فرزین سوادکوهی، سرویس انرژی تابناک: طبق آخرین آمارهای آژانس بینالمللی انرژی (IEA) و اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) در سال ۲۰۲۵، ایران موفق به تولید حدود ۲۷۰ میلیارد متر مکعب گاز شده که نسبت به سال قبل رشد اندک ۳ درصدی داشته است. اما بیش از ۹۰ درصد این حجم یعنی یعنی حدود ۲۶۵ میلیارد متر مکعب، در داخل کشور مصرف میشود. یارانههای سنگین انرژی که قیمت گاز را به کمتر از ۰.۱ دلار برای هر متر مکعب رسانده، صنایع پرمصرف مانند پتروشیمی، فولاد و سیمان را به غولهای مصرفکننده تبدیل کرده و بیش از ۳۵ درصد تولید گاز را به این بخشها اختصاص میدهد. بخش خانگی و تجاری با ۳۳ درصد و نیروگاههای برق با ۲۸ درصد، مجموعاً بیش از ۶۰ درصد گاز تولیدی را میبلعند و برق ارزان برای مصرفکننده نهایی، اما گران برای تولیدکننده فراهم میکنند.
این الگوی مصرف در زمستانها به اوج فاجعهآمیز خود میرسد؛ جایی که تقاضای گرمایشی به بیش از ۶۸ درصد عرضه روزانه میرسد، مازاد صادراتی را به صفر میرساند و حتی کشور را مجبور به واردات اضطراری میکند. صادرات گاز ایران در بهترین حالت محدود به حدود ۱۵ میلیارد متر مکعب در سال است.یعنی۱۰ میلیارد به ترکیه و ۵ میلیارد به عراق از طریق خطوط لوله صادر می شود. این رقم ناچیز تنها ۲ درصد کل تولید را تشکیل میدهد و درآمد ارزی آن یعنی حدود ۵ تا ۷ میلیارد دلار ، در برابر کسریهای مزمن ارزی کشور، قطرهای در دریاست.
حال مقایسه کنید با همسایگان.مثلا ترکمنستان با ذخایر ۱۹.۵ تریلیون متر مکعبی (کمتر از نصف ایران)، در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۵ میلیارد متر مکعب گاز تولید کرده؛ تنها ۳۰ میلیارد متر مکعب مصرف داخلی داشته و ۳۵ میلیارد متر مکعب مازاد را کاملاً صادر میکند که عمدتاً از طریق خط لوله آسیای مرکزیصورت می گیرد.یا مثلا چین با ظرفیت ۵۵ میلیارد متر مکعب به پکن. این صادرات سالانه حدود ۱۵ میلیارد دلار درآمد ایجاد کرده که بیش از ۱۱ درصد کل صادرات انرژی عشقآباد را تشکیل میدهد و اقتصاد این کشور را تا ۸۵ درصد به گاز وابسته اما پایدار کرده است. ترکمنستان با قراردادهای بلندمدت، سرمایهگذاری مشترک با چین و قطر، و حتی ورود به بازار LNG، ریسکهای ژئوپلیتیکی را کاهش داده و پیشبینی میشود تا پایان دهه صادراتش به ۵۰ میلیارد متر مکعب برسد.
آذربایجان هم با ذخایر تنها ۲.۵ تریلیون متر مکعبی، در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۵ میلیارد متر مکعب تولید کرده؛ ۱۰ میلیارد مصرف داخلی و ۱۵ میلیارد صادرات ،عمدتاً به اروپا و ترکیه از طریق خطوط TANAP و ،TAP این کشور در دوره ژانویه تا اکتبر ۲۰۲۵ بیش از ۲۰.۶ میلیارد متر مکعب گاز صادر کرده و حدود ۱۰ میلیارد دلار درآمد کسب کرده که اقتصادش را از وابستگی صرف به نفت رها کرده است. باکو با قراردادهای ۲۰ ساله با اتحادیه اروپا و دیپلماسی انرژی هوشمند، موقعیت خود را تثبیت کرده؛ در حالی که ایران با پتانسیل مشابه در دریای خزر، به دلیل تحریمها از پروژههای ترانزیتی مانند خط ایران/ارمنستان/اروپا محروم مانده و فرصت هابینگ قفقاز را به رقبا واگذار کرده.
عامل اصلی این بنبست، تحریمهای بینالمللی است که از سال ۲۰۱۸ تشدید شده و در اکتبر ۲۰۲۵ با اقدامات جدید علیه دهها نهاد و کشتی، اوج گرفت. این محدودیتها سرمایهگذاری خارجی در پروژههای LNG را به صفر رسانده و تولید میدان پارس جنوبی را به نصف ظرفیت قطر محدود کرده است. کارشناسان IEA هشدار میدهند که بدون رفع تحریمها، رشد تولید گاز ایران تا سال ۲۰۳۰ تنها ۲ درصد خواهد بود؛ در حالی که همسایگان با نرخ ۵ تا ۷ درصد پیش میروند. ایران که میتوانست سالانه بیش از ۱۰۰ میلیارد متر مکعب گاز صادر کند، حالا در زمستانها گاز وارد میکند!
ترکیه به عنوان یک بازیگر هوشمند، بدون داشتن ذخایر قابل توجه، در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۷ میلیارد متر مکعب گاز وارد کرده (۴۰ درصد از روسیه، بخشی از ایران و آذربایجان) و ۱۲ میلیارد متر مکعب را به عنوان re-export به اروپا فرستاده و ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار از تفاوت قیمتها سود برده است. قرارداد بلندمدت با ایران تا ۲۰۲۶ را به اهرم دیپلماتیک تبدیل کرده، در حالی که با رشد ۲۸ درصدی واردات LNG از آمریکا، وابستگیاش را کاهش میدهد.
این مقایسه، زنگ خطری جدی برای ایران است. ترکمنستان و آذربایجان با تمرکز بر صادرات، تنوعبخشی بازارها و جذب سرمایه، منابع محدود خود را به موتور رشد تبدیل کردهاند؛ اما تهران در دام مصرف بیرویه، یارانههای مخرب و تحریمها، «طلای آبی» خود را هدر میدهد. در نتیجه تورم مزمن ناشی از سوخت ارزان، ناترازی شدید انرژی، قطع گاز صنایع در زمستان، کاهش تولید و صادرات پتروشیمی و فولاد، و از دست رفتن میلیاردها دلار درآمد ارزی که میتوانست به توسعه زیرساختها، اشتغال و رفاه عمومی اختصاص یابد.
برای خروج از این چرخه باطل، راهحلها روشن است.اصلاح تدریجی و هدفمند یارانههای انرژی برای مهار مصرف بیرویه، دیپلماسی جسورانه برای کاهش تحریمها و جذب سرمایه خارجی، توسعه فوری پروژههای LNG و خطوط لوله جدید، و اولویتدهی به صادرات استراتژیک به جای مصرف داخلی ناکارآمد می تواند چاره کار باشد. اگر این گامها برداشته نشود، ایران نه تنها سلطه بر تجارت انرژی منطقه را از دست خواهد داد، بلکه حتی حفظ امنیت انرژی داخلیاش هم در معرض خطر جدی قرار خواهد گرفت.
ثروت زیرزمینی ایران نباید در چاههای بیثمر مدفون بماند؛ وقت آن رسیده که سیاستگذاران از خواب غفلت بیدار شوند و «پارادوکس گاز ایرانی» را به یک داستان موفقیت تبدیل کنند ،درست پیش از آنکه فرصتها برای همیشه از دست بروند.