شناسهٔ خبر: 77141297 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: دفاع پرس | لینک خبر

نقش ارتش پهلوی در اشغال ایران توسط متفقین

نیرو‌های متفقین وارد ایران شدند؛ آمریکایی‌ها از جنوب آمدند و در خرمشهر پیاده شدند و در یک ستون در خوزستان محور اهواز - دزفول پیشروی کردند؛ همچنین روس‌ها در سه محور خراسان بندر انزلی و آذربایجان شرقی وارد خاک ایران شدند و با خود نیروی زمینی مفصلی آوردند؛ علاوه بر این انگلیسی‌ها که نیروهایشان در عراق مستقر بود از محور قصر شیرین -باختران وارد شدند و با خود نیروی زرهی مجهزی آوردند.

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، رژیم پهلوی تنها سلسله دست نشانده‌ای بود که توسط بیگانگان روی کار آمد و از حمایت همه جانبه آنها برخوردار بود به همین دلیل با سلسله‌های پیش از خود تفاوت‌های اساسی داشت. شناخت این سلسله به نحوی به شناخت ماهیت انقلاب اسلامی کمک می‌کند. چرا که این انقلاب نجات بخش نه فقط با یک رژیم دست نشانده که با همه جهان استعمار و استکبار در جنگ بود. یکی از راه‌های شناخت رژیم پهلوی مطالعه و خوانش کتاب‌هایی است که توسط عمال شاه به نگارش درآمده‌اند و از همین رو نگاهی جانبدارانه به انقلاب اسلامی ندارند.

رضاخان و روس‌ها/ ماجرای اخراج آلمانی‌ها از ایران/ ارتش بی‌عرضه رضا پهلوی هیچ کاری نکرد

کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» که بخش‌هایی از آن را در ادامه می‌خوانید به قلم «حسین فردوست» نوشته شده است پرده از حقایقی برمی‌دارد که می‌تواند تصویری واقعی از حکومت دیکتاتوری رژیم پهلوی بر مردم ایران ارائه دهد.

رضاخان از پایین‌ترین مقام درجه‌داری در واحد قزاق شروع کرد و تا درجه میرپنجی (سرتیپ فعلی) ترفیع یافت؛ چون قزاق‌ها تحت امر افسران روس خدمت می‌کردند، طبعاً رضا نیز که به این درجه رسیده بود با عالیرتبه ترین افسران روس آشنایی کامل داشت و با آن‌ها دوست بود. آلبوم های زیادی موجود است که این سوابق را نشان می دهد‌؛ من شخصاً این آلبوم ها از جمله آلبوم‌های خانوادگی مربوط به دوران کودتا و اوایل قدرت او را نزد سلیمان بهبودی دیده ام. انگلیسی ها از خیلی قبل از رضاخان در طبقات بالای جامعه ایران نفوذ عمیق داشتند.

روس ها در میان بخشی از اشراف نفوذ داشتند که پس از انقلاب بلشویکی این پایگاه را از دست دادند؛ ولی در همان زمان نیز بیشتر به وسیله نیروهای قزاق اعمال نفوذ می‌کردند و پس از کمونیستی شدن راه نفوذ پنهانی و حزبی را درپیش گرفتند. رضاخان در اوایل قدرت با روسیه کمونیستی روابط خوبی داشت ولی پس از واقعه تیمورتاش این روابط تیره شد. چنانکه «محمدرضا» پس از بازگشت از سوئیس به من می‌گفت: پدرم از کمونیست‌ها خیلی بدش می‌آید. در زمان او چندین شبکه کمونیستی کشف شد، که معروفترین آن گروه ۵۳ نفر بود رهبر آن‌ها دکتر تقی ارانی در زندان کشته شد و بقیه به زندان‌های طویل المدت محکوم شدند. در شهریور ۲۰ کمونیست ها همه از زندان آزاد شدند که پیشه وری هم جزء آنها بود به علت ضعف فوق العاده دستگاه های اطلاعاتی ارتش و شهربانی در دوران رضاخان احتمالاً شبکه های کمونیستی بیشتری وجود داشت که کشف نشد.

رضاخان و آلمان‌ها

در زمان اوج قدرت نازی‌ها در آلمان به دستور رضاخان در ایران یک کابینه جوان به نخست‌وزیری دکتر متین دفتری ۴۳ ساله روی کار آمد (آبان ۱۳۱۸). وظیفه این کابینه نزدیک شدن به آلمان بود عملاً نیز روابط تجاری و صنعتی بین ایران و آلمان توسعه یافت و تعداد مهندسین و متخصصین آلمانی در طول جنگ جهانی دوم در ایران زیاد شد و به رده دوم پس از انگلیسی‌ها رسید با پیشرفت آلمان‌ها در جنگ و نزدیک شدن آن‌ها به کوه‌های قفقاز سمپاتی ولیعهد (محمدرضا) به آلمان‌ها زیاد شد و رضاخان هم گاه به انگلیسی‌ها ناسزا می‌گفت؛ همانطور که بعداً خواهیم دید در دربار رضاخان که همه عمال انگلیس بودند، این تحولات از دید لندن پنهان نبود با شروع شکست آلمان در جبهه‌ها، رضاخان دستپاچه شد و منصور الملک را پدر حسنعلی منصور که از مهره‌های انگلیس به شمار می‌رفت‌؛ نخست وزیر کرد. او به رضا گفت که متفقین از وجود مهندسین و متخصصین آلمانی در ایران ناراضی‌اند و رضاخان بلا‌فاصله بیش از ۶۰۰ کارشناس آلمانی را ظرف ۲۴ ساعت با کامیون به ترکیه تحویل داد. او تصور می‌کرد که با این عمل مسئله حل شده و انگلیسی‌ها با بقای او موافقت می‌کنند. ولی اشتباه میکرد و ساعت ۴ صبح روز ۳ شهریور ۱۳۲۰ هر سه نیروی متفقین (انگلیس، شوروی آمریکا وارد خاک ایران شدند او دیگر پایگاهی نداشت و لذا تسلیم شد و از ترس اینکه به اسارت روس‌ها بیفتد بسرعت به خارج گریخت.

تحولات دوران رضاخان/ ماجرای اخراج آلمانی‌ها از ایران  

این رویای رضاخان مدت زیادی نمائید و با شروع شکست‌های آلمان کابینه آلمانوفیل متین دفتری را کنار گذاشت و علی منصور (منصور الملک) را مأمور تشکیل کابینه کرد تیر ۱۳۱۹) منصور به تکاپو افتاد و هر روز در حال مذاکره با سفرای انگلیس در درجه اول و روسیه و آمریکا بود با وزیر مختار انگلیس سرریدر) بولارد و آمریکا (دریفوس) ملاقات خصوصی داشت؛ ولی هیچگاه نشنیدم که سفیر شوروی (اسمیرنوف) را به تنهائی ملاقات کرده باشد. منصور ماحصل مذاکراتش را مرتباً به اطلاع رضاخان می‌رسانید و می‌گفت که متفقین نسبت به شما عدم اعتماد پیدا کرده‌اند رضاخان با عصبانیت می‌گفت که این عدم اعتماد بی‌جا است و صحیح نیست به آن‌ها اطمینان بده که صحیح نیست!

چگونه پای ارتش های سه گانه به ایران باز شد؟ 

به هر حال این اعتماد شفاهی رضاخان برای انگلیسی‌ها که از درون دربار او اطلاعات دقیق داشتند و از گرایش‌های او به آلمان مدارک مستند داشتند کافی نبود. منصور در ملاقات بعد نیمه دوم مرداد ماه ۱۳۲۰ گفت که انگلیسی‌ها می‌گویند که اگر شاه راست می‌گوید برای ابراز حسن نیت خود این ۶۰۰ کارشناس آلمانی را با خانواده هایشان ظرف ۴۸ ساعت اخراج کند! رضاخان نیز ظرف ۲۴ ساعت کارشناسان آلمانی را که در استان‌های مختلف کار می‌کردند، جمع آوری کرد و با اتوبوس از راه ترکیه اخراج کرد و از سفارتخانه‌های متفقین هم خواست که با اعزام نماینده بر خروج آنها نظارت کنند.  ظاهراً مسئله حل شده بود و رضاخان تصور می‌کرد که خطر عزل او توسط متفقین منتفی شده است؛ ولی در ملاقات بعد منصور مسئله کمک‌رسانی به شوروی را مطرح کرد و گفت که سفرای سه گانه می‌گویند، چون آمریکایی‌ها می‌خواهند مقادیر زیادی سلاح به شوروی کمک کنند، لذا باید خطوط ارتباطی و راه آهن ایران در اختیار سه کشور قرار گیرد. رضاخان پاسخ داد که من نه فقط این کار را انجام می‌دهم، بلکه بیش از این نیز با آن‌ها همکاری می‌کنم و مراقبت این راه‌ها را عهده دار خواهم شد و حفاظت کامل محموله‌های متفقین را تضمین می‌کنم؛ منصور پاسخ رضاخان را به متفقین اطلاع داد و چنین جواب آورد که آن‌ها خود می‌خواهند حفاظت راه‌ها را بدست داشته باشند متن این مذاکرات را مرتباً ولیعهد برای من نقل می‌کرد رضاخان که چنین دید «سرریدر بولارد» وزیر مختار انگلیس و «اسمیرنوف» سفیر شوروی را به کاخ سعد آباد احضار کرد و نظر قطعی آنها را خواست پاسخ همان بود که ارتش‌های سه گانه دوستانه وارد ایران خواهند شد و تأمین جاده‌های ارتباطی را رأساً بدست خواهند گرفت؛ ولیعهد برای من گفت که رضاخان با ناراحتی گفته بود من که چندین سال این مملکت را امن نگه داشتم چگونه نمی‌توانم چند راه را برای شما امن نگه دارم؟ آنها پاسخ داده بودند که طرح ورود ارتش سه کشور به ایران تصویب شده است و از دستشان کاری برنمی‌آید.

رضاخان و روس‌ها/ ماجرای اخراج آلمانی‌ها از ایران/ ارتش بی‌عرضه رضا پهلوی هیچ کاری نکرد

ارتش های سه گانه وارد خاک ایران شدند/ رضاخان همه آبروی خود را باخت 

پس از این مذاکرات رضاخان آن مرد پرقدرت یکباره فرو ریخت و به فردی ضعیف و غیر مصمم تبدیل شد و در ظرف چند روز قیافه و اندامش آشکارا پیرتر و فرسوده‌تر گردید؛ بالاخره نیرو‌های سه کشور انگلیس و روسیه و آمریکا وارد خاک ایران شدند و رضاخان می‌دانست و برایش مسلم بود که با ورود ارتش متفقین از سلطنت برکنار خواهد شد و لذا به ارتش خود دستور «مقاومت» داد.

رضاخان و روس‌ها/ ماجرای اخراج آلمانی‌ها از ایران/ ارتش بی‌عرضه رضا پهلوی هیچ کاری نکرد

آیا رضاخان نمی‌دانست ارتش او که سران آن همه و یا اغلب سرسپرده انگلیس هستند نمی‌تواند در مقابل ارتش قدرتمند سه کشور مقاومت کند؟! او می‌دانست و انگیزه خود را از «مقاومت» به ولیعهد توضیح داده بود. محمدرضا دقیقاً به من گفت که پدرم می‌گوید: «من دیگر کارم تمام است، دستور مقاومت می‌دهم که اقلا نگویند به قشون خارجی اجازه ورود داده است؛ این مقاومت به هر نتیجه‌ای برسد برای من و زندگینامه من بهتر است. به نظر من این عاقلانه‌ترین تصمیم رضاخان بود و به این ترتیب او که از کناره‌گیری گریزی نداشت می‌خواست از نظر افکار عمومی شرایطی ایجاد کند که تداوم سلطنت پهلوی توسط پسرش تضمین شود؛ شاید این توصیه‌ای بود که انگلیسی‌ها در آخرین لحظات به او کرده بودند! ولی این مقاومت بسیار آبکی و نمایشی بود؛ زیرا در مملکتی که «رجال» آن همه عامل انگلیس بودند و در ارتشی که امرای آن عموماً سرسپرده دیرینه انگلیس بودند و برای شاهی که همه می‌دانستند به وسیله انگلیس به قدرت رسیده بود «مقاومت» در مقابل انگلیس و متحدین او خنده‌دار بود.

به هرحال نیرو‌های متفقین وارد ایران شدند؛ آمریکایی‌ها از جنوب آمدند و در خرمشهر پیاده شدند و در یک ستون در خوزستان محور اهواز - دزفول پیشروی کردند؛ همچنین روس‌ها در سه محور خراسان بندر انزلی و آذربایجان شرقی وارد خاک ایران شدند و با خود نیروی زمینی مفصلی آوردند؛ علاوه بر این انگلیسی‌ها که نیروهایشان در عراق مستقر بود از محور قصر شیرین -باختران وارد شدند و با خود نیروی زرهی مجهزی آوردند.

انتهای پیام/281