گردشگری داخلی همواره به عنوان یکی از صنایع پیشران و موتور محرک اقتصاد محلی، نقشی حیاتی در اقتصاد خانوار و توسعه منطقهای ایفا میکند. با این حال، در سالهای اخیر افزایش چشمگیر نرخ تورم و گرانی عمومی، این صنعت را تحت تأثیر قرار داده و الگوهای سفر ایرانیان را به شدت دستخوش تغییر کرده است.
تأثیر مستقیم بر هزینههای سفر
افزایش عمومی قیمتها به صورت مستقیم بر اجزای اصلی سبد هزینه سفر تأثیر گذاشته و قدرت خرید گردشگران داخلی را به شدت کاهش داده است.
افزایش قیمت سوخت بنزین و گازوئیل و در پی آن، افزایش قیمت بلیت هواپیما، قطار و اتوبوس، نخستین و بزرگترین مانع سفر است. به دلیل وابستگی شدید سفر داخلی به حمل و نقل جادهای، رشد قیمت سوخت مستقیماً به افزایش هزینههای سفر منجر شده است.به طور مثال اگر هزینه متوسط سوخت یک سفر رفت و برگشت هزار کیلومتری در سال گذشته ۳۰۰ هزار تومان بوده، با افزایش قیمت سوخت، این هزینه به یک میلیون تومان افزایش یافته که مستقیماً بر هزینه نهایی سفر اعمال میشود.
اجارهبها و قیمت خدمات هتلها، میهمانپذیرها و حتی خانههای بومگردی نیز از این موضوع مستثنا نبوده و به دلیل افزایش هزینههای نگهداری، انرژی و نیروی کار، به شدت افزایش یافته است.
افزایش قیمت مواد غذایی، رستورانها و هزینههای تفریحی بخش قابل توجهی از بودجه سفر را مصرف میکند و گردشگران را وادار به خودداری از خدماتدهیهای خارج از محل اسکان مانند صرف غذا در رستورانها کرده و آنها را به سمت آشپزی شخصی سوق میدهد.
تغییر در الگوی سفر
شرایط اقتصادی به صورت مستقیم بر تصمیمگیریها و عادات سفر ایرانیان اثرگذار بوده، از این رو ما شاهد کوتاهتر شدن مدت زمان سفر خانوادهها هستیم.خانوارها برای حفظ بودجه، تعداد روزهای سفر را کاهش داده و سفرهای کوتاهتر آخر هفته یا تعطیلات چندروزه را ترجیح میدهند و این تغییر سبب شده سهم سفرهای بلندمدت (بیش از پنج روز) در آمار کلی کاهش یابد.
گرانی و تورم همچنین بر مقاصد دوردست و نیازمند پرواز یا سفرهای طولانی جادهای تأثیرگذار بوده و این سفرها را کاهش داده است، در مقابل، مناطق نزدیکتر و با دسترسی آسانتر مانند سفرهای دروناستانی یا سفرهای محلی محبوبیت بیشتری پیدا کرده اند که دلیل این امر کاهش هزینههای حمل و نقل است.
در حال حاضر گردشگران ترجیح میدهند به جای هتلهای باکیفیت، به سمت اقامتگاههای ارزانتر، کمپینگ یا استفاده از منزل اقوام و آشنایان روی بیاورند و تمایل به «سفر ارزان» و کاهش هزینههای تفریحی مانند بازدید از موزهها یا پارکهای پولی افزایش یافته است.
تأثیرات اجتماعی و فرهنگی
تورم بر لایههای عمیقتری از ساختار اجتماعی سفر تأثیر گذاشته است.در شرایط تورمی، سفر بهعنوان یک کالای غیرضروری یا لوکس تلقی شده و نخستین بودجهای است که از سبد خانوار حذف میشود. این امر به ویژه بر خانوادههایی با درآمد ثابت تأثیر بیشتری دارد، جایی که بخش زیادی از درآمد صرف تأمین نیازهای اساسی، خوراک و مسکن میشود.بدون شک مناطقی مانند شهرهای ساحلی یا تاریخی که اقتصاد آنها وابستگی بالایی به درآمد حاصل از گردشگری دارد با کاهش درآمد و ورود گردشگر مواجه میشوند و این کاهش درآمد، زمینهساز رکود اقتصادی و افزایش بیکاری فصلی در این مناطق خواهد بود.
متأسفانه تورم نه تنها دسترسی به سفر را دشوار کرده، بلکه کیفیت و ماهیت آن را تغییر داده است. کاهش سفرها، کوتاهتر شدن مدت زمان اقامت و تمرکز بر مقاصد ارزانتر، نشانههای واضحی از فشار اقتصادی بر این صنعت است.در این راستا ضرورت دارد دولتمردان با ارائه یارانههای هدفمند برای کاهش قیمت بلیتهای حمل و نقل عمومی و یا توسعه زیرساختهای ارزانقیمت مانند کمپها، سایتهای طبیعتگردی عمومی و اقامتگاههای بومگردی به حفظ شریان حیاتی گردشگری داخلی کمک کنند.