم شود. آنها با هم، منطقه را به یک ابزار چانه‌زنی تبدیل می‌کنند، یک قدم اشتباه که منتهی به جنگ تمام‌عیار می‌شود.

با این حال، تهران خط سختی را ترسیم کرده است: مذاکرات هسته‌ای و نه چیز دیگری. این موضع، به نوبه خود، آن را در تضاد با واشنگتن و تل‌آویو قرار می‌دهد، که می‌خواهند برنامه موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران روی میز باشد.

این مسیر صرفاً هسته‌ای دقیقاً همان چیزی است که نتانیاهو را شب‌ها بیدار نگه می‌دارد. برای او، هر توافقی که موشک‌های بالستیک و نیروهای نیابتی را کنار بگذارد، غیرقابل قبول است و او نگران است که ترامپ به یک پیروزی جزئی بسنده کند و آن را به عنوان یک پیروزی تاریخی بفروشد. در نتیجه، مسئله دیگر فقط اصطکاک ایالات متحده و ایران نیست، بلکه اختلاف ایالات متحده و اسرائیل بر سر معنای واقعی «موفقیت» است.

تحولات این هفته شکاف را بیشتر کرده است. ترامپ پس از دیدار با نتانیاهو گفت که هیچ تصمیم قطعی گرفته نشده و دوباره خواستار مذاکره شد. با این حال، واشنگتن هنوز در حال تقویت موضع نظامی خود با ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و ناوشکن‌های همراه آن در سراسر منطقه است.

گزارش‌های متعددی نیز حاکی از آن است که پنتاگون در حال آماده شدن برای اعزام یک گروه تهاجمی دیگر به خاورمیانه است. این موضوع این سوال را مطرح می‌کند که آیا این مسیری به سوی توافق است یا طرحی برای تشدید تنش؟ در هر صورت، این نشان می‌دهد که مذاکرات تحت فشار زیادی در حال انجام است. به عبارت دیگر، این دیپلماسی به عنوان یک ضرب‌الاجل است، نه جایگزینی برای اقدام نظامی.

برای بدتر شدن اوضاع، ترامپ به تازگی یک فرمان اجرایی امضا کرده است که شرکای تجاری ایران را به اعمال تعرفه ۲۵ درصدی تهدید می‌کند. این یک پتک نیست که فقط تهران را هدف قرار دهد، بلکه هر کسی در بازار جهانی که از رفتار با سیاست ایالات متحده به عنوان یک فرمان جهانی امتناع می‌کند، هدف قرار می‌گیرد و اینجاست که مقایسه عراق، سیاست خارجی ایالات متحده را زیر سوال می‌برد. عراق در سال ۲۰۰۳ با اطمینان کاذب از جنگ به عنوان یک راه حل «تمیز» فروخته شد. در عوض، نتیجه فاجعه‌ای بود که هنوز هم منطقه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. با انجام این کار، واشنگتن درس اصلی بغداد را نادیده می‌گیرد: وقتی رهبران با لفاظی‌های خود به وجد می‌آیند، از سنجش خطرات دست می‌کشند و برای نمایش، شروع به رفتار سختگیرانه می‌کنند.

اما ایران، عراق نیست. بزرگتر، پیچیده‌تر و در موقعیت بهتری برای تلافی در جبهه‌های مختلف است. بنابراین، یک حمله «محدود» به ندرت پس از شلیک موشک‌ها، مختل شدن خطوط کشتیرانی و واکنش نیروهای نیابتی، محدود می‌ماند. ایران، ونزوئلا نیز نیست، علیرغم این افسانه که فشار حداکثری میانبری برای فروپاشی رژیم است. تحریم‌ها به فروپاشی کاراکاس کمک کردند، اما فرض اینکه تهران نیز به همین ترتیب تسلیم خواهد شد، واقعیت بقای دولت را نادیده می‌گیرد.

اگر ترامپ معتقد است که می‌توان ایران را به تسلیم وادار کرد، پس او برداشت اشتباهی از این دارد که چگونه ملی‌گرایی و فشار خارجی اغلب جوامع را به دور پرچم متحد می‌کند و حتی زمانی که اقتصادها آسیب می‌بینند و اعتراضات افزایش می‌یابد، رژیم‌ها در جدول زمانی واشنگتن قرار نمی‌گیرند، به خصوص زمانی که رهبران می‌توانند خارجی‌ها را سرزنش کنند. اعتراضات اخیر ایران نشان می‌دهد که چگونه فشار می‌تواند دولت را به جای شکستن، سرسخت‌تر کند.
با این حال، آنچه این بن‌بست را ناپایدار می‌کند، این است که ممکن است یک توافق هسته‌ای عملی وجود داشته باشد، اما نه آن نوعی که نتانیاهو می‌خواهد یا ترامپ می‌تواند به عنوان یک پیروزی کامل به آن ببالد. مقامات ایرانی رقیق کردن اورانیوم غنی‌شده با غلظت بالای ۶۰ درصد خود را در صورت لغو کامل تحریم‌ها مطرح کرده‌اند، که می‌تواند یک معامله جدی بین گام‌های هسته‌ای و بهبود اقتصادی باشد.

اینکه کسی به تهران اعتماد کند یا نه، موضوعیت ندارد. بلکه مشکل از آنجا ناشی می‌شود که واشنگتن تحت فشار تل‌آویو است که خواستار «همه چیز» است؛ "عقب‌نشینی هسته‌ای، محدودیت‌های موشکی و خلع سلاح نیابتی قبل از ارائه هیچ چیز". این مذاکره نیست؛ این یک بن‌بست مهندسی شده است تا جنگ را اجتناب‌ناپذیر جلوه دهد.
 
در واقع، نتانیاهو در حال آماده‌سازی دیپلماسی برای شکست است. او با اصرار بر اینکه موشک‌ها و شبکه‌های نیابتی ایران بخشی از معامله باشند، تضمین می‌کند که هیچ مذاکره‌ای نمی‌تواند موفق شود.

بنابراین، نتیجه، تشدید دائمی تنش است. وقتی هیچ توافقی به اندازه کافی خوب نباشد، هر دور از مذاکرات به شمارش معکوس برای حمله بعدی تبدیل می‌شود. بدتر از همه، این امر نتانیاهو را وسوسه می‌کند تا قبل از اینکه دیپلماسی به نتیجه‌ای که دوست ندارد، منجر شود، اقدامات یکجانبه‌ای انجام دهد که دیپلماسی را خراب می‌کند.
به همین دلیل است که طرز فکر عراق و ونزوئلا بسیار مخرب است. ترامپ با ایران مانند یک دستگاه فروش خودکار رفتار می‌کند که می‌تواند به سادگی تحریم‌ها و تهدیدها را در آن وارد کند و انتظار تسلیم داشته باشد و با درخواست تحقیر تهران، او و نتانیاهو دستیابی به یک نتیجه پایدار را غیرممکن می‌کنند. تشدید تنش یک در یک طرفه است و وقتی آتش روشن شود، هیچ رهبری نمی‌تواند میزان گسترش آن را کنترل کند.

با این حال، دیپلماسی یک فرآیند شکننده است و اگر به عنوان یک ابزار سیاسی به جای یک مسیر واقعی برای کاهش تنش استفاده شود، فرو خواهد پاشید.

ایران عراق نیست که آماده سرنگونی توسط یک روایت ساختگی باشد و قطعاً ونزوئلا هم نیست که منتظر تسلیم شدن باشد. ایران کشوری با قابلیت‌های واقعی، شرکای منطقه‌ای و توانایی اثبات شده برای گسترش درگیری‌ها در صورت قرار گرفتن در تنگنا است.

به همین دلیل است که ایران به سادگی فرو نخواهد پاشید. می‌تواند به روش‌هایی تلافی کند که آسیبی فراتر از منطقه ایجاد کند. اسرائیل ممکن است ایالات متحده را به اقدام ترغیب کند، اما تصمیم نهایی با ترامپ است که یا دیپلماسی واقعی را دنبال می‌کند یا جنگی را شعله‌ور می‌سازد که پس از شروع، وجهه سیاسی هر کسی را نادیده می‌گیرد.

انتهای پیام/