جشنواره فیلم فجر فرصتی برای نمایش فیلمهایی است که نگاهی نو یا ایدهای تازه برای سینمای ایران داشته باشند، اما کیفیت پایین برخی فیلمها در این دوره که اتفاقاً تولیداتی ارگانی بودند، این پرسش را مطرح کرد که چه ضرورتی برای نمایش این تعداد وجود داشت و این فیلمها از کدام صافی برای رقابت در بخش مسابقه رد شدند؟
پیش از برگزاری این دوره از جشنواره فیلم فجر زمزمههایی شنیده میشد که بناست امسال ۲۴ فیلم در بخش مسابقه با هم رقابت کنند ولی با اعلام دیرهنگام فیلمهای راه یافته به بخش رقابت، از میان ۱۲۲ فیلم معرفی شده به جشنواره، ۳۱ فیلم برای نمایش در بخش اصلی (سودای سیمرغ) انتخاب شدند و دو فیلم هم خارج از مسابقه نمایش داده شد که یکی انیمیشن «نگهبانان خورشید» بود چون رقیبی در این بخش نداشت و دیگری«مولا» نخستین فیلم بلند سینمایی که با هوش مصنوعی ساخته شده بود. نکته مهم درباره دوره چهل و چهارم جشنواره فیلم فجر، نبود هیئت انتخاب بود و دبیر جشنواره و مشاورانش فیلمها را انتخاب کردند.
سهم فیلماولیها هم در این دوره نسبتاً قابل قبول بود و از میان ۳۳ فیلم حاضر در بخش فیلمهای بلند سینمایی، ۱۳ فیلم نخستین تجربه فیلمسازان در ساخت یک اثر داستانی بلند بود که ۳۶درصد سهم آثار راه یافته به این دوره را تشکیل میداد.
نکته دیگر درباره سهم بالای فیلمهای ارگانی در این دوره از جشنواره بود به طوری که سهمی بالاتر از نصف فیلمهای جشنواره امسال را فیلمهای ارگانی تشکیل میداد. دستکم ۱۶فیلم راه یافته به بخش مسابقه، تولیداتی با حمایت یا سفارش ارگانها بودند که نسبت به سال گذشته، این سهم کمتر نشده بود، در حالی که انتظار میرود سهم فیلمهای ارگانی در هر دوره کمتر از سال قبل شود تا در دورههای بعدی به حداقل برسد اما رد پای ارگانها و سازمانها در سینمای ایران به ویژه مهمترین جشنواره سینمایی کشور، هر سال پررنگتر از پیش میشود.
فیلمهای ارگانی تماشاییاند؟
فیلمهای ارگانی معمولاً با هزینههای بالایی ساخته میشوند و چندان هم نگران بازگشت سرمایه نیستند اگرچه در اکران با صرف هزینههای بالای تبلیغات و بلیتفروشی، به دنبال سهم بیشتری از گیشه هستند و همین دخالت سبب بر هم زدن روند طبیعی چرخه اکران میشود.
نگاهی به فهرست فیلمهای ارگانی در سالهای اخیر نشان میدهد در فجر چهل و سوم، شمار این آثار کمتر از فجر چهل و دوم بوده است به طوری که این رویداد در دو سال قبل میزبان ۲۲ فیلم ارگانی از میان ۳۳ اثر در بخش مسابقه و نگاه نو بود، این تعداد سال گذشته با کاهش ۲۰ درصدی به ۱۵اثر از میان ۳۲ فیلم رسیده بود و امسال هم این سهم از میان ۳۳ فیلم بخش مسابقه، حداقل ۱۶فیلم است که بنیاد سینمایی فارابی با ۶ فیلم بیشترین سهم را در میان دیگر نهادها داشته است. پس از آن مؤسسه تصویر شهر (وابسته به شهرداری تهران) با چهار فیلم و سازمان سینمایی سوره وابسته به حوزه هنری با سه فیلم در جایگاه بعدی قرار میگیرند.
حضور فیلمهای ارگانی در جشنواره فیلم فجر، اتفاق تازهای نیست اما سهمشان از مجموع فیلمهای حاضر در هر دوره میتواند بخشی از مسیر مدیریتی آن دوره را عیان کند؛ اینکه دبیر جشنواره در آن دوره چقدر به سینمای مستقل اهمیت داده یا تا چه اندازه جسارت خط زدن اسامی فیلمهای ارگانی را از فهرست انتخابی داشته است.
با توجه به بالا بودن سهم بنیاد سینمایی فارابی از بقیه ارگانها، بایستی در نظر داشت که حمایت از فیلمسازان و طرحهای نوآورانه سینمایی از وظایف این بنیاد است ولی از مجموع ۶ فیلمی که با حمایت این بنیاد ساخته شده، نیمی از آنها مورد توجه تماشاگران این دوره از جشنواره فیلم فجر قرار گرفته است.
فیلمهای «قمارباز»، «کارواش»، «اسکورت»، «کافه سلطان»، «سقف» و «دختری پری خانوم» آثار راه یافته به بخش مسابقه این نهاد در جشنواره فجر بوده که با حمایت فارابی ساخته شدهاند.
قصه «قمارباز» وام گرفته از یک پرونده واقعی مربوط به هک سیستم بانکی کشور در جنگ ۱۲روزه بود. «کارواش» هم به ماجرای پولشویی و مبارزه با مفاسد اقتصادی میپرداخت. قصههای «کافه سلطان» و «سقف» هم مرتبط با جنگ ۱۲روزه بودند. «اسکورت» دومین ساخته یوسف حاتمیکیا هم به موضوع شوتیها میپرداخت و علیرضا معتمدی هم در سومین اثرش «دختر پری خانوم» به ماجرایی اجتماعی پرداخته بود و همچون دو فیلم قبلی، نقش اصلی را خودش بازی میکرد.
یکی از میان همه!
پس از بنیاد سینمایی فارابی، مؤسسه تصویر شهر (وابسته به شهرداری تهران) با چهار فیلم «قایقسواری در تهران»، «اردوبهشت»، «نیمشب» و «سرزمین فرشتهها» به جشنواره آمد که فیلم آخری با همکاری سازمان سینمایی سوره ساخته شده بود. قصه سه فیلم اول هم در بستر شهر تهران روایت میشد. فیلم «نیمشب» ساخته محمدحسین مهدویان، ماجرای اصابت موشکی در نزدیکی بیمارستان یوسفآباد تهران بود که کارگردان آن هم در زمان ساخت اثر که نخستین فیلم مرتبط با جنگ ۱۲روزه بود، هم بهره تبلیغاتی را برد و هم با حرفهایی که در نشست خبری فیلمش زد، جنجالآفرینی کرد.
فیلم «قایقسواری در تهران» اما یک اتفاق نادر از همکاری دو رفیق قدیمی سینماگر یعنی رسول صدرعاملی و پیمان قاسمخانی بود که نام تهیهکننده اثر برای عدهای تعجبآور بود. روحالله سهرابی، مدیرکل اداره نظارت بر عرضه و نمایش فیلم وزارت ارشاد در دولت قبلی که بابت عدم صدور مجوز برای برخی فیلمها، در مقابل طیفی از سینماگران قرار گرفته بود، تهیهکنندگی این اثر را بر عهده داشت که در کارنامه کاری او هم اثری متفاوت بود.
اما فیلم «اردوبهشت» نخستین ساخته محمد داوودی که براساس یک ماجرای واقعی از غرق شدن چند دختر دانشآموز در پارک شهر ساخته شده بود، فیلمی خوشساخت و تماشایی بود که اتفاقاً رگههایی از اعتراض و انتقاد هم داشت و کمتر در قواره یک فیلم سفارشی با حمایتهای سازمانی ظاهر شده بود.
سازمان سینمایی سوره وابسته به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی هم با فیلمهای «جهان مبهم هاتف»، «حاشیه» و «سرزمین فرشتهها» به این دوره از جشنواره آمد که دو فیلم را با همکاری سازمان اوج و مؤسسه تصویر شهر ساخته بود اما فیلم «جهان مبهم هاتف» به عنوان نخستین تجربه کارگردانی مجید رستگار را با سرمایهگذاری خودش ساخت. فیلمی که قصه واقعی دو رفیق را برای تحقق رؤیای خودکفایی و رونق تولید داخلی روایت میکرد.
به امید یک تصمیم جسورانه
سازمان هنری اوج که سال گذشته با دو فیلم دفاع مقدسی «خدای جنگ» و «اسفند» در جشنواره حضور داشت، امسال با فیلم اجتماعی «حاشیه» حاضر شد. فیلمی از یک کارگردان اولی که سعی داشت زبان روز جامعه باشد و روایتی از دشواریهای زیست در حاشیه شهر را بازگو کند. قصه فیلم درباره طلبه جوانی بود که در حادثهای ناخواسته مجبور به پرداخت دیه و خسارت میشود و به دلیل تنگدستی، خانهای را در حاشیه تهران اجاره میکند اما این حاشیهنشینی برای او و خانوادهاش مشکلاتی جدی به همراه دارد که جان عزیزانش را به خطر میاندازد.
بنیاد روایت فتح (انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس) هم که سال گذشته با دو فیلم «پیشمرگ» و «شمال از جنوب غربی» در جشنواره حضور داشت و این دو فیلم چهار سیمرغ را نصیبش کرد، امسال با «جانشین» که یک فیلم بیوگرافی در حوزه سینمای دفاع مقدس بود حاضر شد. فیلم برشی از زندگی شهید حسین املاکی، فرمانده اطلاعات و شناسایی جنگ در دوران جنگ تحمیلی را روایت میکند. نخستین فیلم سینمایی بلند درباره شهید سلیمانی هم به سفارش مکتب حاجقاسم سلیمانی به یک فیلماولی سپرده شد و محمد اسفندیاری به تهیهکنندگی مهدی مطهر، «کوچ» را ساخت که برشی از دوره نوجوانی و جوانی سردار شهید سلیمانی است.
فیلم «آن دو» به کارگردانی مرتضی رحیمی که در روزهای آغازین برپایی جشنواره، جایگزین فیلم «عروس چشمه» شد نیز به سفارش بنیاد شهید چهارمحال و بختیاری ساخته شده است و قصهای متفاوت از دوران جنگ تحمیلی را با محوریت پسربچهای دوازده ساله به نام ظفر به تصویر میکشد که از عشایر لردگان است و زندگی و جهان کودکانه او با حوادث جنگ ایران و عراق پیوند میخورد.
فیلم «پل» ساخته محمد عسگری (کارگردانی که در دورههای گذشته جشنواره با «اتاقک گلی» و «آسمان غرب» درخشیده بود) در ادامه دغدغههای این فیلمساز برای روایتهای انسانی از جنگ، قصه پسر نوجوانی است که در پی یافتن خبری از برادرش راهی جبهه جنوب میشود. این فیلم نیز با سرمایهگذاری و سفارش شهرداری کرج و کنگره شهدای البرز ساخته شده است.
فیلم «غوطهور» هم که نخستین ساخته یک فیلمساز روحانی به نام محمدجواد حکمی بوده نیز با حمایتهای سازمانی ساخته شده است. به گفته سید محمدحسین هاشمی گلپایگانی، تهیهکننده این فیلم که تهیهکنندگی برنامه تلویزیونی «محفل» را بر عهد دارد، این فیلم با ۲۵ میلیارد تومان بودجه سال گذشته ساخته شده و قرار است برخی نهادها کمک کنند. فیلمی که چندان مورد استقبال مخاطبان قرار نگرفت و نمره خوبی هم از منتقدان کسب نکرد. نگاهی به فیلمهای بخش مسابقه این دوره از جشنواره فیلم فجر نشان میدهد که اگرچه تعداد فیلماولیها و فیلمدومیها چشمگیر بوده است، اما کیفیت پایین برخی از فیلمها به ویژه آثار ارگانی، امیدها به توسعه سینمای مستقل و خلاق را کمرنگ میکند و اگر بناست جشنواره شور بیشتری پیدا کند بایستی شجاعت و جسارت در انتخاب آثار سودای سیمرغ بیشتر شود و سهم فیلمهای ارگانی، کمتر.